دختری که دائماً عطسه می کند

دختری که دائماً عطسه می کند

دختری که دائماً عطسه می کند

حوادث  - یک دختر آمریکایی در هر دقیقه 16 بار عطسه می کند.
به گزارش روزنامه الحیات، این دختر 12 ساله به بیماری نادری مبتلا شده که باعث شده در هردقیقه 16 بار عطسه کند.
مادر این دختر در این باره گفت: مشکل دخترش از 2 هفته قبل، زمانی که او به سرماخوردگی مبتلا شد، آغاز شد. اما بعدها وضعیت جسمسی این دخترک بدتر شد و او قبل از گفتن یک عبارت 4 بار عطسه می کرد. دختر آمریکایی که دائماً عطسه می کرده، دیگر نتوانست به مدرسه برود. عطسه های او زمانی که به خواب می رود قطع می شود، اما این وضعیت خوابیدن او را سخت و دشوار کرده است.
کلیفورد باست، متخصص بیماریهای آلرژیک در این باره گفت: عطسه های مداوم دختر بچه نشان می دهد که او دچار حساسیت شده و یا از بیماری های سینوسی رنج می برد و یا اینکه تومور ناشناسی در مجرای بینی اش رشد کرده است. دختر نوجوان هم اکنون تحت نظر روانشناس است تا مشخص شود که دلیل بروز بیماری اش مشکل عاطفی است یا خیر.

عکس: هدیه تهرانی هم عکاس می‌شود

بعد از کیانیان، حامد بهداد و نیکی‌ کریمی، «هدیه تهرانی» بازیگر سینمای ایران، قرار است از 17 آذرماه سال جاری نمایشگاه عکس و ویدئوآرت در خانه هنرمندان ایران برپا کند.

علاقه‌مندی سینماگران ایران به عکس و برپایی نمایشگاه‌های متعدد موضوع جدیدی نیست و چه بسا سینماگران موفقی چون عباس کیارستمی و ناصر تقوایی که پیش از فیلمساز شدنشان، عکاس بوده‌اند و در هر دو عرصه به توفیقات بزرگی دست یافته‌اند و عکس‌هایشان مخاطبان وعلاقه‌مندان بسیاری دارد.
اما در این بین به تازگی هنرپیشه‌های ایران نیز به این موضوع علاقه‌ نشان داده‌اند.

درست از زمان برگزاری نخستین اکسپوی عکس ایران که از سوی فرهنگستان هنر در مؤسسه فرهنگی و هنری صبا برگزار شد، عکس‌های این هنرپیشه‌ها از جمله رضا کیانیان و نیکی کریمی نیز برای نخستین بار در میان عکس‌های پیشکسوتان عرصه عکاسی ایران به دیوار آویخته شد. این موضوع به کام برخی‌ از عکاسان قدیمی و پیشکسوت ایران خوش نیامد به خصوص که قیمت آثار آن‌ها بسیار بیشتر از عکاسانی قیمت‌گذاری شده بود که سال‌ها در این زمینه فعالیت کرده بودند.

این میهمانان ناخوانده به استفاده از شهرت سینمایی‌شان در عرصه عکاسی ایران و فروش چندین میلیونی عکس‌هایشان متهم شدند. عکس‌هایی که از نظر عکاسان قدیمی و صاحب‌نظر درخور این قیمت‌گذاری‌ها نبود.

اما به هر جهت، عرصه عکاسی ایران میهمانان تازه‌واردی داشت که بعد از برپایی اکسپو و اعلام ورودشان به عرصه عکاسی ایران،‌اقدام به برپایی نمایشگاه‌های انفرادی عکس‌هایشان کردند.

بعد از رضا کیانیان،‌لاله اسکندری، حامد بهداد و نیکی کریمی این بار نوبت به هدیه تهرانی رسیده است تا توانمندی‌هایش را در زمینه عکاسی به نمایش و قضاوت عموم بگذارد.

قطعاً با توجه به شهرت سینمایی این هنرپیشه جوان، افتتاحیه نمایشگاه آثار او مملو از هنرپیشه‌های پیشکسوت، جوان و جمع قابل توجهی از علاقه‌مندان به وی خواهد شد.

اما تا پیش از دیدن آثار هدیه تهرانی نمی‌توان درباره آثارش و ورودش به دنیای عکاسی قضاوتی داشت.

هدیه تهرانی دانش‌آموخته طراحی صحنه است و تاکنون نمایشگاه‌های بسیاری را در زمینه طراحی داخلی و زیورآلات برگزار کرده است.

تصویر تاریخی‌ترین چک کشور

تصویر تاریخی‌ترین چک کشور به ارزش هزار و 563 میلیارد تومان مربوط به پرداخت وجه نقد 20 درصدی بلوک 50 درصد بعلاوه یک سهم مخابرات منتشر شد.

به گزارش فارس، بلوک 50 درصد بعلاوه یک سهم مخابرات در حالی 5 مهرماه به قیمت هر سهم 3هزار و 409 ریال توسط کنسرسیوم اعتماد مبین از دولت خریداری شد که تاریخی‌ترین معامله بورس و خصوصی سازی کشور با رکورد دیگری نیز همراه شد.

بدین ترتیب که با صدور روز گذشته چک پرداخت وجه نقد 20 درصدی این واگذاری تاریخی به ارزش پانزده تریلیارد و ششصد و سی و هشت میلیارد و سیصد و بیست ونه میلیون و دویست و دوازده هزار و چهارصد و چهل و هشت ریال رکورد دیگری در مبادلات مالی و پولی کشور به ثبت رسید و به نظر می‌رسد پیش از این چنین رقمی در قالب یک فقره چک صادر در کشور صادر نشده باشد.

این چک به تاریخ 17 آبان 88 و توسط شرکت کارگزاری بهمن و نزد شعبه بانک ملی شعبه بورس و به حساب شرکت سپرده مرکزی اوراق بهادار و تسویه وجوه بابت 20 درصد حصه نقدی بلوک 50 درصدی مخابرات صادر شده است.

براساس این گزارش،‌ براساس قانون اصل 44، سازمان خصوصی سازی با تکیه بر مصوبه هئیت واگذاری در خصوص فروش بیش از 22.9 میلیارد سهم مخابرات معادل 50 درصد بعلاوه سهم، در روز یکشنبه 5 مهرماه 88 اقدام به حراج این تعداد سهم به قیمت پایه هر سهم 340 تومان کرد. در جریان این مزایده و حراج بی نظیر، دو گروه کنسرسیوم اعتماد مبین و سرمایه گذاری مهر اقتصاد ایراینان (و در برابر غیبت ناخواسته شرکت تعاونی پیشگامان کویر یزد) به رقابت پرداختند که با افزایش 9 ریالی هر سهم مخابرات، کنسرسیوم اعتماد برنده این معامله تاریخی و بی سابقه کشور به ارزش 7.8 هزار میلیارد تومان شد.

این کنسرسیوم اقدام به جلب مشارکت گروه هایی چون بانک سینا،‌ سرمایه گذاری تدبیر، شرکت سرمایه گذاری ساتا، سرمایه‌گذاری امین اعتماد و چند شرکت سهامی عام کرد و روز گذشته در مهلت قانونی 30 روز کاری چک پرداخت 20 درصد وجه نقد معامله مذبور را به نام شرکت سپرده گذاری کرد تا ظرف روز جاری قطعیت مهمترین واگذاری تاریخ کشور احراز شود.

دختر هشت ساله ایرانی بازیگر هالیوود

عکس: دختر هشت ساله ایرانی بازیگر هالیوود
آریانا، دختر هشت ساله ایرانی در یک فیلم هالیوودی نقش یک دختر ناشنوا را بازی می‌کند.

به گزارش رسانه‌نیوز، آریانا اینجینیر (Aryana Engineer)، بازیگر خردسال ایرانی فیلم «یتیم» (Orphan) در 6 مارس 2001 از پدری ایرانی (نوروز) و مادری اسکاتلندی (Anne-Marie) به دنیا آمد.

آریانا در این فیلم نقش یک دختر کم شنوا (مکس) را بازی می‌کند؛ وی در زندگی حقیقی هم کم شنواست و آشنا به زبان اشاره است.

آریانا به وسیله برندا کمپل که همسایه آنها در ونکوور کاناداست، برای فیلم «یتیم» استعداد یابی شد؛ عوامل فیلم مدتها به دنبال دختر خردسال بوری می‌گشتند که به زبان اشاره آشنا باشد.

برندا، آریانا را زمانی که با زبان اشاره با مادرش صحبت می‌کرد، دیده بود و وی را به عوامل سازنده فیلم پیشنهاد کرد.

فیلم محصول سال 2009 با رده بندی +13 (کانادا) و در ژانر درام ـ ترسناک است و در کانادا در 29 جولای 2009 به روی پرده رفت.

نوکیا نقشه تهران را رونمایی کرد


11 آبان 1388 - موبنا- نقشه نوکیا برای تهران به همراه مسریاب و همچنین دو گوشی های جدید 6710 NAVIGATOR و N97 MINI به طور رسمی رونمایی شد.

به گزارش خبرنگار موبنا در نشست خبری امروز نوکیا، دو مدل گوشی های 6710 NAVIGATOR و N97 MINI به زودی با گارانتی رسمی وارد بازار ایران خواهد شد.

همچنین نقشه نوکیا برای تهران به طور رایگان قابل استفاده روی گوشی های نوکیا خواهد بود و سیستم مسیریاب نوکیا نیزبر روی آن فعال خواهد شد.

N97 MINI همتای کوچک نوکیا N97 مسیریابی را مستقیما از طریق صفحه نمایش کاملا شخصی فراهم می کند و 6710 NAVIGATOR نوکیا نیز یک گوشی کاملا مطابق با معیارهای راه حل های بوده که دارای کلیدهای مخصوص دستیابی سریع به جهت یابی و جستجو روی نقشه است.

این دو مدل گوشی همزمان با عرضه در اروپا و خاورمیانه وارد بازار تلفن همراه تهران می شود.

نقشه نوکیا علاوه بر مشخص کردن موقعیت کنونی روی نقشه می تواند امکان جستجو مکان های مختلف را از طریق جستجو به همراه ذخیره کردن راه ها و مکان های دلخواه تان فراهم آورد.
در هنگام رانندگی نیز کاربر به راحتی می تواند با این سرویس به صورت دیداری و شنیداری به سمت مقصد مورد نظر هدایت کند.

همچنین در این نشست خبرری "علیرضا شفیع پور" مدیرکل نوکیا گفت: کاربران ایرانی از این پس می توانند از مزایای نقشه نوکیا برای تهران روی گوشی های خود استفاده کرده و به زودی نیز به کمک مسیریاب نوکیا روی نقشه مسیر خود را پیدا کنند.

وی افزود: سرویس نقشه و مسیریاب بخشی از راه حل های مبتی بر محل است که زمینه ارتباطی لازم را در جهان برای گوشی های موبایل به منظور ارائه سرویس های جدید در آینده فراهم می سازد.

وی ادامه داد: نقشه و مسیریاب نوکیا کاربران را قادر می سازد تا با یافتن موقعیت فعلی خود و همچنین موقعیت مکان و یا آدرس مبدا مورد نظر روی نقشه مسیریاب را برای رسیدن به آن شناسایی کرده و مرحله به مرحله در آن مسیر هدایت شوند.

شفیع پور تصریح کرد: mini N97با ویژگی وطراحی نوکیا n97 در مقیاسی کوچکتر ،موبایل کامپیوترو با بدنه مقاوم است که تجربه اینترنت شخصی را به همراه مسیر یابی و موسیقی از طریق صفحه نمایش کاملا شخصی ممکن می سازد.

وی خاطر نشان کرد: nokia 6710 navigator نیز که در طبقه گوشی هایی متوسط قرار دارد ،مجموعه

ایست از طراحی مناسب ،کارایی بالا و قیمت مناسب به همراه سیستم مسیر یابی و همچنین شکلی سازگار با ویژگی های طبیعی دست و صورت که از طریق کلید های ویژه ای به کاربران امکان بزرگ نمایی نقاط مختلف نقشه را می دهد.

در ادامه این نشست "وحید کاظمی نجف ابادی" مدیر بازاریابی نوکیا در ایران گفت:"نقشه و مسیر یاب نوکیا شامل نقشه رایگان نوکیا برای تهران به همراه مسیر یاب است که با خریداری برگه فعال سازی کاربران می توانند از نقطه ای به نقطه ای دیگر مسیر یابی نمایند."

وی افزود: راه دیگر دسترسی به نقشه از طریق دانلود از سایت maps.ovi.com است که از نیمه اول اذر ماه در دسترس خواهد بود، ضمن انکه به زودی نقشه نوکیا برای تهران از طریق فروشگاههای مشخصی در مراکز خرید موبایل به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار خواهد داشت.

وی تصریح کرد: این مراکز در کنار دادن اطلاعات آموزشی در زمینه سیستم مسیر یاب نوکیا به کاربران خرید برکه فعال سازی مسیر یاب را نیز برای انها مهیا خواهند نمود.

سپس امیر سلیمی ، مدیربازاریابی محصولات نوکیا در ایران به بررسی قابلیت های تکنیکی گوشی های
6710 NAVIGATOR و N97 MINI پرداخت و گفت: گوشی N97 MINI دارای صفحه نمایش 2/3 اینچی، صفحه کلید کامل با امکانات مسیریابی، اینترنت ، موسیقی حافظه داخلی هشت گیگابایتی ، دوربین پنج مگاپیکسلی به همراه لنز کارل زایس و توانایی صبط ویدئو با کیفیت DVD است.

وی ادامه داد: گوشی 6710 NAVIGATOR با داشتن کلیدهای مخصوص برای استفاده آسان از مسیریابی و نقشه و همچنین لوازج جانبی مربوط ، دوربین پنج مگاپیکسلی همراه لنز کارل زایس و فلش DUAL و صفحه نمایش 6/2 انچی با 16 میلیون رنگ وارد بازار می شود.

در ا دامه این نشست مدیرکل نوکیا در سوال خبرنگا موبنا مبنی بر قیمت اولیه عرضه این دو گوشی گفت: تمامی گوشی هایی که برای اولین بار وارد بازار تلفن همراه می شود با قیمت کاذب در اختیار مشتریان قرار می گیرد اما بعد از گذشت زمان بهای آن کاهش می یابد.

وی ادامه داد: قیمت گوشی های عرضه شده دربازار توسط میزان عرضه و تقاضا تعیین می شود.

چاق ترین مرد ایران خانه نشین شد

داریوش با ایمانی چاق ترین مرد ایرانی از پارسال به علت وزن 340 کیلوگرمی اش، کار خود را از دست داده و خانه نشین شده است .

به گزارش واحد مرکزی خبر، این مرد 43 ساله که در اصفهان زندگی می کند برای درمان و بازگشت به روند طبیعی زندگی ، چشم به یاری مسئولان دارد.

وی ماه پیش برای جراحی اش شامل کوچک کردن معده و کم کردن چربیهای بدن 20 میلیون تومان هزینه کرد که مجبور شد خانه اش را بفروشد.

با ایمانی برای ادامه معالجه و جراحی مجدد شامل جمع کردن پوست بدنش حدود 20 میلیون تومان دیگر نیاز دارد که از مسئولان درخواست کمک کرده است.

وی که به علت پرخوری و کم تحرکی دچار این بیماری شده است گفت: همه دغدغه من همسر و دو فرزندم هستند که زندگی آنها هم به خاطر من مشکل پیدا کرده اند.

پزشکان به چاق ترین مرد کشورمان توصیه کردند برای پیشگیری از بیماری اش بیشتر مایعات مقوی از جمله آب میوه بنوشد

جوک

غضنفر به رفیقش میگه : می خوام دختر شاه رو بگیرم ! رفیقش میگه : چرت نگو ! مگه کشکیه ؟! غضنفر میگه : بابا من که راضیم ، ننم هم که راضیه ، فقط مونده شاه و دخترش !


« تعویض اسم »شخصی شاکی میره ثبت احوال ، میگه : آقا این اسم من خیلی ضایع است ، باید حتماً عوضش کنم . کارمند ازش می پرسه ، مگه اسمتون چیه ؟ میگه : اصغرِ اَن چهره ! کارمند میگه : آره خوب حق دارید ، باید حتماً عوضش کنید . حالا چه اسمی می خواید بگذارید ؟ میگه : اکبرِ اَن چهره !


« مخفف USA »
از غضنفر می پرسند : می دونی USA مخفف چیه ؟ میگه : یوم الله سیزده آبان !


« مسابقة دومیدانی »
غضنفر رفته بود تماشای مسابقة دومیدانی . وسط مسابقه از بغل دستیش می پرسه : ببخشید ، اینا واسه چی دارن میدون ؟! یارو میگه : برای اینکه به نفر اول جایزه میدن . غضنفر کمی فکر می کنه ، می پرسه : پس بقیشون واسه چی دارن میدون ؟!


« آسانسور »
غضنفر سوار آسانسور میشه ، می بینه نوشته : ظرفیت 12 نفر . باخودش میگه : عجب بدبختیه ها ! حالا 11 نفر دیگه از کجا بیارم ؟!


« جام جهانی »
از غضنفر می پرسن : به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره ، به کره و چین هم حمله کُنه تکلیف ایران چی میشه ؟ غضنفر میگه : چی میشه نداره که ، ایران میره جام جهانی !


« تعداد بچه (1) »
از غضنفر می پرسن : چند تا بچه داری ؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده ، میگه : 3 تا ! مردم تعجب میکنن ، میگن : بابا اینا که 4 تاست ؟ غضنفر انگشت کوچیکشو نشون میده ، میگه : این بچه همسایمونه ، ولی همیشه خونة ماست !


« تعداد بچه (2) »
از غضنفر میپرسن چندتا بچه داری ؟ انگشت کوچیکشو نشون میده ، میگه : هفت تا ! مردم تعجب میکنن ، میگن : بابا این که فقط یکیه ! میگه : آخه دادم mp3ش کردن !


« شکنجه روحی »
می خواستن غضنفر رو شکنجه روحی بدن ، می فرستنش تو یک اتاق گرد ، میگن برو یک گوشه بشین !


« ساندویچ فروشی »
غضنفر بعد از بیست سال از آمریکا برمی گرده ایران و یک ساندویچ فروشی میزنه . یارو میاد میگه : قربون دستت ، یک ساندویچ سوسیس بده . غضنفر که هنوز خوب از حال و هوای غرب درنیومده بود ، می پرسه : ''تو گو'' بدم ؟ یارو شاکی میشه ، میگه : نه مرتیکه ، تو نون بده !



« دهقان فداکار و حسین فهمیده »
غضنفر تو یک شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمی گشته خونه ، یهو می بینه یکجا کوه ریزش کرده ، یک قطار هم داره ازون دور میاد ! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه ، میره اون جلو وامیسته . رانندة قطاره هم که آتیشو می بینه میزنه رو ترمز و قطار وامیسته . همچین که قطار واستاد ، غضنفر یک نارنجک درمیاره ، میندازه زیر قطار ، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار میشن ! خلاصه غضنفر رو میگیرن میبیرن بازجویی ، اونجا بازرس بهش میتوپه که : مرتیکة خر ! نه به اون لباس آتیش زدنت ، نه به اون نارنجک انداختنت ! آخه تو چه مرگت بود ؟! غضنفر میزنه زیر گریه ، میگه : جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداکار و حسین فهمیده رو قاطی می کردم !


« معما »به غضنفر میگن یه معما بگو . میگه : اون چیه که درازه ، زرده ، موزه ؟!


« مسابقه بیست سوالی (1) »
غضنفر میره مسابقه بیست سوالی ، رفقاش از پشت صحنه بهش میرسونن که : جواب برج ایفله ، فقط تو زود نگو که ضایع شه . خلاصه مسابقه شروع میشه ، غضنفر میپرسه : تو جیب جا میگیره ؟ میگن : نه . غضنفر میگه : ...ها ! پس حتماٌ برج ایفله !


« مسابقه بیست سوالی (2) »
غضنفر میره مسابقه بیست سوالی . رفقاش از پشت صحنه بهش میرسونن که جواب خیاره ، فقط تو زود نگو که ضایع شه . خلاصه مسابقه شروع میشه ، غضنفر میپرسه : تو جیب جا میگیره ؟ میگن : نه . غضنفر میگه : بابا این عجب خیار گنده ایه !


« سرقت ماشین »
ماشین غضنفر رو تو روز روشن ، جلو چشماش میدزدن . رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن : آااای دزد ! بگیرینش ! یهو غضنفر داد میزنه : هیچ خودتونو ناراحت نکنید . هیچ غلطی نمیتونه بکنه ! رفیقاش وامیستن ، میپرسن : چرا ؟ غضنفر میگه : من شمارشو برداشتم !


« کیک هفتاد طبقه »غضنفر میره قنادی ، میگه : ببخشید کیک هفتاد طبقه دارید ؟! قناد میگه : نخیر نداریم . فردا دوباره غضنفر میاد ، میپرسه : شرمنده ، کیک هفتاد طبقه دارید ؟ باز قناد میگه : نخیر نداریم . خلاصه یک هفته تمام هر روز کار غضنفر این بود که بیاد سراغ کیک هفتاد طبقه بگیره و قناد هم هرروز جواب میداده که نداریم . آخر هفته قناده با خودش میگه : این بابا که مشتریه ، بذار یک کیک هفتاد طبقه براش بپزیم ، یک پول خوبی هم شب جمعه ای بزنیم به جیب . خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه و جمعه رو میذاره یک کیک خوشگل هفتاد طبقه ردیف میکنه . شنبه اول صبح غضنفر میاد ، میپرسه : ببخشید ، کیک هفتاد طبقه دارید ؟! قناد با لبخند بر لب میگه : بعله که داریم ، خوبشم داریم ! غضنفر میگه : قربون دستت ، 500 گرم از طبقة بیست چهارمش به ما بده !


« سقوط هواپیما »
یه هواپیما تو قبرستون سقوط میکنه ، فردا رادیو میگه : شب گذشته یک فروند هواپیمای توپولوف در حومة شهر سقوط کرده و تا این لحظه 34513 جسد کشف شده ! عملیات برای یافتن اجساد بقیه قربانیان همچنان ادامه دارد !


« بنفش »
از غضنفر میپرسن بنفش چه رنگیه ؟ میگه : قرمز دیدی ؟! آبیش !


« حیوون ، حیوونه »
غضنفر میره خواستگاری . اسم دختر پروانه بود ولی غضنفر قاطی کرده بود ، یک بند بهش میگفته آهو خانوم ! خلاصه وقتی دختر میاد چایی تعارف کنه ، غضنفر میگه : دست شما درد نکنه آهو خانوم ! دختر شاکی میشه ، میگه : بابا اسم من پروانه ست نه آهو . غضنفر میگه : ای بابا فرقی نداره . حیوون حیوونه دیگه !


« مهمترین بابا »سه تا پسر با هم کل گذاشته بودند ، اولی میگه : بابای من مهمترین آدم مملکته . دوتای دیگه میپرسن : مگه بابات چیکارس ؟ میگه : بابای من رئیس جمهوره . هر قانونی که بخواد گذاشته بشه رو باید اول بابای من امضاء کنه . دومی میگه : برو بابا حال نداری . بابای من عمری پوز بابای تورو میزنه ! اولیه میگه : مگه بابات چیکارس ؟ پسره میگه : بابای من نماینده مجلسه . تا بابای من رای نده ، عمری قانونای بابای تو تصویب بشن . سومی برمیگرده میگه : باباهای شما جلوی بابای من هیچی نیستن ! اون دو تا میپرسن : مگه بابات چیکارس ؟ پسره میگه : بابای من پاسبونه . جلوی خیابون وامیسته ، پونصد تومن میگیره ، میشاشه به قانون باباهای هردوتون !


« حکومت نظامی »
حکومت نظامی بود ، سروانه به غضنفر میگه که تو اینجا کشیک بده ، از هفت شب به بعد هر کسی رو تو خیابون دیدی در جا بزنش . حرفش که تموم میشه ، تا میاد بره سوار ماشینش بشه ، میبینه صدای گلوله اومد . برمیگرده میبینه غضنفر زده یک بدبختی رو کشته ! داد میزنه : احمق ! الان که تازه ساعت پنج بعد از ظهره ! غضنفر میگه : قربان این یه آدرسی پرسید که ، عمراً تا ساعت نه شب هم پیداش نمیکرد !


« قطار »
غضنفر و دوستاش رفته بودن ایستگاه راه آهن . تا میرسن ، یهو قطار حرکت میکنه . اینا هم میدون دنبال قطار . حالا ندو کی بدو ! خلاصه بعد از هزار بدبختی ، یکیشون میرسه به قطار و میپره بالا و دستشو دراز میکنه دومی رو هم سوار میکنه ، ولی سومی بندة خدا هرچی میدوه نمیرسه . خلاصه خسته و کوفته برمیگرده تو ایستگاه ، یک بابایی بهش میگه : آقا جان چرا اینقدر خودتونو خسته کردید ؟ قطار بعدی نیم ساعت دیگه حرکت میکنه ، وامیستادید با اون میرفتید . غضنفر نفس زنان میگه : منم نمیدونم ! والله من فقط قرار بود برم ، اون دوتا رفیقام اومده بودن بدرقم !


« دو دو تا »
غضنفر از شاگردش میپرسه : دو دو تا چند تا میشه ؟ شاگرد میگه : شونزده تا ! غضنفر شاکی میشه ، میگه : دو دو تا میشه چهارتا ، دیگه اگه خیلی بشه ، میشه هشت تا !


« قرض سگ »
یک بابایی داشته از سر کار برمیگشته خونه ، یهو میبینه یک جمع عظیمی دارن تشییع جنازه میکنند ، منتها یه جور عجیب غریبی . اول صف یک سری ملت دارن دو تا تابوت رو میبرن ، بعد یک یارو مَرده با سگش راه میره ، بعد ازون هم یک صف 500 متری ملت دارن دنبالشون میرن . یارو کَف میکنه ، میره پیش جناب سگ دار ، میگه : تسلیت عرض میکنم قربان ، خیلی شرمندم . میشه بگید جریان چیه ؟ یارو میگه : والله تابوت جلوییه خانممه ، پشتیش هم مادر خانومم ، هردوشون رو دیشب این سگم پاره پاره کرد ! مَرده ناراحت میشه ، همینجور شروع میکنه پشت سر یارو راه رفتن ، بعد از یک مدت برمیگرده میگه : ببخشید من خیلی براتون متاسفم ، میدونم الانم وقت پرسیدن اینجور سوالا نیست ، ولی ممکنه من یک شب سگ شما رو قرض بگیرم ؟! مَرده یک نگاهی بهش میکنه ، اشاره میکنه به 500 متر جمعیت پشت سر ، میگه : برو ته صف !


« میله اتوبوس »
غضنفر سرش میخوره به میلة وسط اتوبوس ، جا به جا ولو میشه کف اتوبوس . بعد از چند لحظه ، چشماشو باز میکنه میبینه ملتی که واستادن بالا سرش میله رو گرفتند . میگه : ولش کنین ببینم چی میگه !


« سقوط »
غضنفر از طبقه صدم یه ساختمون می پره پایین . به طبقه پنجاهم که میرسه میگه : خب الحمدالله تا اینجاش که بخیر گذشت !


« بچه دوقلو »
زن غضنفر دو قلو میزاد ، غضنفر میره صورت حساب بیمارستان رو حساب کنه ، به یارو میگه : حاج آقا ارزون حساب کن هردوشو ببرم !


« هزیون »
زن غضنفر آپاندیسش رو عمل کرده بود . بعد از عمل شوهرش میاد ملاقاتش . منتها زنه هنوز خوب بهوش نیومده بوده و داشته زیر لب هزیون می گفته : احمق ... بی شعور ... عوضی ! یک دکتری داشته از اتاق رد میشده ، میگه : خوب به سلامتی مثل اینکه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف میزنه !


« معمای عجیب »
به غضنفر میگن یک معما بگو . میگه اون چیه که زمستونا خونه رو گرم میکنه تابستونا بالای درختو ؟! یارو هرچی فکر میکنه جوابشو پیدا نمیکنه . میگه : نمیدونم ، حالا بگو چیه ؟ غضنفر میگه : بخاری ! یارو کَف می کنه ، میگه : باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میکنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می کنه ؟ غضنفر میگه : بخاری خودمه دوست دارم بذارمش بالای درخت.

متحان آئین نامه - طنز

 

1. در پشت سر یه دوچرخه سوار در حال رانندگی هستید ،قصد گردش به راست دارید ، چکار

میکنید ؟


الف سرمون رو از شیشه میاریم بیرون میگیم هوووو یره مگه کوری برو اونور دیگه .


ب به موازات دوچرخه سوار حرکت میکنیم و یه هو میپیچیم جلوش تا حالش گرفته شه.


ج پشت سرش یه بوق خفن میزنیم تا هُل شه و بخوره زمین و بعد از روش رد میشید طوری که مخش بپاشه بیرون


د با ماشین میکوبیم بهش تا بیفته زمین و بعد از رو مخش رد میشیم .



2 .
از یه خیابان فرعی میخواهید وارد خیابان اصلی شوید. چرا باید بیش از همه مواظب موتور سیکلت سوارها باشید ؟


الف چون همینجوری سرشون رو میندازن پایین میان تو تقاطع .


ب چون سهمیه بنزینشون کمتره و گناه دارن .


ج چون خیلی کوچیک هستند و ما ریز میبینیمشون .


د ممکنه موتور پلیس باشه ، بعد آب بیار و حوض خالی کن.


3 . در کدام محل است که نباید پارک کنید ؟


الف پارکینگ طبقاتی رایگان الماس شهر .


ب پارکینگ عمومی پارک ملت .


ج دم در خونه مادر زن.


د دم در خونه مادر شوهر.


4 . خط ممتد دوگانه به چه معناست؟


الف برای تاکید اینکه دو خط موازی هیچوقت به هم نمیرسن.


ب به معنی اینکه باید این دو خط رو بگیری همینجوری بری .


ج یعنی اینکه دور زدن ممنوع ولی... یه دفعه میتونید دور بزنید که حال همه گرفته بشه .


د یعنی موش تو سوراخ نمیرفت وقتی میرفت جمعه میرفت.


5 . وقتی چراغ زرد رو دیدید باید چه کار کنید؟


الف اگر حتی 1 ثانیه هم مونده تا چراغ قرمز بشه گازشو بگیرید و برید.


ب اول یواش برید بعد که دیدید کسی حواسش نیست بازم گازش رو بگیرید و برید.


ج یعنی چیزی دیگه به اتمام کارت سوختت نمونده..براتون متاسفم


د هیچ خطری شما رو تهدید نمیکنه پس با خیال راحت گازتون رو تا ته بگیرید و برید.


6 . این تابلو به چه معناست ؟

الف یعنی جاده خودشو لوس کرده و دو رگه اس.


ب یعنی جاده مار دارد.....مار هم موش تو سولاخ نمیرفت.


ج یعنی همچین ترمز کنید که خط لاستیکاتون بیفته


د یعنی هر چه قدر عشقته لایی بکش!



7 . این تابلو به چه معناست ؟

الف یعنی...اووووه ...بیخیال !


ب یعنی....اَ اَ اَ اَ اَ ....ایول بابا !


ج یعنی....ها ا ا ا ا .....!


د یعنی .....چ......ی ؟! جون من راس میگی!


8 . این تابلو به چه معناست ؟

الف ابومسلم سرور پرسپولیسه


ب پرسپولیس سرور ابومسلمه


ج فقط تیم ملی


د هیچ کدوم...فقط کریم باقری!


9 . به هنگام ترکیدن لاستیک کدام مورد را باید انجام بدید ؟


الف مثل زنها جیغ میکشید و از پنجره میپرید بیرون....


ب خونسردیتون رو حفظ میکنید و بوسیله یه ستون ماشین رو متوقف میکنید( یعنی خودتونو
میکوبید به ستون)


ج فرمون رو بچسبید و ول نکنید تا ماشین مثل بچه آدم خودش وایسته.


د چشماتون رو میبندید و به خدا توکل میکنید!



10 .
در حال نزدیک شدن به خط کشی عابر پیاده هستید . عابرین منتظرند تا عبور کنند.چه مواردیرا باید انجام دهید ؟


الف بیخیال عابر بابا....عابر کیلو چنده .بزن برو..


ب با همون سرعت یه دفعه از بغلشون رد میشید تا بترسند و شما حالشو ببرید.


ج اگه دیدید خیلی پرروین، میاید پایین و بعد از چند تا ناسزا بارشون کردن ، تا جایی که میخورن
میزنینشون.


د از کنارشون با سرعت رد میشید و بهشون میگید : ..{....}...!

عمو سبزی فروش _ داستانی واقعی

داستانی که در زیر نقل می شود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» برای نگارنده نقل کرد:

«ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه»
تحصیل می کردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که هم? دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند
و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوریم که عد? مان کم است. گفت: اهمیت ندارد. از برخی کشورها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می کند و همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملی خود را خواهد خواند.

چاره ای نداشتیم. هم? ایرانی ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم، و اگر هم داریم، ما به یاد نداریم. پس چه باید کرد؟
وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم... یکی از دوستان گفت: اینها که فارسی نمی دانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوئیم همین سرود ملی ما است... کسی نیست که سرود ملی ما
را بداند و اعتراض کند...

اشعار مختلفی که از سعدی و حافظ می دانستیم، با هم تبادل کردیم. اما این شعرها آهنگین نبود و نمی شد به صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجی] گفتم: بچه ها، عمو سبزی فروش را همه بلدید؟.. گفتند: آری. گفتم: هم آهنگین است، و هم ساده و کوتاه. بچه ها گفتند: آخر عمو سبزی فروش که سرود نمی شود. گفتم: بچه ها گوش کنید! و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم:«عمو سبزی فروش . . ...
بله. سبزی کم فروش . . . بله. سبزی خوب داری؟
. .. . بله» فریاد شادی از بچه ها برخاست و شروع به تمرین
نمودیم. بیشتر تکی? شعر روی کلم? «بله» بود که همه با صدای بم و زیر می خواندیم. هم? شعر را نمی دانستیم. با توافق هم دیگر، «سرود ملی» به این صورت تدوین شد:

 

عمو سبزی فروش! . . . بله

سبزی کم فروش! . ... .. .. بله

سبزی خوب داری؟ . . بله

خیلی خوب داری؟ . . . بله

عمو سبزی فروش! . . . بله

سیب کالک داری؟ .. . . بله

زال زالک داری؟ . . . . . بله

سبزیت باریکه؟ ... . . . . بله

شبهات تاریکه؟ .... . . . . بله

عمو سبزی فروش! . . . بله

 

این را چند بار تمرین کردیم. روز رژه، با یونیفورم یک شکل و یک رنگ از مقابل امپراطور آلمان ، «عمو سبزی فروش» خوانان رژه رفتیم. پشت
سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند.. از «بله» گفتن ما به هیجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به طوری که صدای «بله» در استادیوم طنین انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به خیر گذشت.»

داریوش هخامنشی

داریوش هخامنشی پسر ویشتاسپ از بزرگان پارس در نخستین روز از جشنهای مهرگان( پس از تطبیق با تقویم میلادی؛ دوم اکتبر) در سال 522 پیش از میلاد، شاه ایران شد.

     در دوران حکومت 36 ساله داریوش بزرگ، قلمرو ایران از دره سند ( Indus) تا سواحل لیبی در افریقا، و از شمال دریای مرمره ( Thrace در اروپا ) تا کوههای پامیر در آسیا شامل همه خاورمیانه امروز، آسیای میانه، قسمتی از آسیای جنوبی، قفقاز ، مصر و قسمتی از سودان بود که به استانهای متعدد (ساتراپی) تقسیم شده و مستقیما زیر نظر حکومت مرکزی و بر پایه قوانین واحد اداره می شدند و به آن قسمت که سه طایفه ایرانی در آن سکونت داشته، دارای نیاکان و فرهنگ مشترک بوده و آیین های نوروز را گرامی داشته و یکسان برگزار کرده اند "ایران زمین" گفته اند(مادها از « ری » به سمت غرب و شمالغربی از جمله کردها و آذری ها، پارسها از منطقه ری به جنوب تاجزایر خلیج فارس و از شرق تا آن سوی هندوکش و انتهای بدخشان، و پارتها در شمال شرقی).
    مصر ساتراپی ششم ایران بود.

     کوروش بنیادگذار کشور ایران بوده است، ولی ناسیونالیسم ایرانی با داریوش بزرگ به دنیا آمده است. کوروش، جهانی فکر می کرد و یک جامعه مشترک المنافع متساوی الحقوق به مرکزیت " ایران زمین " به وجود آورده بود و مداخله در امور داخلی اعضای اتحادیه را روا نمی داشت.

    داریوش بزرگ در کتیبه هایی که از او باقی مانده اند با ستایش اهورا مزدا (خدا) که زمین و آسمان و بشر و شادی ها را آفریده است ، شاهی خود بر این سرزمین پهناور را که مردان خوب و اسبان خوب (مقصود ارتش خوب) دارد از عنایات او دانسته است و در یکی از کتیبه هایش از اهورا مزدا خواسته است که " ایران زمین " را از آفت دروغ و بلای خشکسالی در امان دارد.