همسران ایرانی مقامات آمریکایی

«یک رسانه غربی روز چهارشنبه در گزارشی به بررسی ارتباطات خانوادگی مقامات آمریکایی با ایرانیان پرداخت. به گزارش ایرنا و بولتن نیوز، این رسانه غربی می‌نویسد: این روزها با دستیابی ایران و قدرتهای جهانی به توافق هسته ای، شاید دانستن برخی از آگاهی‌ها از اطرافیان رهبران جهان خالی از لطف نباشد. این پایگاه خبری درباره «داماد ایرانی جان کری» نوشت: دست دادن جان کری وزیر خارجه آمریکا با همتای ایرانی اش محمد جواد ظریف در بامداد روز یکشنبه در برابر دوربین‌ها در ژنو پس از امضای توافق هسته‌ای میان ایران و قدرت‌های جهانی، یک رویداد تاریخی در ۳۵ سال گذشته بود. یقین است که آن دو در دیدارهای انگشت شمار میان خود در نیویورک و ژنو در هفته‌های گذشته، درون اتاقهای مذاکرات بارها دیگر نیز با هم دست داده بودند اما دست دادن در برابر دوربین اهمیتی دیگر می‌یابد. بر اساس این گزارش، زمانی که جان کری از سوی اوباما نامزد احراز پست وزارت خارجه در دولت دوم اوباما شد، برخی از مخالفان او در کنگره به این واقعیت اشاره کردند که داماد جان کری ایرانی الاصل است و مدعی شدند که کری با داشتن خانواده‌ای که قلبش برای ایران می‌تپد، نمی‌تواند برای حل بحران هسته‌ای ایران، یک دیپلمات بی طرف بماند. اما این انتقادهای مخالفان سیاسی کری، اثری در گزینش این دیپلمات با سابقه در روابط بین المللی، به پست وزارت خارجه نداشت.

به گزارش این رسانه غربی، رسانه‌ها تحقیق کردند و معلوم شد که داماد ایرانی الاصل جان کری دکتر «بهروز والاناهید» است که از یک خانواده اصیل ایرانی است که اصلاً از خطه کرمان هستند و خود او در آمریکا زاده شده است. دکتر بهروز والاناهید فرزند خانم نوشین و آقای رضا والاناهید است که آنها نیز در آمریکا زندگی می‌کنند و سالها در کالیفرنیا بوده اند. «دکتر بهروز والاناهید که نام آمریکایی کوچک او «برایان» است و نام پزشکی او «برایان ناهید»، در اکتبر سال ۲۰۰۹، چهار سال پیش با خانم دکتر «ونسا برادفورد کری» دختر کوچک جان کری ازدواج کرد. این پزشک ایرانی کرمانی الاصل، آنگونه که در زندگینامه او آمده است، از دانشگاه پرآوازه «ییل» آمریکا فارغ التحصیل شده است. دکتر بهروز والاناهید در سال ۲۰۰۵ در بیمارستان محل کار خود در ایالت ماساچوست با دکتر ونسا کری آشنا شد و دوستی آنها پس از چهار سال به ازدواج انجامید و این زوج پزشک اکنون فرزند نیز دارند. این گزارش می‌افزاید: البته دکتر رضا والاناهید پدر دکتر بهروز والاناهید نیز متخصص ریه و پزشک بخش مراقبتهای ویژه در بیمارستان میشن هیل کالیفرنیا بوده است. این رسانه غربی اضافه کرد: بدین ترتیب ارزیابی می‌شود که جان کری با رفت و آمد با خانواده محترم دکترها والاناهید با فرهنگ ایرانی و خوراک و شاید ادبیات فارسی و البته با تعارفات دلپذیر ایرانی نیز آشنایی خوبی یافته باشد. این پایگاه خبری در ادامه به «همسر ایرانی سفیر انگلیس در واشنگتن» اشاره کرده، می‌نویسد: همین تازگی‌ها بود که رسانه‌های آمریکا خبر دادند سفیر بریتانیا در واشنگتن در مقاله‌ای خواهان آن شده بود که از تشدید تحریم‌ها علیه ایران خودداری شود و همیشه برای کاربرد دیپلماسی تلاش زیادی کرده است. بر اساس این گزارش، سفیر حکومت سلطنتی ملکه الیزابت در آمریکا «پیتر وست ماکوت» است که همسر ایرانی او خانم «سوزان نمازی» از خانواده مشهور و ثروتمند نمازی‌های اهل استان فارس ایران است. شیرازی‌ها خاندان نمازی را بخاطر بیمارستان مشهور نمازی در این شهر می‌شناسند. بیمارستانی که هدیه پدر خیر سوزان و حسن نمازی به شهر زیبای زادگاه خود است. خانم سوزان نمازی مانند پدرش خود نیز در امور خیریه در اروپا فعالیت زیادی داشته است. او که رسانه‌های انگلیس نامش را «سوزی» می‌نویسند، در کنار زبان انگلیسی به فرانسه هم تسلط کامل دارد و در بهترین دانشگاههای اروپایی تحصیل کرده و همواره با بزرگان در تماس بوده و بخش بزرگی از زندگی اش را برای کارهای خیریه و بشردوستانه وقف کرده است.

1616خانم سوزی نمازی خواهر آقای حسن نمازی دیپلمات مشهور آمریکایی ایرانی الاصل است که همواره حامی حزب دموکرات آمریکا بوده است. این گزارش می‌افزاید: حسن نمازی ابتدا با بیل کلینتون رئیس‌جمهوری پیشین آمریکا دوستی نزدیکی داشت و گفته شد که قرار بود بیل کلینتون وی را به عنوان سفیر آمریکا در یکی از کشورهای آمریکای لاتین برگزیند. بر اساس این گزارش، برخی از مخالفان جمهوری اسلامی ایران حسن نمازی را با شورای ایرانیان آمریکا در ارتباط دانسته و می‌گویند این شورا به منزله پلی برای بهبود مناسبات ایران و آمریکا عمل کرده و از واقعیات در ایران غافل شده است اما اعضای این شورا نظرات خاص خود را داشته و دارند و حال نیز از توافق هسته‌ای بدست آمده با ایران حمایت می‌کنند. «پیتر وست ماکوت همسر خانم سوزی نمازی سفیر بریتانیا در واشنگتن در مقاله خود در رسانه‌های غربی تاکید کرده بود که ایران باید فرصتی برای نشان دادن به دیپلماسی داشته باشد.

از زمانی که باراک اوباما در نوامبر سال ۲۰۰۷ به ریاست جمهوری برگزیده شد و او دوست قدیمی سیاهپوست خود خانم والری بومن جارت را به عنوان مشاور انتخاب کرد، محلی که این خانم فعال سیاسی و اجتماعی مشهور در آن زاده شده است، مورد توجه قرار گرفت. این خانم آمریکاییِ اکنون ۵۷ ساله بدلیل کار والدینش، در اواخر دهه سی خورشیدی در شیراز بدنیا آمده بود زیرا پدرش دکتر جیمز بومن از اولین پزشکان در بیمارستان نمازی شیراز بود. همان بیمارستانی که بزرگ خاندان نمازی، یعنی پدر حسن و سوزان نمازی به شهر زادگاه خود هدیه کرد. دکتر جیمز بومن با همسر خود به ایران رفته بود که والری در آنجا زاده شد. والری خود در آمریکا به تحصیل روانشناسی در دانشگاه استنفورد پرداخت و در سال ۱۹۸۱ نیز از دانشگاه میشیگان دکترای حقوق گرفت. خانم والری بومن جارت از سالها قبل از انتخاب اوباما به ریاست جمهوری، در حلقه دوستان نزدیک او بود و هر دو در شمار چهره‌های بانفوذ در میان سیاه پوستان آمریکا درآمدند. اعطای مقام مشاورت به والری بومن جارت که یکی از اولین انتصابهای اوباما بود این گمانه زنی‌ها را تقویت کرد که او در نزدیک کردن دیدگاههای اوباما با ایران می‌تواند ایفای نقش کندبه نوشته این رسانه غربی، برخی از رسانه‌های ایرانی در دادن توصیف به این بانوی مشاور تا آنجا پیش رفتند که او را «خواهرخوانده شیرازی اوباما» هم نامیدند.

جان کری: خواهرم در ایران معلم بود

«جان کری» همزبان با آغاز سال نو خورشیدی و عید نوروز به صدای آمریکا گفت: زمان نو شدن است و امیدواریم اختلافات میان ایران و آمریکا و جامعه جهانی و مشخصا در مورد برنامه هسته ای و دیگر مسائل حل و فصل شود.

به گزارش ایرنا، او در پاسخ به این سوالی در مورد فتوای رهبر جمهوری اسلامی در حرام بودن تولید جنگ افزار هسته ای گفت که احترام زیادی برای یک فتوا قائل است. زیرا فتوا پیام مذهبی بسیار مهمی است و وقتی فتوایی صادر می شود، مردم آن را جدی می گیرند.

کری گفت: «من فکر می کنم، این یک نقطه آغاز خوب است و من و پرزیدنت اوباما هر دو از اینکه رهبر ایران چنین فتوایی صادر کرد، قویا استقبال می کنیم».

کری گفت که حالا نیاز داریم این فتوا را در قالب یک ساختار قابل درک حقوقی که همه بتوانند معنای آن را بهتر درک کنند، مشاهده کنیم.

وزیر امور خارجه آمریکا در باره دشواری های مذاکرات و آینده آن گفت که آقای ظریف آدمی صریح و بسیار رک است. ما باید راهی به سوی اشتراک مواضع مان بیابیم. ما با موفقیت و به شکلی موثر در مرحله نخست مذاکرات مربوط به برنامه هسته ای مذاکره کردیم».

کری گفت: در پایان ما به توافقنامه ای معقول و متعادل و قابل تامل دست یافتیم که ما را به سوی تصمیم های نهایی سوق می دهد، ما دوره ای شش ماهه تعیین کردیم که دو ماه و نیم آن گذشته است، ما انجام تصمیم های بزرگی را پیش رو داریم.

او در پاسخ به این سوال که «آیا در لحن شما پس از آخرین دیدار دوجانبه با وزیر امور خارجه ایران تغییری پیدا شده است؟ وزیر امور خارجه ایران اخیرا گفته بود که آمریکا بهتر است خیال پردازی نکند»، گفت که نمی داند منظور ظریف چیست؟

او در باره پیام نوروزی به ایران، گفت: من ایرانی ها را پیش از این می شناختم . داماد من انسان فوق العاده ای است، او را بسیار دوست دارم. اما، هیچ کشوری را با این گونه نسبت ها پیوند نمی زنم.

این برای نخستین بار است که وزیر امور خارجه آمریکا در گفت و گویی رسانه ای به داماد ایرانی تبارش «بهروز والاناهید» اشاره می کند و از خواهرش که قبل از انقلاب معلم مدرسه ای در ایران بود، سخن می گوید.
"من سال ها است که با ایران آشنا هستم. خواهرم در ایران کار می کرد. در مدرسه بین المللی درس می داد و در تهران زندگی می کرد. "

«متاسفانه خیلی سریع در زمان انقلاب ناچار شد، ایران را ترک کند. او مسافر آخرین پروازهای پیش از انقلاب بود. خواهرم فارسی یاد گرفته بود. همیشه به من می گفت که دوستان ایرانی اش را دوست دارد و از زندگی در ایران لذت می برد».

وزیر امور خارجه آمریکا گفت: ایرانیان مردمی بسیار پیچیده، قابل و پرغرور با تاریخی شگفت انگیز هستند. منتها مسائلی وجود دارد که راه مراوده را بسته است، چالش رهبران، یافتن راهی به پیش است.

کری با طرح چند پرسش در باره فعالیت های هسته ای صلح آمیز تهران و توافق موقت که به گفته وی بر چگونگی کاربرد برنامه هسته ای ایران تاکید دارد، گفت: «به نظر ما داشتن یک برنامه اتمی صلح آمیز حق ایران است. ما نمی گوییم که این حق را ندارد، اما چنین برنامه ای باید بر طبق معیارهای بین المللی باشد و محدودیت ها و شفافیتی هایی را داشته باشد که در دیگر برنامه های هسته ای جهان رایج است».

او در مورد میزان تاثیر تنش فزاینده میان آمریکا و روسیه بر سر اوکراین بر مذاکرات هسته ای با ایران، گفت: فکر می کنم گفت وگوها برای دنیا و آینده ایرانی ها و مناسبات ما بیش از اینها اهمیت دارد.

وزیر امور خارجه آمریکا در باره سخنان «سرگئی ریابکوف» دیپلمات روس مبنی بر احتمال اثرگذاری موضوع اوکراین بر مذاکرات هسته ای، گفت که فکر می کند باید منتظر ماند و دید در چند روز آینده چه پیش می آید. فکر نمی کنم چنین کاری به نفع کسی باشد.

آیا "حیفا" بار دیگر میزبان 4 هزار موشک حزب‌الله خواهد بود؟

گروه سیدسی صابرنیوز؛ اخیرا و در پی تجاوز هوایی "رژیم صهیونیستی" به خاک "لبنان"، "حزب‌الله" با انتشار بیانیه‌ای از طریق شبکه "المنار" اعلام کرد "این تجاوز نه تنها تجاوز به مقاومت، بلکه به خاک لبنان بوده و بدون پاسخ نخواهد ماند".
 
از آنجا که رژیم صهیونیستی، خاطره‌ تلخ رویارویی نظامی مستقیم با حزب‌الله را به همراه دارد به نظر می‌رسد بازخوانی آنچه که توسط رسانه‌های عربی به "جنگ تموز" و از سوی رسانه‌‌های صهیونستی به "جنگ دوم لبنان و اسرائیل" معروف شده، خالی از لطف نباشد.
 
این جنگ 34 روزه که از 12 ژوئن سال 2006 میان نیروهای حزب‌الله لبنان و ارتش اسرائیل آغاز شد، مناطق مختلف لبنان، مخصوصا جنوب و شرق پایتخت این کشور (بیروت) و از سوی دیگر مناطق "الجلیل‌"، "کرمئیل"، "مرج‌بن‌عامر" و "هضبة‌الجولان" در سرزمین‌های اشغالی را در برگرفت.


در پی اسارت چند تن از شهروندان لبنان در زندان‌های رژیم صهیونیستی، آن هم به مدت‌های بسیار طولانی و به دلایل نامشخص، ("سمیر قنطار" شهروند لبنانی به مدت 30 سال در زندان‌های رژیم صهیونیستی به اسارت بود)، حزب‌الله لبنان بارها خواستار آزادی آنان شده بود، اما سرانجام زمانی که مشخص شد مذاکرات غیر مستقیم حزب‌الله و رژیم صهیونیستی بر سر آزادی شهروندان لبنانی بی‌نتیجه است، نیروهای مقاومت طی یک عملیات نظامی موسوم به "وعده صادق" در تاریخ 12 ژوئن 2012 به نیروهای اسرائیلی حمله کرده و دو سرباز ارتش این رژیم را به اسارت گرفتند تا مقدمات تبادل اسرا را فراهم کنند.


اما این اقدام حزب‌الله واکنش فوری ارتش اسرائیل را در پی داشت، به طوری که بلافاصله مرزهای قانونی لبنان را زیر پا گذاشته و با ورود به خاک این کشور، تجاوزی نظامی را آغاز کرد.

در مقابل، نیروهای حزب‌الله نیز که آمادگی کامل برای پاسخ احتمالی ارتش رژیم صهیونیستی را داشتند، با هدف قرار دادن نیروهای این رژیم، 2 تانک ارتش اسرائیل را منهدم کرده و 8 تن از سربازان آن را نیز به هلاکت رساندند.



این فضاحت برای نیروی زمینی ارتش اسرائیل به حدی بود که تا پایان جنگ 33 روزه تمرکز هجومی خود را بر نیروهای دریایی و هوایی‌ خود قرار داده و از رویارویی مستقیم سربازان خود با رزمندگان حزب‌الله، تا حد امکان خودداری کرد.
 
به این ترتیب؛ در روز دوم جنگ، نیروهای هوایی اسرائیل طی هجوم گسترد‌ه‌ای به جنوب لبنان پایگاه‌های برق، فرودگاه بیروت و همچنین پل‌ها و راه‌های ارتباطی مهم در این مناطق را هدف قرار دادند که در نتیجه آن ده‌ها نفر از شهروندان لبنانی به شهادت رسیدند.


از سویی دیگر نیروی دریایی رژیم صهیونیستی نیز حملات خود را به لبنان آغاز کرده و همچنین ارتش این رژیم 6 هزار سرباز اسرائیلی را به صورت آماده‌ّ باش کامل در مرزهای شمالی سرزمین‌های اشغالی، برای مقابله با حمله احتمالی نیروهای حزب‌الله قرار داد.



گفتنی است؛ با وجود حملات شدید رژیم صهیونیستی به خاک لبنان، "فواد سنیوره"، نخست‌وزیر وقت این کشور، به دلیل ناتوانی کابینه خود و ارتش رسمی لبنان در مقابله با تجاوز رژیم صهیونیستی، با تشکیل جلسه فوق‌العاده کابینه، به جای پاسخ قاطعانه به تجاوز آشکار اسرائیل، مسئولیت تمام درگیری‌ها را به عهده حزب‌الله گذاشته و عملا از صحنه درگیری‌ها خارج شد!


 
در پی این اقدام، "سید حسن نصرالله"، دبیرکل حزب‌الله، در همان روز دوم جنگ، با برگزاری کنفرانس خبری اعلام کرد "عملیات وعده صادق صرفا مرتبط با حزب‌الله لبنان بوده و هیچ ارتباطی با دولت این کشور ندارد".

به این ترتیب؛ وی مسئولیت مقابله با تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی را به طور رسمی پذیرفت.
 
نصرالله همچنین با بیان اینکه دو سرباز اسرائیلی به مکانی بسیار دور منتقل شدند، باری دیگر دولت رژیم صهیونیستی را به مذاکره غیر مستقیم در جهت تبادل اسرا دعوت کرده و هشدار داد "نیروهای حزب‌الله در آمادگی کامل برای پاسخ به اقدامات اسرائیل به سر می‌برند".

در پی سخنرانی دبیرکل حزب‌الله، ارتش اسرائیل، لبنان را به طور کامل در محاصره هوایی و دریایی قرار داده و از تمام توان نظامی خود برای سرکوب حزب‌الله استفاده کرد.
 
گفتنی است؛ مقامات اسرائیلی تقریبا در هر روز از جنگ، به بیان هدف جدیدی از تجاوز نظامی خود به لبنان می‌پرداختند، از جمله "بازگرداندن سربازان خود"، "در هم شکستن مقاومت و حامیان آن"، و همچنین "رسیدن به بخشی از خاک لبنان در راستای جلوگیری از پرتاب موشک‌های حزب‌الله به داخل مرزهای خود"!

جالب اینجاست که با وجود اعلام اهداف متعدد از سوی مقامات رژیم صهیونیستی، تا آخرین روز جنگ، سرانجام این جنگ 33 روزه بدون تحقق حتی یکی از این اهداف به پایان رسید.

تمام این‌ها در حالی بود که با گذشت هر روز از زمان آغاز جنگ، نشانه‌های پشیمانی مقامات اسرائیل بیشتر نمایان می‌شد.

عدم توفیق ارتش اسرائیل و شکست آن در حوزه‌های نظامی و اطلاعاتی، به حدی رسیده بود که تنها چند روز پس از گذشت جنگ "کوفی‌عنان"، دبیرکل وقت سازمان ملل، هشدار داده بود "اگر اسرائیلی‌ها بخواهند آنچه که آنان منطقه امن می‌خوانند را اجرایی کنند منطقه خاورمیانه به منطقه‌ای امنیتی تبدیل خواهد شد، اما نه برای دیگران، بلکه برای خود رژیم صهیونیستی و این امر در نهایت منجر به تقویت جریان مقاومت خواهد شد".


برخلاف انتظار افکار عمومی، مبنی بر یکپارچه بودن جهان اسلام و عرب در حمایت از حزب‌الله لبنان علیه رژیم صهیونیستی، آنچه که همگان را در تحیر و تامل فرو برد، موضع "عربستان سعودی" و "مصر" بود که نشان از آغاز علنی ظهور جریان حامی منافع اسرائیل در جهان عرب داشت.
 
وزرای خارجه این دو کشور، ضمن آنکه گروگان‌گیری دو سرباز اسرائیلی را "ماجراجویی‌های غیر مسئولانه" خواندند، با صدور بیانیه‌هایی به طور جداگانه، "برخی عناصر لبنانی" را محکوم کردند!

این در حالی بود که به موازات اقدامات سازشکارانه دولت‌های این دو کشور، مردم مصر در حمایت از حزب‌الله لبنان به خیابان‌ها آمدند و با بالا بردن پرچم‌ها و عکس‌های مرتبط با مقاومت، خواستار حمایت نظامی ارتش کشورشان از حزب‌الله لبنان شدند.
 
در همین راستا، "محمد مهدی عاکف"، رهبر وقت اخوان‌المسلمین مصر، گفته بود "اخوان‌المسلمین آماده است هزاران نفر از نیروهایش را به لبنان فرستاده تا در کنار رزمندگان حزب‌الله علیه اسرائیل بجنگند".


در پی حملات مکرر هوایی رژیم صهیونیستی به مناطق مسکونی اطراف بیروت،‌ دبیرکل حزب‌الله با صدور بیانیه‌ای هشدار داد "اگر حملات ظالمانه به این مناطق ادامه یابد، حزب‌الله حیفا را موشک‌باران خواهد کرد".
 
گفتنی است؛ "حیفا" تنها شهرکی نبود که آماج موشک‌های حزب‌الله قرار گرفت بلکه شهرهای "کریات شمونه"، "شلومی"، "نهاریا"، "عکا"، "صفد"، "کرمئیل"، "سخنین"، "المغار"، "طبریه"، "الناصره"، "العفوله"، "رامات"، "دیفد"،‌ "بیسان" و "الحظیره" نیز از حملات موشکی حزب‌الله در امان نبود.


حزب‌الله پس از به رخ کشیدن توان موشکی خود تا عمق خاک رژیم صهیونیستی، تاکید کرد "این حملات، نتیجه انتخاب حاکمان اسرائیل است".


شبکه خبری "بی‌بی‌سی"، در واپسین روزهای جنگ، با انتشار گزارشی تحت عنوان "اسرائیل به اهداف نظامی خود نرسیده است" خبر داد "طی حدود 30 روز، بیش از 4 هزار موشک از سوی حزب‌الله به اسرائیل پرتاب شده است".


همچنین در این گزارش آمده بود "اخبار رسیده حاکی است بیش از 120 سرباز اسرائیلی در این جنگ بکشته شده‌اند".
 
سرانجام در روز 14 آگوست 2006 و با اجرای قطعنامه 1701 شورای امنیت مبنی بر توقف اعمال متجاوزانه و با ارسال 15 هزار نیروی حافظ صلح از سوی سازمان ملل به این منطقه، نیروهای ارتش اسرائیل به منطقه "الخط‌الازرق" عقب‌نشینی کرده و جنگ 33 روزه پایان یافت.


گفتنی است؛ بلافاصله پس از پایان رسمی جنگ، "بشار اسد"، رئیس‌جمهور سوریه، پیروزی حزب‌الله در "نبرد باشکوه" علیه اسرائیل را به مردم لبنان تبریک گفت.

همچنین "محمود احمدی‌نژاد"، رئیس‌جمهور وقت ایران اعلام کرد "حزب‌الله لبنان برنامه‌های آمریکا برای سیطره بر خاورمیانه را در هم شکست".

از سوی دیگر، سید حسن نصرالله تاکید کرد "رزمندگان حزب‌الله پیروزی تاریخی را نه فقط برای لبنانی‌ها بلکه برای کل امت اسلامی به ارمغان آوردند".


اما در طرف دیگر این جنگ، "ایهود اولمرت"، نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی، پس از پایان رسمی درگیری‌ها به پارلمان اسرائیل رفته و به بیان آنچه که وی "دستاوردهای ارتش اسرائیل در لبنان"(!) می‌خوانده پرداخته است.

اما ناگهان سخنان وی توسط برخی از نمایندگان مجلس اسرائیل قطع شد، به طوری‌که یکی از آنان خطاب به اولمرت گفت "آیا دارید به بیان پیروزی می‌پردازید؟ آیا شما پیروز شدید؟! شما شکست خورده‌اید آقای اولمرت"!

امری که منجر به اخراج وی از پارلمان رژیم صهیونیستی شد، در حالی که اولمرت فریاد می‌زد "تو نماینده حزب‌الله هستی، تو مزدور حسن نصرلله هستی".


به نظر می‌رسد علی‌رغم تلاش‌های رژیم صهیونسیتی و رسانه‌های وابسته به این رژیم برای بحرانی جلوه دادان شرایط کرانه غربی و همچنین مرز اسرائیل و لبنان، حاکمان رژیم صهیونیستی هیچ‌گاه حاضر به تکرار تجربه‌ای تلخ، که منجر به فرو ریختن توهم ایجاد شده از توانایی‌های ارتش این رژیم شد، نباشند.
منبع: باشگاه خبرنگاران

آیا "حیفا" بار دیگر میزبان 4 هزار موشک حزب‌الله خواهد بود؟

گروه سیدسی صابرنیوز؛ اخیرا و در پی تجاوز هوایی "رژیم صهیونیستی" به خاک "لبنان"، "حزب‌الله" با انتشار بیانیه‌ای از طریق شبکه "المنار" اعلام کرد "این تجاوز نه تنها تجاوز به مقاومت، بلکه به خاک لبنان بوده و بدون پاسخ نخواهد ماند".
 
از آنجا که رژیم صهیونیستی، خاطره‌ تلخ رویارویی نظامی مستقیم با حزب‌الله را به همراه دارد به نظر می‌رسد بازخوانی آنچه که توسط رسانه‌های عربی به "جنگ تموز" و از سوی رسانه‌‌های صهیونستی به "جنگ دوم لبنان و اسرائیل" معروف شده، خالی از لطف نباشد.
 
این جنگ 34 روزه که از 12 ژوئن سال 2006 میان نیروهای حزب‌الله لبنان و ارتش اسرائیل آغاز شد، مناطق مختلف لبنان، مخصوصا جنوب و شرق پایتخت این کشور (بیروت) و از سوی دیگر مناطق "الجلیل‌"، "کرمئیل"، "مرج‌بن‌عامر" و "هضبة‌الجولان" در سرزمین‌های اشغالی را در برگرفت.


در پی اسارت چند تن از شهروندان لبنان در زندان‌های رژیم صهیونیستی، آن هم به مدت‌های بسیار طولانی و به دلایل نامشخص، ("سمیر قنطار" شهروند لبنانی به مدت 30 سال در زندان‌های رژیم صهیونیستی به اسارت بود)، حزب‌الله لبنان بارها خواستار آزادی آنان شده بود، اما سرانجام زمانی که مشخص شد مذاکرات غیر مستقیم حزب‌الله و رژیم صهیونیستی بر سر آزادی شهروندان لبنانی بی‌نتیجه است، نیروهای مقاومت طی یک عملیات نظامی موسوم به "وعده صادق" در تاریخ 12 ژوئن 2012 به نیروهای اسرائیلی حمله کرده و دو سرباز ارتش این رژیم را به اسارت گرفتند تا مقدمات تبادل اسرا را فراهم کنند.


اما این اقدام حزب‌الله واکنش فوری ارتش اسرائیل را در پی داشت، به طوری که بلافاصله مرزهای قانونی لبنان را زیر پا گذاشته و با ورود به خاک این کشور، تجاوزی نظامی را آغاز کرد.

در مقابل، نیروهای حزب‌الله نیز که آمادگی کامل برای پاسخ احتمالی ارتش رژیم صهیونیستی را داشتند، با هدف قرار دادن نیروهای این رژیم، 2 تانک ارتش اسرائیل را منهدم کرده و 8 تن از سربازان آن را نیز به هلاکت رساندند.



این فضاحت برای نیروی زمینی ارتش اسرائیل به حدی بود که تا پایان جنگ 33 روزه تمرکز هجومی خود را بر نیروهای دریایی و هوایی‌ خود قرار داده و از رویارویی مستقیم سربازان خود با رزمندگان حزب‌الله، تا حد امکان خودداری کرد.
 
به این ترتیب؛ در روز دوم جنگ، نیروهای هوایی اسرائیل طی هجوم گسترد‌ه‌ای به جنوب لبنان پایگاه‌های برق، فرودگاه بیروت و همچنین پل‌ها و راه‌های ارتباطی مهم در این مناطق را هدف قرار دادند که در نتیجه آن ده‌ها نفر از شهروندان لبنانی به شهادت رسیدند.


از سویی دیگر نیروی دریایی رژیم صهیونیستی نیز حملات خود را به لبنان آغاز کرده و همچنین ارتش این رژیم 6 هزار سرباز اسرائیلی را به صورت آماده‌ّ باش کامل در مرزهای شمالی سرزمین‌های اشغالی، برای مقابله با حمله احتمالی نیروهای حزب‌الله قرار داد.



گفتنی است؛ با وجود حملات شدید رژیم صهیونیستی به خاک لبنان، "فواد سنیوره"، نخست‌وزیر وقت این کشور، به دلیل ناتوانی کابینه خود و ارتش رسمی لبنان در مقابله با تجاوز رژیم صهیونیستی، با تشکیل جلسه فوق‌العاده کابینه، به جای پاسخ قاطعانه به تجاوز آشکار اسرائیل، مسئولیت تمام درگیری‌ها را به عهده حزب‌الله گذاشته و عملا از صحنه درگیری‌ها خارج شد!


 
در پی این اقدام، "سید حسن نصرالله"، دبیرکل حزب‌الله، در همان روز دوم جنگ، با برگزاری کنفرانس خبری اعلام کرد "عملیات وعده صادق صرفا مرتبط با حزب‌الله لبنان بوده و هیچ ارتباطی با دولت این کشور ندارد".

به این ترتیب؛ وی مسئولیت مقابله با تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی را به طور رسمی پذیرفت.
 
نصرالله همچنین با بیان اینکه دو سرباز اسرائیلی به مکانی بسیار دور منتقل شدند، باری دیگر دولت رژیم صهیونیستی را به مذاکره غیر مستقیم در جهت تبادل اسرا دعوت کرده و هشدار داد "نیروهای حزب‌الله در آمادگی کامل برای پاسخ به اقدامات اسرائیل به سر می‌برند".

در پی سخنرانی دبیرکل حزب‌الله، ارتش اسرائیل، لبنان را به طور کامل در محاصره هوایی و دریایی قرار داده و از تمام توان نظامی خود برای سرکوب حزب‌الله استفاده کرد.
 
گفتنی است؛ مقامات اسرائیلی تقریبا در هر روز از جنگ، به بیان هدف جدیدی از تجاوز نظامی خود به لبنان می‌پرداختند، از جمله "بازگرداندن سربازان خود"، "در هم شکستن مقاومت و حامیان آن"، و همچنین "رسیدن به بخشی از خاک لبنان در راستای جلوگیری از پرتاب موشک‌های حزب‌الله به داخل مرزهای خود"!

جالب اینجاست که با وجود اعلام اهداف متعدد از سوی مقامات رژیم صهیونیستی، تا آخرین روز جنگ، سرانجام این جنگ 33 روزه بدون تحقق حتی یکی از این اهداف به پایان رسید.

تمام این‌ها در حالی بود که با گذشت هر روز از زمان آغاز جنگ، نشانه‌های پشیمانی مقامات اسرائیل بیشتر نمایان می‌شد.

عدم توفیق ارتش اسرائیل و شکست آن در حوزه‌های نظامی و اطلاعاتی، به حدی رسیده بود که تنها چند روز پس از گذشت جنگ "کوفی‌عنان"، دبیرکل وقت سازمان ملل، هشدار داده بود "اگر اسرائیلی‌ها بخواهند آنچه که آنان منطقه امن می‌خوانند را اجرایی کنند منطقه خاورمیانه به منطقه‌ای امنیتی تبدیل خواهد شد، اما نه برای دیگران، بلکه برای خود رژیم صهیونیستی و این امر در نهایت منجر به تقویت جریان مقاومت خواهد شد".


برخلاف انتظار افکار عمومی، مبنی بر یکپارچه بودن جهان اسلام و عرب در حمایت از حزب‌الله لبنان علیه رژیم صهیونیستی، آنچه که همگان را در تحیر و تامل فرو برد، موضع "عربستان سعودی" و "مصر" بود که نشان از آغاز علنی ظهور جریان حامی منافع اسرائیل در جهان عرب داشت.
 
وزرای خارجه این دو کشور، ضمن آنکه گروگان‌گیری دو سرباز اسرائیلی را "ماجراجویی‌های غیر مسئولانه" خواندند، با صدور بیانیه‌هایی به طور جداگانه، "برخی عناصر لبنانی" را محکوم کردند!

این در حالی بود که به موازات اقدامات سازشکارانه دولت‌های این دو کشور، مردم مصر در حمایت از حزب‌الله لبنان به خیابان‌ها آمدند و با بالا بردن پرچم‌ها و عکس‌های مرتبط با مقاومت، خواستار حمایت نظامی ارتش کشورشان از حزب‌الله لبنان شدند.
 
در همین راستا، "محمد مهدی عاکف"، رهبر وقت اخوان‌المسلمین مصر، گفته بود "اخوان‌المسلمین آماده است هزاران نفر از نیروهایش را به لبنان فرستاده تا در کنار رزمندگان حزب‌الله علیه اسرائیل بجنگند".


در پی حملات مکرر هوایی رژیم صهیونیستی به مناطق مسکونی اطراف بیروت،‌ دبیرکل حزب‌الله با صدور بیانیه‌ای هشدار داد "اگر حملات ظالمانه به این مناطق ادامه یابد، حزب‌الله حیفا را موشک‌باران خواهد کرد".
 
گفتنی است؛ "حیفا" تنها شهرکی نبود که آماج موشک‌های حزب‌الله قرار گرفت بلکه شهرهای "کریات شمونه"، "شلومی"، "نهاریا"، "عکا"، "صفد"، "کرمئیل"، "سخنین"، "المغار"، "طبریه"، "الناصره"، "العفوله"، "رامات"، "دیفد"،‌ "بیسان" و "الحظیره" نیز از حملات موشکی حزب‌الله در امان نبود.


حزب‌الله پس از به رخ کشیدن توان موشکی خود تا عمق خاک رژیم صهیونیستی، تاکید کرد "این حملات، نتیجه انتخاب حاکمان اسرائیل است".


شبکه خبری "بی‌بی‌سی"، در واپسین روزهای جنگ، با انتشار گزارشی تحت عنوان "اسرائیل به اهداف نظامی خود نرسیده است" خبر داد "طی حدود 30 روز، بیش از 4 هزار موشک از سوی حزب‌الله به اسرائیل پرتاب شده است".


همچنین در این گزارش آمده بود "اخبار رسیده حاکی است بیش از 120 سرباز اسرائیلی در این جنگ بکشته شده‌اند".
 
سرانجام در روز 14 آگوست 2006 و با اجرای قطعنامه 1701 شورای امنیت مبنی بر توقف اعمال متجاوزانه و با ارسال 15 هزار نیروی حافظ صلح از سوی سازمان ملل به این منطقه، نیروهای ارتش اسرائیل به منطقه "الخط‌الازرق" عقب‌نشینی کرده و جنگ 33 روزه پایان یافت.


گفتنی است؛ بلافاصله پس از پایان رسمی جنگ، "بشار اسد"، رئیس‌جمهور سوریه، پیروزی حزب‌الله در "نبرد باشکوه" علیه اسرائیل را به مردم لبنان تبریک گفت.

همچنین "محمود احمدی‌نژاد"، رئیس‌جمهور وقت ایران اعلام کرد "حزب‌الله لبنان برنامه‌های آمریکا برای سیطره بر خاورمیانه را در هم شکست".

از سوی دیگر، سید حسن نصرالله تاکید کرد "رزمندگان حزب‌الله پیروزی تاریخی را نه فقط برای لبنانی‌ها بلکه برای کل امت اسلامی به ارمغان آوردند".


اما در طرف دیگر این جنگ، "ایهود اولمرت"، نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی، پس از پایان رسمی درگیری‌ها به پارلمان اسرائیل رفته و به بیان آنچه که وی "دستاوردهای ارتش اسرائیل در لبنان"(!) می‌خوانده پرداخته است.

اما ناگهان سخنان وی توسط برخی از نمایندگان مجلس اسرائیل قطع شد، به طوری‌که یکی از آنان خطاب به اولمرت گفت "آیا دارید به بیان پیروزی می‌پردازید؟ آیا شما پیروز شدید؟! شما شکست خورده‌اید آقای اولمرت"!

امری که منجر به اخراج وی از پارلمان رژیم صهیونیستی شد، در حالی که اولمرت فریاد می‌زد "تو نماینده حزب‌الله هستی، تو مزدور حسن نصرلله هستی".


به نظر می‌رسد علی‌رغم تلاش‌های رژیم صهیونسیتی و رسانه‌های وابسته به این رژیم برای بحرانی جلوه دادان شرایط کرانه غربی و همچنین مرز اسرائیل و لبنان، حاکمان رژیم صهیونیستی هیچ‌گاه حاضر به تکرار تجربه‌ای تلخ، که منجر به فرو ریختن توهم ایجاد شده از توانایی‌های ارتش این رژیم شد، نباشند.
منبع: باشگاه خبرنگاران

تبلیغ علنی بهائیت در پاساژ علاءالدین تهران

به گزارش صابر:توزیع کتاب های بهاییان بر روی موبابل در بستری از غفلت مسولان هرروزه در حال انجام است.
تمام کسانی که پس از خرید موبایلapple خواهان نصب نرم افزارهای مربوطه می شوند پس از نگاهی به برنامه های نصب شده درمی یابند که ؛کتاب "کلمات مکنونه"بهاییان هم به دو زبان فارسی و انگلیسی بر روی موبایل های آنها نصب شده است.

هر روزه دهها و بلکه صدها مورد از این نصب های عمدتا ناآگاهانه صورت می گیردو متاسفانه نمی توان خوشبین بود و دست های پشت توزیع حسابشده این کتب انحرافی آنهم در پایتخت جمهوری اسلامی را ندید.

از "پاساژ علاءالدین" خرید نکنید!

خرید گوشی جدید تلفن همراه و یا تعمیر آن و بحث ضمانت‌نامه موضوعی است که می‌توان گفت تمام افراد جامعه به نوعی با آن درگیرند با این وجود اعتماد کردن در این حوزه‌ها کاری سخت و دشوار است.
 
به گزارش ایسنا، شاید تقریبا تمام مشترکان تلفن همراه هر یک به نوعی با بحث خرابی و مشکل تلفن خود مواجه شده باشند و حتی اگر این اتفاق هم برای آن‌ها نیفتاده باشد حداقل هنگام خرید گوشی با این سوال مواجه بوده‌اند که آیا پرداختن 40 یا 50 هزار تومان برای ضمانت دستگاه فایده‌ای هم خواهد داشت؟
 
کم بودن تعداد نمایندگی‌های برندها، زمان‌بر بودن مراجعه به آن‌ها از سویی و از سوی دیگر لیست مواردی که هر یک می‌توانند ابطال کننده ضمانت‌نامه به شمار روند موجب می‌شوند که در موارد متعدد افراد از خرید گوشی با ضمانت‌ خودداری کنند که همین مساله موجب می‌شود پس از خرید گوشی تلفن همراه در مواردی که برای آن مشکلی ایجاد می‌شود فرد نداند که می‌تواند به کدام تعمیرکار اعتماد کند.
 
در این زمینه تعمیرگاه‌های تلفن همراه نیز مانند فروشگاه‌های آن‌ها زیر نظر دو گروه مجزا قرار دارند که همین مساله در موارد متعدد موجب می‌شود راه گریزی برای افراد متخلف وجود داشته باشد و اوضاع برای کاربران دشوارتر شود.
 
گذری هرچند کوتاه به بازارهای معروف فروش موبایل پایتخت به وضوح گویای آن است که در این حوزه واقعا نمی‌توان به راحتی به فروشندگان و تعمیرکاران اعتماد کرد؛ موضوعی که حتی خود فروشندگان هم نسبت به آن اخطار می‌دهند و زمانی که شما برای قیمت گرفتن از آنها وارد واحدشان می‌شوید، بابت گران فروشی یا اصل نبودن گوشیهای همکارانشان به شما هشدار می‌دهند.
 
در چنین شرایطی این موضوع واقعا جای سوال دارد که فردی که با هزینه‌هایی به نسبت بالا یا اصلا با هر هزینه ای وارد این بازار می شود در صورت بروز مشکل به کدام مرجع می‌تواند مراجعه کند.
 
در این زمینه مدتی است اتحادیه تجهیزات مخابراتی به راه‌اندازی شورایی اقدام کرده که در آن چند عضو اتحادیه که از متخصصان تلفن همراه هستند در کنار نمایندگانی از اکثر برندهای معروف گوشی موبایل از سامسونگ و سونی گرفته تا نوکیا به بررسی شکایات مردمی بپردازند.
 
برای تهیه این گزارش یکی از روزهای دوشنبه‌ که این شورا تشکیل می‌شود به اتحادیه مربوطه رفتیم تا گزارشی از روند برگزاری این شورا داشته باشیم تا مشخص شود بیشتر در چه مواردی می توان به این شورا مراجعه کرد.
 
گوشی برند معروف و عدم آنتن‌دهی در برخی محله‌ها
اولین فردی که برای رسیدگی به مشکل خود به این شورا مراجعه کرده آقای جوانی است که گوشی هوشمندی با قیمتی حدود یک میلیون تومان را از یکی از معروف‌ترین برندهای تلفن همراه تهیه کرده اما علیرغم سالم بودن، در محله‌ای که این فرد ساکن است آنتن گوشی محو شده و برقراری دریافت تماس با آن غیرممکن می‌شود.
 
پس از اعلام موضوع در شورا، اغلب کارشناسان به این نتیجه می‌رسند که این نقص به شرکت‌ فروشنده مربوط می‌شود و لازم است این شرکت ظرف مدت دو هفته مشکل مربوطه را برطرف کرده و یا یک گوشی نو به کاربر ارائه کند. همچنین در این شورا مقرر شد که در صورت عدم حل مشکل با تعویض گوشی، مبلغی که فرد برای خرید گوشی پرداخت کرده به او بازگردانده شود.
 
از علاءالدین خرید نکنید
مورد دوم مربوط به خانمی می‌شود که چندی پیش یک گوشی هوشمند را از پاساژ علاءالدین خرید کرده اما پس از خروج از این پاساژ در خیابان جمهوری متوجه شده است که قیمت گوشی که خریده 200 هزار تومان کمتر از آنچه پرداخته است.
 
این خانم که نسبت به این موضوع به شدت گله‌مند است درخواست نظارت بیشتر و سرکشی به این واحدها را دارد. در نهایت هم شورا فروشنده مربوطه را ملزم به پرداخت مبلغی که به طور اضافه دریافت کرده می‌کند و در همان شورا این مبلغ از فروشنده دریافت و به خریدار بازگردانده می‌شود.
 
اما درباره نظارت به واحدهای فروشنده باز همان بحث قدیمی دوگانگی موجود در بازار موبایل پیش می‌آید که بخشی از فعالان این صنعت زیر نظر اتحادیه لوازم صوتی تصویری مشغول فعالیت هستند و گروهی دیگر زیر نظر اتحادیه تجهیزات مخابراتی و درنهایت این دوگانگی راه فراری اساسی برای فعالان این بازار باز می‌کند.
 
یکی از مراجعان دیگری که به این شورا مراجعه کرده آقای میانسالی است که تبلتی را از علاءالدین برای فرزندش تهیه کرده اما پس از چهار ماه دستگاه خریداری شده با مشکل مواجه می‌شود. به پیشنهاد فروشنده قرار می‌شود تبلت مورد نظر تعمیر و گارانتی یکساله نیز به خریدار واگذار شود.
 
اما نکته جالب و مهمی که در این میان به آن اشاره می‌شود آن‌که حتی به گفته خود اعضای شورا، شایدحدود 90 درصد شکایات این شورا به فروشندگان علاءالدین مربوط می‌شود.
 
گارانتی معتبر فراموش نشود
یکی دیگر از افرادی که برای حل مشکل خود به این شورا مراجعه کرده فردی است که گوشی هوشمند خود را که حدود یک میلیون و 200 هزار تومان بابت آن هزینه کرده به منظور تعمیر مشکلی که در باطری آن وجود داشته به نمایندگی مربوطه می‌برد و پس از دریافت گوشی مدتی به دلیل سفر از آن استفاده نمی‌کند اما پس از دو هفته و بازگشت از سفر در اولین روز استفاده با شکستگی LCD مواجه می‌شود که به عقیده او مشکل به دلیل عدم تعمیر مناسب رخ داده اما کارشناسان حاضر در شورا پس از بررسیهای متعدد به این نتیجه می‌رسند که احتمالا گوشی مورد نظر هنگامی که در اختیار کاربر قرار داشته ضربه دیده است.
 
با این وجود در شورا از شرکت مربوطه خواسته می‌شود که تعمیرات را با لحاظ نهایت تخفیف انجام دهند و شرکت فروشنده نیز موضوع را قبول می‌کند اما به نظر می رسد خریدار همچنان نسبت به این موضوع گله دارد.
 
اما از دیگر مواردی که در این شورا به کرات می توان با مشکلات مربوط به آن برخورد کرد بحث ضمانتنامه است. چرا که بسیاری از افراد برای بررسی موضوع خود به این شورا مراجعه می‌کنند اما شرط اصلی بررسی اختلافات دارا بودن ضمانتنامه معتبر است.
 
نکته دیگر آن که در این زمینه در موارد متعدد مشاهده می‌شود که فروشندگان گارانتی‌هایی که اصل نیستند را به خریداران خود ارائه می‌کنند مشتریان از همه جا بی‌خبر پولی به ضمانتنامه پرداخت می کنند اما ضمانت دریافتی فاقد اعتبار لازم به شمار می رود.
 
با وجود ناشناخته بودن این شورا برای بسیاری از کاربران، شاید هر هفته حدود 15 تا 30 پرونده مورد بررسی قرار می‌گیرد اما بحثی که در این میان مطرح است آن که پیگیری موضوعات در این شورا و رسیدگی به تخلفات واحدهای فروشنده چه نتایجی را برای آنها در بر خواهد داشت؟
 
در این زمینه اعضای این شورا بر این نکته تاکید دارند که هر واحدی که سه امتیاز منفی کسب کند حکم پلمپ آن صادر خواهد شد. به همین دلیل لازم است که فروشندگان توجه داشته باشند که شکایت‌های آن‌ها به سه مورد نرسد.
 
علاوه بر بحث‌هایی که مربوط به دو حوزه مختلف فعال در بخش موبایل می‌شود موضوع دیگر بحث آن است که در 90 درصد موارد این فروشگاه‌ها هستند که مقصر شناخته می‌شوند حتی دایره این تخلفات چنان بالاست که این گونه گفته می‌شود زمانی در سال‌های 84 برخی از نمایندگی‌ها برای آن که گوشی‌ها از ضمانت خارج شوند به آن‌ها زاج می‌زدند چرا که به این نتیجه رسیده بودند وقتی به گوشی زاج زده شود حالت آن مانند گوشی آب خورده و همین موضوع باعث می‌شود از گارانتی خارج شود و شرکت مسوولیتی در قبال آن نداشته باشد به همین دلیل طی سال‌های گذشته خیلی از شرکتها ضمانتنامه معتبر ارائه نمی‌کردند و یا خدمات پس از فروش مناسبی نداشتند در این سال‌ها بسته شدند اما اکنون همچنان بازار آشفته موبایل شرایطی دارد که در آن اعتماد بسیار سخت است.
 
عکس‌العمل برندهای موبایل در برابر نارضایتی کاربران
همچنین در این شورا شاید در اکثر موارد شکایتها به چند برند خاص مربوط باشد چرا که بسیاری از برندها و به ویژه برندهای تولیدکننده داخلی ترجیح می دهند پیش از رسیدن بحث به این مرجع مشکل را حل کرده و حتی با ارائه گوشی‌ها نو به خریداران، آنها را از شکایت منصرف کنند اما برخی برندها که به نظر می رسد اعتماد بیشتری به تولیدات خود دارند اغلب پای محصولات خود ایستاده و در این دادگاه حاضر می‌شوند و به بحث درباره موضوعات مطرح شده پرداخته و به شدت از تولیدات خود دفاع می کنند.
 
اما حرف‌هایی که در حاشیه این جلسات شنیده می‌شود گاه جذابیت بیشتری دارد؛ حرف‌هایی که مربوط به کلاهبرداری‌های بازار موبایل می‌شود. در این زمینه یکی از فروشندگان که به دلیل شکایت خریدارش در این شورا حاضر شده است می گوید اجاره‌های بالا موضوعی است که ما را مجبور می‌کند گاه برخلاف میل به شکل متفاوتی عمل کنیم!
 
می‌گوید ما هم دوست نداریم به این شکل درآمدزایی کنیم اما گاهی شرایط به گونه‌ای است که راه دیگری نمی‌ماند. به عنوان مثال حتی شده که همکاران ما یک گوشی 120 هزار تومانی را با کمی تجهیزات جانبی و افزودن رنگ و لعاب تا یک میلیون و 200 هزار تومان هم بفروشند در بسیاری از موارد هم جنس قلابی و قاچاق را به اسم نمونه اصل فروخته‌اند و پول چندین برابری از خریدار دریافت کرده‌اند.
 
یکی دیگر از راه‌ها هم آن است که یک جنس را با ضمانتنامه متفرقه و غیرمعتبر و به خریدار ارائه کنیم.
 
چرا هزینه تعمیر با ضمانتنامه بالاتر است؟
اما در این میان صحبت‌هایی هم درباره عدم علاقه‌مندی مردم به گوشی‌های بدون گارانتی است چرا که در اکثر موارد افراد بر این نکته تاکید دارند که حتی تعمیر گوشی زمانی که به نمایندگی‌های مجاز آن مراجعه می‌شود به مراتب پرهزینه‌تر از تعمیرگاه‌های معمولی است که دلیل این موضوع این گونه عنوان می‌شود که معمولا در شرکتهایی که مربوط به نمایندگی‌ برندها می‌شود قطعات اصلی و اورجینال استفاده می‌شود و وقتی شما تلفن همراه خود را برای تعمیر به تعمیرگاه‌های متفرقه می‌سپارید در موارد متعدد ممکن است آنها از قطعات چینی و یا قطعاتی با کیفیت پایین استفاده کنند.
 
بحث دیگری که در حاشیه این شورا شنیده می‌شود بحث آیفون‌های تقلبی اپل است که گویا نمونه‌های آن در بازار فراوان است البته گفته می‌شود اکنون مدتی است تا حدی میزان این نمونه ها در بازار کاهش پیدا کرده است.
 
یکی از فروشندگان پاساژ علاءالدین که به دلیل شکایت به این شورا مراجعه کرده درباره این که مردم چگونه می توانند هنگام خرید گوشی نسبت به اصل و مرغوب بودن آن اطمینان حاصل کنند می گوید در بسیاری از موارد خرید گوشی مانند یک هندوانه در بسته است.
 
او در عین حال می گوید: اکنون اجاره‌های سنگینی که وجود دارد باعث می‌شود بسیاری از ما در موارد متعدد مجبور به تقلب شویم! اما در فضایی خارج از علاءالدین ممکن است به دلیل پایین بودن این موضوع این تقلب‌ها به مراتب کمتر صورت گیرد به عنوان مثال در شهرک اکباتان که از سال‌ها پیش فروشگاه‌ها بسیار زیادی در زمینه موبایل درآن فعالیت دارند شاید سالی یکبار هم تقلب نشود اما در علاءالدین ...
 
هزینه‌های بالا به بهانه نصب نرم افزار
یکی دیگر از فروشندگان علاءالدین هم درباره نصب نرم‌افزار صحبت می کند و با بیان این‌که هزینه نصب نرم افزار نهایتا 20 هزار تومان است می گوید: شاید خیلی بی‌انصافی نباشد اگر بگوییم در علاءالدین کاسب خوب وجود ندارد؛ اکنون در برخی مجتمع‌ها مانند بازار موبایل اوضاع به گونه‌ای است که حراست سخت‌گیری بسیار دارد و اگر فردی اقدام به گران فروشی یا فروش جنس تقلبی کند به هیچ عنوان اجاره مغازه او تمدید نمی‌شود اما در علاءالدین شاید اگر مغازه‌دار آشنایی سراغ نداشته باشید در هر صورت خرید گوشی نوعی ریسک باشد.
 
همچنین این فروشنده بحث برچسب برروی گوشی‌ها اشاره می‌کند می‌گوید: گاه برای نصب یک برچسب همکاران ما در علاءالدین مبالغ هنگفتی را از افراد طلب می‌کنند به عنوان مثال برخی دستگاه‌های موبایل هستند که ضد ضربه‌اند و ممکن است خریدار این موضوع را نداند به همین دلیل زمانی که مشتری به یک واحد مراجعه می‌کند، فرد به خریدار می گوید ما دو نوع برچسب داریم که یک برچسب عادی است و قیمتی حدود 10 هزار تومان دارد اما برچسب دیگر برچسبی است که از مواد ضد ضربه استفاده شده است؛ به عنوان مثال ممکن است به یکی از گوشیهای ضد ضربه چندی بار برروی ویترین خود بکوبد و بگوید بر روی این گوشی از این برچسبها استفاده شده و به همین ترتیب در بسیاری موارد به خصوص وقتی خریدار از آگاهی برخوردار نبوده حتی برای چنین برچسب‌هایی تا 400 هزار تومان هم پول گرفته شده است.
 
این فروشنده در عین حال می گوید: اکنون اجاره‌های بسیار بالایی که در علاءالدین وجود دارد باعث می‌شود که فروشندگان به راه‌های مختلف متوسل شوند تا بتوانند اجاره واحدهای خود را دربیاورند در این میان هیچ کس هم جرات نمی‌کند واحد خود را خالی کند و تحویل دهد چرا که اگر کسی چنین تصمیمی بگیرد؛ مالک علاءالدین از این تصمیم بسیار خوشحال می‌شود چراکه می تواند بلافاصله آن واحد را به قیمتی بیشتر اجاره دهد این در صورتی است که تمام فروشنده‌های این پاساژ منتظرند تا ارگان‌های دولتی در این زمینه اقدام کنند و وضعیت این پاساژ را سرو سامان دهند.

حاج سعید حدادیان در سوریه

تصاویر مربوط به ایام میلاد با سعادت عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری (س) و قرائت دعای کمیل در حرم حضرت زینب (س) به همت هیات رزمندگان اسلام است.

این مراسم با مداحی و سخنرانی حاج مرتضی طاهری ، حاج سعید حدادیان  و حجت الاسلام والمسلمین شیخ مهدی طائب برگزار شد .
 
 
 
 
 
 
 
 
 

سوریه را بمباران کنید!

به گزارش صابرنیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران به نقل ازرسانی شبکه العالم، روزنامه یدیعوت آحارنوت نوشت: 16 فرد مسلح که در سوریه زخمی شده اند، در بیمارستان زیف اسرائیل تحت مداوا هستند و یکی از آنان در نامه ای به نتانیاهو، از وی خواسته که خاک سوریه را بمباران کند.

این روزنامه به نقل از یکی دیگر از این تروریست ها نوشته که پس از درمان در اسرائیل، برای ادامه نبرد به سوریه باز خواهد گشت.

در حال حاضر بیش از 1700 تروریست مسلح در بیمارستان های اسرائیل تحت درمان قرار دارند و این بخشی از کمک های همه جانبه مادی، نظامی و درمانی صهیونیست ها به تروریست های حاضر در سوریه است.

اما این نامه نخستین پیشنهاد دریافت شده از سوی رژیم اشغالگر نیست، پیش از این هم شخصی به نام "کمال لبوانی" از اعضای گروه موسوم به ائتلاف دوحه، در مقاله ای از رژیم صهیونیستی خواسته بود که به منظور کمک به گروه های مسلح، بخشی از سوریه را اشغال کند و زمینه را برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع در آسمان سوریه مهیا سازد.

پیوستن تروریست کوتوله به داعش

سرویس سیاسی جوان ایرانی ـ بخش بین الملل:

تکفیری‌های داعش با اعلام پیوستن یک تروریست کوتاه قامت به گروه خود تصویری از وی را نیز منتشر کردند. در خبر منتشر شده از سوی داعش نام این تروریست کوتاه قامت منتشر نشده اما در پایین این تصویر نوشته شده که شجاعت این کوتاه قد بسیار بیشتر از علمای بزرگ است!


ماجرای جوان ایرانی که در انگلیس سوزانده شد

سرویس سیاسی جوان ایرانی ـ بخش بین الملل:

"بیژن ابراهیمی" به‌دست عده‌ای از اراذل و اوباش در انگلیس به‌طرز فجیعی به قتل رسید و جسد او به آتش کشیده شد.

به گزارش مشرق، حضرت ‌آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، طی بیاناتی که در مشهد مقدس داشتند به قتل یک جوان ایرانی در یک کشور اروپایی و سوزانده شدن پیکر و ی اشاره داشتند. در گزارش حاضر ماجرای این جنایت وحشیانه بار دیگر مورد بازخوانی قرار می‌گیرد.

بیژن ابراهیمی ایرانی معلولی بود که در سال 2001 به انگلیس مهاجرت کرده در شهر بریستول این کشور که اهالی آن به نژادپرستی معروفند؛ زندگی می‌کرد. او در ماه جولای به‌دست عده‌ای از اراذل و اوباش بریستول به‌طرز فجیعی به قتل رسید و جسد او با ریختن بنزین روی آن به آتش کشیده شد. او بارها از آزار و اذیت همسایگانش نزد پلیس شکایت کرده بود اما پلیس به شکایات او رسیدگی نمی‌کرد و ادعاهای او را غلوآمیز می‌دانست و خواستار مدارک و شواهد بیشتری درباره آزار رساندن همسایگان نژادپرست انگلیسی می‌شد.

اقدامات نژادپرستانه در جامعه انگلیس رو به افزایش است.

جنایت نژادپرستانه در بریستول
لی جیمز و استفن نورلی سردسته اراذل و اوباشی بودند که به‌بهانه‌ای واهی بیژن را مورد ضرب و شتم قرار داده با ضربه زدن به سرش او را بیهوش می‌کنند. این دو نفر سپس برای تکمیل جنایت نژادپرستانه خود جسد نیمه‌جان بیژن را در محله به آتش می‌کشند و دوربین‌های مداربسته اطراف محل حادثه نیز این جنایت هولناک را ثبت می‌کند. این قتل بازتاب وسیعی در رسانه‌های محلی یافته اغلب مردم و مسئولان شهر و پلیس، که خود در این پرونده متهم است؛ از قتل فجیع بیژن ابراز تأسف می‌کنند و منتظر رأی دادگاه می‌مانند.

بیژن ابراهیمی ایرانی معلولی بود که در سال 2001 به انگلیس مهاجرت کرده در شهر بریستول این کشور زندگی می‌کرد.

اما بهانه دست زدن به این جنایت نژادپرستانه چه بوده است؟ ماجرا از هنگامی شروع ‌شد که نوجوانان و جوانان انگلیسی و شرور محله متوجه زندگی یک مهاجر در همسایگی خود شدند، مهاجری که تنها زندگی می‌کرد و علاقه وافری به پرورش گل و گیاه داشت. اوباش انگلیسی راهی برای اذیت او پیدا کردند و با از بین بردن و تخریب گلدان‌ها و گیاهان باغچه‌ مقابل خانه بیژن او را آزار دادند. بیژن که در برابر عده‌ای شرور در دفاع از آسایش روانی خود کاری از پیش نمی‌برد به پلیس مراجعه می‌کند ولی پلیس گفته‌های او را بزرگ‌نمایی تلقی کرده از او مدارک بیشتری می‌خواهد.

ابراهیمی تنها زندگی می‌کرد و علاقه وافری به پرورش گل و گیاه داشت.

بیژن با تهیه یک دوربین عکاسی و گرفتن عکس‌ها و فیلم‌هایی از اقدامات شرورانه اراذل و اوباش سعی می‌کند برای پلیس مدارکی قابل اعتنا جمع‌آوری کند. در برابر این حرکت بیژن، برخی از همسایگان و اراذل و اوباش عکس گرفتن بیژن از مزاحمین را به‌دلیل داشتن نظر سوء به نوجوانان جلوه داده به او تهمت انحراف جنسی می‌زنند. بدین ترتیب جامعه‌ای که خود به‌شدت از پدوفیلیا رنج می‌برد؛ بیژن را متهم به این انحراف می‌کند. درنتیجه با گزارش به پلیس موجبات دستگیری بیژن را فراهم می‌کنند. بدین ترتیب جای شاکی و متهم در اداره پلیس عوض می‌شود و بیژن به‌اتهام «اخلال در آسایش» برای توضیح به پاسگاه پلیس برده می‌شود! اما با توضیحات او پلیس پی به بی‌گناهی بیژن می‌برد و او را آزاد می‌کند.

ماجرای هولناک قتل بیژن در مطبوعات انگلیس بازتاب گسترده‌ای داشته است.

بیژن به خانه برمی‌گردد اما اراذل و اوباش با دیدن این‌که اتفاق خاصی نیفتاد شدت آزار و اذیت را بیشتر می‌کنند، به پنجره‌هایش ادرار می‌ریزند و در باغچه‌اش مدفوع انسان و سگ پرتاب می‌کنند. به‌علاوه یک فیلم ویدیویی بین اسناد و مدارک این جنایت وجود دارد که نشان می‌دهد بیژن 44ساله قبل از مرگش توسط یکی از جنایتکاران، جیمز، تهدید می‌شود. به‌دنبال تهدید، بیژن با پلیس تماس گرفته از آنها برای حفظ امنیت خود کمک می‌خواهد.

لی جیمز، متهم اصلی پرونده قتل ابراهیمی

پلیس بریستول باز توجهی به گفته‌های بیژن نمی‌کند و راه را برای انتقام نژادپرستان باز می‌گذارد و در نتیجه در ساعت 1 و 35 دقیقه بامداد روز بعد از حضور بیژن در اداره پلیس، دوربین مداربسته موجود در منطقه یک آتش‌سوزی به‌مدت 10 دقیقه را ثبت می‌کند. چیزی که در آتش می‌سوخت جسد نیمه‌جان بیژن بود که جیمز به‌طور مکرر با لگد به سر او زده و گفته بود: «این رو هم داشته باش!» بر اساس گزارش پزشکی قانونی، چندین ضربه سنگین به سر و صورت بیژن وارد شده و باعث مرگ او شده است.

استیو نورلی، متهم ردیف دوم

دادگاه انگلیسی
تا روز صدور رأی، دادگاه طی چند جلسه به این پرونده رسیدگی کرده بود. تا این‌که روز پنج‌شنبه نهم آذرماه قاضی سایمون خطاب به متهمان گفت: ادعاهای مطرح‌شده علیه آقای ابراهیمی بی‌اساس بوده و عمل شما قتلی بی‌رحمانه و ناعادلانه محسوب می‌شود. قاضی سایمون هنگام صدور رأی خود، قتل بیژن ابراهیمی را عمیقاً تکان دهنده خواند و متهم اصلی پرونده را به چیزی که قوانین انگلیس آن را حبس ابد می‌خواند؛ محکوم کرد. بدین ترتیب «لی جیمز» که در رسیدگی‌های پیشین به قتل بیژن اعتراف کرده بود به حبس ابد با حداقل 18 سال زندان، محکوم شد. این رأی بدین معنی است که پس از 18 سال می‌تواند آزاد شود و احتمالاً سراغ بیژن‌های دیگر و جنایت‌های نژادپرستانه مشابه برود. متهم دیگر، استیو نورلی، نیز به‌جرم همدستی در این قتل فجیع به 4 سال زندان محکوم شد.

محل سوزاندن جسد نیمه‌جان بیژن ابراهیمی

پلیس انگلیس: شریک جرم
این‌که پلیس پس از بازجویی از بیژن و وقوف بر بی‌گناهی وی به درخواست او برای حفاظت از جانش توجهی نکرده، باعث اعتراضات شدیدی نسبت به عملکرد پلیس در این حادثه ناگوار شده و در واقع پلیس را به‌نوعی شریک جرم قرار داده است. پلیس همچنین تأکید کرده است که بیژن هیچ تصویر نامناسبی از کودکان نگرفته بوده و سخنگوی پلیس بر بی‌گناه بودن ابراهیمی اذعان کرده است. از سوی دیگر به‌دلیل کم‌کاری‌ در رابطه با حفاظت از جان بیژن در برابر حملات نژادپرستان، سه مأمور پلیس فعلاً از کار تعلیق شده و دو نفر دیگر نیز توبیخ انضباطی دریافت کرده‌اند.

دانلود

بیژن پیش از حمله اوباش به خانه‌اش در تماس تلفنی خواستار کمک و محافظت از جانب پلیس شد ولی مأموران توجهی به استمداد او نکردند.

فرمانده پلیس بریستول، نیک کاگان، با اشاره ضمنی به کوتاهی پلیس در این حادثه با تأسف گفته است: «چرا ما به‌شکل بهتری با این مرد بیچاره رفتار نکردیم؟» کمیسیون مستقل رسیدگی به شکایات از پلیس در حال بررسی این پرونده و نحوه رفتار پلیس بریستول با بیژن ابراهیمی است. منیژه ابراهیمی، خواهر مقتول ضمن انتقاد از کم‌کاری پلیس، در دادگاه خطاب به قاضی گفته است: «برادرم در لحظات خطر و پیش از حمله اوباش به خانه‌اش در تماس تلفنی خواستار کمک و محافظت از جانب پلیس شده بود ولی مأموران توجهی به استمداد او نکردند و باعث مرگش شدند».

بیژن ابراهیمی در این خانه ساکن بود و در اطراف آن چندین گلدان‌ خود را نگه‌داری می‌کرد.

اقدامات و واکنش‌های وزارت امور خارجه
در آستانه صدور رأی دادگاه جانیان بریستول، معاون پارلمانی، کنسولی و امور ایرانیان وزارت خارجه، حسن قشقاوی، در هشتم آبان ماه از پیگیری این وزارتخانه درباره قتل و سوزانده شدن جسد بیژن در انگلستان خبر داد و گفت: «وزارت امور خارجه پیگیری‌های لازم دراین‌‌باره را انجام می‌دهد. در وزارت امور خارجه جلسه‌ای تشکیل و مقرر شد در مورد کشته شدن و سوزانده شدن جسد یک ایرانی در شهر بریستول انگلیس اقدامات لازم انجام شود».

پلیس بریستول به کم‌کاری خود در حفاظت از جان بیژن اعتراف کرده است.

همچنین روز دوشنبه سیزدهم آبان ماه نیز مرضیه افخم سخنگوی وزارت امور خارجه با ابراز ناراحتی از بروز چنین اتفاقاتی گفت: برای رسیدگی به این موضوع جلسه ویژه‌ای را در وزارت امور خارجه تشکیل دادیم. اراده‌مان بر این است تا برگزاری دادگاه و محاکمه عادلانه عوامل این اقدام، موضوع را با جدیت پیگیری کنیم. کارهای رسمی و اداری که برای رسیدگی به این موضوع لازم است در جریان می‌باشد. متأسفانه در گذشته هم اتفاقاتی از این دست که منجر به قتل شهروندان ایرانی در بریتانیا شده وجود دارد».

محل ضرب و شتم بیژن ابراهیمی به‌دست اراذل و اوباش انگلیسی

نژادپرستی ساختاری در انگلیس
نژادپرستی آنگلوساکسونی از بدیهیات تاریخ معاصر است به‌طوری که هیچ‌گاه و در هیچ برهه‌ای، روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها از اخبار مربوط به برخوردهای تبعیض‌آمیز نژادپرستانه در انگلیس خالی نبوده‌اند. در انگلیس استانداردهای زندگی برای رنگین‌پوستان و اقلیت‌ها بسیار پایین‌تر ازخود آنگلوساکسون‌ها است. آمارها نشان می‌دهند از هر دو سیاه‌پوست در انگلیس یک نفر بی‌کار است و سیاه‌پوستان شدیداً تحت فشارها و برخوردهای نژادپرستانه پلیس این کشور قرار دارند. علاوه بر رنگین‌پوستان، برخی از گروه‌های دینی اعم از مسلمان و مسیحی نیز از نگاه تبعیض‌آمیز و نژادپرستانه آنگلوساکسون‌ها رنج فراوان می‌برند. در زیر به چند مورد از اقدامات نژادپرستانه گزارش شده در سال‌های اخیر اشاره می‌کنیم:

در انگلیس استانداردهای زندگی برای رنگین‌پوستان و اقلیت‌ها بسیار پایین‌تر از چیزی است که برای آنگلوساکسون‌ها فراهم است.

مدارس
بررسی‌های انجام گرفته در مدارس انگلیس نشان می‌دهد که نسل جوان این کشور به‌شدت با تصورات نژادپرستانه پرورش می‌یابند. بین سال‌های 2007 تا 2011 در مدارس این کشور نزدیک به 88 هزار مورد برخورد نژادپرستانه با دانش‌آموزان اقلیت رخ داده است که شامل هتاکی‌های لفظی و نیز برخوردهای فیزیکی بسیاری بوده است.

این آمار در حالی روند رو به رشد دارد که اخیراً دولت انگلیس نیز اقدامات سختگیرانه‌تری علیه مهاجران ساکن در این کشور در پیش گرفته است. با این‌که امروزه نژادپرستی به یک موضوع بسیار ملموس در مدارس انگلیس تبدیل شده ولی اکثر موارد این برخوردهای نژادپرستانه به‌طور دقیق گزارش نمی‌شود، زیرا قربانیان با واقف بودن به اینکه حمایتی از آنها نخواهد شد برای جلوگیری از بدتر شدن وضعیت از گزارش چشم‌پوشی می‌کنند.

در مدارس انگلیس دانش‌آموزان رنگین‌پوست و نیز اقلیت‌های دینی آزارهای نژادپرستانه بسیاری را تحمل می‌کنند.

مساجد و مسلمانان
مسلمانان انگلیس مهمترین قربانیان نژادپرستی در این کشور را تشکیل می‌دهند. در جولای 2013 شورای اسلامی بریتانیا که بزرگ‌ترین سازمان اسلامی انگلیس است از دولت خواست که به افزایش وسیع خشونت علیه مسلمانان بریتانیا پاسخی بسیار محکم‌تر بدهد. «فاروق مراد» رئیس کل شورای اسلامی بریتانیا از بمب‌گذاری در 3 مسجد در انگلیس خبر داد و خواستار پیشگیری از این نوع اقدامات نژادپرستانه شد. طبق گزارش پلیس لندن از آوریل 2009 تا جولای سال جاری نزدیک به 800 فقره جرم نژادپرستانه علیه مسلمانان به وقوع پیوسته است.

از آوریل 2009 تا جولای سال جاری علیه مسلمانان انگلیس نزدیک به 800 فقره جرم نژادپرستانه به وقوع پیوسته است.

در یکی از فجیع‌ترین جنایت‌ها علیه مسلمانان انگلیس، در دوازدهم سپتامبر سال جاری (22 شهریور ماه) یک جوان نوزده‌ساله انگلیسی خانه یک خانواده مسلمان را در شهر لستر آتش زده چهار عضو این خانواده را در شعله‌های آتش سوزاند. در این اقدام نژادپرستانه محمد توفیق الستار همسر و سه فرزند جوان خود به‌نام‌های «شهنیلا توفیق»، جمال، بلال و زینب را از دست داد. الستار در جامعه مسلمانان انگلیس فردی سرشناس است که به‌ظن پلیس هدف یک اقدام انتقام‌جویانه قرار گرفته است.

مسلمانان انگلیس مهمترین قربانیان نژادپرستی در این کشور را تشکیل می‌دهند.

ورزش
نژادپرستی در همه شئون زندگی انگلیسی‌ها رسوخ کرده حتی ورزش این کشور نیز از این پدیده زشت در امان نیست، به‌طوری که در فوریه 2012 میلادی دفتر نخست وزیری انگلیس اعلام کرد نخست وزیر و وزیر فرهنگ این کشور برای مقابله با رواج نژادپرستی در فوتبال، با مسئولان و بازیکنان فوتبال این کشور نشستی برگزار خواهند کرد تا درباره این مشکل به رایزنی بپردازند.

نژادپرستی حتی در میادین ورزشی انگلیس نیز دیده می‌شود.

در یکی از مهمترین موارد تحرکات نژادپرستانه در میادین فوتبال انگلیس، لوییس سوارز، مهاجم لیورپول، به پاتریس اورا مدافع سیاه‌پوست منچستر یونایتد توهین‌های نژادپرستانه کرده است. سوارز حتی پس از محروم و جریمه شدن به‌دلیل این کارش در دیدار دوباره دو تیم از دست دادن با اورا خودداری کرد. جان تری، مدافع تیم چلسی نیز در جریان مسابقه با تیم کوئینز پارک رنجرز به آنتوان فردیناند، بازیکن این تیم توهین نژادپرستانه کرده بود. این‌گونه اعمال او در پس گرفتن بازوبند کاپیتانی تیم ملی انگلیس از او مؤثر بود.

دانلود

مصاحبه خواهر بیژن با صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

دیوید کامرون درباره شیوع نژادپرستی در فوتبال انگلیس می‌گوید: «پیام من واضح است، ما نژادپرستی را در بریتانیا تحمل نخواهیم کرد. نژادپرستی در جامعه ما هیچ جایی ندارد و آن را از بین خواهیم برد! مسئولان فوتبال، باشگاه‌ها و بازیکنان برای مقابله با این مسئله نقش مهمی به‌عهده دارند و باید الگوی دیگران باشند.» کامرون در حالی از عدم تحمل نژادپرستی در انگلیس سخن به میان می‌آورد که جامعه این کشور هرروز شاهد نوع جدیدی از تحرکات نژادپرستانه در سطوح مختلف خود است و نژادپرستی حتی در کلیساهای انگلیس نیز دیده می‌شود:

دکتر «جان سنتامو» سیاه‌پوست متولد اوگاندا، اسقف اعظم شهر یورک

کلیسا
دکتر «جان سنتامو» سیاه‌پوست متولد اوگاندا، اسقف اعظم شهر یورک انگلیس است و به‌کرّات در کلیسای این کشور با برخوردهای نژادپرستانه مواجه بوده است. یکی از مقامات کلیسای شهر یورک عنوان می‌کند که بین برخوردهایی که با سنتامو می‌شود با برخوردی که با دیگر اسقف‌ها در انگلیس می‌شود، تفاوت زیادی وجود دارد. حتی عده‌ای از مقامات کلیسا با انتصاب سنتامو به‌عنوان اسقف شهر یورک به‌دلیل سیاه‌پوست بودن او مخالف بوده‌اند. برخی از مردم انگلیس اجازه نمی‌دهند آیین تدفین اموات آنها به دست یک کشیش سیاه‌پوست اجرا شود.

دانلود

نژادپرستی در انگلیس

عکس:زیا الاسد پسرعموی بشار اسد معروف به شیر دمشق!

زیا الاسد معروف به شیر دمشق،پسر عموی بشار اسد و از طایفه علوی است. او از لباس شخصی های مسلح حامی حکومت(مشهور به شبیح) محسوب می شود.
 
 

مشروح بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع راهیان نور


مشروح بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع راهیان نور
به گزارش خبرنگار راهیان نور، حضرت امام خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) با حضور در میان هزاران نفر از زائران کاروان های راهیان نور در منطقه عمومی عملیات شکست حصر آبادان در شرق کارون، با مغتنم شمردن کاروان های راهیان نور و تاکید مجدد بر لزوم زنده نگه داشتن یاد و خاطرات، مجاهدت ها و جانفشانی های مناطق مختلف عملیاتی دوران دفاع مقدس و رزمندگان و شخصیتهای نقش آفرین آن گفتند: بزرگترین درس دفاع مقدس این بود که نشان داد، یک ملت در سایه اتحاد، ایمان و حسن ظن به خداوند متعال و اعتقاد به صدق وعده الهی، می تواند از همه گذرگاههای دشوار عبور و با ایستادگی در مقابل دشمن، او را وادار به عقب نشینی و شکست کند.
رهبر انقلاب اسلامی حضور قشرهای مختلف مردم در مناطق عملیاتی دوران دفاع مقدس را در ایام تعطیلات نوروز و همچنین در طول سال، اقدامی پسندیده، صحیح و عاقلانه خواندند و افزودند: همه مناطق دفاع مقدس از جمله خوزستان، صحنه برترین فداکاریها، مجاهدتها و از خود گذشتگی ها بوده است. 

حضرت امام خامنه ای با یادآوری فرمان امام (ره) برای شکست حصر آبادان و طراحی و برنامه ریزی عملیات ثامن الائمه در مهر ماه سال ۱۳۶۰، در منطقه مارِد در شرق کارون، خاطرنشان کردند: پیروزی رزمندگان اسلام در این عملیات سرآغاز سلسله عملیات بعدی طریق القدس، فتح المبین و الی بیت المقدس شد که می توانست در همان سال ها به جنگ تحمیلی پایان دهد.
ایشان افزودند: جبهه دشمنان نظام اسلامی یعنی همین دولت های اروپایی و دولت آمریکا با دادن امکانات و تجهیزات جدید و پیشرفته به رژیم بعثی صدام، او را به ادامه جنگ تشویق می کردند و همین مسئله باعث شد، جنگ تحمیلی، ۸ سال بطول انجامد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به هدف جبهه استکبار برای سربلند بیرون نیامدن ملت ایران از این جنگ و ضعیف نشان دادن نظام اسلامی در مواجهه با دشمن بعثی که مورد حمایت کامل آنها بود، تاکید کردند: اما خداوند متعال دست قدرت خود را نشان داد و با مشت پولادین سنت الهی، دهان دشمنان جمهوری اسلامی ایران را خٌرد کرد و بینی آنها را به خاک مالید.

حضرت امام خامنه ای خاطرنشان کردند: از آنجایی که نظام اسلامی متکی به ایمان ها و عواطف مردم است، در هشت سال دفاع مقدس نشان داد که می تواند در مقابل همه قدرتهای مادی جهان از خود دفاع و همچنین می تواند طرف مقابل را وادار به اظهار عجز کند.

ایشان یکی از اهداف دشمنان نظام اسلامی در هشت سال جنگ تحمیلی را، القای امکان نداشتن ایستادگی در مقابل قدرتهای مادی جهان، دانستند و گفتند: شکست یک ملت، هنگامی است که آن ملت باور کند که کاری را نمی تواند انجام دهد، اما ملت ایران در دفاع مقدس، عکس این موضوع را به جهانیان نشان داد.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: عامل اصلی سربلندی و عزت یک ملت در میان ملتها و همچنین در طول تاریخ، مجاهدت و تلاش آن ملت در عرصه های مختلف علمی، اقتصادی و تعاون اجتماعی و از همه مهمتر در عرصه آمادگی برای جانفشانی است.

حضرت امام خامنه ای تاکید کردند: بزرگترین درس انقلاب اسلامی به ملت ایران این بود که نشان داد، راه رسیدن به آرمانهای بلند، مجاهدت و جانفشانی و ایستادگی بر سر این آرمانها است.

ایشان دوران دفاع مقدس و جنگ پرماجرای هشت ساله را نمونه بارز ایستادگی ملت ایران و جوانان کشور بر سر آرمانها و مقابله با جبهه کفر و استکبار خواندند و افزودند: باید همواره یاد دوران دفاع مقدس زنده نگه داشته شود.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: بدخواهان ملت ایران و همچنین برخی، بدنبال آن هستند که فداکاریهای دوران دفاع مقدس و شخصیتهای نقش آفرین آن از یاد بروند و بر همین اساس تلاش دارند جانفشانی های دفاع مقدس و جهت گیری و مسیری را که امام بزرگوار (ره)، آن حکیم و بنده بصیر الهی معین کرده بود، تخطئه کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: لحظه لحظه حوادث دوران دفاع مقدس، برای ملت ایران فراموش نشدنی است و تاثیرات بزرگی در مسیر حرکت ملت بسوی آرمانها دارد.

ایشان در پایان از قشرهای مختلف مردم که در قالب کاروانهای راهیان نور در مناطق عملیاتی دفاع مقدس حضور پیدا می کنند، قدردانی و اظهار امیدواری کردند: توشه این سفرِ معنوی، تجریه آموزی، بصیرت و انوار الهی باشد.
رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به منطقه عمومی عملیات شکست حصر آبادان، بر مزار ۹ شهید گمنام و والامقام دفاع مقدس حضور یافتند و با قرائت فاتحه برای علوّ درجات آنان دعا کردند

بدون شرح


بعضی وقتا دلت میخواد اینطوری گریه کنی نه؟........