خاتمی رفیق دزد یا شریک قافله؟

خبرگزاری فارس بررسی کرد؛
خاتمی رفیق دزد یا شریک قافله؟

خبرگزاری فارس: سخنان اخیر سید محمد خاتمی در جمع اعضای فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی اگرچه حاوی نکات تازه‌ای نبود ولی در عین حال بی‌نیاز از تجزیه وتحلیل نیست.


سخنان اخیر سید محمد خاتمی در جمع اعضای فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی اگرچه حاوی نکات تازه‌ای نبود و مثل همیشه از شیوه "ابهام‌گویی "،‌ "کلی‌گویی "،‌ "بدون سند یا استناد خاص "، "اتهام پراکنی "، " درست پنداری مواردی که در ابطال آنان تردیدی وجود ندارد "، " برجسته نمائی موضوعات کوچک " و "کوچک نمایی موضوعات بزرگ "، "مسئولیت گریزی در جرائمی که مسئولیت او و همراهانش در آنها اثبات شده "، "‌مسئولیت و مسندخواهی در اموری که مردم او و همراهانش را در آنها فاقد صلاحیت می‌دانند. " "آویختن به امام، مراجع و سایر مقدساتی که او از ریشه به آنان اعتقادی ندارد " و..استفاده کرد. ولی در عین حال بی‌نیاز از تجزیه وتحلیل نیست. این قلم تنها به مواردی از مطالب مطروحه می‌پردازد:
1-خاتمی میگوید: "حرمت نهادن به اراده و خواست مردم، مسئله مهمی است و مجلسی که برآمده از اراده آزاد و تصمیم واقعی مردم باشد، علاوه بر آنکه تدوین‌گر قوانین وسازوکار اداره کشور است و بر تمامی امور نظارت دارد می‌تواند جلوی دیکتاتوری‌ها و انحرافات و بسیاری از مشکلات و کجروی‌ها را بگیرد. "
با آقای خاتمی در اینکه مجلس باید علاوه بر قانونگذاری در مقابل دیکتاتورها، انحرافات و کجروها بایستند کاملا موافقیم و آن را مطالبه نظام، مردم و قانون اساسی کشور می‌دانیم. اما در مورد اینکه واقعا آقای خاتمی و همگنان او با دیکتاتوری، انحراف و کجروی مشکل دارند تردید جدی داریم. اگر خاتمی با دیکتاتوری مخالف بود در مقابل دوستان دیکتاتور خود که در مجلس ششم در مقابل اصول مصرح قانون اساسی ایستادند و حتی مجلس که رکن مهم دموکراسی و از ارکان اصلی نظام بود را به تحصن و تعطیلی کشاندند، می‌ایستاد و صف خود را از آن دیکتاتورها جدا می‌کرد، مگر خود او در دانشگاه شریف با اشاره به رویه همکاران خود نگفته بود: من از این رویه‌ها صدای دیکتاتوری را می‌شنوم. اگر خاتمی با کجروی‌ و انحراف مشکل داشت چرا با انواع کجروی‌های مجلس ششم که بارزترین آن صدور نامه سرگشاده 127 نماینده خطاب به رهبر معظم انقلاب و تقاضای پذیرش بندگی آمریکا بود، همراهی کرد مگر همراه با آن نمایندگان، از وزارت خارجه او سراسیمه نامه‌ای به وزارت خارجه آمریکا ارسال نشد که در آن با صراحت گفته شده بود که : ما حاضریم همه مسائل اختلافی را آنگونه که رضایت شما را جلب کند، حل و فصل کنیم " آیا کجروی از این شدیدتر هم وجود دارد؟
2- خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: "به خاطر محدودیت‌هایی که در انتخابات ایجاد شد اقلیت مجلس فعلی وظیفه و مسئولیت بخش‌های عظیمی از مردم که از داشتن نامزد مورد نظر و در نتیجه نماینده محروم شدند و نتوانستند در انتخابات شرکت کنند نیز بر عهده دارند، اقلیت مجلس خواست واراده اکثریت معنوی جامعه را نمایندگی می‌کند.. جریان اصلاحات در انتخابات مجلس هشتم از داشتن کاندیدا در تمامی حوزه‌های انتخاباتی محروم شد و تنها توانست به جز تهران104 کاندیدای خود را در معرض رای مردم قرار دهد که بیش از نیمی از این کاندیداها به مجلس راه یافتند. "
اجازه بدهید از کنار عبارت‌های عجیبی نظیر اینکه "اقلیت مجلس معرف اکثریت جامعه است "، "مردم درانتخابات مجلس هشتم از انتخاب نمایندگان واقعی خود محروم شدند " و "نیمی از کاندیداهای اصلاحات رای آوردند. " بگذریم چرا که تناقض این سخنان آشکار است. در انتخابات مجلس هشتم، اصلاح طلبان 192 کاندیدای رسمی که برای آنان رسما تبلیغ می‌کردند و ده‌ها کاندیدای غیررسمی که اصلاح طلبان از آنان حمایت مالی کرده و به طور اعلام نشده برای آنان تبلیغ می‌کردند، داشتند. خاتمی در این سخنان تنها به 134 کاندیدا اعتراف دارد که با جدا کردن تهران آنان را 104 نفر برشمرده است! در کل کشور تنها 30 نفراز کاندیداهای رسمی و 5 نفر کاندیدای غیررسمی آنان به مجلس راه یافت که خاتمی آنان را بیشتر از نیمی از کاندیداهای اصلاح طلبان خوانده است! با کدام محاسبه؟ خاتمی به گونه‌ای وانموده کرده است که گویا با حذف کاندیداهای مجرم اصلاح طلب نیمی از مردم با صندوق قهر کرده و یا به اجبار به کسی رای داداند که به او تمایلی نداشتند. حال آنکه اولا رقم شرکت‌کنندگان در انتخابات مجلس هشتم به حدود 30 میلیون نفر بالغ شده وحال آنکه در انتخابات مجلس ششم که رفقای او اکثریت مجلس را به دست گرفتند، رقم شرکت‌کنندگان کمتر از 27 میلیون نفر بود. در همان مجلس مجموعه آرایی که اصلاح طلبان را به اکثریت مجلس تبدیل کرد از 12میلیون رای فراتر نرفت و حال آنکه مجموعه آرایی که اصولگرایان را به اکثریت مجلس تبدیل کرد از مرز 17 میلیون رای گذشت و حدود 13 میلیون آرا مربوط به کاندیداهایی است که آرایی داشته‌اند ولی به نصاب لازم نرسیده‌اند و یا کاندیداهایی که به طیف اصلاح‌طلبان تعلق داشته و به مجلس راه یافتند. آرا اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری نهم که دولت خاتمی برگزار کننده آن بود هم با وجود جذب بخشی از آرا اصولگراها به حدود 10 میلیون در برابر 17.2 میلیون رای اصولگرایان رسید و خاتمی بارها آن انتخابات را سالم‌ترین و مایه افتخار خود معرفی کرد در انتخابات سال گذشته مجموعه آرا و کاندیدای آنان به حدود 13.5 میلیون در برابر حدود25 میلیون رای رسید و خاتمی در همین جلسه به طور تلویحی ادعای تقلب را رد کرده و بر صحت آن گواهی داده است. با این وصف معنای این سخن خاتمی که اقلیت مجلس هشتم خواست و اراده اکثریت معنوی جامعه را نمایندگی می‌کندچیست؟ و اساسا اکثریت معنوی یعنی چه؟ خاتمی روند و نتیجه انتخابات دوره خود از جمله انتخابات شوراهای دوم، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم را درست ندانسته و درستی آن را با صراحت اعلام کرده است . خب نتیجه این پذیرش پذیرفتن قهری حقوق اکثریتی است که مجلس را شکل داده‌اند پس چرا در این جلسه، خاتمی اقلیت را اکثریت خوانده است؟ آیا این از نظر اخلاقی و قانونی قابل پذیرش است؟ آیا این به آن معنا نیست که آنجاهایی هم که این آقایان علی‌الظاهر نتیجه‌ای را می‌پذیرند در عمل برای بر هم زدن آن تلاش می‌نمایند.
3- خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: "تاکید ما بر انتخابات سالم، حفظ سلامت در تمامی مراحل انتخابات از مقدمات تا نحوه تشخیص صلاحیت‌ها، حقوق کاندیداها در نظارت بر صندوق‌ها و روند رای‌گیری و شمارش آرا است. خواست ما در گذشته و امروز موارد مشخصی بوده که حتی پس از حوادث انتخابات اخیر کشور نیز بر آن تاکید کردیم. باید شرایط حضور با نشاط مردم و تامین حقوق آنان تضمین شود و باید سازوکاری برای انتخابات کشور تدوین شود که کمترین محدودیت برای آزادی رای مردم و بیشترین فضا برای تحقق خواست و اراده آنان فراهم شود منظور ما از انتخابات ناسالم، فقط امکان وقوع تقلب در رای‌گیری نیست بلکه تاکید ما بر انتخابات سالم، حفظ سلامت در تمام مراحل انتخابات از مقدمات تا نحوه تشخیص صلاحیت‌ها، حقوق کاندیداها در نظارت بر صندوق‌ها و روند رای‌گیری و شمارش آرا است. "
خاتمی در این بخش از سخنان خود وانمود کرده که همه نگرانی او و سایر اصحاب فتنه "در گذشته و حال " حفظ سلامت انتخابات بوده است. در واقع خاتمی می‌داند که رفتار طیفی که او به آنان تعلق دارد و از جمله رفتار خود او در چند انتخابات اخیر به خصوص در انتخابات 88 به هیچ وجه قابل توجیه نیست. و لذا او از کنار آن اقدامات با آوردن عبارات کلی عبور کرده است و حال آنکه این اول بحث است.
خاتمی به طور تلویحی می‌گوید: ما که می‌گفتیم تقلب منظورمان تقلب در رای‌گیری نبود یعنی خود را از داستان پر ماجرای ادعای وقوع 11 میلیون تقلب -که به تعبیر رئیس دفتر او، محمد علی ابطحی رمز آشوب بود- کنار می‌کشد. اما در مورد سلامت انتخابات در مراحل مختلف، قانون اساسی و قانون‌ عادی تکلیف را مشخص کرده و نهادهای تضمین کننده سلامت و روش تحقق سلامت انتخابات مشخص شده‌اند البته ممکن است قوانین اشکالاتی داشته باشند که راه اصلاح آنها نیز در قانون آمده است. قانون اساسی کشور -که خاتمی وانمود می‌کند به همه ابعاد و زوایای آن عقیده‌مند است- وقانون انتخابات نظام این موضوع مهم را مهمل نگذاشته است. عقل و منطق حکم می‌کند که به نهادهای تضمین کننده سلامت انتخابات نظیر شورای نگهبان کمک کنیم تا با قوت بیشتر این جهت را تامین نمایند. چه طور می‌توان از کسی که صلاحیت نهاد قانونی تضمین‌کننده انتخابات را تا سر حد دامن زدن به نافرمانی مدنی و راه انداختن آشوب نفی می‌کند پذیرفت که او نگران سلامت انتخابات است. مگر آنکه سلامت انتخابات به ضد خود تعریف شود که با نفی نهاد ضامن سلامت منافاتی نداشته باشد و ظاهرا آقای خاتمی از این منظر به سلامت انتخابات نگاه می‌کند. خاتمی حسب این سخنان و سخنان دیگر و رویه خود سلامت انتخابات را در این می‌داند که هیچ نظارتی از سوی نظام روی انتخابات نباشد نه شورای نگهبان نه قوه قضائیه، نه وزارت اطلاعات، نه نیروی انتظامی و نه.. کار به سابقه علمی و فکری فرد نداشته باشند. با توجه به جبهه متنوع آنان در آشوب‌های پس از انتخابات و پشتیبانی مستمر اجزا از یکدیگر باید گفت از نظر خاتمی منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، نحله‌های استعمار ساخته، محکومین قضایی، وابستگان به سرویس‌های جاسوسی، مرتبطین با صهیونیست‌ها و سایر آدم کشی‌هایی که مسجد لولاگر را به آتش کشیده، پایگاه بسیج را تخریب کردند و ده‌ها شهروند مظلوم را به شهادت رساندند باید بتوانند در انتخابات کاندیدا بشوند و این شرط و علامت سلامت انتخابات است! اگر خاتمی واقعا به قانون اساسی علاقه داشت، محدودیت‌ها و شرایط مطروحه در آن و الزامات و لوازم آن را می‌پذیرفت.
نکته دیگر در این بخش از سخنان خاتمی این است که او وانمود می‌کند مشکل اصلاح طلبان و مخالفان نظام این است که میدان برای حضور آنان در انتخابات باز نیست که اگر باز بود آنان بعنوان "نمایندگان واقعی اکثریت مردم " در مناصب بودند. این درحالی است که مشکل اصلی خاتمی و ...این است که زمینه پذیرش را در میان توده‌های مردم از دست داده‌اند. مگر رفقای او در انتخابات مجلس هشتم و شوراهای سوم ذیل عنوان " یاران خاتمی "‌در انتخابات کاندیدا نبودند چه شد که به مجلس و شورا راه نیافتند. مگر در انتخابات ریاست جمهوری دهم حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی نگفت: "اینک در این انتخابات همه سلیقه‌ها کاندیداها خود را دارند. " چه طور شد که مهمترین کاندیدای آنان که به دروغ داعیه پیروی از امام راحل را یدک می‌کشید و امروز معلوم شده است که محافل خاص 20 سال او را برای چنین روزی آماده کرده بودند، به میدان نیامد و با فاصله بسیار از رقیب خود شکست نخورد؟ پس چرا خاتمی به جای پذیرش واقعیت به دروغ متوسل می‌شود؟
خاتمی می‌گوید: منظور ما از تقلب، تقلب در رای‌گیری نیست. خودخاتمی در نامه‌های متعدد به قوه قضائیه بر ادعاهای موسوی که مدعی بود آرا او به نفع احمدی‌نژاد مصادره شده، صحه می‌گذاشت و در یک هم زبانی خواستار ابطال نتایج انتخابات بود. بقیه دوستان خاتمی هم همین را دنبال می‌کردند. حالا خاتمی می‌گوید منظور ما مقدمات و نحوه تشخیص صلاحیت‌ها و حق نظارت کاندیداها بر روند انتخابات بود. اگر این بود چرا صراحتا نگفتید و تنها یک گزینه را روبروی نظام قرار دادید، ابطال انتخابات! تازه در همین بخش هم خاتمی متوسل به دروغ و دغلکاری شده است.
مگر در معرفی موسوی و کروبی یا هر کس دیگری که این طیف کاندیدا می‌کردند مشکلی وجود داشت؟ مگر مجاری قانونی بدون فوت وقت صلاحیت موسوی را که نگاه به سابقه وی از جمله استعفای او در برهه حساس 67 صلاحیت نداشت، تایید نکردند؟
مگر حدود 47 هزار نماینده موسوی در کنار شعب اخذ رای ودر متن اخذ آراء نبودند ومگر به موسوی اجازه ندادند که هر تعداد صندوقی که او می‌گوید بازشماری شود مگر دوره رسیدگی به شکایت را تمدید نکردند مگر رهبری نمایندگان کاندیداها را برای شنیدن دلایل و رؤیت اسناد به حضور نپذیرفتند و حدود سه ساعت سخنان آنان را که حتی یک سند یا یک دلیل موجه در همه سخنان خود ارائه نکردند، نشنید؟ آیا خاتمی با این همه تشریفات قانونی و فراتر از قانون که برای استیفای حداکثری حقوق کاندیداها اعمال شد و از سعه صدر نظام حکایت می‌کرد، استقبال کرد و یا دیکتاتور ما با نه گفت ما یک حرف بیشتر نداریم و آن "ابطال انتخابات " است؛‌مگر کاندیدای این طیف در جلسه با اعضای کمیسیون سیاست خارجی مجلس با صراحت نگفت "اگر مجددا انتخابات برگزار شود و من رأی نیاورم باز هم می‌گویم انتخابات باید ابطال شود. "
خاتمی در جای جای سخنان خود سنگ "مردم "، "قانون اساسی " و "انتخابات سالم " را به سینه می‌زند و این همه در حالی است که او همواره به آراء مردم در دوم و بیستم خرداد 76 و 80 استناد می‌کرد ولی تا حالا یک بار حاضر نشده است که انتخابات به مراتب باشکوهتر از این دو- انتخابات 40 میلیونی 22 خرداد - را انتخابات مردم بداند. انتخاباتی که حتی هاشمی در آخرین خطبه‌های نماز جمعه‌ی خود گفت: "همه مراحل انتخابات خیلی خوب پیش رفت و مردم حضور بی‌سابقه داشتند " آیا شرط اول صداقت با مردم و دم زدن از حقوقشان این نیست که به رأیی که می‌دهند ولو مخالف ما باشد، احترام بگذاریم؟
4- محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: "نباید با کج اندیشی و اشتباه،‌فضای داخل نقد و اعتراض را بست و فضای تهمت و دروغ و دغل را گشود و به بهانه آن با فرزندان انقلاب رفتار ناروا داشت. دشمنان عمده انقلاب به روی این نکته متمرکز شده‌اند که انقلاب همین است که با فرزندان خود اینگونه برخورد می‌کند و تحمل حتی اعتراض و انتقاد فرزندان خود را هم ندارد ".
برحسب این سخنان، سید محمد خاتمی آتش زدن مسجد لولاگر، آتش زدن قرآن کریم، ‌کشتن شهروندان، به تعطیلی کشاندن پایتخت، غارت اموال مردم، شکست حریم سید شهیدان، همپالگی شدن با سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه و سفارت‌خانه‌های آنان، جلب پشتیبانی سران استکبار جهانی و صهیونیست‌ها، درخواست تحریم بیشتر ایران و تشدید تهدیدات نظامی علیه کشور، جسارت به اندیشه، راه، میراث و تصویر حضرت امام خیمنی، تهیه خوراک تبلیغاتی برای دشمنان، وارد کردن اتهام شکنجه و تجاوز به نظام مظلوم جمهوری اسلامی را صرفا "نقد و اعتراض داخلی " می‌داند! و کسانی را که با استناد به این همه سند این اقدامات را "براندازانه " و "فتنه‌انگیزانه " می‌دانند را "کج اندیش " به حساب می‌آورد! و از آن سو آشوب طلبان و طراحان و بازوان اغتشاشات را "فرزند انقلاب " می‌داند که بازداشت آنان "رفتار ناروا " است. خب فاصله تصویری که خاتمی ارائه می‌دهد با واقعیت چقدر است به همین میزان خاتمی در این ماجرا نزول و سقوط داشته است.
خاتمی به خوبی می‌داند که در آن دمکراسی‌هایی که او سنگ آنان را به سینه می‌زند و برای پیاده کردن آن همه مقدسات را به قربانگاه می‌برد، یک صدم آنچه در ماههای اول پس از حادثه در تهران اتفاق افتاد را تحمل نمی‌کنند و کمترین حکمی که برای آشوب طلبانی که حاکمیت و ارزش‌های آن را مخدوش کرده‌اند، صادر می‌نمایند، اعدام و حبس ابد است.
اما آیا او واقعا نگران قضاوت دشمنان ایران در حوادث پس از انتخابات است. اگر بود چرا برای ظلم‌های فراوانی که موسوی و کروبی و ... علیه ارزش‌های اصیل نظام روا داشتند، نظیر اینکه در نظام جمهوری اسلامی به زندانیان تجاوز شده است، هیچ سخنی نگفت و به دهان این یاوه‌گویان نکوبید و از حیثیت انقلاب و نظام، اندک دفاعی نکرد؟ او حتی با نامه‌نگاری به قوه قضائیه از این ادعاها پشتیبانی کرد. خاتمی می‌داند بازداشت سر شاخه‌های فتنه که او خواستار آزادی آنان است، نه تنها حیثیت نظام را مخدوش نمی‌کند بلکه نشان می‌دهد که نظام بر بحران آفرینان چیره شده و بر اوضاع مسلط است. خاتمی می‌خواهد این بخش شیرین ماجرا که فتنه‌گران به دام افتاده‌اند را خراب کند و با استفاده از عنوان "رئیس‌جمهور سابق " غرب را دچار توهم نموده و به این گمان بیاندازد که "شکاف درون نظام باقی است " البته تردیدی وجود ندارد که جرائم خاتمی از مجموعه جرائمی که دوستان در بازداشت او مرتکب شده‌اند بیشتر است چرا که ریشه‌های این فتنه در دوره‌ی او و با استفاده از امکانات دولت به وجود آمده و پروریده شده‌اند. با این وصف شفاعت خاتمی از مجرمین فقط می‌تواند از خام‌اندیشی و یا وقاحت او حکایت کند.
محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: "نمی‌شود به جز یک سلیقه برای همه سلیقه‌ها انواع محدودیت‌ها را ایجاد و انواع اتهامات را ردیف کرد بعد گفت آزادی و مردم سالاری وجود دارد. نمی‌شود کسانی را که در جبهه‌ها بودند و در کنار امام خدمات شایسته‌ای به نظام داشته‌اند را به اتهام دروغ ضدیت با نظام حبس یا حذف کرد. "
جالب این است که آقای خاتمی وقتی در دوم خرداد رأی آورد مخالفان خود را اقلیت می‌خواند اقلیتی که الزاما باید پیام دوم خرداد را درک کنند. حالا هم که طیف او به اقلیت تبدیل شده‌اند و در انتخابات تنها 33 درصد رأی داشته‌اند- که اینک همین رأی را هم از دست داده‌اند- هنوز خود را نماینده "همه سلیقه‌ها " و اکثریت فعلی را که از نحله‌های مختلف شکل گرفته‌اند را "تنها یک سلیقه " خوانده است و بعد می‌گوید همه سلیقه‌ها محدود شده و انواع اتهامات به سوی آنان سرازیر است. واقعا این انواع اتهامات چیست؟ یکی از آنان این است که طیف خاتمی با اعلام پذیرش چارچوب نظام در انتخابات شرکت می‌کنند ولی اگر رأی نیاورند چارچوب شکنی می‌کنند. آیا غیر از این است؟ آنان از انتخابات مهر 69 تا آخرین انتخابات این کار را نکردند؟ مردم می‌گویند شما قانون اساسی و روح اصلی آن "اصل ولایت فقیه " را قبول ندارند و به آن ملتزم نیستند. آیا خاتمی و ... در همین انتخابات اخیر به راه قانون اساسی و توصیه مشفقانه ولی فقیه عمل کردند یا این دو را پشت سر گذاشتند و به آشوب روی آوردند؟ مردم می‌گویند خاتمی و ... امام و راه او را قبول ندارند و اشخاص بی‌ارزشی نظیر "کارل پوپر " و "هابرماس " را به امام ترجیح می‌دهند آیا این همه دعوت جریان فتنه به لیبرالیزم و سکولاریزم معنای دیگری دارد؟ مردم می‌گویند این‌ها به اسلام و لزوم اداره نظام بر اساس برنامه، اصول و روش اسلامی را قبول ندارند و حکومت را مقوله‌ای زمینی - و غیر وحیانی- می‌دانند و از این رو آشوب علیه آن را گناه به حساب نمی‌آورند، مگر غیر از این است؟
مردم می‌گویند برای فتنه‌گران استقلال این مملکت ارزشی ندارد و مطلوب آنان در الحاق ایران به نظام ناعادلانه کنونی جهان است. مگر جلایی‌پور یکی از اعضای تیم و از دوستان خاتمی در سرمقاله "جامعه " ننوشت: "استقلال در این زمانه معنای خود را از دست داده و تأکید بر آن خلاف مصالح ملی است " و مگر در عمل دولت خاتمی تا آخر بر این منهاج نبود؟
مردم می‌گویند خاتمی و دوستانشان اعتقادی به اعتلای کشور ندارند و حفظ رابطه دوستانه با فرانسه و انگلیس و ... را بر اعتلای کشور ترجیح داده و حتی آن را عین اعتلای کشور می‌دانند مگر غیر از این است؟ مگر دبیر شورای امنیت ملی خاتمی - حسن روحانی- در ملاء عام نگفت "افتخار ما این است که برنامه هسته‌ای را تعلیق کردیم ولی نگذاشتیم در شورای امنیت علیه ما قطعنامه صادر شود " و حال انکه هم هسته‌ای کشور را تعلیق کردند و هم آمریکا ایران را محور شرارت معرفی کرد!
مردم می‌گویند فتنه‌گران برای "اخلاق " و "ارزش‌های انسانی " اهمیتی قایل نیستند و به راحتی آب خوردن اصول اخلاقی و انسانی را زیر پا می‌گذارند مگر کلید گناهان "دروغ " نیست و مگر در یک سال اخیر دروغی بزرگتر از "تقلب 11 میلیونی " وجود داشت و مگر فتنه‌گران به پای این دروغ شاخدار دهها شهروند بیگناه را قربانی نکردند؟ مگر یکی از اصحاب فتنه - مهدی کروبی- در نامه‌ای به دبیر کل سازمان ملل ننوشت که "در زندان به پسر من تجاوز شده " و بعد وقیحانه تصاویری از پسرش را برای "بانی کی مون " ارسال کرد. آیا این وقاحت نیست که خاتمی، کروبی و موسوی دوباره بر کرسی اخلاق و ارزشهای انسانی بنشینند. مردم می‌گویند فتنه‌گران بخشی از برنامه آمریکا برای خاورمیانه‌اند و لذا کاری می‌کنند که آمریکا از آنان مطالبه می‌کند. مگر در آشوب‌های پس از انتخابات مواضع فتنه‌گران ذره‌ای با مواضع اوباما، سارکوزی، میلیبند و مرکل تفاوت داشت؟ مگر آنان با صراحت از موسوی، خاتمی و ... حمایت نمی‌کردند و مگر این‌ها از طریق رسانه‌های آنان شهروندان ایرانی را به شورش تشویق نمی‌کردند؟
با این وصف چرا فتنه‌گران از عناوین "رزمنده دفاع مقدس و کنار امام بودن " استفاده می‌کنند مگر نه این است که امام و رزمندگان دفاع مقدس در برابر آمریکا و صهیونیسم " "اشداء " بودند و نسبت به نظام جمهوری اسلامی و مصالح آن "رحماء " بودند؟ آیا خاتمی و همگنانش اینگونه بودند یا دقیقا در نقطه مقابل آن قرار داشتند؟ کسی که در اوج آشوب‌ها که نظام باید صلابت خود را به نمایش بگذارد تا فتنه دفع شود می‌رود در کنار آشوب طلبانی که بازداشت شده‌اند می‌نشیند و به آنها قوت قلب می‌دهد و علیه نظام لجن پراکنی می‌کند آیا او با نظام‌ همان کاری کرده که امام می‌کرد؟ آیا در روزی که آمریکایی‌ها قند در دلشان آب می‌شد و برای حمله نظامی به ایران وسوسه شده بودند، خاتمی یک کلمه در مقابل آمریکا سخن گفت؟
خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: "من نمی‌گویم که برخی عمدا بنای نادیده گرفتن رای و اراده مردم را دارند و یا می‌خواهند در انتخابات تقلب شود. اگرچه صاحبان این تفکر کم نیستند بلکه می گویم باید آنچه که متناسب با خواست و اراده مردم است و با روح قانون اساسی هماهنگی دارد مبنای کار قرار گیرد تا مردم با آزادی و امنیت در عرصه حضور یابند " این سخنان بیانگر اعتراف خاتمی به عدم وقوع تقلب و حتی بالاتر از آن عدم وجود اراده تقلب در مسئولین فعلی است که البته در عباراتی کاملا در هم تنیده و پرپیچ و تاب بیان کرده است و این نوع از ادبیات مخصوص کسانی است که هیچ راهی به جز اعتراف به حقیقت برایشان باقی نمانده و در همان حال برای آنکه توانایی پذیرش عواقب سنگین اعترافی که ناچارند به آن تن بدهند، ندارند، به گنگ گویی روی می‌آورند. خاتمی عمدا خود را به غفلت زده و دو موضوع "خواست و اراده مردم " و "نتیجه انتخابات " را روی در روی هم قرار داده است این در حالی است که مفهوم و ظرفی ذیل نام "ملت یا مردم ایران " در انتخابات سال گذشته بر خلاف خاتمی با صراحت نظر خود را بیان کرده و اراده خود را اعمال کرده‌اند. مردم ایران در سال گذشته در چارچوب قانون اساسی به پای صندوق‌های رأی آمدند، از مدت‌ها قبل از آنکه به پای صندوق رأی بیایند، فرد مورد نظر خود را انتخاب کرده بودند، دقیقا می‌دانستند رئیس جمهور اسلامی ایران چه مسئولیت‌ها و وظایفی دارد و باید در چه چارچوبی فعالیت کند و روابط او با قوا و مراکز دیگر باید چگونه باشد و در نهایت او به چه میزان در سرنوشت کشور اثرگذار است.
بخشی از این مردم ایران، همان حدود 24 میلیون نفری بودند که به دکتر احمدی‌نژاد رای دادند، بخشی از این مردم ایران، همان حدود 13 میلیون نفری بودند که به موسوی رای دادند و ... "مجموعه مردم " در کشور وقتی نتیجه انتخابات اعلام شد، خوشحال شده و آن را "حماسه افتخار‌آمیز " و یک "رکود انتخاباتی " در سطح بین‌المللی ارزیابی کردند. مجموعه این 25 و این 13 میلیون و این ... برخلاف خاتمی و موسوی و ... خود را شکست خورده ارزیابی نمی‌کردند و از رایی که داده بودند پشیمان نبودند اما زمانی که برخلاف توقع و عرف، "نخبگان شکست خورده " بنای نظام ستیزی، "فتنه‌گری " و هنجارشکنی را گذاشتند صف مردم به سرعت از آنان جدا شد. بخصوص پس از خطبه‌های 29 خرداد و روشن شدن موضع نظام، توده‌های مردم در تهران و ... اطراف فتنه‌گران را خالی کرده و رای خود را پس گرفتند. این خواست و اراده مردم بود که همه از آن خبردارند.
کما اینکه خاتمی به خلق واژه‌ای تحت عنوان "روح قانون اساسی " روی آورده تا ستیز خود و همگنانش را با "متن قانون اساسی " توجیه کند و آن را کمرنگ نماید. البته قانون اساسی روح دارد و بیش از پیکره آن اهمیت دارد اما روح قانون از متن قانون برمی خیزد و چه کسی است که نداند "اسلام مداری "، "ولایت محوری "، "مردم سالاری "، "استکبار ستیزی "، "محروم نوازی "، "آزاد منشی " و "استقلال خواهی " هر کدام وجوهی از روح قانون اساسی است که بر اصول دیگر نظیر اختیارات ریاست جمهوری، اختیارات مجلس و ... احاطه و اولویت دارد. حالا واقعا اگر خاتمی و همگنانش را در این وجوه بارز روح قانون اساسی بسنجیم چه وزنی پیدا می‌کنند آیا او و همگنانش آشکارا علیه همه این‌ها شمشیر نکشیدند؟ او آراء مردم را در دو دوره کسب کرد ولی آیا به میثاقی که با آنان بسته بود پایبند ماند آیا او اسلام و ولایت را به قربانگاه لیبرالیزم نبرد و به آن افتخار نکرد؟ آیا او "انتخاب مردم " در 22 خرداد 88 را پاس داشت؟ آیا او "صداقت " که شرط مروت و جوانمردی در مواجهه با مردم است، به خرج داد؟ اگر حتی اندکی به این مسایل‌ اهتمام ورزیده بود در 9 دی از سوی توده‌هایی که دو بار به او رای داده بودند "رجم " نمی‌شد.
او در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: "فضای امروز کشور نه متناسب با شأن جمهوری اسلامی و نه به نفع افراد است. فضای امنیتی، سخت‌گیری‌های عجیب و غریب، اتهام‌زنی‌ها، دروغ‌گویی‌ها که به نام نظام حاکم شده و با این دروغ و دروغ پردازی‌ها برخورد نمی‌شود بلکه احیاناً به عنوان مستند برخی برخوردها مورد توجه قرار می‌گیرد " او در عین حال وقتی بنای رسیدگی به دروغ‌های رفقای خود می‌رسد، موضع متفاوتی اتخاذ می‌کند و می‌گوید: "بخش قابل توجهی از زندانیان سیاسی که منتقد و معترض به وضعیت موجود بودند و حتی اگر اشتباهی داشتند حق نبود که بازداشت و محکوم شوند " و بدون ذکر هیچ سند یا دلیلی و در حالی که وانمود می‌کرد از تهمت زدن ناراحت است، گفت: "چرا با خانواده‌های زندانیان که متقاضی حقوق مسلم شرعی و قانونی زندانیان‌شان هستند، برخورد ناروا می‌شود. "
در خصوص این بخش از سخنان محمد خاتمی نکاتی وجود دارد: الف- خاتمی می‌گوید فضای امروز کشور متناسب با شأن نظام و مسئولان آن نیست. این ادعای به ظاهر دلسوزانه را باید کسی بکند که در فتنه عمیق خارجی و داخلی علیه نظام و رهبری آن وارد نشده و در هنگام "فتنه عظیم " به دفاع از نظام پرداخته است.
از سوی دیگر چرا او گمان می‌کند دنیا به نظامی که به براندازانش ترحم روا می‌دارد، به دیده احترام می‌نگرد، ب- خاتمی در یک‌جا از دروغ ناله می‌کند و در جای دیگر از اینکه نظام تعدادی از دروغگویان را به زندان انداخته به شدت ابراز ناراحتی می‌کند و خود را مؤظف به حمایت از آنها می‌داند بالاخره این تناقض چگونه حل می‌شود؟ در انتخابات اخیر عده‌ای با تهمت تقلب، شکنجه، تجاوز و... به اعتبار این مملکت لطمه زده‌اند، این حیثیت مربوط به همه ملت ایران است حالا نظام این‌ها را بازداشت کرده که به قول آقای رمضا‌ن‌زاده - سخنگوی خاتمی - اگر دوره امام بود همه این‌ها اعلام شده بودند. ما چاره‌ای نداریم جز اینکه بگوییم ناراحتی خاتمی از دروغ خود دروغی بزرگتر است.
فرض کنید همین الان محکمه‌ای تشکیل شود و دادستان - به عنوان مدعی‌العوم - از خاتمی بخواهد مدارک، اسناد و شهود خود را برای آنکه با انتساب دروغ فردی را بازداشت کرده‌اند و یا حقوق مسلم شرعی و قانونی زندانیان و خانواده‌های آنان رعایت نمی‌شود، ارائه کند، خاتمی چه پاسخی خواهد داد؟ در واقع خاتمی، موسوی و... در حلقه‌ای قرار گرفته‌اند که اعضای آن "با انتساب دروغ حکم صادر می‌کنند "، "بدون ترس از قیامت آبروی نظام را می‌برند "، "بدون آنکه حق دفاعی برای شهروند جمهوری اسلامی قایل باشند آنان را در روز روشن و در ملاء عام به شهادت می‌رسانند " پایش برسد به انسانها تجاوز می‌کنند، لازم بدانند افراد را خفه کرده و به درون چاه می‌اندازند... و مگر برای این همه دهها سند قطعی وجود ندارد؟ کاش برای خاتمی‌ها، موسوی‌ها، کرباسچی‌ها، کروبی‌ها و... محکمه‌ای برپا شود و شهود مجالی بیابند و اسناد فرصتی...
سعدالله زارعی

اوباما قانون آزادی همجنس‌گرایی در ارتش آمریکا را امضا کرد

اوباما قانون آزادی همجنس‌گرایی در ارتش آمریکا را امضا کرد

خبرگزاری فارس: رئیس‌جمهور آمریکا قانون آزادی همجنس‌گرایی در ارتش آمریکا را امضا کرد و به این ترتیب از این پس هیچ منعی برای استخدام چنین افرادی در ارتش این کشور وجود ندارد.


به گزارش فارس به نقل از روزنامه آمریکایی "نیویورک‌تایمز "، "باراک اوباما " روز گذشته طی مراسمی در وزارت کشور آمریکا در واشنگتن، قانون آزادی استخدام همجنس‌گرایان در ارتش این کشور را به امضا رساند و به این ترتیب این قانون اجرایی شد و از این پس دیگر هیچ منعی برای استخدام همجنس‌گرایان در ارتش آمریکا وجود نخواهد داشت.
سنا چند روز پیش به لغو سیاست "نگو، نپرس " رای داد؛ سیاستی که بر اساس آن ورود همجنس‌گرایان به ارتش آمریکا ممنوع شده بود.
بر اساس این گزارش، لغو سیاست "نگو، نپرس " یک پیروزی بزرگ برای اوباما و رهبران دموکرات کنگره به حساب می‌‌آید و پیشرفتی تاریخی برای حامیان حقوق همجنس‌بازان است.
قانون "نپرس، نگو " در سال 1993 توسط "بیل کلینتون " به عنوان یک سازش پس از آن به تصویب رسید که تلاش‌های وی برای پایان دادن به ممنوعیت خدمت همجنس‌بازان در ارتش با مخالفت شدید سران بلند پایه ارتش آمریکا ناکام مانده بود.
انحطاط اخلاقی در آمریکا و کشورهای غربی به گونه‌ای گسترش یافته است که همجنس بازی در بسیاری از ایالت‌های آمریکا رسمیت یافته و ازدواج همجنس بازان ثبت می‌شود.
در انگلیس نیز معاون رئیس مجلس عوام این کشور قرار است بزودی همجنس باز بودن خود را علنی کرده و گوئیدو وستروله وزیر امور خارجه آلمان به این امر شهرت دارد.

انتشار اسناد جدید از همکاری وسیع صهیونیست‌ها با هیتلر

انتشار اسناد جدید از همکاری وسیع صهیونیست‌ها با هیتلر

خبرگزاری فارس: بر اساس اسناد جدید، صهیونیست‌های ساکن در آلمان،‌ هیتلر را به قدرت رساندند تا با کمک آن طرح بزرگ خود در ایجاد سرزمین اسرائیل را عملی سازند.


به گزارش فارس،‌ بر اساس اسنادی که توسط سایت اطلاع‌رسانی "کامن دریمز " منتشر شده است، صهیونیست‌ها با نازی‌ها همکاری داشته‌اند اما تامین مالی صهیونیست‌ها توسط نازی‌ها کاملا مشخص نیست.
"کریستوفر سیمپسون " در کتاب خود با نام "ضربه عقب‌نشینی " [Blowback]گفته است که به اسناد ضبط شده‌ای از سازمان پلیس مخفی آلمان (گشتاپو) در زمان حکومت نازی‌ها دست یافته است که نشان دهنده توافقی مخفیانه میان پلیس مخفی آلمان و "هاگانا " [سازمان شبه‌نظامی یهودی بین سال‌های 1920 تا 1948 است که بعدها و با اشغال فلسطین توسط صهیونیست‌ها هسته مرکزی ارتش این رژیم را تشکیل داد]. بر اساس اسناد، پلیس مخفی آلمان دست‌کم تامین مالی یکی از فرماندهان هاگانا را برعهده داشته است.
این اسناد فاش می‌کند که تحت مقرراتی، به هاگانا این اجازه داده شده بود که اردوگاه‌های آموزشی برای جوانان یهودی در داخل آلمان ایجاد کنند. این جوانان و همچنین دیگر یهودیانی که توسط نازی‌ها از آلمان اخراج شده بودند، تشویق می‌شدند که به فلسطین مهاجرت کنند.
سایت کامن دریمز در ادامه مطلب خود نوشت که یهودیان اروپا مورد خیانت رهبران صهیونیست خود قرار گرفتند. صهیونیست‌ها در هولوکاست همکاری داشتند تا از موضوع سرزمینی برای یهودیان حمایت کنند.
بر اساس گزارش سایت کامن دریمز،‌حتی اگر هیتلری وجود نداشت، صهیونیست‌ها کسی همانند وی ایجاد می‌کردند و چه بسا نیز این کار را انجام داده‌اند.
در سال 1927، از جمعیت 550 هزار نفری یهودیان آلمان، تقریبا 15 هزار نفر خود را صهیونیست‌ می‌دانستند که این تعداد تقریبا 2 درصد جمعیت کل یهودیان آلمان بوده است.
یک تاریخ دان یهودی طی نوشته‌ای اعلام کرده است که بخش عمده‌ای از یهودیان آلمان قاطعانه با صهیونیست‌ها به عنوان دشمنی از درون،‌ مخالف بودند. در هیچ جایی از جهان همچون آلمان مخالفت یهودیان با صهیونیسم گسترده‌تر، اصولی و خشم آلود نبوده است.
در راستای اداره مهاجرت یهودیان به فلسطین،‌ آلمان‌ها فقط باید خود را با ایدئولوژی ملی‌گرایانه‌ نژادپرستانه‌ای نظیر صهیونیستم مجهز می‌کردند. در واقع "جولیوس استریچر " [یکی از اعضای برجسته نازی‌ها] و دیگر نازی‌ها پذیرفته بودند که ایدئولوژی "نژاد برتر " آنها در یهودیت نمود یافته است.
با استفاده از صهیونیسم و نازیسم، قابلیت ایجاد ارتشی محرمانه، سرویس‌های مخفی و زرادخانه هسته‌ای در اسرائیل به وجود آمده است. آنها همچنین هیکل سلیمان را در بیت‌المقدس بازسازی خواهند کرد.
ادعای هولوکاست، پایانی بر بحث‌های شدید یهودیان درباره اسرائیل بود. با دستاویز قرار دادن آن، این تفکر ایجاد شده بود که یهودیان نمی‌توانند در هیچ جایی به جز سرزمین‌شان، سرزمین اسرائیل، ایمن باشند. بر اساس این دیدگاه،‌یهودیان باید یا در سرزمین ملی یهودیان در فلسطین زندگی کنند یا از آن با تمام قدرت حمایت کنند چون این گزینه برای فرار آنها در شرایط اضطراری است.
به عبارت دیگر، یهودیان توسط نازی‌‌های صهیونیست، احمق شده و تحت فشارهای روحی و روانی شدیدی قرار گرفتند.
سایت کامن دریمز در ادامه مطلب خود و بر اساس مستنداتی که ارائه کرد نوشت که رنج‌های گذشته یهود، ‌درس‌هایی برای امروز دارد. رهبران آنها توسط فراماسون‌ها ربوده شده (صهیونیسم یک قانون فراماسونی است) و در راستای برنامه‌ای بزرگ قربانی شدند.
هولوکاست هشداری برای همه ما به شمار می‌آید که تا زمانی که رهبران دروغین و ادعای دروغین را قبول داشته باشیم، در بردگی باقی خواهیم ماند.

اگر نامه هاشمی نبود!

12 سئوال 12 تشکل دانشجویی؛ نامه هاشمی مسبب یا مبین؟
اگر نامه هاشمی نبود!

خبرگزاری فارس: 12 تشکل دانشجویی با صدور بیانیه‌ای مشترک نسبت به انتشار مطلبی در پایگاه اینترنتی وابسته به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی واکنش نشان دادند.


به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، متن بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان 12 دانشگاه کشور به شرح ذیل است:
امروز مطلبی در پایگاه‌ اینترنتی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی منتشر شد تا شاید به زعم مدیران این سایت "کج‌راهه‌ "ای در اذهان عمومی جامعه و تحلیلگران درباره نقش ایشان در ایجاد و تقویت جریان فتنه فراهم آید.
نگاهی به این مطلب که با عنوان "اگر نامه هاشمی نبود " منتشر شده،‌ بیانگر آن است که دست‌اندرکاران این سایت کوشیده‌اند با عبور از "حوادث پس از انتخابات " و به کارگیری تاکتیک " فرار به جلو " این‌گونه القا کنند که نامه‌نگاری آقای هاشمی رفسنجانی نوعی آینده‌نگری نسبت به عملکرد دولت دهم بوده است! در حالی که به اعتقاد قاطبه کارشناسان و تحلیلگران سیاسی انتشار این نامه، زمینه سو‌ءاستفاده بیگانگان، معاندان و فتنه‌گران را برای ایجاد ناامنی و آشوب در ایران اسلامی فراهم کرد.
اینک 12 سئوال دیگر درباره نامه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در آستانه برگزاری انتخابات پر شور 22 خرداد88 مطرح می‌شود تا بیش از پیش، اثرات نامه‌ بی‌سلام و والسلام وی به رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران آشکارتر شود.

1) اگر نامه هاشمی نبود! آیا استکبار جهانی و رژیم‌های جنایت‌کار اسرائیل و آمریکا که طی سه دهه اخیر انواع توطئه‌ها را برای مانع‌آفرینی در مسیر تحقق اهداف کلان نظام اسلامی ایران طراحی و اجرا کرده و بارها به عدم نتیجه گیری در رویارویی با این نظام، اذعان داشته‌اند، "جرأت " می‌کردند این‌چنین "امیدوارانه " وارد عرصه براندازی نظام اسلامی شوند؟ قطعا این امیدواری دشمنان از آن‌جا ناشی می‌شد که می‌دیدند یکی از شخصیت‌های موثرانقلاب اسلامی که سال‌های متمادی از یاران و همراهان امام راحل و رهبر معظم انقلاب بوده، این بار (بنا به دلایلی از قبیل نارضایتی از عملکرد رئیس‌جمهور و...) آمادگی دارد که با دشمنان نظام و جریان فتنه همسو و همزبان شود؟

2) اگر نامه هاشمی نبود! آیا افرادی چون موسوی ، کروبی و خاتمی و .... جرأت پیدا می‌کردند با انتشار بیانیه‌هایی همسو با جریان نفاق و ضدانقلاب اصل نظام و ارکان اساسی آن را هدف قرار داده، براندازی و ساختارشکنی را وجهه همت خود قرار دهند؟

3) اگر نامه هاشمی نبود! آیا دشمنان قسم‌خوره نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و کسانی که مردم آن‌ها را سران فتنه می‌نامند جرأت می‌کردند با انواع و اقسام اتهام‌افکنی‌ها و تهمت‌های بی‌شرمانه به "هتک حیثیت "، این نظام که ثمره خون صدها هزار شهید و میراث گرانبهای امام راحل است بپردازند؟

4) اگر نامه هاشمی نبود! خصوصاً آن عبارت از نامه ایشان که ادعا می‌کرد: " بی شک بخشی از مردم و احزاب این وضع را بیش از این برنمی‌تابند و آتش‌فشان‌هایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدان‌ها ، خیابان‌ها و دانشگاه‌ها مشاهده می‌کنیم " و اینگونه با صراحت از اغتشاشات حمایت نشده بود، آیا اغتشاش‌گران جرأت می‌یافتند که این‌چنین با " اردوکشی خیابانی "ناامنی ایجاد کرده، به اموال عمومی صدمه زده و 8 ماه فرصت‌های‌کشور را که برای سازندگی و پیشرفت می‌بایست استفاده می‌شد از بین ببرند؟

5) اگر نامه هاشمی نبود! آیا دشمنان و فتنه‌گران جرأت می‌کردند که این‌چنین بی‌سابقه به " اصل ولایت فقیه " که میراث جاودان اندیشه سیاسی خمینی کبیر و جوهره قانون اساسی است، هجمه کرده و شخص رهبر معظم انقلاب اسلامی که همانند جد بزگوار خود مظلوم واقع‌شده‌اند ، را مورد هجمه قرار دهند؟

6) اگر نامه هاشمی نبود!؟ آیا جریان فتنه‌گر جرأت می‌کرد با روزقدس این یادگار جاوید حضرت امام خمینی (ره) این چنین رفتار کرده و به اسم "خط امام " دقیقا عکس اندیشه‌های آن فقید و فرزانه عمل کند و با اصرار بر تغییر مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران به طرح شعاراسرائیل پسند "نه غزه نه لبنان " بپردازد؟

7) اگر نامه هاشمی نبود! آیا جریان فتنه جرأت اهانت به مقدسات دینی و ارزش‌ها و باورهای ملت فهیم ایران اسلامی را می‌یافت؟ به گونه‌ای که در ظهرعاشورا به عزاداران حسینی حمله ور شده و در روز 16 آذر نیز تصویر حضرت امام (ره) را مورد اهانت قرار دهد؟

8) اگر نامه هاشمی نبود! فتنه‌گران 8 ماه جرأت فتنه‌انگیزی پیدا نمی‌کردند و در این صورت این‌چنین "حفره اطلاعاتی " در کشور ایجاد نمی‌شد تا پس از آن عوامل موساد و سیا بتوانند نخبگان و اندیشمندان هسته‌ای ایران را نشانه رفته و آن‌ها را مظلومانه به شهادت برسانند. (و آیا به این سبب نباید فتنه‌گران و حامیان آن‌ها را در ترور دانشمندان کشور یکی از مقصران اصلی دانست؟)

9) اگر نامه هاشمی نبود! در شرایطی که ایران اسلامی مقتدرانه در عرصه بین‌المللی و سیاست خارجی و به ویژه در موضوع هسته‌ای در بهترین و پرافتخارترین شرایط خود قرار داشت، دشمنان خارجی نظام می‌توانستند بازی باخته را متوقف کنند؟(البته فقط توقف) و قطعنامه‌هایی مثل تحریم را مصوب و عملیاتی کنند؟

10) اگر نامه هاشمی نبود! اقتصاد ایران اسلامی که بر اساس سیاست‌های عدالت‌محور به سمت شکوفایی می‌رفت، پس از بروز فتنه 88 گرفتار فرصت‌سوزی می‌شد؟ و طرح بزرگ و کلانی چون هدفمندی یارانه‌ها که جزو آرزوهای دولت‌های قبلی بوده، با تأخیر مواجه می‌شد؟ و فضا به گونه‌ای می‌شد که رهبر معظم انقلاب برای جبران آن فرصت‌سوزی‌ها بر همت و تلاش مضاعف تأکید کنند؟

11) اگر نامه هاشمی نبود! آیا صفوف از هم گسیخته معاندان، ضدانقلاب، اعم از سلطنت‌طلب‌ها، بهایی‌ها، منافقین و ... مجدداً ابراز وجود و امیدواری کرده و جنگ احزابی را علیه نظام اسلامی به راه می‌انداختند؟

12) اگر نامه هاشمی نبود! آیا سران جبهه کفر امثال رئیس‌جمهور آمریکا اوباما، کلینتون،نتانیاهو و ... جرأت می‌کردند لباس دیپلماتیک را از تن خارج کرده و اینگونه آشکارا درباره براندازی جمهوری اسلامی سخن بگویند و از فتنه‌گران با صراحت حمایت کنند؟

این بیانیه از سوی تشکل‌های دانشجویی ذیل صادر شده است:
* انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف
*انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه یزد
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بابل
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان
* انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه اراک

هواپیماهای ساقط شده آمریکا در خلیج فارس


دریادار فدوی:

هواپیماهای ساقط شده آمریکا در خلیج فارس در اختیار نیروی دریایی سپاه است
سپاه نیوز: فرمانده نیروی دریایی سپاه با تاکید بر اینکه هواپیماهای آمریکایی در خلیج فارس قطعا توسط سپاه پاسداران سرنگون شده‌اند، گفت: الان این هواپیماها در اختیار ماست و در زمان مناسب حتما آنها را نمایش خواهیم داد.
به گزارش سپاه نیوز؛ دریادار علی فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران در خصوص واکنش پنتاگون به سرنگونی دو فروند هواپیمای آنها در خلیج فارس توسط سپاه گفت: آمریکایی‌ها خودشان را ابرقدرت و دارای بالاترین تکنولوژی و علم می‌دانند و طبیعی است که چنین مسائلی را به راحتی قبول نکرده و تکذیب کنند اما آنچه مسلم است به طور قطع سپاه پاسداران این اقدام را انجام داده و دلیل آن نیز این است که الان هواپیماها در اختیار ماست و در زمان مناسب حتما آنها را نمایش خواهیم داد.
فدوی هواپیماهای ساقط شده را جزو مدرن‌ترین هواپیماهای بدون سرنشین شناسایی نیروی دریایی آمریکا با قابلیت پروازی بالا دانست و افزود: این هواپیماها به واسطه کوچک بودن به راحتی می‌توانند از روی ناو مورد استفاده قرار گیرند.
چندی پیش سردار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه اعلام کرد که دو فروند هواپیمای بیگانه توسط سپاه پاسداران در خلیج فارس سرنگون شده است.
پنتاگون در اولین واکنش به این خبر، ضمن تایید سرنگونی دو فروند هواپیمای خود در خلیج فارس، اعلام کرده بود این هواپیماها توسط نیروهای نظامی ایران سرنگون نشده‌اند.

* ورود و خروج ناوهای خارجی به خلیج فارس تحت کنترل کامل سپاه است
سردار فدوی در ادامه گفتگو در خصوص ورود ناوهای جنگی و هواپیمابر کشورهای دیگر به خلیج فارس و اشراف نیروی دریایی سپاه بر ورود و خروج آنها نیز تصریح کرد:‌همه شناورهای کشورهای دیگر در خلیج فارس نه تنها با سیستم‌های الکترونیک بلکه به صورت چشمی و غیرمسلح تحت کنترل ما قرار دارند و به محض عبور از تنگه هرمز ما متوجه ورود آنها خواهیم شد.
فرمانده نیروی دریایی سپاه در ادامه با بیان اینکه تقریبا مدت زیادی است که دیگر ما تجهیزاتی را از خارج وارد نمی‌کنیم، تصریح کرد: همه این تجهیزات و تسلیحات در داخل ساخته می‌شوند و به زودی خبرهای خوشی را در خصوص این موضوع به استحضار ملت ایران خواهیم رساند.

نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری سپاه نیوز آزاد است  

عکس های فرانک هارلی از لرستان قدیم – خرم آباد، دورود، سپیددشت

 

پشت بازار خرم آباد

جنگ جهانی دوم راه آهن سپید دشت(ابسرده)

عشایر(شول اباد)

جنگ جهانی دوم سربازان در حال استراحت در قسمتی از لرستان(بیشه)










رقص محلی

عشایر لرسپیددشت


 

 عکسی از شهر سپیددشت قدیم


آبشار افرینه پلدختر در ۴۸ سال پیش


__________________
جیمز فرانسیس هارلی (James Francis “Frank” Hurley) متولد 1885 در سیدنی عکاس ، فیلم ساز و کاوشگر مشهور استرالیایی است که تعداد حدود500 عکس او از ایران قدیم (زمان دو جنگ جهانی) توسط کتابخانه ملی استرالیا در اینترنت منتشر شده است عکس های او در مورد ایران با نام « آلبوم راه روسیه » شامل تصاویری از شهرهای مختلف ایران از جمله خرم آباد و دورود هنگام همراهی سربازان انگلیسی و هندی از لرستان است . 
—————————————————————————

کسی که سکوت کند باطل است

مهندس نقره کار

بخش سیاسی- به دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت رفتیم، به سراغ مهندس نقره کار؛ وی با اینکه هم اکنون مشغول تدریس و به عنوان رئیس دانشکده معماری است ولی از دیر باز  در راه پیروزی انقلاب اسلامی و تثبیت آن با نیروهای انقلابی همراه بوده و شناخت خوبی از آنان دارد و نگاه عمیق و بصیرانه ای به مسائلی که در کشور در حال رخداد است. اما ویژگی دیگری که در اینجا حائز اهمیت است و باعث می شود این مصاحبه گرمی خاصی به خود بگیرد نسبتی است که مهندس نقره کار با میر حسین موسوی دارد. وی باجناق مهندس میر حسین موسوی است. مهندس می گفت من با او از سال 42 دوست بودیم و قبل از انقلاب این دوستی به فامیلی خانوادگی انجامید ولی از همان سال 56 راه ما از هم جدا شد و بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و حوادث فتنه این رابطه از قبل نیز منقطع تر شد.

• با توجه به اینکه جناب عالی  از ابتدای انقلاب همراه با جریان انقلاب و نیروهای انقلابی بودید، ریشه ایجاد فتنه را در کشور  کجا می دانید؟ و به نظر شما چرا برخی از نیروهای انقلابی قابلیت ایجاد و همراهی با فتنه را داشتند؟

مسئله فتنه قبل از اینکه یک مقوله اجتماعی  و تاریخی باشه، یک مقوله فردی و درونی است.  اصولا انسان ها از درون دچار فتنه هستند. یعنی همان نفس اماره ای که به سمت سوء میل می کنه و کششهای هوا پرستی و قدرت پرستی را داراست.  یک مقوله درونی است. از ان طرف هم ان نفس عقلانی و روحانی انسان که نفس لوامه است و بعد روحی و معنوی انسان اینها در مقابل هم هستند و مرتب از درون فتنه ایجاد می کند و اینکه می گوییم  جهاد اکبر جهاد با نفس است یعنی انسان همیشه با یک فتنه درونی مصادف هست و باید بتواند اون رو کنترل کنه ، بازخورد این فتنه به صورت اجتماعی و تاریخی  در حوادث  سیاسی و اجتماعی بروز پیدا می کنه و فلسفه تاریخ شیعه ما را از ساده انگاری خارج می کنه  که ما اینطور احساس کنیم که  حالا چون انقلاب اسلامی حاکم شده  دیگر امتحانی وجود ندارد ، دیگر ابتلایی وجود ندارد، دیگر فتنه ای نیست. نه  همیشه ما بایستی  بین خوف و رجا باشیم، باید آماده و مترصد باشیم چه از درون دچار فتنه نشویم و چه از بیرون دچار فتنه های  اجتماعی نشویم به خصوص در زمان حاضر که سامری ها و بت سازها و استکبارجهانی  با جنگ نرمی که راه انداختن انواع فتنه های فرهنگی ،عقیدتی، اجتماعی و سیاسی  را توسعه می دهند و حفظ دین، حفظ عقلانیت ، حفظ معنویت  بسیار پیچیده تر و مشکل تر شده است.
نقره کار

• به نظر شما اگر شرایط فتنه هم وجود داشته و دارد چرا خواصی که انتظار یاری انقلاب از آنها می رود درگیر فتنه می شوند و با آن همراهی می نمایند؟

فکر می کنم باز فلسفه تاریخ شیعه و اسلام و به طور خاص کربلا و عاشورا  کاملا تجربه تاریخی اینگونه مسائل را برای ما گذاشته است. هیچ وقت خواص بودن دائمی نیست، نه تنها دیگران در مورد افرادی که ظاهر صلاح  هستند، اشتباه می کنند  و فکر می کنند اینها خبره و خواص هستند بلکه انسان خود، خود را فریب می دهد  خودش یک فضای مجازی و کاذبی برای خود از ظاهری موجه ایجاد می کند .خودش هم اشتباه می کند  فکر می کند واقعا آدم خوبیست ، ولی تا امتحان پیش نیاید کسی رسوا نمی شود خداوند فرموده من که می دانم این امتحان ها برای این است که خودتان را بشناسید چه کاره هستید بنابراین این امتحان ها برای این است که انسان هایی که خودشان را انقلابی، متدین و متعهد می دانند؛ بفهمند که این ظاهری است، ظاهر خود را اینطور درست کردند ولی باطنشان  چیز دیگه ای می گوید. غیر از این مورد، تجربه خود انقلاب اسلامی را هم در دست داریم، واقعا این سی سال خود یک تاریخ جهانی است.  زمان حضرت امام هم همینطور شد  قبل از حضرت امام هم خیلی ها مدعی  انقلاب و اسلام بودند دیدیم که چه طور تغییر ایدئولوژیک دادند و چه جور به  قاتلان بهترین و متدین ترین نیروهای انقلابی و اسلامی  در حالی که ادعای انقلاب و اسلام داشتند، تبدیل شدند،این تجربه ی  قبل از انقلاب.  تجربه بعد از انقلاب را هم که دیدید، در زمان خود حضرت امام  افرادی که قراربود برجسته ترین  شخصیت های نظام جمهوری در آینده  باشند  تبدیل به چه جایگاهی شدند که دل حضرت امام را خون کردند  بنابراین این هم داره تکرار میشه. اصول تاریخ  در واقع تکرار میشه ، شخصیت ها و چهره ها عوض می شوند و الا همون چیزی که زمان امام حضرت امام اتفاق افتاد می بینیم زمان مقام معظم رهبری هم در حال اتفاق افتادن است. همین قبل از انقلاب هم بود و ما باید اصول حاکم بر تاریخ را بشناسیم چهره ها و شخصیت ها ی مجازی ما را فریب ندهد.

فلسفه تاریخ شیعه ما را از ساده انگاری خارج می کنه  که ما اینطور احساس کنیم که  حالا چون انقلاب اسلامی حاکم شده  دیگر امتحانی وجود ندارد ، دیگر ابتلایی وجود ندارد، دیگر فتنه ای نیست. نه  همیشه ما بایستی  بین خوف و رجا باشیم

• همانطور که مشاهده شد برخی از خواص در قلب جریان فتنه نبودند  اما در مقابل جریان فتنه سکوت کردند یا در موضع گیری هایشان شفافیت لازم را نداشتند، دلیل این نوع موضع گیری ها را چه می دانید؟

 در واقع سکوت، بی تفاوت بودن، یا به قول امروزی ها لائیک بودن  به نظر من محال است. به دلیل اینکه  خود بی تفاوت بودن  یک ایدئولوژی ست، یک مکتب و یک دیدگاه است ، بنابراین کسی که در مقابل حق و باطل موضع نمی گیرد، مصلحت شخصی خودش را در این دیده است که  گلیم خودش را از آب بکشه و در این جدال حق و باطل وارد نشه. از منظر اسلامی یک چنین شخصیت هایی  در واقع جزو باطل هستند.

   طبق همان صحبت قرآنی  که در قوم بنی اسرائیل  گفته بودند شنبه ماهی نگیرید، بعضی ها ماهی نمی گرفتند  بعضی ماهی می گرفتند ؛  بعضی ها هم ماهی نمی گرفتند و هم مقابله می کردند با اون هایی که ماهی می گرفتند و امر به معروف و نهی از منکر می کردند ولی بعضی دیگر سکوت کرده بودند  خود قرآن می گه عذاب به هر دو وارد شد هم آنهایی که خلاف امر الهی رفتار کرده بودند هم آنهایی که سکوت کرده بودند  بنابراین آنهایی که سکوت می کنند، بی تفاوت نیستند. می فرمایند بی تفاوت نمی مانند لائیک نیستند این ها عملا در دفاع از باطل دارند عمل می کنند وقتی که حق و باطل تا این اندازه روشنه،  مگر یک تعداد اندکی که در حال مطالعه اند  واقعا هم فضا آنقدردارای ابهام شده که می خواهند ببینند که به یقین برسند که واقعا کدام  موضع حق و کدام موضع باطل است ولی معمولا اون گروهی که شما به عنوان خواص مطرح می کنید  که سکوت کردند، این اندازه اطلاعات تجربی شان کم نیست بنابراین از موضع عناد و از موضع منافع شخصی سکوت می کنند که این هم  در واقع  همدستی با افراد باطل است.

• زوایای فتنه 88 را چگونه می بینید و از نظر شما این فتنه چه پیامدها و اثراتی برای کشور داشت؟

نقره کار
ببینید ما یک برداشت غربی  از مسائل اجتماعی داریم که هر امتحانی  یک آدم پیروز داره یک شکست خورده ، رفوزه،  آدم هایی که در این فتنه جهت درست را انتخاب کردند پیروز شدند ، قطعا آن آدم هایی که به عنوان یک فرد جهت منفی را انتخاب کردند شکست خوردند ، رفوزه شدند و به اسفل و السافلین دچار شدند ولی از نظر اجتماعی اگر توجه کنیم، بالاخره این ضعف در اجتماع ما به صورت پنهان وجود داشته و بروز پیدا کرده است. هر مفهومی وقتی بروز پیدا می کنه  آگاهی ایجاد می کنه  و اگر اکثریت موضع حق داشته باشند  این تداوم حق استمرار و استقرار و تقویت میشه  اگر خدایی نکرده جمعیت  موضع منفی داشته باشند این تداوم به سمت منفی بر می گرده  ولی  امت ما، خدا را شکر از این امتحان الهی موفق بیرون آمده اند و واکسینه شدند . آینده را من خیلی روشن تر و مستحکم تر از گذشته می بینم.

• چرا فتنه ای که با ادعا و بهانه تقلب آغاز شد به حرمت شکنی عاشورای حسینی انجامید ؟

باز این مسئله هم یک ظاهری دارد یک باطنی دارد  قبل از انتخابات تصور بر این بود که همه قانون اساسی را قبول دارند، ولایت فقیه را قبول دارند، مدافع حقوق مردمند، دنبال عدالتند؛ این فضای تبلیغاتی بود که هر کس از خودش ساخته بود و خودش رو به رخ می کشید ولی هنوز امتحانی پیش نیامده بود در موقع پیروزی و شکست است که امتحان پیش می آید. آن که پیروز می شود یک نوع امتحانی داره. غرور، تکبر، خود خواهی و از موضع بی عدالتی برخورد کردن این امتحان شخص پیروز است ولی آن که شکست می خورد؛ کینه جویی هاحسادت ها،بداخلاقی ها، فداکردن مصلحت های جمعی و اسلامی، در خدمت منافع شخصی و کینه ها و عقده های شخصی این هم امتحان اون شخصی است که در واقع در انتخابات شکست می خور؛  حالا صحنه نشان میدهد آنهایی که پیروز شدند دچار غرور نشدند ؟ دچار بد اخلاقی نشدند؟ بی عدالتی نکردند؟ اگر کردند همانجا شکست خوردند آنهایی هم که در این انتخابات رد شدند به همین ترتیب اگر محترمانه پذیرفتند قانون را و تبریک گفتن به فرد پیروز  (عنوان جمهوری اسلامی مطرح است) و به رای مردم احترام گذاشتند پیروز شدند.

اگر  به دروغ گفتند تقلب شده، نظام و قانون را تحقیر کردند و بر علیه قانون شوریدند، بر علیه نظام تظاهرات کردند اینها رفوزه شدند و هر چه این کار را بیشتر ادامه بدند بیشتر به قعر انسانیت دچار می شوند.

کسی که در مقابل حق و باطل موضع نمی گیرد، مصلحت شخصی خودش را در این دیده است که گلیم خودش را از آب بکشه و در این جدال حق و باطل وارد نشه. از منظر اسلامی یک چنین شخصیت هایی در واقع جزو باطل هستند

•  چرا این میان به جای محکوم کردن هتک حرکت عاشورا به جای اعتراف به اشتباه و برائت از عاملان ان میر حسین موسوی ومهدی کروبی حرمت شکنان را مردان خداجو نامیدند؟

امتحانات فضا را از آن حالت عادی و خیلی متعادل و طبیعی خارج می کند  و دچار یک سری عوارضی می کند که  در واقع انسان دچار موضع گیری های بسیار غلط و نابه نجاری می شود، طبیعتا در حالت عادی اگر به هر کدام از اینها گفته می شد که شما موافقی به هر کدام از این مقدسات توهین بشه  وبی توجهی بشه، روز عاشورا مثلا به هیئت ها حمله کنند، به عزادارها حمله کنند.آتش بزنند و هر کس که پیرهن سیاه داره مثلا بهش حمله کنند با اون چهره های وقیح و ضد اسلامی همه در ظاهر می گفتن بله ما مخالفیم اما وقتی منافع شخصیشان مطرح میشه ، وقتی کینه و حسادت هاشون بر وجودشان حاکم میشه می بینید که ضد انقلابه ضد اسلامه  ضد تمام ارزش ها وقیح ترین منافقین که قاتل بسیاری از شهدای ما هستند و جز آدم های در واقع سازمان های  جاسوسی استکبار جهانی  اسرائیل امریکا و انگلیس هستند اکثر این تشکل های ضد انقلابا عملا دست آموزهای  سازمان های جاسوسی غربی هستند  از طرف آنها تغذیه میشن، اونوقت انسان به جایی میرسه که به آنها می گه خداجو اونهم در مقابل کی؟ در مقابل عزاداران امام حسین ، یا در مقابل کسانی که برای عزاداری تو تکیه ها رفتن این دیگه نهایت حاکمیت هوای نفسه که جهل مرکبه هوای نفس که بر انسان حاکم بشه میشه جهل مرکب نه اونها رو ترد نمی کنه بلکه خداجو هم اسمشون رو میذاره.

• عکس العمل خواص و عوام را به طور جداگانه در خلق حماسه 9 دی چطور ارزیابی می کنید؟ و چرا در مقابل حرمت شکنی های قبلی چون آتش سوزی مسجد لولاگر در اوایل اغتشاشات و اهانت به تمثال امام و رهبری چنین عکس العمل هایی نقش نگرفت؟

 می گویند که  هر حقیقتی با ضد خودش خوب بروز و ظهور پیدا می کنه  شناخته می شه مثلا می گن شما اگر  نور را می خواهید بشناسید تا تاریکی نباشه شما نور رو نمی شناسید  و ما توی سوژه های هنری اینطور می گوییم که کنتراس باعث شناخت بهتر و توجه بیشتر به سوژه در موضوع اثر هنری میشه .

 در ارتباط با مسئله حق و باطل  ، ظالم و مظلوم اینها یک امور نسبی است ؛ نهایتش  که نهایت  دروغ ، تزویر ،ظلم ، کفر و نفاق را شما بخواهید تفسیرو نشان دهید آنهایی هستند که بر علیه امام حسین علیه السلام و شهدا قرار گرفتند  یزید و دارودسته اش.  از این طرف اوج زیبایی و حقیقت و ارزش ها و ایثار ها و انسانیت در جبهه امام حسین است. این تابلوی عاشورا و کربلا و این قهرمان هایی که  در این صحنه اتفاق افتاد در هیچ جای تاریخ به این صورت برجسته و شاخص تعریف نشده به همین طریق پس عالی ترین  صحنه ای است که انسان رو بیدار می کند.

نقره کار

از اول بعد از انتخابات به تدریج آنهایی که عاقل تر بودند، رحیم تر بودند شروع کردند موضع خودشون رو مشخص کردند و از جریان فتنه جدا شدن . حالا تا قبل از انتخابات فکر می کردند همه اینها  می خواهند خدمت کنند ولی بعد از اون دیگه  وقتی تظاهرات شد و آتش سوزی پیش آمد و عده ای اونجا فهمیدند. همینطور در هر مقطعی آنهایی که یک مقدار بیشتر فهمیده بودند جدا شدند تا دیگه اخرین کسانی که دیگه ابهام و شک داشتند  دیگه وقتی عاشورا مطرح شد دیدند اینها با ان چهره های وقیح در مقابل امام حسین و نمادهای حسینی و عاشورایی می ایستند. به قول معروف برای همه اونهایی که ذره ای حق شناسی ، ذره ای ایمان در قلبشون بود مسئله روشن شد این بود که یک مرتبه یک حرکت جمعی که چه خبره و چه خواص واقعی و چه توده عظیم مردم در ان شرکت داشتند، پدید آمد. در عین حال می خواستند اتمام حجت برای اون افراد دیگر هم بشود. یعنی اینکه برخورد نشد و تظاهرات جدی بر علیه شون نشد می خواستند، مقابل هم برایشان اتمام حجت شود و به تدریج خودشان را کنار بکشند ؛ هر دو این موضوعات اتفاق افتاد، هم از این طرف جبهه حق کامل تر شد، آگاه تر شد با اراده، اگاهانه و با اختیار در مقابل این جریان ایستاد هم اونطرف کمترین نیروی خودش را در صحنه داشت. آنها خیلی شان آگاه شدند خودشان را جدا کردند بنابراین کمترین ضربه برای آنها می توانست اتفاق بیفتد و این حادثه تاریخی در واقع شکل گرفت.

 جناب مهندس به نظر شما در جریان نه دی خواص اول شدند و یا این عوامل بودند که از خواص سبقت گرفتند؟ 

من با اینطور ترکیب بندی موافق نیستم؛ عوام و خواص. اولا مسائل را بایستی فردی دید و بعد هم خواص واقعی و باطنی این است که نه کسی مثلا مسئولیت داشته رئیس بوده ، اینها ظاهری و اعتباری ست ، خواص واقعی آنهایی هستند که ایمان مستحکمی دارند و فداکاری دارند، ایثار دارند در تحقق ارزش ها مبارزه می کنند اینها خواص واقعی از نظر اسلامی هستند، نه آنکه رئیس جمهور است یا نخست وزیره یا فلان. بنابراین از نظر من اینچنین این طبقه بندی صحیح هست اونهایی که ایمان قوی تری داشتند خلوص نیت داشتند و واقعا تابع ارزش ها و عبده  خالص خداوند بودند به تدریج موضع درستی گرفتند محکم ایستادند هنوز هم در موضعشون هستند در عین حال ادامه می دهند آنهایی که ایمان ضعیف تری داشتند هوای پرستی، دنیا پرستی، قدرت پرستی ، حسادت و کینه و ...  در وجودشون بود از این ور رفتند. پس من خیلی آن خواص اصطلاحیرا با خواص واقعی یکی نمی دانم.

• پیامدهای این خروش انقلابی توسط ملت ایران بر مسائل داخلی و خارجی چه بود و یا چه خواهد بود؟

همه حرکت های سازنده و قوی با معرفت شروع می شود . این پروسه انتخابات و بعد انتخابات معرفت عظیمی برای مردم ما ایجاد کرد. علی رقم مشکلاتی که برای ما درست کردند و دشمنان را بر ما تحریک کردند ، تحریم ها را اضافه کردند اما اینها اصالت ندارد، خداوند می فرماید که ما یغیرو بقوم حتی یغیرو بانفسهم تغییر نفس از آگاهی شروع میشه،  خودآگاهی شروع میشه، امت ما در این پروسه انتخابات به یک خودآگاهی عظیمی رسیدند که دیگر فریب خواص اصطلاحی اعتباری معمولی را نخورند، مدها چهره های مد شده و  تبلیغاتی شده آنها را فریب ندهد.

بنابراین اکنون ملت ما به آگاهی بزرگی رسیده و تجربه بزرگی کسب کرده است؛ هم خداوند چنین قومی را حمایت، هدایت و کمک می کند که  نصرت الهی را در ابعاد مختلف شبانه روز می بینیم. هم این امت واکسینه شدن در مقابل تقلب ها ، دروغ ها و ظاهر سازی ها، بنابراین من آینده را بسیار روشن تر و با امید تر  و با نشاط تر از گذشته می بینم.

 من هیچ وقت چنین اتهامی به همه نمی زنم ولی قطعا می دونم در اطراف و کنار اینها کسانی بودند که مستقیم وابسته بودند و برای اینها فضا سازی کردند و اینها را در این دام انداختند خب این ضعف های شخصی هم بوده و اینها طبق آن ساختاری که آنها براشان تعریف کردند  در همان فرایند به صورت یک عاملی درآمدند و اقدام کرده اند

• خواست مردم در 9 دی 88 محاکمه سران و عوامل فتنه بود، اما بر خلاف این درخواست عمومی  که علاوه بر 9 دی در مقاطع گوناگون بسیاری توسط  جنبش های دانشجویی و فعالان فضای مجازی و...شاهد چنین درخواست هایی بوده ایم. هنوز به این خواست قانونی و منطقی از طرف نهادهای  ذی ربط پاسخی داده نشده، دلیل مسکوت بودن این درخواست عمومی را چه می دانید؟

 طبق آن سنت الهی اصل بر این است که  قصاص حیات است. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: اگر امر به معروف و نهی از منکر نکنید یا به شکل عملیش با مفسدین مبارزه نکنید ارازل و اوباش بر شما حاکم می شوند  بنابراین اصل بر این است که  با هر کسی که خلاف قانون و خلاف مصلحت های نظام عمل می کند برخورد قانونی شود، این اصل اولیه است.  حکم اولیه، اما طبق اجتهاد اسلامی و شیعی احکام ثانویه هم داریم.  احکام مصلحتی هم داریم گاهی اکل میت هم میشه کرد. بنابراین مصلحت ایجاب می کند برای این که جذب بیشتر و دفع کمتری داشته باشیم. هنوز نگهداری اینها و عکس العمل هایی  زشت و بدی که انجام می دهند، باعث آگاهی و بیداری بیشتری از مردم می شود، اگر با آنها را اکنون برخورد کنیم این آگاهی، این مدرسه از بین میرود، الانه ما یک مدرسه ای درست کردیم که ببینید اینها چه کسانی هستند به خاطر قدرت و به خاطر ریاست و به خاطر حسادت و کینه شان چطوری اصل اسلام، اصل نظام، اصل انقلاب زیر پا می گذارند،درس بگیرید. مردم دارن درس می گیرند مرتب نیروهای اینها در حال کمتر شدنم است بنابراین این مدرسه را فعلا نمی خواهیم تعطیل کنیم حالا هر وقت لازم شد مسئولین مربوطه  می گویند و عمل خواهد شد.

نقره کار

• به نظر شما آیا سران فتنه با سازمان های جاسوسی بیگانگان چه به طور مستقیم و چه غیر مستقیم در ارتباط بوده یا هستند؟ و این انحراف از ابتدا در آنها وجود داشته و صورت نفاق داشته است یا بعد ها پدید آمده است؟

گفتیم که هر حادثه بیرونی یک عامل درونی دارد قبل از اینکه  کسی وابسته سازمان های جاسوسی  خارجی شود ، وابسته سازمان جاسوسی  درونی خودش که همان نفس حیوانی خودش است، می شود . بنابراین قطعا اینها از درون ضعف هایی دارندکه ممکن است حتی برای خودشان هم پنهان بوده، برای دیگران هم پنهان بوده؛ با این امتحان این ضعف ها در واقع بروز کرده و ظهور اجتماعی پیدا کرده  بنابراین اینطور میشه گفت که اینها چه بخواهند چه نخواهند بر ضد ارزش های اسلامی و نظام اسلامی عمل کردند و این همان خواسته استکبار جهانی، کفار و منافقین همیشه تاریخ است. همه کسانی که قاتلان امامان و پیامبران بودند اینها با آنها همراهی کردند، در این شکی نیست. حالا ما از روی تسامح می گویم که به اصطلاح غیر مستقیم ولی قطعا بین نفوذی هایی هستند که قطعا مستقیم بودند من هیچ وقت چنین اتهامی به همه نمی زنم ولی قطعا می دونم در اطراف و کنار اینها کسانی بودند که مستقیم وابسته بودند و برای اینها فضا سازی کردند و اینها را در این دام انداختند خب این ضعف های شخصی هم بوده و اینها طبق آن ساختاری که آنها براشان تعریف کردند  در همان فرایند به صورت یک عاملی درآمدند و اقدام کرده اند.

• شما بیشتر حالت نفاق و انحراف از گذشته را برای این افراد فرض می دانید یا معتقدید که بر اساس عملکرد اطرافیان در دام افتادند؟

من دو نکته گفتم، تا کسی ضعف شخصی نداشته باشه در دامی نمی افته پس این ضعف را داشتند این شیطان درونی بود،حالا اینکه مستقیما با این شیطان بیرونی در ارتباط بودند نه من همچین چیزی رو نمی گویم بلکه می گویم که بعضی از آنها که در ظاهر هم نشون میده بعضی هاشون ارتباط داشتن، پول گرفتن و هنوز هم در حال ادامه دادن این ارتباط هستن با سایت های آنها و با مراکز صوتی و تصویریشان .


گفتگو از عطاالله باباپور

گروه جامعه و ارتباطات

عوامل اصلی ترور دستگیر شدند

ترور دکتر علی محمدی

وزارت اطلاعات در اطلاعیه‌ای تاکید کرد:‌ سربازان گمنام امام زمان‌(عج) در پی اقدامات گسترده امنیتی و رصد دقیق اطلاعاتی و با عنایات خاص الهی موفق شدند عوامل اصلی این جنایت تروریستی را شناسایی و دستگیر و یک شبکه متشکل از جاسوسان‌ و تروریست‌های وابسته به رژیم اشغالگر قدس را منهدم کنند.

ترور شهید علی محمدی که در تاریخ 22/10/88 با جاسازی بمبی کنترل از راه دور در موتور سیکلتی جلوی درب منزلش در عملی کوردلانه انجام شد، در آن حادثه دستان کثیف موساد و تروریستهای وابسته اسرائیلی به وضوح دیده می شد، سربازان گمنام امام زمان(عج) در عملیات های گسترده امنیتی و رصد دقیق اطلاعات و با عنایت خاص الهی موفق شدند عوامل اصلی این جنایت را دستگیر کنند.

وزارت اطلاعات در اطلاعیه‌ای از نقش موساد در ترور شهید مسعود علیمحمدی استاد فیزیک دانشگاه تهران پرده برداشت.

متن کامل اطلاعیه وزارت اطلاعات به شرح زیر است:

همزمان با اولین سالگرد شهادت دکتر مسعود علیمحمدی استاد دانشگاه و دانشمند برجسته کشورمان سربازان گمنام امام زمان‌(عج) در پی اقدامات گسترده امنیتی و رصد دقیق اطلاعاتی و با عنایات خاص الهی موفق شدند عوامل اصلی این جنایت تروریستی را شناسایی و دستگیر و یک شبکه متشکل از جاسوسان‌ و تروریست‌های وابسته به رژیم اشغالگر قدس را منهدم کنند.
مسعود علی محمدی

عملیات همه جانبه شناسایی و دستگیری این جاسوسان و تروریست‌ها با تمرکز اطلاعاتی و امنیتی بر روی سرنخ عوامل و شبکه‌های وابسته به رژیم صهیونیستی آغاز شد و پس از ماه‌ها مجاهدت‌های خاموش و اقدامات پیچیده و چند لایه آفندی و پدافندی و نفوذ به عمق اطلاعاتی رژیم صهیونیستی منجر به کشف اطلاعات بسیار مهم و حساس از تیم‌های جاسوسی و عملیاتی موساد شد که در پی آن ضربات سهمگینی به ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی وارد شد.

اطلاعات به دست آمده بیانگر آن است که موساد برای تحقق اهداف ضد انسانی ، اسلامی و ضد ایرانی خود از پایگاه‌هایی در برخی از کشورهای اروپایی و غیر اروپایی و همچنین برخی کشورهای همسایه جمهوری اسلامی ایران برخوردار بوده است که در هدایت عملیات ترور ناجوانمردانه شهید دکتر مسعود علیمحمدی از آن پایگاه‌ها استفاده کرده است.

به استحضار مردم شریف می‌رساند اطلاعات بسیار مهمی از عملیات نفوذ سرویس جاسوسی موساد و انهدام شبکه‌های جاسوسی آن‌ و طراحی ترور دانشمند برجسته کشورمان به دست سربازان گمنام امام زمان (عج) رسیده است که در شرایط مقتضی و به تدریج اعلام خواهد شد.

این افراد اعتراف کردند که توسط موساد آموزش ترور را دیده‌اند و تمام وسائل و تجهیزات از سوی موساد در اختیار آنها قرار گرفته است

عوامل ترور شهید علی‌محمدی به آموزش توسط موساد اعتراف کرده‌اند

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به اینکه عوامل ترور شهید علی محمدی با حمایت موساد دست به چنین جنایتی زده‌اند، گفت: این افراد اعتراف کردند که توسط موساد آموزش ترور را دیده‌اند و تمام وسائل و تجهیزات از سوی موساد در اختیار آنها قرار گرفته است.

اسماعیل کوثری عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در خصوص دستگیری عوامل ترور شهید علی‌محمدی اظهار داشت: در حدود یک سال پیش این اقدام ناجوانمردانه توسط عوامل خودفروخته و اجیرشده رژیم صهیونیستی انجام شد و این افراد که توسط صهیونیست‌ها آموزش دیده و برای ترور دانشمندان هسته‌ای ایران توجیه شده بودند، دست به چنین کار جنایت‌کارانه‌ای زنند.

اسماعیل کوثری

وی با بیان اینکه مدت‌ها پیش از ترور شهید علی‌محمدی، مسئولان اطلاعاتی انگلیس، آمریکا و صهیونیست‌ها به صورت علنی نسبت به ترور دانشمندان هسته‌ای کشورمان تهدید کرده بودند، ادامه داد: با اینکه نیروهای اطلاعاتی کشور نسبت به این موضوع پیشگیری و پیش‌بینی کرده بودند اما این مزدوران به هدف خود ‌رسیدند و یکی از عزیزان ما را به شهادت رساندند.

این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تصریح کرد: پس از این اتفاق این موضوع دنبال شد و نیروهای اطلاعاتی کشور که همواره به دنبال شناسایی این عوامل خودفروخته بودند، توانستند عوامل این ترور جنایت‌کارانه را دستگیر کنند.

کوثری با اشاره به اینکه این افراد با حمایت موساد دست به چنین جنایتی زده‌اند، خاطرنشان کرد: این افراد اعتراف کردند که توسط موساد آموزش ترور را دیده‌اند و تمام وسائل و تجهیزات از سوی موساد در اختیار آنها قرار گرفته است.

وی تاکید کرد: با توجه به اعترافات عوامل ترور شهید علیمحمدی، دستگاه قضایی به زودی آنها را به سزای اعمال‌شان می‌رساند.

اعترافات افراد دستگیر شده برای شناسایی عوامل ترور شهید شهریاری موثر است

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در ادامه تصریح کرد: با توجه به عوامل دیگری که در رابطه با ترور شهید شهریاری وجود دارد، نحوه دستگیری عوامل ترور شهید علیمحمدی فعلا باید مسکوت بماند.

قطعا خود این افراد عوامل ترور شهید شهریاری نیستند

کوثری در پایان تاکید کرد: قطعا خود این افراد عوامل ترور شهید شهریاری نیستند اما با توجه به اینکه تمام این تروریست‌ها از طریق موساد دستور گرفته و تغذیه می‌شوند لذا اعترافات این افراد می‌تواند در دستگیری عوامل ترور شهید شهریاری و آقای عباسی موثر باشد و می‌توان گفت که به زودی شاهد دستگیری عوامل ترور شهید شهریاری خواهیم بود.

در مجلس صورت گرفت؛ مجادله لفظی لاریجانی



مجادله لفظی لاریجانی و دلخوش با رسایی و کوچک زاده










در پایان جلسه عصر دیروز مجلس تعدادی از نمایندگان بر سر تصویب یک ماده برنامه پنجم به بحث و جدل با یکدیگر پرداختند.









در پایان جلسه عصر دیروز مجلس تعدادی از نمایندگان بر سر تصویب یک ماده برنامه پنجم به بحث و جدل با یکدیگر پرداختند.

به گزارش خبرنگار مهر،مجلس شورای اسلامی در پایان جلسه علنی عصر دیروز سه شنبه شاهد مجادلاتی در بین نمایندگان بر سر تصویب ماده ۸۰ برنامه پنجم توسعه بود.

در پایان جلسه دیروز، حمید رسایی نماینده مردم تهران خطاب به لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در خصوص نحوه مطرح شدن برخی پیشنهادات در خصوص ماده ۸۰ گفت: در رابطه با ماده ۸۰ ، چهار ماده از آئین نامه مجلس نقض شد که من آنها را به شما عرض می کنم.

وی افزود: طبق ماده ۱۷ هیئت رئیسه باید بی طرفی را در رفتار و گفتار رعایت کند و نه اینکه لوایح مطابق میل تان تصویب شود.

رئیس مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این تذکر گفت: از اینکه جنابعالی رجال الغیب هستید خوشحالم ولی خوب نیست که کسی را به راحتی متهم کنید.

رسایی در ادامه تصریح کرد: با توجه به ماده ۱۸۶ پیشنهاد آقای توکلی ایراد شورای نگهبان را رفع می کرد و با تصویب این پیشنهاد ، دیگر نیازی به طرح پیشنهاد جدیدی نبود و ترتیب صحبت ها به هیچ عنوان رعایت نشد.

وی ادامه داد: در ماده ۱۸۱ آئین نامه نیز اخطار قانون اساسی مقدم بر اظهارات دیگر است.

رئیس مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این مطلب گفت: به دلیل اخطار قانون اساسی نمی توان جلسه علنی را برای نماینده خاصی معطل کنیم.

در ادامه این گفتگو کوچک زاده با انتقاد از نحوه اداره مجلس خطاب به لاریجانی گفت: مطلبی را در خصوص نحوه اداره جلسه مکتوب کرده ام و به حضرت عالی می دهم و هیچ کسی به غیر از حضرتعالی از آن باخبر نخواهد شد اما اگر اطرافیان شما ضابطه ای را رعایت نمی کنند شما نباید به آنها اجازه چنین کاری دهید البته من منتظر پاسخ مکتوب شما در این خصوص هستم.

در ادامه این مجادلات ، کاظم دلخوش نماینده مردم صومعه سرا با انتقاد از صحبت های رسایی و کوچک زاده گفت: از صبح تا به حال نزدیک به ۲۰ بار من این دکمه را برای صحبت فشار داده ام ولی اجازه صحبت به من داده نشده است چرا باید اداره جلسه را به دست کسانی بدهید که خودسرانه جلسه را اداره می کنند.

وی افزود: دیگران نیز در این خصوص حقی دارند و من نیز اسناد و مدارکی در این خصوص ارائه خواهم کرد و در آن خواهم گفت که برخی ها که به دادگاه ویژه روحانیت احضار شده اند و در لوای فتنه به دنبال مسائل دیگر هستند.

رئیس مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این مجادلات تصریح کرد: نیازی به این مداخلات نیست اگر شما تذکری دارید آن را به من بدهید و دلیلی برای بوجود آمدن اختلافات این چنینی وجود ندارد.

در ادامه رسایی به نزد رئیس مجلس شورای اسلامی در جایگاه هیئت رئیسه رفت و با صدای بلند مشغول صحبت و مجادله با رئیس مجلس شورای اسلامی شد.

همچنین در صحن علنی گفتگویی نیز بین باهنر و چند تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در گرفته بود.

در نهایت این مجادله با درخواست صلوات یکی از نمایندگان خاتمه پیدا کرد.







شکایت آیت الله هاشمی رفسنجانی از بذرپاش



شکایت آیت الله هاشمی رفسنجانی از بذرپاش










علیزاده طباطبایی در این گفت وگو از صدور کیفرخواست توسط دادستان تهران علیه بذرپاش و اشتهاردی خبر داده و علت این احضار را اتهام نشر اکاذیب علیه آقای اکبر هاشمی رفسنجانی عنوان کرده است.









روزنامه شرق به نقل از وکیل خانواده هاشمی، از احضار مدیران مسئول دو روزنامه ایران و وطن امروز برای پاسخ به شکایت اکبر هاشمی رفسنجانی به دادگاه خبر داد.

محمود علیزاده طباطبایی در گفت وگو با این روزنامه اعلام کرد که "مهرداد بذرپاش" معاون سابق رئیس جمهور و مدیرمسئول وقت روزنامه وطن امروز و "کاوه اشتهاردی" مدیرمسئول روزنامه ایران با شکایت دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام به دادگاه مطبوعات احضار شده اند و روز ۲۶ دی باید در دادگاه به دفاع از خود بپردازند.

علیزاده طباطبایی در این گفت وگو از صدور کیفرخواست توسط دادستان تهران علیه بذرپاش و اشتهاردی خبر داده و علت این احضار را اتهام نشر اکاذیب علیه آقای اکبر هاشمی رفسنجانی عنوان کرده است.

علیرضا پهلوی خودکشی کرد + عکس


علیرضا پهلوی خودکشی کرد + عکس










شبکه تلویزیونی العربیه سه شنبه شب اعلام کرد: علیرضا پهلوی فرزند شاه مخلوع ایران با گلوله خودکشی کرد. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس پلیس بوستون گفت که بعد از ساعت دو صبح به وقت محلی در روز سه شنبه، جسد مردی را در خانه ای در محله "سات اند" پیدا کرد که خود را به ضرب گلوله کشته بود.









علیرضا پهلوی، دومین فرزند پسر محمد رضا پهلوی، شاه مخلوع ایران صبح روز سه شنبه، ۱۴ دی ماه (۴ ژانویه) در خانه خود در بوستون در اثر خودکشی درگذشت.

به گزارش بی بی سی، در بیانیه ای در وبسایت رسمی رضا پهلوی، برادر بزرگتر او منتشر کرده اند، آمده است: "[علیرضا پهلوی] همچون میلیون ها جوان ایرانی، از آنچه که به ناروا بر میهن عزیزش می گذشت سخت آزرده و غمگین بود."!

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس پلیس بوستون گفت که بعد از ساعت دو صبح به وقت محلی در روز سه شنبه، جسد مردی را در خانه ای در محله "سات اند" پیدا کرد که خود را به ضرب گلوله کشته بود.

پلیس هویت این مرد را تایید نکرد، اما یک مقام که نخواست نامش فاش شود به آسوشیتدپرس گفت که جسد متعلق به علیرضا پهلوی است.

علیرضا پهلوی سومین فرزند شاه مخلوع ایران متولد سال ۱۳۴۵ بود. گفتنی است، برخی منابع خبری اعلام کرده بودند که وی در رشته ایران شناسی و فلسفه در دانشگاه هاروارد تحصیل می کرده است.اما سخنگوی دانشگاه هاروارد سه شنبه گفت که علیرضا پهلوی در هنگام مرگ مشغول تحصیل در این دانشگاه نبود.

پیشتر لیلا پهلوی آخرین فرزند محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۸۰ در سن ۳۱ سالگی در هتلی در لندن با مصرف داروهای خواب آور خودکشی کرده بود.