به گزارش افکارنیوز به نقل از رجانیوز، ساختار کثیف و غیراخلاقی سازمان منافقین موضوعی است که بار ها از سوی افراد مختلف به آن اشاره شده و اسنادی نیز درباره آن ارائه شده است اما در روزهای اخیر، یکی از افرادی که توانسته از چنگ این فرقه فرار کند و خود را به ایران برساند، جزئیاتی درباره روابط کثیف جنسی سرکرده منافقین با ساکنین اشرف اعلام کرده که می تواند نام این گروهک تروریستی را وارد کتاب رکوردهای «گینس» کند؛ چرا که چنین رفتاری در تاریخ گروه های تروریستی، کم سابقه و یا حتی بی سابقه است.
«زهراسادات میرباقری» که سابقه عضویت در گروهک منافقین و حضور طولانی مدت در اشرف را داشته است، اخیرا در یک جلسه سخنرانی، اقدام به ارائه لیستی ۱۰۰ نفره از دختران و زنانی کرده است که در پادگان اشرف مورد عمل جراحی جنسی قرار گرفته اند و «زنانگی» آن ها از بین برده شده تا بتوانند به عنوان برده جنسی مسعود رجوی فعالیت کنند و نگرانی درباره روابط گسترده و نامشروع جنسی وجود نداشته باشد.
خانم میرباقری در بخشی از سخنان خود با اشاره به نام اعضای این لیست، گفته است: «در این مرحله می خواهم لیستی از ۹۵ نفر از قربانیان زن این فرقه را به اطلاع افکار عمومی برسانم من یک لیست تهیه کردم از اسامی ۹۵ نفر که البته اسامی بیشتر از این ها و بالا تر از ۱۰۰ نفر است که انشالله در مراحل بعدی لیست را کامل می کنم و به اطلاع افکار عمومی می رسانم. این لیست موضوعش چیست؟ موضوعش در واقع عمل جراحی است که سازمان مجاهدین خلق با حیله ها و نیرنگهای مختلف روی این قربانیان انجام داده است؛ عمل جراحی خارج کردن رحم و تخمدان ها.»
وی ادامه داده است: «در مرحله بعد می خواهم موضوع دیگری از استثمار جنسی زنان را برای شما مطرح کنم حتما شما هم مثل من از خبر تجاوز مسعود رجوی به زنان شورای رهبری لایه اول شوکه شدید و برای شما این سوال بزرگ پیش آمده چگونه مسعود رجوی بعد از عبور از بندهای انقلاب و بحثهای ایدئولوژیک داغ به این رسید که به تجاوز جنسی شورای رهبری دست ساز خودش مبادرت کند؟
من می توانم مراحلی که در این مدت در سازمان وجود داشته و به دور از چشم برادران و مردان در جلسات زنان و دختران با مسعود رجوی طی شده مقداری برای شما باز گو کنم تا این پازل که از الف به ی منتهی شد چگونه انجام شد.
بطور نوبه ای بنام بحثهای انقلاب و جلسات مسعود رجوی ما را، زنان را به نزد مسعود رجوی صدا می کردند و ما مستمر با جشن های مختلف مواجه می شدیم در این جلسات خبری از بحثهای ایدئولوژیک نبود و در واقع فقط بحث رابطه زدن با رهبر عقیدتی و برخوردهای ناموسی و یگانه بامسعود رجوی مطرح بود با هدایای مختلفی که از طریق مریم رجوی و خود مسعود رجوی شخصا به ما داده می شد شامل حوله حمام، لباسهای زیر زنانه، عطر و ادکلن و چیزهائی از این قبیل توسط زنان شورای رهبری لایه بالا تر که به مسعود رجوی نزدیک بودند و قبلا این مراحل را گذرانده بودند و به اصطلاح به یگانگی رسیده بودند.»
این عضو سابق سازمان مجاهدین خلق، از اجبار به برقراری رابطه جنسی و عاشقانه با مسعود رجوی سخن گفته و اضافه کرده است: «ما را تشویق می کردند که رابطه ای یگانه بزنیم با مسعود رجوی و از کلمات عاشقانه و صحبتهای عاطفی با مسعود رجوی صحبت بکنیم خوب ما همیشه برایمان سخت بود چون بیشتر از هرچیز ما این را یک روابط ایدئولوژیک می دانستیم بخاطر فرهنگ سنتی و فرهنگی که بین زنان ایران رواج داشت و بحث شیعه و مسلمان بودن روابطی بود که اقتباس گرفته شده بود از امام حسین یا پیامبر روابط زنان با پیامبر بیشتر ما در این رِنج می دیدیم و فکر می کنیم که ما چیزی را نمی فهمیم که باید بفهمیم و از این زنان شورای رهبری که قبلا این مسیر را گذرانده و بیشتر شناخت دارند و آگاه تر از ما هستند بعنوان خواهران بزرگ تر ما باید یاد بگیریم و مرحله به مرحله اینطوری مغز شوئی ما گسترش و عمق پیدا می کرد.
مثلا غیر از آن هدایائی که گفتم گردنبندهای طلا می دادند گردنبند ها ابتدا گردنبند مریمی بود که به خودم هم هدیه دادند ما در جلساتی که فقط زنان بودند بامسعود رجوی خوب بعضا ما مشاهده می کردیم و خود من تعجب می کردم بالاخره بحثی که بود بعنوان زنان مسلمان داشتیم این بود که بحث محرم ونامحرم و اینجورچیز ها هم در سازمان خیلی مطرح کرده بودند ما در این تحویل گرفتن هدیه می دیدیم که حتی دست مسعود رجوی لمس می شد یا خود مسعود رجوی از روابطی که داشت از شوخی هائی که استفاده می کرد و بحثی که او هم مستمر مطرح می کرد: ناموس همچون خودش ما نمی فهمیدیم که ناموس همچون خودش یعنی و همینطور تکرار می کردیم خوب البته اگر کمی دقت می کردیم خوب در خیلی از بحث ها گفته شده بود که بحث طلاق شامل مسعود و مریم نمی شود پس این بحث ناموس که مطرح می کنند ناموس همچون خودش پس ما هم باید همچون مریم این مراحل را طی کنیم.
این را هیچوقت نمی فهمیدیم و بیشتر به اصطلاح روی ابر ها وبحثهای ایدئولوژیک سیر می کردیم. مثلا غیر از آنکه گفتم گردنبند مریمی که عکس حضرت مریم بود روی آن طلائی که داده بودند غیر از آن در مرحله بعد به زنان شورای رهبری لایه دوم که من جزو آنها بودم و می گفتند شورای رهبری آزمایشی گردنبندی به ما هدیه داده شد در این جشنها که الان شما مشاهده می کنید عکس مسعود رجوی روی آن حک شده است.»
خانم میرباقری در بخش دیگری از سخنان خود به ترفندهای مسئولان پادگان اشرف برای اجبار دختران و زنان به انجام عمل جراحی اشاره کرده و با اشاره به توجیهات سرکرده تروریست های منافقین برای ارضای شهوانی خود، گفته است: «این لیست که مشاهده می کنید همانطور که گفتم شامل ۹۵ نفر از قربانیان زن این فرقه را شامل می شود که با حیله های مختلف حیله های مختلف مثلا چی بود اینکه شما کم خون هستید، برای عمل سنگ کلیه، برای درمان سردر باید این عمل را انجام بدهید مثلا افسانه طاهریان دوست من بود یعنی با هم هم یگان بودیم او فرمانده یک یگان بود من فرمانده یک یگان و همانطور که می شناسید همسر سابق محمد آقا هستند افسانه من دیدم بستری بود بیمارستان خوب کمردرد داشت این ها مراحل مختلفی را داشتند برای انتقام گرفتن یا برای بی بازگشت کردن این ها و برای اینکه برای این ها آینده ای متصور نباشد یا اینهمه انرژی گذاشتن برای این ها و اینکه با دادن مقام و منصب به آنها او را از شوهرسابقش جدا بکنند و به مسعود رجوی نزدیک بکنند.
ایشان لایه اول بودند و من متوجه شدم خواهر دیگرم هم که شورای رهبری لایه اول است به من گفت که افسانه را عمل زنان کردند. تو را هم اگر اینکار را بکنی کمرت بهتر می شود این در واقع پیغامشان را به من می رساند یکی از فرماندهان رده بالا عجیب دنبال من افتاده بود که این عمل را انجام بده. چون همه این ها قبل از این آگاه شده بودند که نفراتی که جدا می خواهند بشوند از سازمان و مسئله دارند به این شکل این ها را هم به رهبری نزدیک تر می کنند اسم این مرحله را گذاشته بودند رفتن بالای قله! این ها زنانی هستند که به قله رهائی رسیده اند، اگر این قله رهائی است پس چرا مسعود رجوی خودش در هنگام اجرای روابط جنسی خودش با شورای رهبری لایه اول می گوید این روابط جنسی از نماز شب هم واجب تر است.
از آن طرف به آقایان و خانم های داخل تشکیلات می گوید فکر رابطه جنسی هم حرام و خیانت است ولی خودش در اتاق خوابش برای وادار کردن زنان می گوید که مثل نماز شب است و به زنانی که عمل جراحی می کرده اند تشویق کرده و می گوید که از جنسیت رها شدید و بالای قله رفتید.»
این اظهارات تکان دهنده درباره رفتار جنسی فوق کثیف سران سازمان مجاهدین خلق و برده داری رسمی آنان در پادگان اشرف زمانی دردناک تر به نظر می رسد که کشورهای اروپایی و غربی که همیشه جمهوری اسلامی ایران را به نقض حقوق بشر و حقوق زنان متهم می کنند، در برابر این جنایات هولناک علیه زنان و دختران در اشرف کاملا سکوت می کنند و حتی به عنوان پاداش این جنایات جنگی، نام این گروهک تروریستی را از لیست سیاه گروه های تروریستی خارج می کنند.
زمین لرزه 3.7 دهم ریشتری چمسنگر وسپیددشت را لرزاند محل دقیق این زمین لرزه جاده مرگسر ونزدیک روستای درهندیان می باشد خوشبختانه به کسی اسیب نرسید ولی خانه های مسیرجاده مرگسر بدلیل کاه و گل بودن خسارتی برداشتند زمان وقوع این زلزله را ساعت ۱۶ و۴۸ دقیقه و ۱۹ ثانیه عصر روز دوشنبه بوده است .

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:قداست شکنیهای بعضی مداح نماها در آستانه اربعین حسینی موجب تأسف ارادتمندان حضرت اباعبدالله الحسین و شهدای کربلا شده است.
صحنههائی از مداحی یکی از این افراد که سن کمی دارد این روزها بر روی سایتها مشاهده میشود که با حالتی شبیه رقص اشعار موهنی میخواند و افرادی با بدنهای برهنه درحالی که حرکاتی همانند او دارند و سینه میزنند جملاتی از قبیل “رقاصم و رقاصم، رقاصه عباسم” را به زبان میآورند!
این صحنهها مایه تمسخر مخالفان شده و دشمنان با انتشار گسترده آن در اینترنت، علیه عزاداری حسینی تبلیغ میکنند. آیا نهادهای مسئول نباید برای جلوگیری از این انحرافات اقدام کنند؟!
به گزارش جهان، گویا این مداحی قداست شکن در دهه اول محرم خوانده شده اما این روزها در فضای مجازی انتشار یافته است.
در جواب گفت : بله فقط یک نفر.
پرسیدند : چه کسی ؟
در جواب گفت : من سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه های در حقیقت طراحی مایکروسافت را تو ذهنم داشتم پی ریزی میکردم، در فرودگاهی در نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد. دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم. برای همین اومدم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش، وقتی این نگاه پر توجه منو دید؛
گفت : این روزنامه مال خودت. بخشیدمش به خودت بردار برای خودت.
گفتم : آخه من پول خرد ندارم.
گفت : برای خودت بخشیدمش؛ برای خودت.
سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همون فرودگاه و همون سالن پرواز داشتم. دوباره چشمم به یه مجله خورد. دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم. باز همون بچه بهم گفت این مجله رو بردار برای خودت.
گفتم پسرجون چند وقت پیش باز من اومدم یه روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد اینجا، دچار این مسئله میشه بهش میبخشی؟!
پسره گفت : آره من دلم میخواد ببخشم از سود خودمه که میبخشم.
به قدری این جمله پسر؛ و این نگاه پسر، تو ذهن من مونده که با خودم فکر کردم؛ خدایا این بر مبنای چه احساسی اینا رو میگه؟
بعد از ۱۹ سال، زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم تا جبران گذشته رو بکنم.
اکیپی رو تشکیل دادم و گفتم برید و ببینید در فلان فرودگاه کی روزنامه میفروخته. یک ماه و نیم تحقیق کردند متوجه شدند یک فرد سیاه پوست که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردن اداره.
ازش پرسیدم : منو میشناسی؟
گفت : بله، جناب عالی آقای بیل گیتس معروف که دنیا میشناسدتون.
بهش گفتم : سال ها قبل زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه میفروختی دو بار چون پول خرد نداشتم، به من روزنامه مجانی دادی، چرا اینکار رو کردی؟
گفت : طبیعی است چون این حس و حال خودم بود.
گفتم : حالا میدونی چه کارت دارم، میخوام اون محبتی که به من کردی رو جبران کنم.
جوون پرسید : به چه صورت؟
هر چیزی که بخوای بهت میدم.
(خود بیل گیتس میگه : این جوون وقتی با من صحبت میکرد مرتب میخندید)
پسره سیاه پوست گفت : هر چی بخوام بهم میدی؟
هرچی که بخوای.
واقعاً هر چی بخوام؟
گفتم : آره هر چی که بخوای بهت میدم، من به ۵۰ کشور آفریقایی وام داده ام.
به اندازه تمام اونا به تو میبخشم.
جوون گفت : آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی.
گفتم : یعنی چی؟ نمیتونم یا نمیخوام؟
گفت : توانائیش رو داری اما نمیتونی جبران کنی.
پرسیدم : واسه چی نمیتونم جبران کنم؟
جوون سیاه پوست گفت : فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت، میخوای به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه.
اصلا جبران نمیکنه. با این کار نمیتونی آروم بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست!
بیل گیتس میگه همواره احساس میکنم ثروتمند تر از من کسی نیست؛
به گزارش فارس، ضریح جدید مضجع شریف سیدالشهداء(ع) پس از 18 روز مراسم باشکوه به کربلا منتقل شد تا در ماه ربیعالاول به جای ضریح فعلی قرار گیرد.
این ضریح توسط استاد محمود فرشچیان طراحی شده و خطاطیهای آن را استاد سیدمحمد حسینیموحد انجام داده است.
آیات، احادیث و اشعار زیبایی بر ششمین ضریح امام حسین(ع) نقش بسته است که از جمله آنها، بخشهایی از شعر مشهور «سید رضی» از علمای قرن چهارم و گردآورنده نهجالبلاغه است:
کرْبَلا، لا زِلْتِ کَرْباً وَبَلا / ما لقی عندک آل المصطفى
کربلا پیوسته اندوه و بلا بودهای به دلیل مصیبتهایی که خاندان پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم در نزد تو دیدند
کَمْ عَلى تُرْبِکِ لمّا صُرّعُوا / من دم سال و من دمع جرى
چه بسیار بر خاک تو فرو افتادند و چه خونهایی که روان شد و چه اشکها که جاری شد
وضیوف لفلاة قفرة / نزلوا فیها على غیر قرى
و مهمانانی که در آن بیابان خشک بدون پذیرایی فرود آمدند
لم یذوقوا المآء حتى اجتمعوا / بحدى السیف على ورد الردى
آب را نچشیدند تا اینکه با دم تیز شمشیر بر چشمه هلاکت گرد آمدند
تکسف الشمس شموساً منهم / لا تدانیها ضیاءً و علا
خورشید در برابر زیبایی آنها پنهان میشود، نمیتواند به آنها به دلیل نور و بزرگواری نزدیک شود
وَ وُجُوهاً کَالمَصابیحِ، فَمِنْ / قَمَرٍ غابَ، وَنَجْمٍ قَدْ هَوَى
چهرههایی چون چراغ تابان بودند که برخی مانند ماه غروب کردند و برخی چون ستاره فرورفتند
و صریعا عالج الموت بلا / شد لحیین و لا مد ردی
کشته شدهای که با مرگ دیدار کرد بدون این که محاسنش را ببندد و یا لباسش را بر تن کند (منظور آداب غسل و کفن)
مَیّتٌ تَبْکی لَهُ فَاطِمَة / وابوها وعلى ذو العلى
در خون خفتهای که فاطمه و پدر فاطمه و هم علی بزرگوار برای او میگریند
یا رسول الله لو عاینتهم / وهم ما بین قتلى وسبا
ای رسول خدا، اگر به آنها مینگریستی که برخی کشته شده بودند و برخی دیگر اسیر
لَرَأتْ عَیْنَاکَ مِنهُمْ مَنْظَراً / للحَشَى شَجْواً، وَللعَینِ قَذَى
چشمانت از آنان منظرههایی میدید، که اندرون را سرشار از غصه و چشم را پر از خاشاک میکند
جزروا جزر الاضاحی نسله / ثُمّ سَاقُوا أهلَهُ سَوْقَ الإمَا
نسل او را همچون قربانی سربریدند، سپس اهلش را مانند راندن کنیزان راندند
یا قَتیلاً قَوّضَ الدّهْرُ بِهِ / عُمُدَ الدّینِ وَأعْلامَ الهُدَى
ای کشته شدهای که روزگار با کفر ستون و پرچمهای هدایت را تخریب کرده است
قتلوه بعد علم منهم / انه خامس اصحاب الکسا
او را کشتند در حالی که میدانستند او پنجمین نفر اصحاب کسا است
لَوْ رَسُولُ اللَّهِ یَحْیَا بَعْدَهُ / قعد الیوم علیه للعزا
اگر رسول خدا پس از وی زنده بود امروز به عزاداری او مینشست
غَسَلُوهُ بِدَمِ الطّعْنِ، وَمَا / کَفّنُوهُ غَیرَ بَوْغَاءِ الثّرَى
با خون نیزه او را غسل دادند و او را کفنی نکردند به غیر از خاکهای نرم
جعل الله الذی نابکم / سبب الوجد طویلا والبکا
خداوند آنچه به شما وارد شد را مایه حزن همیشگی و گریه قرار داد
لا أرَى حُزْنَکُمُ یُنسَى، وَلا / رُزْءَکم یُسلى، وَإنْ طالَ المَدَى
اندوه شما فراموش نشدنی و مصیبت شما تسلیپذیر نیست، اگرچه از آن زمان بسیاری گذشته باشد
انتم الشافون من دآ العمى / وَ غداً ساقُونَ مِنْ حوْضِ الرّوَا
شمایید که کور را شفا میدهید و فردای قیامت از حوض کوثر تشنگان را سیراب میکنید
نزل الدین علیکم بیتکم / وتخطى الناس طرا وطوى
دین خدا در خانه شما نازل شد و مردم همه دنباله رو شما هستند
این عنکم للذی یبغى بکم / ظل عدن دونها حر لظى
جایگاه کسی که از شما تخلف کند کجاست؟ سایه بهشتید شما و هرکس از آن خارج شد در آتشی وارد شود که زبانه میکشد