یمن این روزها صحنة تظاهراتهای مردمی گسترده و بیسابقهای است که در مخالفت با دولت برپاست. میلیونها یمنی در پاسخ به دعوت «عبدالملک بدرالدین الحوثی، رهبر حوثیهای یمن» در استانهای مختلف از جمله صنعا، صعده، حجه، عمران، الجوف، ذمار، المحویت، تعز، اب، الحدیده، الضالع، المکلا و دیگر استانها و شهرها به خیابانها آمدهاند و برکناری دولت، ضرورت پاکسازی حکومت از افراد فاسد و حل مشکلات اقتصادی را خواستارند.
تظاهرکنندگان یمنی در بیانیههای پایانی تظاهرات مسالمتآمیز خود تأکید کردند که در صورت آغاز طوفان بزرگ مردمی، هیچ قدرتی توانایی مقابله در برابر آن را نخواهد داشت. آنها همچنین تهدید کردند اگر حکومت به مطالبات آنها پاسخی منطقی ندهد، اقدامات خود را تشدید خواهند کرد و هرگز عقبنشینی نخواهند کرد. رهبر حوثیهای یمن به دولت «عبدربه منصور هادی» یک هفته مهلت داد تا استعفای خود را تسلیم کند و کابینة وحدت ملی تشکیل دهد وگرنه با خیزش عظیم مردمی برای ایجاد انقلاب مواجه خواهد شد. بدرالدین الحوثی تصریح کرد: وعدههای دولت منصور هادی دروغین است چراکه در همة زمینهها شکست خورده است. وی گفت: این دولت در سیطرة نیروهای تنگنظر است و سیاستهای تبیعضی فراوانی در زمینة فرهنگ، سیاست، دین، مذهب، دارد؛ دولت منصور هادی نیروهای سیاسی منتقدش را بر نمیتابد و به مردم و حتی نمایندگان آنها در مجلس نیز توجهی ندارد.
رهبر حوثیهای یمن همچنین گفت: تمام هم و غم نیروهای سلطه یافته بر دولت منصور هادی این است که هر روز اموال و داراییهای بیشتری جمعآوری و نفوذ خود را تقویت کنند و ملت یمن اکنون بهای سنگین سیاستهای اشتباه این دولت را در عرصههای مختلف امنیتی، اقتصادی، اجتماعی میپردازد و اوضاع این کشور در همة زمینهها روز به روز وخیمتر میشود.حوثیهای یمن که سالهای زیادی زیر ستم رژیم «علی عبدالله صالح، دیکتاتور سرنگون شدة این کشور» قرار داشتند، اکنون درصدد کسب حقوق قانونی و مشروع خود برآمدهاند و بسیاری از منابع خبری، تظاهرات روزهای اخیر و آینده ضد دولت مرکزی یمن را منشأ تحولاتی بزرگ در یمن توصیف کردهاند.
یمن به لحاظ ساختار اجتماعی، قبلیهمحور است و قبائل در ساختار سیاسی این کشور نقش اساسی دارند. یمن به دلیل همین بافت قبیلهای و وجود اختلاف میان اهالی شمال و جنوب این کشور و رقابت شدید سران قبائل برای نزدیک شدن به حاکمیت، همواره ساختاری شکننده دارد؛ گرچه پس از سرنگونی عبدالله صالح و انتخاب منصور هادی به سمت ریاستجمهوری، فضای تعامل قبائل برای مدتی بهبود یافت.
«علی عبدالله صالح» و طرفدارانش نیز در سال 2011 میلادی و در پی اوج گرفتن اعتراضها و انقلاب مردمی تلاش کردند با سوءاستفاده از تعدد، تکثر و گوناگونی قبائل و گرایشهای فرهنگی و سیاسی و دینی آنها، انقلاب را به جنگ داخلی تبدیل و این شائبه را ایجاد کنند که هر گونه خلأ قدرت در یمن به منزلة بروز آشوبهای قبیلهای و ناامنی در کشور خواهد بود.رئیسجمهوری جدید یمن که وابستگی شدیدی به عربستان سعودی دارد، به تازگی به تحریک این رژیم و به منظور کاهش نفوذ شیعیان حوثی، یمن را به شش اقلیم خودمختار تقسیم کرد که در این اقلیمها مناطق شیعهنشین مانند صعده، صنعا، عمران و الجوف زیر نفوذ قبائل سلفی و وهابی قرار گرفتهاند و به شیعیان در ساختار قدرت نقشی داده نشد.
درپی این اقدام منصور هادی، حوثیهای یمن هشت ماه پیش مطالبات مشروع خود را تسلیم دولت وی کردند و رئیسجمهور یمن نیز کنگرة ملی این کشور (حزب حاکم) را موظف کرد که به این خواستهها پاسخ دهد ولی این کنگره تاکنون هیچ پاسخ قانعکنندهای به آنها نداد و در نتیجه اختلاف میان حوثیها و حاکمیت یمن تشدید شد.دولت منصور هادی پس از آنکه نتوانست حوثیها را وابسته به برخی کشورهای خارجی مرتبط سازد و تلاشهایش برای وابسته نشان دادن این جنبش مردمی ناکام ماند، آنگاه به نیروهای مسلح یمن فرمان آمادهباش داد تا در مقابل تحریکات احتمالی مخالفان دولت واکنش جدی و شدید نشان دهد.
درپی دستور رئیسجمهور یمن، نیروهای مسلح نیز در مقابل مراکز و ساختمانهای مهم دولتی در استانهای بزرگ این کشور مستقر شده و در برخی مناطق نیز مقررات منع رفت و آمد وضع کردند که این موضوع نشاندهندة اوضاع شکننده و ناآرام امنیتی و گسترش بحران در این کشور است.حوثیهای یمن بارها اعلام کردهاند که خواهان مشارکت در ساختار دولت هستند و از دولت منصور هادی خواستهاند تا به بحرانهای ساختگی و نیز نفوذ وهابیها در مناطق شیعهنشین پایان دهند؛ وهابیهای سعودی در طول سه دهة گذشته با پرداخت هزینههای سنگین مالی، دهها مدرسة دینی وهابی در مناطق زیر نفوذ حوثیها ایجاد کردند تا وهابی را ضد شیعیان حوثی تحریک کنند.
درپی اعتراضهای گسترده و تظاهرات عظیم مردم یمن در روزهای اخیر، رئیسجمهور یمن به منظور بررسی آخرین تحولات جاری در این کشور، خواستار برگزاری فوری نشست ملی شد؛ شاه سعودی نیز بر فرو نشاندن خشم مردم و نجات دولت یمن به تکاپو افتاد و دستور اعطای نفت و پول فوری و بلاعوض جدید به یمن را صادر کرد. دولت عربستان سعودی از سال 2011 میلادی تاکنون سه بار به یمن کمک بلاعوض نفتی کرده که ارزش هر یک از آنها یک میلیارد دلار بوده است.
موقعیت ژئوپولتیکی یمن باعث شده تا این کشور همیشه در کانون توجه قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای قرار بگیرد. یمن با در اختیار داشتن دو ضلع تنگة «بابالمندب»، که بین دریای سرخ و اقیانوس هند واقع شده و نزدیکترین آبراه بین شرق و غرب است، قادر است ادارة بخش زیادی از دریای سرخ را در دست بگیرد و حتی میتواند آنجا را با دارا بودن جزیره مهم و استراتژیکی «بریم» ببندد. یمن در دریای سرخ حدود 380 جزیره با ویژگیهای سوقالجیشی دارد که از آنها میتواند در مقاصد نظامی و کنترل عبور و مرور کشتیها استفاده کند.
از این رو، برخی کشورهای غربی از جمله آمریکا و فرانسه همواره چشم طمع به یمن داشتهاند؛ گفته میشود آمریکا روز ۳ ژوئن ۲۰۱۱ میلادی در جریان حملة خمپارهای به کاخ ریاست جمهوری یمن و کشته شدن هفت نفر و زخمی شدن جمعی از مقامات بلندپایة این کشوردست داشت.آنها بر این اعتقاد بودند وقتی آمریکاییها پیروزی انقلاب مردم یمن و شکست دیکتاتوری را حتمی دیده بودند بنابراین نقشة دیگری اجرا کردند و عبدالله صالح را از یمن فراری دادند تا بتوانند با مدیریت و جهتدهی به انقلاب در شورای انتقالی یمن نفوذ کنند. این همان سیاستی بود که عربستان سعودی آن را در قالب طرح شورای همکاری خلیج فارس دنبال میکرد.
پس از خروج عبدالله صالح از یمن، برخی گروهها معتقد بودند که با توجه به بافت قبیلهای و فرقهای یمن، این کشور درگیر اختلافهای گروهی و داخلی خواهد شد و همین مسئله باعث عقیم ماندن انقلاب یمن خواهد شد. گروهی دیگر نیز باور داشتند با توجه به حضور القاعده در یمن، این کشور صحنة رویارویی نیروهای القاعده با مردم خواهد شد. برخی دیگر، به ویژه طرفداران جنبش حوثی یمن معتقد بودند، آمریکا و عربستان با سرخوردگی از آغاز بیداری اسلامی در منطقه، همة ابزارشان را به کار خواهند بست تا انقلاب مردمی در یمن به بن بست بخورد بنابراین تلاش خواهند کرد با مدیریت و جهتدهی به انقلاب یمن، حکومت مورد نظر خود را سر کار خواهند آورد.
حوثیهای یمن همواره شورای انتقالی یمن را از وجود توطئة آشکار و پنهان آمریکا و عربستان سعودی آگاه کردهاند؛ آنها بعدها و پس از روی کار آمدن دولت مرکزی نیز از دولت خواستند در قبال واقعیتهای موجود در یمن مانند «نقش قبائل در این کشور 24 میلیونی»، «حضور القاعده و برخی گروههای وهابی وابسته به سعودی»، «سیاستهای مداخلهجویانة آمریکا»، «سیاستهای منطقهای عربستان سعودی» و... هوشیار باشد.
واقعیت این است که با وجود گذشت حدود سه سال از سرنگونی حکومت دیکتاوری عبدالله صالح در یمن، مردم این کشور که در سایة بیداری اسلامی در منطقه قیام کرده بودند، معتقدند که هنوز انحرافهایی در بدنة حکومت وجود دارد و خواستههایشان به طور کامل محقق نشده است؛ آنها معتقدند سرسپردگی دولت یمن به مقامات سعودی و آمریکایی در همان سطح سابق همچنان وجود دارد. در یمن بیشتر مردم به مذهب شافعی و زیدیه هستند اما وهابیت چند سالی است که به لطف عربستان سعودی به شدت در حال رواج است و دولت صنعا در بسیاری از مساجد شافعیها، امامان جماعت وهابی گمارده است و این همان کاری بود که دولت عبدالله صالح سالها پیش انجامش داده بود. اکنون معترضان یمنی خشمگین از تکرار سیاستهای یکجانبه و یکسونگر دولت و وابستگیهای مفرط به برخی کشورهای بدخواه ملت، خواهان به دستگرفتن سرنوشت خویش هستند.
به نظر میرسد تظاهرات و اعتراضهای اخیر در یمن رنگ و بوی طائفی و فرقهای ندارد بلکه آنچه که مردم را روانة خیابانها برای برگزاری تظاهرات ضد دولتی کرده، سیاستهای اشتباه دولت در زمینههای مختلف ازجمله اقتصادی و سیاسی و اجتماعی است.
دانلود