این ماشین توسط پرینتر ساخته شد!


شرکت «لوکال موتورز» خودرویی را در نمایشگاه اتومبیل دیترویت عرضه کرده که بوسیله پرینتر سه بعدی چاپ شده است!

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر به نقل از مهر، این روزها محققین هر چیزی که فکرش را بکنید از پرینتر های ۳ بعدی خواهند ساخت. آخرین تجربه جذاب این پرینتر ها یک خودرو واقعی است.  این خودرو که «Strati» نام دارد، در سال جاری میلادی به بازار عرضه خواهد شد.

شرکت لوکال موتورز تقریبا هر قسمتی از این خودرو که میسر بوده از جمله بدنه خارجی و برخی قسمت‌های داخلی را بوسیله پرینتر چاپ سه بعدی کرده است. شرکت سازنده در مورد قیمت این خودرو تاکنون اظهار نظر نکرده اما در صدد است زمان ساخت این خودرو را از ۴۴ ساعت فعلی، به تنها ۲۴ ساعت کاهش دهد.

 

نفوذ بسیار ایران در خاورمیانه قابل پیش‌ بینی بود

رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا اذعان کرد، رسیدن ایران به این حد از نفوذ در خاورمیانه قابل پیش‌ بینی بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر به نقل از فارس، سناتور جان مک‌ کین، در مصاحبه‌ با روزنامه صهیونیستی "اسرائیل هیوم" ،با انتقاد از رویکرد باراک اوباما، رئیس‌ جمهوری آمریکا در مذاکرات هسته‌ای بین ایران و گروه 1+5 گفت که رئیس‌ جمهوری فکر می‌کند که در صورت رسیدن به توافق می‌تواند با ایران اتحاد تشکیل دهد.

وی با بیان این که ایران اکنون در لبنان، سوریه، عراق و یمن دارای نفوذ است، گفت: «ایران در تمام  خاورمیانه در حال پیشروی است.»

مک‌ کین افزود: «من و همکارم، لیندسی گراهام همه این ها را پیش‌بینی می‌کردیم.»

این نماینده جمهوریخواه آمریکایی اضافه کرد، پیش‌ بینی این موضوع نیاز به نبوغ خاصی نداشته است.

رقابت برای خرید طناب اعدام صدام، پیشنهاد ۷ میلیون دلار

طناب داری که صدام ، رئیس‌ جمهوری سابق عراق با آن اعدام شد، توجه خریداران بسیاری را جلب کرده است. این طناب اکنون دراختیار موفق الربیعی، مشاور سابق امنیت ملی عراق است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، سیاستمدار عراقی گفته است که در میان داوطلبان خرید این طناب، دو بازرگان کویتی، یک تشکل دینی ایران و یک خانواده ثروتمند صهیونیست دیده می‌شوند.

تاکنون یک پیشنهاد هفت میلیون دلاری برای خرید این طناب دار داده شده است.

 به گزارش بی بی سی به نقل از وب‌سایت "العربی الجدید" مستقر در لندن، خریدارانی از ایران، رژیم صهیونیستی و کویت در حال رقابت برای دست یافتن به این یادگاری وحشتناک هستند.

 اکنون موفق الربیعی، مشاور سابق امنیت ملی عراق این طناب دار را در اختیار دارد.

عکسی از او با این طناب دار در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. در این عکس، این طناب دار، دور گردن مجسمه‌ برنزی صدام حسین بود.
 
یک سیاستمدار بلند پایه عراقی به این وب‌ سایت گفته است که این عکس سبب جلب توجه  بسیاری به این طناب دار شد.
 
این سیاستمدار عراقی گفته است که در میان داوطلبان خرید این طناب، دو بازرگان کویتی، یک تشکل ایران و یک خانواده ثروتمند رژیم صهیونیستی دیده می‌شوند.

تاکنون  پیشنهاد هفت میلیون دلاری برای خرید این طناب دار داده شده است.
 
موفق الربیعی در مورد این گزارش اظهار نظری نکرده است.
 
فعالان حقوق بشر حراج این طناب دار را مورد انتقاد قرار داده‌ اند. احمد سعید، فعال سیاسی به این وب‌ سایت گفته است که اگر طناب دار به فروش برسد، پول آن باید به عنوان بیت‌ المال باید به خزانه‌ دولت عراق واریز شود.
 
در آوریل سال ۲۰۱۳، موفق الربیعی به روزنامه ایندیپندنت لندن گفت که او مجسمه و طناب دار را تا زمانی که موزه‌ای برای نگهداری آثار حکومت سابق ساخته شود، نگه خواهد داشت.

رقابت ایران و رژیم صهیونیستی برای خرید طناب اعدام صدام
 
او گفت "کارمندانم تکه‌ ای از طناب دار را بعد از آن که جسد صدام پایین آورده شد، برایم آوردند."
 
آقای الربیعی افزود "فکر کردم که این طناب برای انداختن به دور گردن مجسمه صدام مناسب است."
 
صدام در سال ۲۰۰۶ در بغداد اعدام  و در روستای محل تولدش در تکریت دفن شد.

فوری: کشته شدن گروگان آمریکایی داعش در حمله ائتلاف

روزنامه دیلی میل به نقل از تروریست های داعش اعلام کرد، گروگان زن آمریکایی که در بند داعش بود، بر اثر حمله هوایی ائتلاف آمریکایی، کشته شده است.

به گزارش «گروه ترجمه» پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، داعش با انتشار عکس هایی، مدعی شد تبعه زن آمریکایی که در گروگان گرفته بود، بر اثر حمله هوایی ائتلاف آمریکایی ضد داعش، کشته شده است.

 

داعش مدعی شد «کایلا جین مولر» (Kayla Jean Mueller)، بر اثر حمله هوایی که اردن صورت داد، کشته شده است.


کایلا 26 ساله که گمان می رفت آخرین گروگان آمریکایی در بند داعش باشد، در آگوست 2013 به همراه دوست سوری اش در حلب بازداشت شد.


بر اساس گزارش ها، داعش برای آزادی وی، شش میلیون و ششصد هزار دلار درخواست کرده بود.

 

تبعه زن آمریکایی که در بند داعش بود، بر اثر حمله ائتلاف آمریکایی در رقه سوریه کشته شد

 

کایلا، تبعه زن آمریکایی، گروگان داعش، بر اثر حمله هوایی ائتلاف آمریکایی کشته شد

 

اعلام قانون اساسی جدید یمن، شورای ۵ نفره بجای رئیس جمهور

قانون اساسی جدید یمن اعلام شد و براساس آن یک شورای ۵ نفره به عنوان شورای ریاستی وظایف رئیس جمهوری این کشور را برعهده خواهد گرفت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر به نقل از فارس، مراسم اعلام بیانیه قانون اساسی جدید یمن در قصر جمهوری در صنعا (پایتخت ) با حضور شخصیت‌های سیاسی این کشور از جناح‌‌های مختلف برگزار شد.

براساس قانون اساسی جدید یمن در دوره انتقالی شورای پنج نفره مسئولیت‌های رئیس جمهوری را بر عهده خواهد گرفت.

همچنین مجلس انتقالی جای مجلس نمایندگان منحل شده را خواهد گرفت و شورای ریاستی دولت پیشبرد امور تشکیل می‌دهد.

براساس این بیانیه، دولت انتقالی ملزم به رعایت حقوق و آزادی‌ها در مرحله انتقالی است و روابط خارجی نیز براساس حسن همجواری و عدم دخالت در امور کشورها است.

همچنین کمیته‌های انقلابی نمایندگان انقلاب یمن هستند و در شهرهای مختلف زیرشاخه‌های آن فعالیت خواهند کرد.

قانون اساسی جدید یمن تصریح می‌کند که کمیته عالی انقلاب این کشور تصمیم گرفته است که یک شورای ملی انتقالی 551 نفره را به جای مجلس سابق تشکیل دهد که در آن علاوه بر حق حضور نمایندگان مجلس سابق، گروه‌های سیاسی که در مجلس قبلی یمن حضور نداشته‌اند، حضور خواهند داشت.

انصارالله یمن چهارشنبه شب گذشته با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که در روزهای آینده، به اقدامات لازم برای ساماندهی به اوضاع کشور مبادرت خواهد ورزید و تدارکات لازم برای آن دیده شده است.

در بیانیه انصارالله وعده داده شده که این تصمیمات موجب برون‌رفت کشور از بحران جاری و رفع خلأ ایجاد شده و رسیدن به یک وضعیت امن و باثبات متکی بر اصل مشارکت خواهد شد.

منابع آگاه سیاسی معتقدند که انصارالله با برخی دیگر از گروه‌های سیاسی یمن بر سر تشکیل شورای ریاستی جدید برای هدایت یمن، توافق کرده است.

روزنامه آمریکایی: با حمله هسته‌ ای، ایران را به زانو درآورید

یک روزنامه آمریکایی روز جمعه در مقاله‌‌ای خواستار حمله هسته‌ای به تأسیسات هسته‌ای ایران شد و دیدگاه‌هایی را که جان انسان‌‌ها را با هم برابر می‌دانند رد کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر به نقل از فارس، یک روزنامه محلی آمریکا در مقاله‌ای امروز (جمعه) با این ادعا که ایران تنها چند ماه با رسیدن به بمب اتمی فاصله دارد، نابودی تأسیسات غنی‌ سازی اورانیوم ایران را با حملات اتمی،خواستار شد.

روزنامه «اینتلیجنسر»، چاپ پنسیلوانیا با انتقاد از دیدگاه‌هایی که فرهنگ‌ها و جان انسان‌ها را برابر می‌دانند، خواستار حمله اتمی به تأسیسات هسته‌ای ایران بدون توجه به پیامدهای آن شد.

پیتر لاشانس، نویسنده این مقاله، با این ادعا که ایران تنها چند ماه با رسیدن به بمب فاصله دارد، بی‌ میلی تهران برای رسیدن به توافق هسته‌‌ای را قابل توجیه دانسته و نوشت: «به طرز دردناکی آشکار است که طرف ما علاقه بیشتری به رسیدن به توافقی از هر نوع و گونه با ایران دارد.»

نگارنده به این سوال که «آمریکایی‌ها باید در برابر طبقه حاکم ایران که حاضر به توافق هسته‌ای با ایران نیستند چه بکند؟» این طور پاسخ می‌دهد: «من می‌گویم سرسخت شوید، واقعاً سرسخت؛ قبل از این که ایران ساخت بمب هسته‌ ای را تکمیل کند.»

نگارنده با رد راهکارهایی مانند حمله سایبری به تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم ایران و یا استفاده از نیروهای ویژه برای نابودی تأسیسات هسته‌ای این کشور خواستار استفاده از سلاح‌های تاکتیکی هسته‌ای برای نابودی کامل این برنامه شده است.

لاشانس می‌نویسد: «می‌توانیم از نیروهای عملیات ویژه استفاده کنیم اما تأسیسات ایران در اعماق زمین هستند و به خوبی از آنها محافظت می‌شود. سلاح‌های هسته‌ای آمریکا بدون گرفتن جان مردم آمریکا و با اثرات انتشار محدود این کار را می کنند.»

در ادامه این مقاله آمده است: «وقتی این کار را انجام دادیم، دوباره سر میز مذاکره‌ای که دولت ایران به شدت خواستار توافق است می‌آییم. هنوز توافق نمی‌کنند؟ یک یا دو تأسیسات دیگر را به بخار تبدیل کنید. ایران برای تغییر اوضاع به زانو در می‌آید.»

نویسنده به انتقاد از ترویج دیدگاه‌های «نسبیت‌ گرایی اخلاقی» در محیط‌ های آموزشی آمریکا پرداخته و می‌نویسد این موضوع سبب شده است، عموم مردم آمریکا بر خلاف دوران حملات اتمی هیروشیما و ناکازاکی بیشتر از خودشان، نگران جان بقیه باشند.

لاشانس می‌نویسد: «نسبیت‌ گرایی اخلاقی که در دانشگاه‌ها و محافل سیاسی ما ترویج می‌شود به آمریکایی این دیدگاه را داده است که تمام فرهنگ‌ها برابرند. قبل از نسبیت‌‌ گرایی اخلاقی عموم آمریکایی‌ها درباره زندگی سربازهای آمریکایی نگرانی بیشتری نسبت به دشمنان ما داشتند. به همین دلیل بود که اکثر آمریکایی‌ها کشتار وحشتناک غیرنظامیان در هیروشیما و ناکازاکی ژاپن را پذیرفتند. (اکنون) مردم آمریکا تحملشان برای جنگ واقعی که در جریان آن تلفات غیرنظامی زیادی وجود داشت را از دست داده‌اند.»

وی با انتقاد از این وضعیت می‌نویسد، بر خلاف گذشته اکنون برای آمریکایی‌ها دشوار است تا حتی یک عملیات تخریب یک روزه اما همه جانبه علیه «تأسیسات هسته‌ ای یک کشور تروریست اسلامی» را تحمل کنند.

لاشانس می‌نویسد، مردم آمریکا حتی اگر میزان تلفات حمله هسته‌ای آمریکا به ایران کم باشد و میزان انتشار مواد هسته‌ای کم هم باشد، تحمل اندکی برای آن دارند.

این روزنامه و نویسنده آن در حالی این ادعاها را در آستانه مذاکرات ایران و گروه 5 + 1 ودر حالی مطرح می کنند که  مهلت توافق جامع هسته ای در حال پایان است و افکار عمومی جهان متوجه شده اند که فشارهای کنگره و دولتمردان آمریکایی با اذعان آنها به این که ایران با ید شرایط  آنها را بپذیرد در غیر این صورت همه گزینه ها علیه ایران روی میز است، در حال افزایش است.

همچنین آمریکا برخلاف توافقنامه  مقدماتی هسته ای در ژنو که باید تحریم ها  تا پایان مذاکرات متوقف می شد، همچنان  تحریم هعا علیه ایران را افزایش داده است .

آغاز مذاکرات ظریف و کری


محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان و جان کری، وزیر خارجه آمریکا دیدار دو جانبه خود را در حاشیه اجلاس امنیتی مونیخ آغاز کردند.

تیم مذاکره کننده ایرانی به ریاست محمد جواد ظریف دقایقی پیش وارد محل اجلاس امنیتی مونیخ شد و با توجه به تاخیر در ورود به این شهر ، ظریف بلافاصله به محل ملاقات با کری رفت.

ظریف پس از بازگشت از سفر دوره ای به چهار کشور افریقایی به خبرنگاران گفت که در مونیخ مذاکرات مفصلی درباره موضوع هسته ای ایران خواهد داشت.

قراراست ظریف، یکشنبه در میزگردی با حضور لوران فابیوس وزیرخارجه فرانسه، جان کری وزیرخارجه امریکا و فرانک والتر اشتاین مایر وزیر خارجه المان در اجلاس مونیخ شرکت کند.

موضوع این میزگرد، ایران خواهد بود.

به گفته رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ احتمال دارد هماهنگ کننده سیاست خارجی اروپا هم به میزگرد ملحق شود.

وزارت خارجه آلمان نیز روز جمعه اعلام کرد : محمد جواد ظریف ،وزیر امور خارجه ایران در حاشیه اجلاس مونیخ با فرانک والتر اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان دیداری دو جانبه خواهد داشت.

طبق بیانیه مطبوعاتی وزارت خارجه آلمان زمان دقیق دیدار دو جانبه ظریف واشتاین مایر هنوز مشخص نیست ولی به طور حتم در حاشیه اجلاس امنیتی مونیخ خواهد بود.

پنجاه و یکمین کنفرانس امنیتی مونیخ در روزهای 17، 18 و 19 بهمن در «باواریا» در آلمان برگزار می شود.

صدر اعظم آلمان، رئیسان جمهوری فنلاند، لیتوانی و استونی، نخست وزیران عراق و لبنان، دبیرکل ناتو، رئیس پارلمان اروپا، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، عضو ارشد شورای دولتی چین و وزیران امور خارجه روسیه و کره جنوبی مقامات حاضر در نشست امسال کنفرانس امنیتی مونیخ هستند.

برخی مقامات سابق سازمان ملل مثل «کوفی عنان» در کنار دبیرکل سازمان عفو بین المل، مدیر دیده بان حقوق بشر و مدیر اجرایی سازمان صلح سبز از جمله شرکت کنندگان دیگراین نشست هستند.

20 رئیس دولت، 60 وزیر و 30 مدیر اجرایی از شرکت های بین المللی و هیئت های پارلمانی از سراسر جهان به ویژه آمریکا در این نشست حضور دارند.

فیلم و عکس هایی از سوتی های داعش

در شبکه های اجتماعی، مجموعه ای گلچین از عکس ها و تصویرها منتشر شده که در آن، آن دسته از تروریست های داعش که مهارتی در استفاده از جنگ افزارها ندارند، خود و نیروهای خودی را هدف قرار می دهند. این تصویرها دیدنی و در عین حال، تاسف بار است.(تکمیل میشود)

به گزارش «گروه ترجمه» پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، روزنامه انگلیسی «دیلی میل»، امروز جمعه، 6 فوریه 2015، 17 بهمن 1393، نوشت: تصویرهایی در شبکه های اجتماعی از تروریست های داعش منتشر شده که در آنها، داعشی ها با استفاده ناشیانه از انواع جنگ افزارها، خود یا دیگر همقطاران تروریست خود را به کشتن می دهند. 

 

این روزنامه، خبر مربوط به این سوتی ها را در مطلبی با عنوان «احمق ترین تروریست های جهان» منتشر کرد و داعشی ها به این لقب خطاب کرد.

 

روزنامه انگلیسی، عکس ها و فیلمی از این خبر را منتشر کرد.

 

دیلی میل: داعشی ها احمق ترین تروریست های جهان هستند/ انتشار فیلم و عکس هایی از سوتی های داعشی ها

 

دیلی میل: داعشی ها احمق ترین تروریست های جهان هستند/ انتشار فیلم و عکس هایی از سوتی های داعشی ها

 

دیلی میل: داعشی ها احمق ترین تروریست های جهان هستند/ انتشار فیلم و عکس هایی از سوتی های داعشی ها

 

دیلی میل: داعشی ها احمق ترین تروریست های جهان هستند/ انتشار فیلم و عکس هایی از سوتی های داعشی ها

 

دیلی میل: داعشی ها احمق ترین تروریست های جهان هستند/ انتشار فیلم و عکس هایی از سوتی های داعشی ها

 

دیلی میل: داعشی ها احمق ترین تروریست های جهان هستند/ انتشار فیلم و عکس هایی از سوتی های داعشی ها

 

دیلی میل: داعشی ها احمق ترین تروریست های جهان هستند/ انتشار فیلم و عکس هایی از سوتی های داعشی ها

 

دیلی میل: داعشی ها احمق ترین تروریست های جهان هستند/ انتشار فیلم و عکس هایی از سوتی های داعشی ها

 

دیلی میل: داعشی ها احمق ترین تروریست های جهان هستند/ انتشار فیلم و عکس هایی از سوتی های داعشی ها

 

دیلی میل: داعشی ها احمق ترین تروریست های جهان هستند/ انتشار فیلم و عکس هایی از سوتی های داعشی ها

 

فیلم را اینجا ببینید:

 

دانلود

گفت‌وگویی دور از طنز و پیامک‌خوانی با سید نوری موسوی (مَمَجو):

خنداندن یک لُر سخت‌ترین کار دنیاست

مدیران وقت تلویزیون طنز فاخر می‌خواستند و نمی‌دانستد چه می‌خواهند، ما هم دچار سردرگمی شدیم و همین باعث شد چند سالی با تلویزون کار نکنیم

" محمود کوماس‌جودکی"

سید نوری موسوی نهم فروردین 1349 در یکی از روستاهای بخش کرگاه خرم‌آباد متولد می‌شود. در همان اوایل کودکی به همراه خانواده به اندیمشک مهاجرت می‌کند و تا کلاس چهارم ابتدایی در همان شهر زندگی می‌کند اما در روزهای آغازین جنگ که حتی بومیان جنوب از آنجا کوچ تحمیلی را برگزیدند، خانواده‌ی موسوی هم دوباره به دیار خود یعنی خرم‌آباد بازگشته و در سال 59 تا به امروز در دیار خود زندگی می‌کند. اما دو تن از خانواده‌ی پرجمعیت (هفت پسر و یک دختر) سید نوری یعنی خواهرش و یکی از برادران به همراه دایی و خاله‌ها هنوز در اندیمشک زندگی می‌کنند. وی کلاس پنجم در دبستان خیراله حقیر درس خوانده است، سال اول راهنمایی را در مدرسه‌ی دهخدا و سال دوم و سوم را در مدرسه شهید جلال سرباز ادامه می‌دهد. در همان ایام به همراه دو تن از دوستان‌اش وارد بسیج می‌شود و به قول خودش این سه یار دبستانی، روی یک میز، مدرسه را جور دیگری برای خودشان تعریف می‌کنند تا جایی که شهید مسعود صارمیان خیلی زود عباس نورحجاب و سید نوری را تنها می‌گذارد و زودتر به هدف سه‌تایی‌شان می‌رسد.

موسوی در همان سال‌های مدرسه، تئاتر هم بازی می‌کند؛ به طوری‌که همان سال‌ها تئاترشان در استان مقام اول را کسب می‌کند و به مسابقات دانش‌آموزی کشور راه پیدا می‌کند. این آغاز یک سرنوشت جدید یرای سید نوری موسوی است؛ چرا که در رامسر با چند دانش‌آموز عضو گروه سرود استان که اهل جبهه و جنگ بودند؛ از جمله سید علی صادقیان، غلامرضا زکی‌خانی، شهید جهانگیر پرندوش، مرحوم مجید شاهین (یکی از قاریان ممتاز آن زمان استان) آشنا می‌شود.

دوستی و آشنایی با این چند نفر راه جدیدی پیش پای سه یار دبستانی می‌گذارد و همان‌جاست که سید نوری موسوی به عنوان بسیجی راه‌اش را برای ورود به خیل سربازان انقلاب بر می‌گزیند و پس از بازگشت از رامسر در همان مردادماه 65 رسماً لباس بسیجی را بر تن می‌پوشد و راهی جبهه‌ها می‌شود.

سید نوری شانزده ساله از آن به بعد درس و مشق‌اش را از طریق مدرسه‌ی رزمندگان شهید سعیدی در همان خط مقدم ادامه می‌دهد و بر عکس روحیه‌ی تئاتری و هنری در آنجا مدتی در گردان رزمی مالک اشتر خدمت می‌کند و بعد به گردان ایثار که قسمت تخریب و انفجار بوده نقل‌مکان می‌کند. در تمام طول این مدت دو یار دیگرش؛  مسعود صارمیان و عباس نورحجاب را هم در کنار دارد و به عنوان تخریب‌چی به کارشان ادامه می‌دهند. خدمت بسیجی‌گونه‌ی این سه نفر باعث می‌شود که سردار نوری فرمانده‌ی آن زمان تیپ 57 آن‌ها را جذب سپاه کند و به اصطلاح به استخدام رسمی سپاه در می‌آورد.

سید نوری موسوی جنگ را به خیر و خوشی و البته با از دست دادن عزیزترین هم‌رزم‌اش شهید مسعود صارمیان به پایان می‌برد و دوباره به دیار مادری‌اش برمی‌گردد و حالا نوبت شروع یک زندگی جدید است که در تاریخ هفتم اردی‌بهشت‌ماه 69 ازدواج می‌کند که حاصل زندگی مشترک‌اش دو دختر است؛ یکی دانشجوی رشته‌ی امور بانکی و دیگری هم در سال اول دبیرستان مشغول به تحصیل است.

سید نوری موسوی خودش می‌گوید آدمی خیلی جدی است و تا لباس سبز «مَمَجو» را نپوشد و یا جلوی دوربین قرار نگیرد به قول لُری خودمان "خون‌اش ‌نِمیا" یعنی احساس‌اش برای هنرنمایی برانگیخته نمی‌شود.

هر چند در وقت مصاحبه لهجه‌ی لُری بالاگریوه‌ای ندارد اما باز هم با همان جذابیت و دلنشینی صحبت می‌کند. چند قدمی تا شروع صحبت‌های سید نوری موسوی - همان «مَمَجو»‌ی خودمان- باقی نمانده است او را همراهی کنید تا شاید "خون‌اش" بگیرد و کمی مصاحبه را طنزتر کند، ما که از پس‌اش برنیامدیم:

*آقای موسوی خیلی‌ها معتقدند که پاسدار یک جلوه و جایگاه خاصی دارد و می‌گویند که نباید در جلوه‌ی طنز و هنر و عرصه‌ی برخی شوخی‌های خط قرمز گذشته وارد شود؛ شما با این موضوع چطور کنار آمده‌اید؟

من از تئاتر و سر سِن بازیگری تئاتر وارد خط جبهه و جنگ و در نهایت سپاه شدم و یک طورهایی دوستان پاسدار مرا به عنوان یک بازیگر، یک پاسدار بازیگر پذیرفته بودند، اما در زمان جنگ نه واقعیت‌اش، در زمان جنگ کلاً بازیگری و تئاتر را کنار گذاشتم.

*کلاً این کار را تعطیل کردید؟

 نه، تعطیل به آن شکل هم نه. معمولاً دوره‌های پنج- شش ماهه می‌رفتیم جبهه، بعد که برمی‌گشیم من دوباره تئاتر کار می‌کردم، ولی بعد از این‌که به استخدام سپاه درآمدم و وارد سپاه شدم، بعد از جنگ رفتم و در واحد فرهنگی سپاه مشغول به کار شدم، در واحد فرهنگی و تبلیغاتی و این چیزها که بیشتر هم به کار فیلمبرداری و کارهای هنری و اجرای برنامه‌ها پرداختم. بعد هم یک گروه تئاتری در همان سپاه تشکیل دادم و از سربازانی که می‌آمدند و استعداد داشتند انتخاب می‌کردم و یک گروه تئاتری برای تیپ 57 درست کردیم و اتفاقاً چند کار هم برای «تیپ» کار کردیم که در سطح شهر هم اجرای عمومی گذاشتیم.

*با چه موضوعاتی؟ همین موضوعات و مواردی که الان کار می‌کنید؟

نه، موضوع این کارها بیشتر دفاع مقدس و سپاه این چیزها بود؛ و می‌خواهم عرض کنم که به یک شکلی نیروهای سپاه و مسئولان سپاه مرا پذیرفته بودند، ولی باز تئاتر در محیط محدودی کار می‌شد و فوق‌اش دو - سه هزار نفر کار ما را می‌دیدند و به این گستردگی که رسانه و تلویزیون دارند، نبود.

*خب، حالا چطور وارد تلویزیون شدید؟  

بله، بعد از این‌که تلویزیون خرم‌آباد افتتاح شد تا مدتی فقط هفته‌ای یک برنامه داشت. آقای علی امرایی که کارگردان برنامه‌ی «آخر هفته» بود به مدت یک سال فقط با آقای مصطفی امرایی که به «قُژقُژی» معروف بود کار کردند. این برنامه بعد از یک سال به تکرار نشست و آن جاذبه‌های لازم را نداشت. این شد که آقای امرایی آمد و با بچه‌های ما که در مجتمع فرهنگی ارشاد کار تئاتر می‌کردند صحبت کرد.

البته این را هم بگویم که من همان موقع که در سپاه بودم، بعد از جنگ کار تئاتر خارج از سپاه را هم ادامه می‌دادم و عصرها می‌رفتم با اساتید و بزرگان تئاتر شهرمان مثل استاد نصرت‌اله مسعودی و مرحوم حسین شیدایی کار می‌کردم.

*یعنی سپاه با تئاتر کار کردن شما مشکلی نداشت؟  

نه، تا قبل از این که رسانه‌ای بشویم، نه مشکلی نداشتند.

*پس مشکلات شما با ورود به تلویزیون شروع شد؟

 بله، پس از بحث رسانه‌ای شدن یک طورهایی موضع گرفتند؛ به خصوص ما که کارمان هم طنز بود کمی برای‌مان محدودیت قائل شدند. البته من قبل از محدودیت‌ها خودم هم زیاد آزاد کار نمی‌کردم و خودم برخی جوانب را رعایت می‌کردم.

*از جانب چه کسانی برای‌تان محدودیت ایجاد می‌شد؟

از  طرف برخی از قسمت‌های سپاه، حالا دیگر اسم نمی‌برم؛ نه این‌که مرا بخواهند در تنگنا قرار دهند، نه؛ منتها بعد از پخش هر قسمت «آخر هفته» در روزهای جمعه من احضار می‌شدم و پرسیدند: چرا این طور شد؟ چرا آن طور شد؟ و من هم توضیح می‌دادم که بابا این تلویزیون جمهوری اسلامی است و ما که در اسراییل بازی نمی‌کنیم و می‌گفتند: نه تو پاسدار هستی، نباید این طور کنی و همین حرف‌ها...

*مگر چکار می‌کردید؟

هیچی، من در زمان آخر هفته کار زیاد خاصی نمی‌کردم، فقط آن بخش هواشناسی بود و همان نمایش‌های متفرقه‌ای که با بچه‌ها اجرا می‌کردیم. البته حقیقتاً بیشتر هم کارم محدودم کرده بود. خب بیشتر هم از دوستان همکار گزارش می‌رفت که آقا دارد شأن سپاه را زیر سؤال می‌برد و این طور چیزهایی و بلافاصله مرا می‌خواستند و باز هم همان توضیحات همیشگی. منتها من کوتاه نمی‌آمدم و می‌گفتم من این کارم است و به هیچ وجه کنار نمی‌گذارم، من وقتی که به عنوان بسیجی وارد سپاه شده‌ام بازیگر بوده‌ام و با همان شکل وارد شده‌ام و الان هم هیچ کار غیر عرف و غیر قانونی انجام نمی‌دهم که بخواهم کنارش بگذارم و تعهد نمی‌دهم که بازی نکنم.

*عاقبت با سپاه به سر بردید، یا نه؟ الان کارمندید، بازنشسته‌اید یا...

بله، من در سپاه ماندم تا یک طرحی مطرح شد که نیروهای بالای بیست سال سابقه‌کار اگر خودشان مایل باشند می‌توانند بازنشست شوند و من هم که این شرایط را داشتم رفتم فُرم پُر کردم و سریع بازنشست شدم.

*از این بحث بگذریم... خُب کی و یا چی کچل‌ات کرد؟

واله ما این موهای‌مان ارثی است. ما سادات مرتضاوندیم و این سادات مرتضاوند در استان لرستان به اصطلاح معروف‌اند به مرتضاوندهای «کِلول» یعنی تاس... (این بار دوم است که می‌خندد)

*پس کسی و یا چیزی کچل‌تان نکرده است؟

نه، ارثی است. پدرم سرش تاس بوده، اخوی‌هایم هم همین‌طور

*یعنی واقعاً هفت برادر سر کچل؟

هفت‌کچلانیم ما... (خیلی جدی از کنار این بحث می‌گذرد)

*خُب برگردیم سر اصل مَمَجو، این شخصیت چطور و چگونه هویت گرفت؟

اوایل کار در تلویزیون، حقیقت‌اش من اسم خاصی نداشتم. تا این که یک نمایش طنز صحنه‌ای کار کردیم که می‌بایست هر کدام از بچه‌ها یک اسم داشته باشند و من هم خودم مَمَجو یعنی محمدجان را انتخاب کردم. این کاراکتر را تقریباً سال 75 که در سینما استقلال بازی و اجرا کردم، در بین مردم خیلی مورد توجه قرار گرفت و در همان موقع این کاراکتر روی من باقی ماند و در نمایش‌های بعدی هم تکرار شد.

*شده که در بین فامیل، دوستان و آشنایان ممجو خطاب‌ات کنند؟

در بین فامیل و خانواده، نه!

*با نقش طنز و هنری‌تان چطور برخورد می‌کنند؟ مخصوصاً همسر و فرزندان‌تان.

باهاش کنار آمده‌اند. من کلاً در زندگی اصلی خودم و خارج از روی صحنه و جلوی دوربین بسیار آدم جدی‌ای هستم. یعنی اصلاً آن چیزی که جلوی دوربین و روی صحنه می‌بینند زمین تا آسمان فرق دارد. همه می‌گویند، نه این‌که بخواهم ادا در بیاورم. واقعاً همین‌طوری هستم. خیلی‌ها هم می‌گویند و تعجب می‌کنند، می‌گویم بابا واقعاً باور می‌کنید غیر از جلوی دوربین و سر صحنه نمی‌توانم آن‌طوری بازی کنم.

*یعنی در محیط شخصی و منزل، آدم طنازی نیستی؟

نه، نه، اصلاً یعنی هیچ «خون‌ام نمیاد» )حس‌ام نمی‌گیرد) از لحاظ شوخ‌طبعی بودن و یا این‌که جوکی بگویم و تعریف طنز بکنم اصلاً حقیقتاً. یعنی هیچ آدم شوخ‌طبعی نیستم.

*یعنی به نوعی آن «سیقافی» را در آنجا ندارید.

در آنجا نه. در آنجا بسیار جدی، آرام (و باز می‌خندد) حالا اگر از دوستان‌ام و یا خانواده و به هر حال کسانی که با من ارتباط دارند بپرسید...  من این طوری‌ام کلاً...

*در کار طنز دنبال چه بوده‌اید و به چه رسیده‌اید؟

واله در قضیه‌ی بازیگری و این چیزها... معمولاً انسان کلاً دوست دارد دیده شود و به طوری علاقه‌ به شهرت و معروف بودن در وجود همه‌ی انسان‌ها هست، منتها هر کس یه یک شکلی و هر کس در رشته‌ی خودش. شایدم من هم چون بازیگر بودم و کلاً بازیگری را به این خاطر انتخاب کرده بودم یک طورهایی دوست داشتم دیده شوم. البته من اول و در ابتدا کار تئاتر جدی می‌کردم و یک بازیگر تئاتر جدی هم هستم و شاید مردم کم کارهای جدی مرا دیده‌اند. دوستان اهل تئاتر کارهای‌ام را دیده‌اند، ولی مردم عادی فقط مرا در شخصیت مَمَجو می‌شناسند.

*چه کارها وتئاترهایی؟ فیلم چطور؟

تهیه‌کننده و بازیگر نقش اصلی سریالهای «سیقاف» «بِراَفتاو» و «یخ‌دون پاپا» بوده‌ام. در سریال «فراموشی» هم بازیگر و مدیر تولید بوده‌ام. در سریال «به رنگ سیب» هم که نمی‌دانم پخش می‌شود یا نه، بازیگر نقش اصلی بودم و این تمام کارنامه‌ی کارهای جدی و رسمی من است. متأسفانه در اینجا جا افتاده چون من باید مَمَجو باشم و هر کاری که به من می‌دهند باید طنز باشد و من مَمَجو باشم. در فیلم، نه؛ ولی در تئاتر در همان تئاتر «نوار ریشه در ...» ما که در سال 65 در استان اول شد و در مسابقات سراسر کشور به عنوان بهترین بازیگر جشنواره انتخاب شدم.

*از عوامل و همکاران‌تان در این تئاتر بگویید، آن‌ها هم الان تئاتر بازی می‌کنند؟

نویسنده و کارگردان این نمایش آقای محمدرضا صادقی‌نسب بود. اسفندیار ملایری و آقای احمدوند که الان هم با خودمان کار می‌کنند بازیگر این کار بودند؛ و دو یار دبستانی خودم شهید مسعود صارمی و عباس نورحجاب هم بودند و البته کوروش نریمانی که امروز یکی از بهترین نویسندگان و کارگردانان مطرح کشور هستند هم حضور داشتند.

*داشتید اسامی تئاترهای جدی‌تان را می‌گفتید...

بله، در تئاتر «سنگرسازان بی‌سنگر» من نقش یک سرگرد عراقی را بازی کردم. در تئاتر «طلاییه قدیم» نقش یک استواری را داشتم. در تئاتر «سوپریز» نقش رییس یک باند جاسوسی را بازی کردم. در تئاتر «پرده‌برداری» هم نقش منتقدی را داشتم که در جشنواره‌ی استانی به عنوان بهترین بازیگر انتخاب شدم. در تئاتر «دیب» به کارگردانی مرحوم حسن حامد و نویسندگی استاد نصرت‌اله مسعودی سه نقش متفاوت را بازی کردم که این تئاتر هم در جشواره به عنوان بهترین تئاتر انتخاب شد و بنده و آقای علیرضا چنگیزیان هم مقام بازیگری در آن کسب کردیم.

*در بحث تلویزیون چطور؟

عرض کردم؛ در بحث تلویزیون کلاً نقش‌های‌ام طنز بوده و مردم بیشتر مرا با مَمَجو و «پی‌نه» می‌شناسند. حتی اگر اسم دیگری هم داشته‌ام اما باز هم مردم با نام مَمَجو فیلم را دنبال کرده‌اند.

*پس مَمَجو یک برند است که بین مردم هم جا افتاده است، اما فقط در حد یک کاراکتر طنز باقی مانده، انتظار داشتید که دیگر فراورده‌های فرهنگی مَمَجو کار این نقش را کامل کند؟ به عنوان مثال لباس مَمَجو، پوستر، عروسک، لوازم‌التحریر و غیره نیز به کمک یک فرهنگ‌سازی جدید توسط این کاراکتر بیاید.

الان می‌شود این کار را کرد. همین الان که برنامه‌ی «شب سپید» پخش می‌شود این ابزاری که شما گفتید را خیلی‌ها تماس می‌گیرند و از ما می‌خواهند. تمام پدر و مادرهای که بعضاً با من برخورد دارند می‌گویند که بچه‌های‌مان عروسک و کلاه مَمَجو را می‌خواهند، اما پیدا نمی‌کنیم. خب! به این خاطر است که متأسفانه ما در یک استان محرومی زندگی می‌کنیم؛ این گونه مسائل هنوز جا نیفتاده است و به این نوع درآمدزایی و ایجاد شغل اصلاً بها نمی‌دهند. در کشورهای اروپایی آن‌قدر که از جوانب و حواشی فیلم درآمدزایی می‌کنند از خود فیلم درآمد به دست نمی‌آورند. مثلاً اگر یک انیمیشن ساخته می‌شود فروش عکس و پوستر و این طور چیزها برای خود اثر هنری هم موجب تبلیغ می‌شود و هم منبع درآمد مضاعف.

*واکنش شما به این‌گونه درخواست‌ها چگونه است؟

هیچ، من یک بازیگرم و کاری از دست‌ام برنمی‌آید و اصلاً سرمایه‌اش را هم ندارم که بخواهم عروسک‌سازی راه بیندازم. شاید اگر در تهران و یا استان برخوردار دیگری بودم روال طور دیگری بود و از این فرصت استفاده می‌کردند.

*خب، مَمَجو از نگاه سید نوری موسوی چگونه شخصیتی دارد که مردم به قول شما این‌قدر دوست‌اش دارند؟

آدمی صمیمی، ساده، شیرین؛ در عین حال هم خیلی داناست. یک طورهایی مثلاً من فکر می‌کنم بهلول است تقریباً. من این طور فکری برای‌اش کرده‌ام. در عین حال که فکر می‌کنند آدم ساده و نادانی است، ولی یک سری چیزهایی را می‌گوید که شاید ریزبین‌ها هم به آن‌ها فکر نکرده‌اند.

*پس می‌خواهی بگویی بهلول لرستانی؟ 

[این خنده‌اش با بقیه‌ی خنده‌های‌اش فرق دارد]، نه حالا، نه به این شکل. من سعی می‌کنم که بیشتر به مشکلات و معضلات سطح شهر و استان بپردازم که معتقدم دلیل برقراری ارتباط خوب مردم با مَمَجو در همین رویه است. مردم فکر می‌کنند کسی هست که دردهای‌شان را می‌شناسد و از جنس خودشان است و همین برای‌شان جذاب است.

*قبل از این‌که جلوی دوربین بروی آیا سناریو و متن خاصی را در اختیارت گذاشته می‌شود؟ یا در همان لحظه و به صورت بداهه است؟

در برنامه‌های گذشته و یا فیلم و سریال‌هایی که کار می‌کنم خُب این‌ها سناریو دارند، منتها واقعیت‌اش چون به لطف خدا بداهه‌گویی‌ام قوی است و می‌توانم بداهه هم نقش را در راستای خواست نویسنده و یا کارگردان جمع و جور کنم. آن‌ها دست‌ام را باز می‌گذارند و می‌گویند دیالوگ اصلی‌ات را بگو و اگر هم توانستی با بداهه‌گویی کامل‌اش کن. در دو کار اخیر «شو نشینی» و «شو اسبی» بیشتر بخش پیامک‌ها مدنظر تهیه‌کنندگان و کارگردانان بود. در این بخش هم که مردم پیامک می‌دهند و بعد هم جواب می‌خواهند. شاید مردم ندانند اما واقعیت این است که من فقط اجرا می‌کنم و یکی از دوستان خوبم آقای مجتبی زرین‌جویی زحمت نویسندگی جواب‌ها را می‌کشد. البته مردم هم کمک‌ام می‌کنند و باهام شوخی می‌کنند و سربه سرم می‌گذارند.

*آیا نمی‌توانید خودتان جوابگوی پیامک‌ها باشید؟ البته فکر نمی‌کنم مدیران صدا و سیما بخواهند ریسک بداهه‌گویی‌های یک طناز را بپذیرند.

می‌توانم ولی احساس می‌کنم به این شکل بهتر است. کسی که بیرون از دایره است بهتر می‌تواند فضا را رصد کند. موفق هم بود و چون تست زدیم و دیدیم که موفق هم بود الحمدالله کارمان را ادامه دادیم.

*گویا یه مدتی بازیگران طنز از تلویزیون قهر کرده بودند و کار نمی‌کردند، قضیه چه بود؟

متأسفانه یک مدتی بود که قضایایی در داخل صدا و سیما پیش آمده بود و می‌گفتند آقا ما طنز فاخر می‌خواهیم.

*منظورشان از طنز فاخر چه بود؟ 

نمی‌دانم، مثل این‌که طنزهایی که ما تا آن زمان کار کرده بودیم... به نظر من طنز فاخر طنزی است که مردم قبول‌اش کنند و بپذیرندش. نه این‌که مدیران قبول‌اش داشته باشند. آن اوایل برنامه‌های آخر هفته و شوگار خوب بود آنچه که مردم می‌خواستند ما اجرا می‌کردیم و دوست هم داشتند این بود که ماندگار هم شدند و در اذهان مردم به عنوان یک یادگار جا باز کرد. بعد از آن زیاد به نام طنز کار کردند ول واقعیت‌اش طنز نبود. من خودم هم در آن چند سال فاصله گرفتم؛ چرا که می‌دیدم آن چیزی که مردم می‌خواهند این‌ها اجازه نمی‌دهند ما کار کنیم و هِی می‌گفتند ما طنز فاخر می‌خواهیم و خودشان هم نمی‌دانستند که چه می‌خواهند و منظورشان چیه. و از برخی مدیران تلویزیون می‌پرسیدیم که منظورتان از طنز فاخر چیه و چه می‌خواهید، اما متأسفانه خودشان هم نمی‌توانستند دقیقاً خواسته‌شان را بیان کنند و ما هم دچار سردرگُمی شده بودیم همین شد که خود من هم کمی فاصله گرفتم و گفتم این طنز فاخر شما را نمی‌فهمم و دیگر هم نرفتم مگر این‌که فیلم و یا سریالی بود که همکاری کرده باشم.

*همه به این خاطر دور شدید؟

نه، کار می‌شد. دوستان دیگری کار می‌کردند ولی دیده نمی‌شدند؛ چرا که آن چیزی که مردم می‌خواستند نبود پس طبیعتاً با اقبال عمومی مواجه نمی‌شدند ولی شکر خدا این کار ما دیده شد.

*برخی می‌گفتند که اختلاف بین خودتان پیش آمده و به چند دسته تقسیم شده‌اید...

نه، ما چند دستگی‌مان هست و همین الان دو گروه هستیم، در واقع گروه بنده که به گروه فرهنگی هنری سیقاف معروف است و گروه آقای چگنی است به نام گروه شوگار.

*همین الان برخی طنزهای مناسبتی  در مکان‌های عمومی و سینماها کار می‌شود که مردم اعتراض دارند به نوع ادبیات‌شان...

به دوستان‌ام توهین نشود، به صورت کلی دارم می‌گویم من اصلاً بعضی از این‌ها را طنز نمی‌دانم. اولاً من افتخار می‌کنم که دلقکی هستم، دلقک مردم مسلمان لُر. خوشحالم که مردم به من می‌خندند و حتی برای چند لحظه مشکلات‌شان را از یاد می‌برند.

*مگر کسی به شما گفته دلقک؟ یا خودتان می‌گویید

 خودم می‌گویم؛ واقعیتی است، من دارم طنز کار می‌کنم، دارم مردم را می‌خندانم...

*خب پس طنازید و دلقک نیستید! 

یک نفر بهم گفت، گفتم خوشحال‌ام که دلقک جنابعالی‌ام. به عنوان یک کنایه به من گفت، گفتم خوشحال‌ام که دلقک جنابعالی‌ام و دلقک این مردم‌ام. با توجه به انبوه مشکلات و معضلاتی که امروزه وجود دارد حداقل یکی از سخت‌ترین کارها این است که مردم را بخندانی.

*پس دل‌تان گرفته از صحبت آن دوست...

آقای کوماس‌جودکی خنداندن مردم همیشه سخت است اما واقعاً سخت‌ترین کار دنیا خنداندن مردم لُر است که من می‌توانم آن‌ها را بخندانم. شاید یک اصفهانی و یا یک تهرانی، یارو بازیگر خودش را به زمین می‌کوبد روده‌بر می‌شود ولی یک لُر از این حرکات بدش می‌آید. خیلی سخت می‌شود که یک لُر را بخندانی؛ و این لطف خداست برای من و خودم هیچ نقشی در آن ندارم غیر از این که خداوند محبت کرده و این استعداد را بر دامن ما نهاده است. امیدوارم که بتوانم تا همیشه این لیاقت را حفظ کنم.

*آیا فقط هدف‌تان یک خنده و یک سرگرمی صرف برای مخاطب است یا نه؟

نه، هدف‌ام فقط سرگرمی و خنده نیست و دوست دارم یک پیامی را بدهم و یک دردی، یک مشکلی را بازگو کنم و در نوع کارهای من می‌توانی این هدف را به خوبی ملاحظه کنی. و در آن‌ها یک سری موارد هست که آن‌هایی که بخواهند بگیرند، می‌گیرند. نمونه‌اش نمایش «بودجه» است که هنوز که هنوز است در یادها باقی مانده است؛ با همان پیام‌های خاص‌اش.

*اما مردم اعتقاد دارند که در این دو برنامه‌ی اخیر مَمَجو فقط جنبه‌ی طنز و سرگرمی را پیش گرفته است و خبری از محتوای اثرگذار نیست.

این پیام‌ها را انتخاب می‌کنند و من هیچ نقشی ندارم، اما در برنامه‌ی «شونشینی»، حقیقت‌اش آقای فولادوند؛ تهیه‌کننده‌ی جوان و مستعد هم‌استانی‌مان انتخاب‌های بهتری داشت، مثلاً اگر قرار بود 30 پیام بخوانیم 20 تای آن‌ها را به مشکلات و معظلات مردم اختصاص می‌داد و 10 تا هم به شوخی‌ها و سرگرمی‌های خودمانی. ولی الان فقط 10 پیامک می‌خوانم و 10 تا هم شده خاله‌زنک بازی و پدرخانم‌ام چکار کرد و مادر شوهرم چه کار می‌کند. خُب آن چیزی که انتخاب می‌کنند و به دست من می‌دهند مهم است.

*یعنی با این کار، مسئولان صدا و سیما به آن طنز فاخر مورد نظرشان دست پیدا کردند؟

بله

*و شما راحت‌اید با این گونه طنز؟

من خوش‌ام نمی‌یاد، من بیشتر از روش شونشینی خوش‌ام می‌آمد. یعنی پیامک‌های شونشینی به نظرم خیلی بهتر و پر محتواتر بود تا شب سپید. این برنامه خیلی پر بیننده‌تر است، چون آیتم‌های بیشتر و متنوع‌تری دارد و خود من هم از اول تا آخر برنامه حضور دارم، بیننده‌اش بیشتر است ولی در شونشینی من فقط 10 دقیقه می‌آمدم و باز با لطف خدا در همان 10 دقیقه مردم را آوردیم پای تلویزیون محلی خودمان.

*گیرم که مردم هم جذب تلویزیون خودمان شدند، چه می‌شود؟ آیا هدف فقط همین است؟

همین که یک ساعت مردم ماهواره نگاه نمی‌کنند، واقعیت را بپذیریم بیشتر مردم شبکه‌های ماهواره‌ای را دنبال می‌کنند، شکر خدا توانسته‌ایم کاری کنیم که مردم لرستان و حتی لُرزبان کل کشور را در این ساعت جذب برنامه‌های خودمان بکنیم. و این را خیلی‌ها به خود من گفته‌اند که ما ماهواره داریم اما در این ساعت ترجیح می‌دهیم که افلاک را نگاه کنیم و آن هم به اتفاق تمام اعضای خانواده.

*اگر کمی دست‌تان را باز بگذارند آیا می‌توانید با رعایت همان چارچوب‌های مورد نظر مدیران، یک برنامه‌ی طنز با رعایت اصول و خط قرمزها تهیه کنید؟

بله، بارها پیشنهاد داده‌ام و گفته‌ام آقا به ما اعتماد کنید. ما بالاخره سال‌ها در این استان کار کرده‌ایم، مردم هم می‌شناسندمان و شخصیت‌های طنزمان را دوست دارند. متأسفانه خُب آن‌ها هم سیاست‌های خاص خودشان را دارند.

*شاید به این خاطر باشد که آستانه صبر مسئولان ما در استان کم است .آیا این مساله تا به حال گریبان گیرتان شده یانه؟

خب اگر هم شده به من اطلاع نداده ان و گریبانگیر مسئولان صداو سیما شده است  و بیشتر به آن ها گلایه و اعتراض می کنند ولی خب بمن هم می رسید که فلان مدیر و یا فلان مسئول چه گفت و چکار کرد.

*در پایان می‌شود بفرمایید برای از این به بعد چه برنامه‌هایی دارید؟

والا مدیران محترم صدا و سیما یک قولی به ما داده‌اند که برنامه‌های روزهای عید را به خودمان بدهند تا کار کنیم؛ به طوری که خودم تهیه‌کننده باشم و با همان بچه‌هایی که در گروه‌ام کار می‌کنند این برنامه‌ها را تهیه کنیم. من هم نزدیک به 200 نمایش کوتاه طنز را آماده کرده‌ام و به آن‌ها داده‌ام و منتظرم جواب بدهند تا کارمان را شروع کنیم. چون من خودم بازیگر طنزم و این کاره هستم معیارهای صدا و سیما را هم می‌شناسم، اگر صلاح را به دست خودمان بدهند، خیلی موفق‌تر خواهیم بود و نمونه‌اش هم همین سریال‌های «فراموشی» و «برافتاو» و «یخدون پاپا» بوده که بارها و بارها از این شبکه پخش شده و هر بار هم که پخش شده مردم دوباره با آن ارتباط برقرار کرده‌اند.

شاید اردن علیه داعش، وارد جنگ زمینی شود


شاه اردن مسئله «جنگ فوری زمینی» با داعش را در سوریه با مسئولان امنیتی عالی‌ رتبه کشور بررسی می‌ کند. همچنین «ممکن است اردن پروازهای خود را در جنگ علیه داعش افزایش دهد.»الکساسبه قبل از این کشته شده بود و داعش قصد داشت الریشاوی، زندانی خود را آزاد کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، یک مقام بلندپایه دولتی در اردن فاش کرد، طرح مبارزه زمینی با داعش (در سوریه)، روی میز شاه اردن قرار گرفته است.

این طرح برای اجرا شدن مستلزم ورود به خاک سوریه دارد. اردن در شمال خود، با سوریه مرز مشترک دارد.

این مقام دولتی به وبگاه خبری «العرب الیوم» اردن گفت: ایده ورود به درگیری مشخص با داعش روی میز تصمیم‌ گیرندگان است و «عبدالله دوم» این مسئله را با مسئولان عالی‌رتبه امنیتی کشور بحث خواهد کرد.

این مقام که هویت وی فاش نشد، همچنین گفت: ایده حمله فوری به داعش در انتقام خون خلبان شهید «معاذ الکساسبه»، سپس ایجاد راهبرد جدید در داخل ائتلاف (صد داعش) به ریاست آمریکا برای نابود کردن داعش و پایان دادن به وجود آن در کوتاه‌ترین زمان ممکن است، چیزی است که دولت (اردن) الان به آن می‌اندیشد.


با اقدام داعش به آتش‌زدن خلبان اردنی که در قالب حملات ائتلاف آمریکایی ضد داعش، به اسارت داعش در آمد، تحلیل‌ های مختلفی منتشر شد. اما بخشی از ناظران سیاسی درباره این مسئله که ممکن است دستاویزی برای ورود زمینی اردن به جنوب سوریه باشد، هشدار دادند.

در همین حال، برخی دیگر، هدف داعش از این اقدام را رعب و وحشت افکنی در دل نظامیانی دانست که در قالب ائتلاف ضد داعش به مواضع این گروه در عراق و سوریه حمله می‌کنند و هر گونه اقدام نظامی زمینی علیه داعش را بعید دانسته بودند اما اکنون این مقام دولتی اردن از طرح شدن این موضوع خبر می‌دهد.



به گزارش مشرق، پس از کشته شدن الکساسبه، عبدالله دوم شاه اردن سه‌شنبه (۱۴ بهمن) در بیانیه‌ای تلویزیونی اعلام کرد که «کساسبه، خلبان شجاع در دفاع از عقیده، میهن و ملتش کشته شد. ما امروز در کنار خانواده‌اش و مردم و نیروهای مسلح اردن می‌ایستیم».

در عین حال، سرلشگر بازنشسته «فایز الدویری» اردنی، اقدام یکجانبه کشورش در ورود به جنگ زمینی با داعش را به علت مسافت جغرافیایی با «رقه» (مقر اصلی داعش) در شمال شرق سوریه، بعید دانست و گفت که این اقدام فقط در پوشش عربی و بین‌المللی امکان‌پذیر است.

الدویری با بیان اینکه ممکن است اردن پروازهای خود را در جنگ علیه داعش افزایش دهد، افزود، راهبرد این کشور در قالب ائتلاف ضد داعش تحت تأثیر مرگ یک نفر قرار نمی‌گیرد.

این کارشناس اردنی در ادامه از سیاست «لَنگ» باراک اوباما در مبارزه با گروه داعش و تروریسم انتقاد کرد و گفت که ائتلاف تا کنون هیچ دستاوردی نداشته است.

همچنین «مروان شحاده»، که العرب‌ الیوم، وی را «کارشناس امور گروه‌ های جهادی» نامید، نیز گفت که داعش قصد داشت در مبادله زندانیان با اردن، فریب‌کاری کند، زیرا الکساسبه قبل از این کشته شده بود و داعش قصد داشت الریشاوی، زندانی خود را در اردن از این طریق آزاد کند.
 

دانلود

ترس کشورها از آمریکا و رژیم صهیونیستی برای بازگشایی سفارت خود در سوریه

معاون وزیر خارجه سوریه درباره درخواست برخی کشورها برای بازگشایی سفارت خود در دمشق نیز گفت: از اروپا و کشورهای دیگر منطقه تماس می‌گیرند و قصد دارند سفارت هایشان در سطحی پایین‌تر از سفیر در دمشق بازگشایی شود و گفت‌وگوهایی در پشت درهای بسته در


معاون وزیر خارجه سوریه با اشاره به کمک کشورهای غربی به تروریست‌ها گفت: اکنون اتاق‌های عملیات در بروکسل، پاریس و لندن در حال کمک اطلاعاتی، تسلیحاتی و رسانه‌ای به تروریست‌ها هستند.

فیصل مقداد پنجشنبه شب در برنامه گفت‌ وگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما با تبریک ایام دهه فجر به ملت و دولت ایران،‌ گفت‌: انقلاب اسلامی در منطقه معادلات را تغییر داد و در دنیا نیز تاثیر عمیقی گذاشت و امیدواریم با کمک برادران ایرانی،‌ سرزمین‌های عربی را از اشغال تروریست‌ها و رژیم صهیونیستی آزاد کنیم.

وی با بیان این که پشت سر همه تروریست‌های سوریه، رژیم صهیونیستی قرار دارد، یادآور شد: پیش‌بینی من این است که در سال 2015 این بحران پایان یابد.

فیصل مقداد با اشاره به کمک کشورهای غربی به تروریست‌ها نیز افزود: امروز اتاق‌های عملیات در بروکسل، پاریس و لندن در حال کمک اطلاعاتی، تسلیحاتی و رسانه‌ای به تروریست‌ها هستند.

معاون وزیر خارجه سوریه علت اصلی بحران در سوریه را زیر بار نرفتن بشار اسد در مقابل زیاده‌خواهی‌ها و تأکید آن بر حفظ تمامیت ارضی سوریه در قبال کشورهای غربی و همسایه خواند و اظهار داشت: تلاش کردیم با ترکیه اختلافات را کنار بگذاریم و منافع مسلمانان منطقه را حفظ کنیم؛ اما آنها به دنبال ضربه زدن به این منافع هستند. اردوغان در خصوص سوریه،‌ بی انصاف بود و این در حالی بود که ما در کنار ملت ترکیه بودیم.

وی سران کشورهای غربی از جمله فرانسه و انگلیس را سیاستمدارانی درجه چندم خواند که مانند گذشتگانشان استراتژیست و بزرگ نیستند و خاطرنشان کرد: آنها افرادی کوته بین و کوچک نگر هستند. این سران تابع نتانیاهو هستند و نمایندگان مردم کشورشان نمی‌باشند.

فیصل مقداد درباره نقش سازمان ملل نیز گفت: آنها به مردم سوریه کمک کردند تا از کشور خارج شوند تا تروریست‌ها سنگر‌های بیشتری در شهرها داشته باشند و در برخی مواقع در کنار تروریست‌ها علیه دولت مرکزی بودند.

معاون وزیر خارجه سوریه در خصوص درخواست برخی کشورها برای بازگشایی مجدد سفارتشان در دمشق نیز گفت: از اروپا و کشورهای دیگر منطقه تماس می‌گیرند و قصد دارند سفارتخانه‌هایشان در سطحی پایین‌تر از سفیر در دمشق بازگشایی شود و گفت‌وگوهایی در پشت درهای بسته در این زمینه صورت گرفته، اما آنها از رژیم صهیونیستی و آمریکا هراس دارند.

مذاکره درباره ایران در دستور کار نشست مونیخ/ تدابیر شدید امنیتی

پنجاه و یکمین نشست امنیتی مونیخ از ساعت ۱۵ امروز به وقت محلی در آلمان آغاز می شود. در آستانه آغاز این نشست، شمار زیادی نیروی پلیس در این شهر مستقر شدند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، آقای محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه، به همراه عباس عراقچی و مجید تخت روانچی، مذاکره کنندگان ارشد هسته ای ایران نیز در این اجلاس حضور دارند.

 

وزیر امور خارجه کشورمان در حاشیه این کنفرانس سه روزه، گفتگوهای دو جانبه ای را درباره موضوع هسته ای با همتایان خود در گروه پنج به علاوه یک برگزار می کند.

 

همچنین قرار است آقای ظریف در میزگردی با موضوع برنامه هسته ای ایران که یکشنبه با حضور برخی وزیران پنج به علاوه یک تشکیل می شود، شرکت کند.

 

در نشست امنیتی مونیخ، امسال بیش از 400 نفر از سیاست‌گذاران جهان، از جمله رهبران کشورها و روسای دولت‌ ها، وزیران امور خارجه و دفاع درباره مهم‌ ترین مسائل امنیتی، سیاست خارجی، بحران‌ ها و مناقشه های کنونی و آینده جهان بحث و رایزنی می‌ کنند.

 

مباحثی چون تاثیر بحران اوکراین بر امنیت اروپا، اوضاع وخیم پناهندگان، تروریسم و مبارزه با آن و مسایل مربوط به خاور میانه از جمله دستور کار نشست های شرکت کنندگان در این نشست است.

دانلود


***

پنجاه و یکمین شست امنیتی مونیخ، با موضوع هسته ای ایران، از امروز، جمعه، 17 بهمن 1393، آغاز می شود

سرویس مانیتورینگ نیز به نقل از «آسوشیتدپرس» گزارش داد،  سخنگوی پلیس مونیخ، از استقرار سه هزار و ششصد نیروی پلیس در خیابان های مونیخ خبر داد.
 

 

نشست امنیتی مونیخ، امروز (جمعه ، 6 فوریه) آغاز به کار می کند و روز یکشنبه (8 فوریه) به کار خود پایان می دهد.



سخنگوی پلیس مونیخ در این باره گفت: حدود سه هزار و ششصد نیروی پلیس در این شهر مستقر شده اند که اندکی بیشتر از شمار نیروهای پلیسی است که در نشست سال گذشته مستقر کردیم.



ولفگانگ ونگر افزود: اطراف هتل هم منطقه امنیتی ایجاد کردیم. شمار میهمانان ما امسال بیشتر از سال گذشته است.

 

دانلود

 

 

جنگ با داعش، صلیبی شد!/ داعش، علت سوزاندن خلبان اردنی را بیان کرد

گروه داعش، در بیانیه خود اعلام کرد: الکساسبه را از آن جهت سوزانده است که خلبان اسیر، با هواپیماهایش برای ائتلاف صلیبی آمریکایی، اقدام به بمباران مناطق مسکونی و کشتار زنان و کودکان و مردان مسلح کرده بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، گروه تروریستی داعش در این بیانیه که از شبکه تلویزیونی «الجزیره» قطر پخش شد، تاکید کرد: اقدام به سوزاندن معاذ الکساسبه، خلبان اسیر اردنی، قصاص اقدام وی به سوزاندن افراد با انداختن بمب های هواپیمایش بود.

پرچم داعش - گروه تروریستی اعلام کرد: خلبان اردنی را به قصاص اقدام وی به بمباران زنان و کودکان مسلمان در ائتلاف آمریکایی سوزانده است


الجزیره افزود: ابوخطار الیمانی، از سرکردگان داعش، در واکنش به انتقادهای گسترده از اقدام این گروه به سوزاندن معاذ الکساسبه، افزود: خلبان اردنی کودکان، زنان و مردان مسلمان را با موشک های هواپیمایش می سوزاند. سوزاندن افراد با آتش در اسلام به جز در صورت اجرای حکم قصاص، مجاز نیست.


وی تصریح کرد: الکساسبه، زیر پرچم صلیبی ها می جنگید و به آنها برای قتل مسلمانان کمک می کرد. این اقدامات برای اثبات خروج او از دین اسلام کافی است.