برگرفته از سایت بختیاریها
برای دانلود آهنگ مورد نظر بر روی آن کلیک کرده و سپس در صفحه باز شده برای ذخیره آهنگ بر روی "دریافت " راست کلیک کرده گزینه save target as یا save link as را با توجه به نوع مرورگر خود انتخاب نمایید.
برای گوش دادن آهنگ به صورت آنلاین فقط بر روی "دریافت" کلیک کنید.
برای دانلود آهنگ های دیگر بر روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید!
بهار : تاجمیری | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۵۰۸ k |
بختیاری........(۳۰دقیقه) | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۶۰۱۷ k |
بهار : غزلباش بختیاری | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۷۸۶ k |
بهار۱ : رنجبران | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۵۵۱ k |
بهار۲ : رنجبران | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۲۶۶ k |
نی نال : استاد علی حافظی | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۱۵۳۵ k |
کر بختیاری | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۱۴۷۷ k |
شلیل : رامین طهماسبی | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۷۶۳ k |
عبدممد : غلامشاه قنبری | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۹۳۴ k |
عشق لر | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۳۳۱۸ k |
کوگ منار | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۱۶۰۰ k |
المون (المان) | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۱۷۶۷ k |
عاشق | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۲۱۱۶ k |
عزیز تو بیو | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۱۷۹۸ k |
داینی | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۲۰۲۴ k |
گل شیرین | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۲۲۴۲ k |
ایل | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۱۵۴۶ k |
مالمون | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۱۴۶۱ k |
نازکدل | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۱۹۶۶ k |
سر لونه | برای دانلود موزیک کلیک کنید | ۲۱۱۷ k |
3 دزد که اوایل بامداد قصد سرقت کابلهای دوربین مداربسته تونل توحید تهران را داشتند، تحت تعقیب قرار گرفتند و یکی از آنها متواری شد.
به گزارش «جامجم»، در پی گزارش مردمی به مرکز فوریتهای پلیسی 110 مبنی بر این که 3 نفر در حال سرقت کابلهای تونل توحید هستند، ماموران ساعت 5:30 در محل حضور یافتند و متوجه شدند 3 سارق با یک دستگاه خودروی وانت در حال بریدن کابلها هستند که با مشاهده پلیس از محل متواری شدند.
با تعقیب سارقان، 2 نفر از آنها به نامهای محسن و حسین دستگیر شدند و متهم سوم از محل متواری شد. با تحقیق از متهمان در کلانتری 137 نصر آنها به سرقت کابل دوربینهای مداربسته تونل اعتراف کردند. با تشکیل پروندهای در این ارتباط، متهمان تحویل پایگاه دوم پلیس آگاهی شدند.
در این بیمارستان استفاده از آسانسور برای کارمندان، پرسنل، پرستاران و خدمه در ساعات ممنوعه- همان ساعات اداری- ممنوع است و هر پرسنلی که از آسانسور استفاده کند ۳۰ هزار تومان جریمه میشود!
در یکی از توبیخهایی که رئیس این بیمارستان برای یکی از کارکنان نوشته و مصداقی از سایر توبیخ هاست اینگونه میخوانیم: «خانم. . . نظر به عدم رعایت قوانین و استفاده از آسانسور در ساعات ممنوعه با توجه به بخشنامههای صادره، ضمن کسر سه روز از حقوق و مزایای شما کتباً توبیخ با درج در پرونده پرسنلی میشوید. شایسته است در عملکرد خود تجدیدنظر نموده و در غیر این صورت طبق مقررات با سرکار رفتار خواهد شد».
چندی پیش یکی از پرستاران این مرکز درمانی که عمل جراحی انجام داده و در این بیمارستان بستری شده بود برای رفتن به یکی از طبقات سوار آسانسور میشود اما در کمال ناباوری، توسط انتظامات توبیخ شده و ۳۰ هزار تومان جریمه میشود!
مکان غذاخوری کارکنان بیمارستان در طبقه ششم قرار دارد که رفتن به آنجا نیازمند استفاده از آسانسور است اما کارمندان مجبور هستند برای در امان ماندن از جریمه ۳۰ هزار تومانی و درج توبیخ در پرونده، این شش طبقه را بدون آسانسور بالا بروند.
از دیگر قوانین جالب این مرکز درمانی، ممنوعیت نشستن روی صندلی در ساعات اداری است و کارکنان باید تا پایان ساعات ممنوعه سرپا بایستند.
در آمریکا، هر قدم از مراحل دیدار یک رهبر خارجی از واشنگتن به دقت برنامه ریزی میشود
در روابط خارجی همچون سایر حوزههای سیاسی، نحوه حضور مقابل انظار عمومی بسیار حائز اهمیت است. چهرههای سیاسی درگیر ظرایف زیادی هستند؛ این که با اشخاص مناسب دیده شوند یا آن قدر مصاحبه کنند که افکار عمومی را در مورد میزان نفوذشان متقاعد کنند.
رهبران اندکی هستند که بهتر از روسای جمهور ایالات متحده، این قواعد ظریف و پر جزئیات را میدانند. آنها همیشه چند حقه تازه در آستین دارند تا همتایان بینالمللی خود را خشنود کنند و مجیزشان را بگویند یا این که گولشان بزنند و دستشان بیاندازند.
از مهمانیهای شام باشکوه و مسافرت به کمپ دیوید تا نوشیدن یک قهوه دوستانه و بدون تشریفات در دفتر بیضی شکل رئیسجمهور در کاخ سفید، هر قدمی که یک رهبر خارجی در جریان دیدارش از واشنگتن برمیدارد به دقت تنظیم میشود تا پیامی شایسته و واضح را به ببنندگان داخل و خارج کشور برساند.
ملاقات در دفتر بیضی
![]() |
عکاسان مطبوعاتی، جریان ملاقات آقای اوباما با ملک عبدالله پادشاه سعودی را در ماه ژوئیه ثبت کردند |
اما چیزی که در این میان مهم است حواشی این ملاقات است. اگر رهبر مورد نظر بدون گرفتن عکسهایی در حال دست دادن با رئیس جمهور وارد دفتر شود یا از آن بیرون بیاید همه خبرنگاران آن را به عنوان نشانه بدی تلقی میکنند.
مهمانان در اتاق بیضی قهوه صرف می کنند اما بعضی از رهبران در کاخ سفید با ناهار پذیرایی میشوند.
در سالن کنفرانس کوچکی که مشرف به اتاق بیضی است شرکت کنندگان زیادی روی صندلیها مینشینند. آنها میتواند در صورت تمایل عکس هم بگیرند. این رسمیاست که به زمان فرانکلین روزولت که ناچار بود بعد از ابتلایش به فلج اطفال همواره روی صندلی چرخدارش بنشیند، بازمیگردد. علتش آن بود که او دوست نداشت توجه عمومی را به بیماریاش جلب کند.
سال گذشته ، وقتی که یک کنفرانس مطبوعاتی با گوردن براون نخست وزیر وقت بریتانیا برگزار شد، به محض این که دو طرف، روی صندلیهای دستهدار اتاق بیضی نشستند مطبوعات بریتانیا به این گمان افتادند که این نشانه سردی روابط بین دو طرف است، چون این مراسم، شکوه سالن شرقی کاخ سفید را کم داشت.
سالن کنفرانس شرقی
اتاق مجلل شرقی مکانی
ست که کنفرانسهای خبری مشترک زیادی در آن برگزار
میشود
برگزاری یک کنفرانس خبری مشترک
با رئیس جمهور در اتاق پر زرق و برق شرقی (و اگر وضع هوا اجازه بدهد در
باغ گلسرخ معروف مجاور آن) جایگاه و اهمیت
ملاقات کننده را ارتقا میدهد.
معمولا به سران دولتهای بریتانیا و استرالیا (البته به استثنای گوردن براون) این فرصت داده شده است که در سالن کنفرانس شرقی یک سخنرانی خبری داشته باشند تا این برنامه به وضوح نشانهای از "روابط ویژه" با ایالات متحده باشد.
در این کنفرانسهای خبری معمولا خبرنگاران داخلی و خارجی به تناوب از رهبران سوالهای متعددی میکنند.
مراسم اتاق شرقی باید به پیشنهاد ایالات متحده برگزار شود، در غیر این صورت مقامات خارجی به شکل مودبانهای تقاضا میکنند که از آنها برای این مراسم دعوت شود.
ضیافت شام رسمی
![]() |
تنها رهبران منتخب شکوه و جلال یک ضیافت شام رسمی دولتی را تجربه میکنند |
افراد دعوت شده عموما سران کشورها هستند اما به طور استثنایی گاهی سران دولتها هم به این ضیافت دعوت میشوند.
برای بریتانیا به صورت سنتی تنها ملکه (و نه نخست وزیر) مفتخر به چنین ضیافت شامی خواهد بود.
ضیافتهای شام در نهایت تشریفات و شکوه هستند و میتوانند شامل گارد احترام و مراسم استقبال رسمی و پر زرق و برق و شلیک بیست و یک تیر تفنگ به نشانه احترام نظامی و حتی دعوت به سخنرانی در کنگره باشند.
اولین ضیافت شام رسمی آقای اوباما برای مانموهان سینگ، نخستوزیر هند در ماه نوامبر گذشته به وسیله افراد فاقد شهرتی چون میشل و طارق صالحی که راه خود را به مهمانی یافته بودند، مختل شد.
سفر به کمپ دیوید
![]() |
بیل کلینتون سعی کرد نقش میانجی را در مذاکرات صلح خاورمیانه در کمپ دیوید ایفا کند |
به عنوان مثال، جورج بوش اعتقاد داشت که ضیافتهای شام رسمی چندان کارایی ندارند و ترجیح میداد که با رهبران خارجی مورد علاقهاش در مزرعهاش در تگزاس یا کمپ دیوید وارد گفتگو شود.
آقای بوش حتی یک بار جونیچیرو کویزومی، نخست وزیر وقت ژاپن را که به شدت به الویس پریسلی علاقهمند بود، به آرامگاه این ستاره موسیقی راک در ممفیس ایالت تنسی برد. آنها با هواپیمای مخصوص ریاست جمهوری ایالات متحده به آن جا رفتند. این یکی از شگردهای رئیس جمهوری برای جلب نظر مهمانش بود.
آقای کلینتون برخلاف آقای بوش دارای املاک خانوادگی نبود و دریافته بود که آلرژیاش در کمپ دیوید عود میکند. به همین جهت آقای کلینتون مهمانیهای شام بزرگداشت یا کنفرانسهایی نظیر "آپک" را ترجیح می داد، جایی که او میتوانست عطش سیریناپذیرش به پرکاری و نیز تمایلش به گپ زدن با همتایانش را فرو نشاند.
آقای اوباما آخر هفتههای متعددی را با خانوادهاش در کمپ دیوید گذرانده ولی تاکنون حتی یک رهبر خارجی را به آن جا نبرده است.
ملاقات اتفاقی
![]() |
ملاقات با دالایی لاما میتواند باعث بروز تنش بین ایالات متحده و چین شود |
پذیرایی از دالایی لاما به عنوان رهبر سیاسی مخالف دولت چین با خشم چین رو به رو می شود. برای این که از ملاقات ترتیب داده شده چنین برداشتی نشود، کارمندان کلینتون یک ملاقات با معاون رئیس جمهور یا همسر او را ترتیب دادند، در حالی که آقای کلینتون "بدون برنامه قبلی"به جمع آنها پیوست.
جورج بوش نیز به جای پذیرفتن دالایی لاما در دفترکارش در کاخ سفید ترجیح داد او را در خانهاش ملاقات کند، این در حالی بود که بر نقش رهبری مذهبی (و نه رهبری سیاسی) او در تبت تاکید میکرد.
آقای اوباما بعد از امتناع اولیه از ملاقات دالایی لاما بالاخره او را در ماه فوریه در کاخ سفید به حضور پذیرفت.
روسای جمهور برای القاء حس دوستیهای در حال شکلگیری هر از چند گاهی در مقابل دوربینها به شکل غیر رسمی ظاهر میشوند. به عنوان مثال آقای اوباما اخیر دوست جدیدش دمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه را برای صرف چیز برگر و سیب زمینی سرخ کرده به یکی از پاتوقهای مورد علاقه اش برد در حالی که دوربینها نیز این دو را تعقیب میکردند.
مراسم با بانوی اول آمریکا
یک رهبر موفق، همسر موفقی نیز دارد. به همین دلیل دفتر بانوی اول آمریکا ممکن است برنامههایی را برای همسران رهبران کشورهایی خاص ترتیب دهد. این برنامهها میتواند صرف ناهار، دیدار از مدارس و گالریهای هنری و حتی کاشتن درخت باشد.
اقامت در بلیر هاوس
"بلیرهاوس" که در همسایگی کاخ سفید در خیابان پنسیلوانیای واشنگتن دی سی قرار دارد، اقامتگاه رسمی مهمانان رئیس جمهور است.
این مکان معمولا برای رهبران کشورها در نظر گرفته میشود و مهمانان باید از سوی رئیس جمهور برای اقامت در آن جا دعوت شوند.
امنیت فوقالعاده و نزدیکی به کاخ سفید از مزایای "بلیرهاوس" است.
دندان های مصنوعی وینستون چرچیل نخست وزیر
بریتانیا در دوران جنگ جهانی دوم چند روز پیش در حراجی در شهر نورفولک انگلستان به
بهای ۱۵۲۰۰ پوند به فروش رفت.
به گزارش روزنامه «گاردین» این مجموعه
دندانهای مصنوعی به طور ویژه برای فک فوقانی چرچیل ساخته شده بود تا روش سخنوری
قاطع و شمرده او را در دوران جنگ تحکیم کند. این دندانهای مصنوعی در سخنوری و نمادی
که از چرچیل در مجامع علمی ارائه می کرد آنچنان نقش مهمی داشتند که نخست وزیر
بریتانیا همواره دو مجموعه از آنها را با خود حمل می کرد.
این دندانهای
مصنوعی توسط پسر دندانسازی که آنها را ساخته بود فروخته شد و انتظار می رفت که
حداکثر به بهایی نزدیک به ۵ هزار پوند به فروش برسند. اما در نهایت یک کلکسیونر (
جمع آوری کننده) اشیاء مربوط به وینستون چرچیل ۱۵۲۰۰ پوند برای خرید آن پرداخت
کرد.
روزنامه گاردین از قول یک کارشناس می نویسد این دندان های مصنوعی طوری
طراحی و ساخته شده بودند که به شناخت لحن صدای ملایم و در عین حال قاطع نخست وزیر
دز نطق های رادیویی معروف در دوران جنگ کمک می کرد.
این کارشناس می گوید که
وینستون چرچیل از کودکی یک لکنت زبان مختصری داشت و به خصوص حرف سین را نمی توانست
کامل تلفظ کند. بنابراین می توان گفت که این دندانهای مصنوعی در رهبری بریتانیا و
حفظ جهان از خطر آلمان نازی نقش بسیار مهمی ایفا کرده اند.
در موزه علوم
پزشکی بریتانیا یک کپی از دندانهای مصنوعی چرچیل در کنار دندانهای مصنوعی شخصیت های
معروف تاریخ بریتانیا نگهداری می شود. به گفته کارشناسان چرچیل که شیوه بیان ویژه
خود را داشت می خواست که صدا و نحوه گفتار وی به همان صورتی که همه آن را می شناسند
باقی بماند. به همین خاطر دندانساز سازنده این دندان مصنوعی آنرا حدی بزرگتر ساخت
که دقیقا به فک وی نچسبد و در نتیجه لکنت زبان مختصر وی را از بین نبرد.
حدس زده می شود که این دندانساز ۳ یا ۴ ست دندان مصنوعی مشابه برای چرچیل
ساخته است که یکی از آنها با نخست وزیر اسبق بریتانیا به خاک سپرده شده است. این
دندانهای مصنوعی حوالی آغاز جنگ جهانی دوم ساخته شده اند یعنی زمانی که وینستون
چرچیل تقریبا ۶۵ ساله بود.
چرچیل به خاطر نطقهای برانگیزنده اش در دوران جنگ
شهرت فراوانی دارد اما موضوع مربوط به دندانهای مصنوعی وی کمتر شناخته شده است.
چرچیل از دوران کودکی مشکل دندان داشت و در سنین جوانی چندین دندان خود را از دست
داد. نخست وزیر اسبق بریتانیا تا حدی از کار دندانساز خود راضی بود که وی را برای
دریافت مقام شوالیه نامزد کرد.
وینستون چرچیل از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۵ و سپس
بین ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۵ نخست وزیر بریتانیا بود.
یک هنرمند برای ساخت یک تابلو از 200 هزار
مورچه استفاده کرد. کریس ترومن این مخلوقات کوچک را به
صورت زنده و در دستههای 40 هزارتایی خرید. هر کدام از این دستهها 330 پوند قیمت
داشتند. این مرد 32 ساله، سپس این حشرات را
کشت و با استفاده از انبرک و با دقت بسیار بالا هر کدام از این مورچهها را در جای
خود قرار داد. اثر نهایی که دارای ابعاد 1.21 در
1.06 متر است نزدیک به 35 هزار دلار قیمت گذاری شده است. آقای ترومن که از کالیفرنیای
آمریکاست اقرار کرد که قرار دادن این تعداد مورچه در جای خود کار بسیار سختی بوده
است. او حتی در نیمههای کار به دلیل
کشتن این تعداد مورچه دچار عذاب وجدان شد و این کار را رها کرد. او در این باره گفت: انجام این کار
چند سال به طور کشید، چرا که در قسمتی از کار من به دلیل کشتن این تعداد مورچه
احساس بدی پیدا کردم و ادامه کار را به مدت 1 سال متوقف کردم. اما بعدها حس کردم
اگر من این کار را تمام نکنم مرگ مورچهها بدون فایده خواهد بود و به همین دلیل باز
کار خود را آغاز کردم. حمل و نقل هر دسته از مورچهها نیز
نزدیک به 500 پوند هزینه داشت. او در این باره گفت: زمانی که من 5
سالم بود برای اولین بار سعی کردم به حیات هوشمند آسیب وارد کنم. یک بار من و
برادرم به یک لانه مورچه حمله کردیم و توسط مورچههای قرمز گزیده شدیم. من
میخواستم با این کار به دوران کودکی خود بازگردم. او در ادامه گفت: من در ابتدا سعی
کردم هر کدام از مورچهها را با دست بگیرم، اما به زودی متوجه شدم انجام این کار
میتواند سالها زمان ببرد. اما در نهایت به اینترنت رفتم و متوجه شدم میتوان این
حشرات را به صورت دستهای خریداری کرد. مردم در نگاه اول به این تابلو
عکسالعملهای متفاوتی از خود نشان میدهند. بعضی میگویند این اثر کاملا بیفایده
و وحشتناک و غیرعادی است و عدهای دیگر معتقدند ساخت این تابلو جالب است. اما بعد
از مدتی فکر کردن سوالات پیچیدهتری به ذهن بازدید کنندگان میرسد. آیا کشتن این
تعداد مورچه برای ساخت یک اثر هنری مشکلی ندارد؟ ارزش یک مورچه چه قدر
است؟
![]() |
هر سال کالاهایی به ارزش میلیون ها دلار از طریق تونل وارد نوار غزه می شود |
ابو نافذ، توانسته از این راه یک امپراطوری برای خود بسازد.
ابو نافذ که بیست و پنج سال دارد، جوان لاغر و خوش قیافه ای است که در یک خانه مجلل در جنوب نوار غزه زندگی می کند و به میلیونر غزه شهرت دارد.
ابو نافذ، در یک اردوگاه پناهندگان در شهر رفح در جنوب غزه که با مصر هم مرز است متولد شد.
این منطقه برای دست کم پنج سال، بهشت قاچاقچیان بود.
صحرای شنی که شهر بر روی آن ساخته شده دارای تونل های متعددی است که از مصر سر در می آورند.
مانند هزاران نوجوان فلسطینی در اردوگاه رفح، ابو نافذ از هفده سالگی برای حفاری تونل استخدام شد.
حفاری تونل، کار خطرناک، کثیف و پر مشقتی است.
صدها نفر به دلیل فرو ریختن تونل ها در حین کار جان باخته اند.
ولی ابو نافذ ظرف تنها چهار سال به صورت کارفرمای خود در آمد و شخصا شروع به کندن تونل کرد.
در حال حاضر او داری 100 کارگر است و کالاهایی به ارزش میلیون ها دلار از قهوه و چیپس و اجاق خوراک پزی گرفته تا اتومبیل را از طریق این تونل ها وارد نوار غزه می کند.
ابو نافذ که در حیاط بزرگ خانه اش نشسته اذعان می کند که در آمد سالانه او به بیش از 150 هزار دلار در سال می رسد. این خانه مجلل در حقیقت ثمره کار ابو نافذ است.
ولی از هنگامی که دولت اسرائیل تصمیم گرفت محاصره اقتصادی نوار غزه را کاهش دهد، کسب و کار ابو نافذ کساد شده است.
او می گوید در ظرف تنها چند هفته حدود هشتاد درصد فعالیت تونل ها متوقف شده است چون کالاهای قاچاق با کالاهایی که اکنون از اسرائیل وارد نوار غزه می شود و کیفیت بهتری داشته و ارزان تر است، نمی تواند رقابت کند.
ابو نافذ می گوید دلیلی ندارد مردم یک جعبه کورن فلکس خاک گرفته با قوطی درب و داغون شده را بر یک جعبه کورن فلکس ساخت اسرائیل که قیمتش به مراتب ارزان تر از کورن فلکس قاچاق است، ترجیح دهند.
ولی واقعیت این است که ساکنان غزه از نظر پول در مضیقه اند و حدود چهل درصد آنان بی کار هستند.
هنگامی که قیمت یک جعبه کورن فلکس سه دلار است، بیشتر مردم غزه قدرت خرید هیچ گونه کورن فلکسی را ندارند اعم از این که ساخت اسرائیل باشد یا نه.
![]() |
اسرائیل اخیرا اجازه ورود بعضی از کالاهای ضروری را به نوار غزه داد |
البته محاصره اقتصادی نوار غزه کاملا برطرف نشده و اسرائیل تنها محدودیت ها را کاهش داده است.
مدت ها طول خواهد کشید تا اقتصاد ویران شده نوار غزه ترمیم شود و دسترسی به سیمان و سایر مصالح ساختمانی میسر شود.
اسرائیل می گوید این گونه مصالح را تنها سازمان ملل متحد باید تامین کند.
از طرف دیگر ممنوعیت صدور کالا از نوار غزه هنوز به قوت خود باقی است.
محدودیت خروج از این منطقه نیز هنوز لغو نشده است.
به همین دلیل ابو نافذ با وجود ثروت زیادی که دارد، هرگز نتوانسته در طول عمر خود به طور قانونی از نوار غزه خارج شود.
وی می گوید تنها یک بار موفق شد وارد خاک مصر شود ولی دستگیر شد و دوباره به غزه باز گردانده شد.
در حال حاضر میلیونر تونل غزه، در خانه بزرگش با همسر تازه و طفل نوزادش زندگی می کند و می گوید از این که محاصره غزه تا حدودی لغو شده واقعا خوشحال است حتی اگر این امر به ضرر او تمام شده باشد.
یک مار پیتون بزرگ بعد از خوردن تمساح در ایالت فلوریدای آمریکا ترکید.
به گزارش خبرآنلاین، این حادثه در مرداب یکی
از مناطق حمایت شده ایالت فلوریدای آمریکا رخ داد.
مسئول منطقه حمایت شده در
این باره گفت: در این حادثه یک مار 4 متری به تمساح حمله کرد و آن را خورد. اندازه
این تمساح کمتر از 2 متر بود، اما قدرت عضلاتش باعث شد بدن پیتون پاره شده و
بترکد.
پروفسور فرانک ازوتی از دانشگاه فلوریدا در این باره گفت: دیدن چنین
درگیری های مرگباری بسیار نادر است. احتمالاً تمساح با پنچه های تیزش معده پیتون را
پاره کرده که این مسئله باعث ترکیدن بدن پیتون و مرگ هر دو حیوان شده است.
سفر مدیر صدا و سیمای جمهوری اسلامی به هلند در پی اعتراض شدید ایرانیان مهاجر و واکنش رسانهها و پارلمان این کشور لغو شده است.
عزتالله ضرغامی
برنامه بازدید عزتالله ضرغامی و هیئت صدا و سیما از شبکههای NOS و NPO ، روز سهشنبه، هشتم تیر ۱۳۸۹ / ژوئن ۲۰۱۰ توسط «رادیو زمانه» فاش شد. نسخهای از این دعوتنامه توسط یک شخصیت هلندی که نخواست نامش فاش شود در اختیار «زمانه» قرار گرفت.
این دیدار با دعوت رسمی شبکه سراسری رسانهای هلند، قرار بود دوشنبه، پنجم ژوییه ۲۰۱۰ انجام شود. بازدید از «پارک رسانه» در شهر هیلورسوم، به شکلی نیمه مخفی توسط این شبکه و سفارت جمهوری اسلامی در لاهه سازماندهی شده بود.
همزمان با افشای این خبر، شماری از گروهها و فعالان حقوق بشر ایرانی-هلندی به دعوت از هیئت صدا و سیمای جمهوری اسلامی شدیداً اعتراض کردند. شماری از ایرانیان معترض نیز به شهرداری و پلیس هیلورسوم درخواست تظاهرات در روز پنج ژوییه را ارائه کردند که با آن موافقت شد ولی با توجه به لغو سفر عزتالله ضرغامی، برگزار نخواهد شد.
شبکه تلویزیونی NOS تا کنون به تماسهای پی در پی «رادیو زمانه» برای مصاحبه واکنشی نشان نداده است. ولی یکی از سخنگویان NOS به روزنامه NRC گفته است، این بازدید برای آموزش در زمینه «خبررسانی مستقل» برنامهریزی شده بوده است. روزنامه NRC، یکی از پرخوانندهترین روزنامههای هلندی، دلیل لغو دیدار هیئت ایرانی از سوی شبکه سراسری هلند را «ترس این شبکه از بازخواست پارلمان» و همچنین واکنش ایرانیان در هلند دیده است.
موارد مورد اعتراض ایرانیان مهاجر و فعالان حقوق بشر، آنگونه که در بیانیه «شبکه جوانان پیشرو» در هلند آمده، نقش صدا و سیمای جمهوری اسلامی در سرپوش گذاشتن بر سرکوب تظاهرات مردم و همچنین مسایل مربوط به بازداشت و شکنجه، وجود سانسور شدید در این رسانه و و انتصاب مدیر آن از سوی آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی بوده است.
این موضوع در رسانههای هلندی نیز بازتاب داشته است. در روزهای گذشته، مراکز خبری مانند خبرگزاری سراسری هلند (ANP)، تارنمای Elsevier و روزنامه Parool این موضوع را پوشش دادند.
سفارت جمهوری اسلامی در لاهه هنوز واکنشی به این موضوع نشان نداده است.
هلند محل زندگی بیش از سی هزار ایرانی است. بخش قابل توجهی از آنها در پی وضعیت نابسامان اجتماعی و سیاسی ایران در سالهای پایانی دهه ۱۹۸۰ تا اوایل دهه ۱۹۹۰ به این کشور آمدهاند. جامعه ایرانی در هلند در یک سال گذشته در واکنش به مسایل ایران، تظاهرات اعتراضی گوناگونی برپا کرده است که بزرگترین آن در ژوئن ٢٠٠٩ با حضور حدود دو هزار نفر و سخنرانی شیرین عبادی در آمستردام برگزار شد. کنسرت صلح سفارت جمهوری اسلامی در روترام نیز در ژانویه 2010 با درگیری شدید فیزیکی میان معترضان و کارمندان سفارت، ناتمام ماند.
چند ماه پیش نیز گروهی از جوانان ایرانی و هلندی برای ساعاتی به اشغال حیاط سفارت جمهوری اسلامی در لاهه دست زدند که با دخالت پلیس بدون درگیری خاصی پایان یافت.
وی می گوید : " تنها چیزی که ما این روزها
سرو می کنیم ساندویچ کوبیده با سماق فراوان و کمی سبزی جعفری و نعنا است که لای
بربری های سنتی ایرانی می پیچیم و به عنوان ساندویچ به مشتریها می فروشیم
".
رستورانی در شهر " پتزبورگ " آمریکا با استفاده از خلاقیت و نبوغ کاری دست به
ابتکار جالبی زده و غذاهای سنتی کشورهایی را که دولت آمریکا با آنها مشکل دارند را
سرو می کند .
به گزارش عصر ایران رادیوی سراسری و ملی آمریکا (NPR ) با ارایه
گزارشی درباره این رستوران با تنی چند از مشتریان روزانه و رهگذر این رستوران
مصاحبه کرده است .
فعلا بر اساس تقویم کاری " کباب کوبیده " ایرانی به صورت ساندویچ سرو می شود و بر اساس گفته های مسئولان این رستوران ممکن است در ماه های آینده غذاهای دیگری از دیگر کشورهای دارای مشکل با آمریکا جایگزین ساندویچ کباب کوبیده شود .
خانم " داون ولسکی " یکی از صاحبان این رستوران که خود او صندوق دار و " سفارش گیر " این رستوران هم است ، می گوید که ساندویچ " کباب کوبیده " ایرانی خیلی طرفدار و مشتری دارد و این روزها همه مشتریان این رستوران از این ساندویچ خوشمزه می خواهند .
وی می گوید : " تنها چیزی که ما این روزها سرو می کنیم ساندویچ کوبیده با سماق فراوان و کمی سبزی جعفری و نعنا است که لای بربری های سنتی ایرانی می پیچیم و به عنوان ساندویچ به مشتریها می فروشیم ".
خانم ولسکی می گوید که خیلی از مشتریان اسم این ساندویچ را " همبرگر ایرانی " گذاشته اند . وی می افزاید که تلاش کرده است غذایی سرو بکند که هم از طرف آمریکایی ها استقبال شود و هم اینکه ایرانی های ساکن در شهر پتزبورگ آمریکا را جذب کند ".
" دارون کریستوفر" یکی از مشتریان این رستوران که با تنی چند از دوستان دانشجوی خود از مشتریان ساندویچ کباب کوبیده است می گوید : " مردم ( آمریکا ) با توجه به ذهنیتی که دارند نسبت به خیلی از کشورها نگرشی منفی دارند .
صاحبان این رستوران می گویند که قصد دارند به طور چرخشی غذاهای سنتی کشورهای دشمن یا متخاصم با آمریکا را در منوی خود قرار دهند و بر همین اساس از ماه سپتامبر ( شهریور) این رستوران غذاهایی سنتی از افغانستان را خواهد گذاشت و پس از مدتی ممکن است غذاهای سنتی از ونزوئلا یا کره شمالی به مشتریان ارایه شود .
" جانی پری " یکی از مشتریان ثابت این رستوران که محل کار او نزدیک این رستوران است با تعریف فراوان ازساندویچ "کوبیده ایرانی" می گوید که مشکلات سیاسی میان دولت ها مانع او نمی شود که غذایی به خوشمزگی کباب کوبیده ایرانی را از دست بدهد .
او می گوید : " این غذا فوق العاده است . من به رغم کلیشه های رایج در رسانه ها درباره کشورها ، نمی خواهم غذایی به این خوشمزگی را از دست بدهم ".
" الکس وارد " یکی از مشتریان این رستوران که دومین بار است که برای خوردن ساندویچ کباب کوبیده به این رستوران آمده می گوید که پس از اولین حضورم در این رستوران کنجکاو شدم و روی فرهنگ و ادبیات ایران مطالعه کردم و چیزهای زیادی از فرهنگ و مذهب ایرانی ها یاد گرفتم .
الکس با اشاره به اینکه با مطالعه فرهنگ ایرانی فکر می کند که چیزهای مشترک فراوانی بین فرهنگ دو ملت ایران و آمریکا وجود دارد ، می افزاید : من باز هم به این رستوران می آیم چون کوبیده ایرانی را خیلی دوست دارم .
پرستاری که در عکسی تاریخی در حال بوسیدن یک ملوان امریکایی بعد از
پایان جنگ جهانی دوم است در سن 91 سالگی مرد. این عکس که در مجله Life چاپ شده بود
سمبل پایان جنگ به شمار می رود. تا دهه 70 کسی نمی دانست این پرستار کیست و هویت
ملوان هنوز نامعلوم است.
ادیت شین که پرستاری بود که در بیمارستان دکتران نیویورک مشغول به کار بود در روز 14 آگوست 1945 مشغول به کار بود روزی که ارتش ژاپن تسلیم شد و عملا جنگ جهانی دوم به اتمام رسید . ادیت به همراه هزاران نفر از شهروندان نیویورک به استقبال ارتش آمریکا رفت . یک ملوان آمریکایی جوان که در میان هم گروهان خود به استقبال مردم پاسخ میداد با دیدن ادیت در میان راهش او را در آغوش کشید و بوسید و به راه خود ادامه داد . صحنه بوسه ملوان جوان و پرستار خیلی زود نمادی از شادی پایان جنگ جهانی دوم و ورود صلح شد . ملوان این عکس هیچگاه شناسایی نشد . به یادبود پایان جنگ جهانی دوم مجسمه ای از پرستار و ملوان در حال بوسیدن ساخته شد و در میدان تایمز نیویورک قرار داده شد.
ادیت شین در مورد این روز گفته بود : من در بین استقبال کنندگان ارتش آمریکا بودم که ناگهان حس کردم بازوانی مرا در آغوش کشید و قبل از اینکه بتوانم واکنشی نشان بدهم , مرا بوسید . فقط میدانستم که یک ملوان بود و هنگام بوسه من چشمانم را بستم بنابر این هیچگاه صورت ملوان را ندیدم . من اجازه دادم مرا ببوسد زیرا جنگ تمام شده بود و آنها از جنگ سختی به خانه باز میگشتند آنها برای وطنشان جنگیده بودند.