
گناه جنسی نتایج و عواقبی را به دنبال خواهد داشت که تاثیر عمیقی بر ما میگذارد. دیدن تصاویر، فیلم ها و سایتهای مستهجن و شهوت انگیز، یکی از انواع گناه های جنسی است که از روی هوس و شهوت انجام می گیرد. عواقب ناشی از این عمل ممکن است به راحتی از بین نرود، اما اگر پشیمان شده و توبه کنید، خداوند شما را خواهد آمرزید.
چه تا به حال این دسته از گناهان را انجام داده باشید و چه خیال آن را در سر بپرورانید، هدف ما در این مقاله ترغیب شما به ترک این اعمال است. برای این منظور، در اینجا به چند نمونه از عواقب و نتایج این گناهان اشاره می کنیم:
گناهان جنسی جسم فرد را آلوده کرده و توانایی آن برای انجام مقاصد الهی را از بین می برد. گناه جنسی از این نظر مستثنی است که ما آن را بر علیه جسم خود انجام میدهیم. جسم ما معبد روح الهی است. وقتی ما از جسممان برای گناهان جنسی استفاده می کنیم، به پاکی آن تجاوز کرده و آن معبد را ویران می کنیم. همچنین آن افرادی که با آنها این گناه را انجام می دهیم را نیز آلوده می کنیم. فقدان احترام به جسممان (و خداوند) رابطه ی ما با خدا را از بین می برد.
گناهان جنسی روح خداوندی را اندوهگین می کند. هر گناهی که انجام میدهیم باعث اندوهگین شدن روح خداوندی می شود و آتش روح مقدس را در زندگی ما خاموش می کند. هرچه این آتش را بیشتر فرو بنشانیم، همانقدر از نیکی و درستکاری فاصله خواهیم گرفت.
ارتکاب به گناهان جنسی دژ محکمی برای شر و شیطان در زندگی فرد خواهد ساخت. وقتی ما مرتباً مرتکب گناه می شویم، دژ محکمتری برای شیطان در زندگی خود بر پا خواهیم کرد. هرچه بیشتر تن به شهوت و هوس دهیم، کنترل آنها بر روی ما بیشتر خواهد شد، تا آنجا که ما را بنده ی خود خواهند کرد. این دژ محکم بسیار مستحکم خواهد بود، چون جسم، روح و روان ما را درگیر خود کرده است. خوشبختانه دین، راه های زیادی برای ویران کردن این دژ محکم پیش پای ما قرار داده است.
با ارتکاب به گناهان جنسی نفرینی پشت سرتان خواهد بود، از طرف همسر یا فرزندانتان. گناه جنسی به شیطان این امکان را می دهد که ما و نسل های بعد از ما را با نفرین، ذلیل خود کند. بی بندوباری جنسی، زنا، طلاق، نازایی، و سایر مشکلات را گاهاً می توان از نتایج گناه های جنسی دانست.
گناهان جنسی پایگاهی به ارواح شیطانی برای تاثیرگذاردن بر شما را میدهد. کتب آسمانی مثال های زیادی از گناه های جنسی و عواقب حتمی آن در اختیار ما می گذارند و احتمالاً مشهورترین این گناهان، گناه داوود با بنت شیبا (مادر حضرت سلیمان) بوده است. زنای او با بنت شیبا و قتل شوهر او منجر به نزاع خانوادگی، مرگ پسرش و ایجاد فرصت برای دشمنان برای کفرگویی شد.
گناه جنسی پریشانی روحی در بر خواهد داشت. با دنبال کردن لذتهای ناشی از گناه و نادیده گرفتن وجدان خود برای تشخیث خوبی از بدی، پریشانی و آشفتگی روحانی در بر خواهد داشت. هر چه بیشتر به دنبال گناه و فساد باشید، وجدانتان کدرتر خواهد شد. یک وجدان کدر باعث می شود که بیشتر درمعرض دروغ های شیطان قرار بگیریم که باعث دورتر شدن ما از خداوند یکتا می شود. و این مسئله به جایی میرسد که ما دیگر کارهای خود را گناه تلقی نخواهیم کرد و توانایی ما برای توبه و اصلاح شدن کمتر می شود.
گناه جنسی پریشانی احساسی به دنبال خواهد داشت. رابطه ی جنسی، تعهد و پیوستگی احساسی با شریک جنسی ایجاد می کند. قدرت این تعهدها بر حسب نوع رابطه متفاوت است. خداوند این پیوستگی و تعهد جنسی را برای همسران ایجاد کرده است. اگر این تعهد و پیوستگی با کسی غیر از همسر فرد ایجاد شود، آشفتگی و پریشانی احساسی ایجاد خواهد شد. این آشفتگی به صورت های مختلف نمایان می شود. در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:
رویاها و افکار مکرر درمورد عشق های قبلی.
ناتوانی در برقراری صمیمیت احساسی با همسر.
پشیمانی و تلخی نسبت به افرادی که در رابطه های قبلی به فرد صدمه زده اند.
مقایسه همسر با افراد قبلی در رابطه ی جنسی.
درک اشتباه از عشق واقعی.
بی بندوباری و بی قیدی جنسی، در تلاش برای یافتن عشق و صمیمیت واقعی.
خطر آشفتگی احساسی به اندازه ای است که می تواند فرد را از تجربه ی صمیمیت با همسر خود و خداوند باز دارد. همچنین آشفتگی جنسی می تواند مثل یک نفرین عمل کند و اعتیاد جنسی و سایر کشمکش ها را به دنبال آورد.
گناه جنسی خاطره هایی ماندنی ایجاد خواهد کرد. خاطره های روابط جنسی با کمک هورمون های مخصوص که طی انگیختگی های جنسی تولید می شود، در مغز فرد ایجاد می شوند. شیطان از این خاطره ها برای محکوم کردن و نگاهداشتن فرد در اسارت شهوت استفاده می کند. این خاطره ها ممکن است باعث ایجاد مشکل در روابط جنسی فرد با همسر خود شود. در اینجا برخی نمونه ها آورده شده است:
تجربه های جنسی فرد با همسرش با افکار مربوط به عشق های قبلی و یا تصویر مستهجنی که فرد مشاهده کرده است، خراب می شود.
از شریک های جنسی قبلی بت خواهد ساخت—به خصوص وقتی در زندگی زناشویی خود با مشکل مواجه شود.
از عملکرد جنسی همسر خود ناراضی خواهد بود.
مغر او برای ارضاء شهوات خود به جای نشان دادن عشق واقعی، به رابطه ی جنسی رو خواهد آورد.
اگر
همسرش راضی به انجام آنچه او سابقاً در رابطه های جنسی خود تجربه نموده و
یا در فیلم های مستهجن مشاهده کرده است، نشود، خشمناک و عصبانی خواهد شد.
اما اگر به دین رو آوریم، توانایی برای از یاد بردن تجربیات پست را پیدا خواهیم کرد، خواهیم توانست فکر و روانمان را شستشو داده و دوباره کنترل امور زندگی خود را در دست گیریم.
گناه جنسی باعث به دنیا آمدن فرزندان ناخواسته می شود. گناه جنسی باعث پایین آوردن ارزش انسان به صورتی می شود که فرزندان انسان آشغال شناخته شوند. کودکانی که از این روابط به دنیا می آیند، در خانه هایی زندگی خواهند کرد که هیچ سایه ی پدر یا مادر مهربانی بالای سر آنها نخواهد بود.
گناه جنسی فرد را در معرض ابتلا به بیماری های مسری جنسی خواهد گذارد. بیماری های مسری جنسی بسیاری وجود دارد که بسیاری از آنها علائم بسیار ناخوشایند و نامطبوعی را به دنبال خواهند داشت. بدترین این بیماری ها، ایدز، حتی منجر به مرگ نیز می شود.
گناه جنسی از بین برنده ی ازدواج و خانواده خواهد بود. زنا معمولاً باعث از بین رفتن ازدواج و خانواده ها می شود. وقتی زنجیر وفاداری پاره شود، زن و شوهر، آسیب های احساسی، روحی، و حتی گاهی جسمی را تحمل خواهند کرد. برای تعمیر این شکاف، درمان های اساسی مورد نیاز است. خاطره هایی که طی برهم خوردن ازدواج ها ایجاد می شودف تا آخر عمر با او می مانند و نسل های بعد را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. دیدن تصاویر و فیلم های شهوت انگیر و مستهجن نیز به اندازه ی زنای واقعی، گناه آلود و زیاد آور است و خطای آن نیز نباید دست کم گرفته شود.
گناه جنسی باعث بی بندوباری اخلاقی و انحراف جنسی خواهد شد. گناه جنسی معمولاً آتش تیز از شهوت در ذهن فرد ایجاد خواهد کرد. اگر پیوسته آن آتش را شعله ورتر کند، فرد هرچه بیشتر و بیشتر به اعماق فساد و تباهی فرو خواهد رفت. از این وضعیت به افراط در هر نوع ناپاکی نیز اشاره می شود که رفته رفته هوت و هوس فرد را بشتر خواهد کرد .

دستمال خیس آرزوهایم را فشردم همین ۴ قطره چکید
زنده
باد
رفیق
با معرفت !
.
.
.
غضنفر تو سینما دست میکنه تو دماغش
میده به بغل دستیش میگه دست به دست کن بمالن به دیوار !
(بیشعور هم خودتی !)
.
.
.
دانشمندان دارن تحقیق میکنن که یک انسان تا چند وقت میتونه بدون مغز زندگی کنه
یه لطفی بکن سن خودتو بهشون بگو !!!
.
.
.
لوتی ترین اس ام اس سال :
عشق تو مرا نموده قاطی
ما نو چه ایم و تو گنده لاتی!
.
.
.
یک روز انگشت با دماغ دعوا می کنند دماغه به انگشته میگه
اگه از این به بعد بهت جنس دادم !
.
.
.
گفتی تو دلم اول و آخر خودتی ، از هرچه که دارم ، بهترینش خودتی
خندیدم و زیر لب مکرر گفتم ، شاهزاده قصه های من ، خر خودتی !!!
.
.
.
من عاشق نان داغم ای دوست
پروانه دشت و باغم ای دوست
گویند زن چراغ خانه است
من کشته چلچراغم ای دوست!
.
.
.
می گن وقتی یه خوشگل به آسمون نگاه می کنه،
ستاره ها براش چشمک می زنن و لذت می برن!
یه وقت تو به آسمون نگاه نکنی گند بزنی به حالشون !
.
.
.
غضنفر میخواسته یک کبریت سوخته رو روشن کنه هرچی میزده کبریت مادرمرده روشن نمیشده.
رفیقش بهش میگه: بابا خوب شاید کبریتش خرابه!
غضنفر میگه: نه بابا، همین پنج دقیقه پیش روشن شد !
.
.
.
با همه ی وجودم سرم رو روی شونه های مهربونت
میزارم و یواشکی دماغمو با لباست پاک می کنم !
.
.
.
سن خودتو ضرب در ۷۷۷ بکن بعد دوباره در عدد
۱۳ ضرب کنید عدد جالبی بدست می آید !
.
.
.
از وزارت کشاورزی مزاحمتون میشم !
شما به عنوان بهترین چغندر سال انتخاب شدید !!!


به گزارش واحد مرکزی خبر ، خبرنگار شبکه تلویزیونی سی ان ان با اعلام حضور گسترده مردم ایران در راهپیمایی روز قدس گفت: جمعیت زیادی در تهران و دیگر شهرهای ایران در خیابانها جمع شده بودند.
در همین حال به نظر می رسد با توجه به همزمانی راهپیمایی روزقدس و مذاکرات سازش در واشنگتن ، حضور میلیونی مسلمانان در راهپیمایی روز جهانی قدس درکشورهای مختلف با سکوت خبری در رسانه های غربی روبرو بود.
شبکه تلویزیونی فاکس نیوز در خبری کوتاه اعلام کرد رئیس جمهور ایران درکنار تظاهرکنندگان روز قدس در تهران ، مذاکرات واشنگتن را محکوم به شکست دانست.
شبکه تلویزیونی بی بی سی نیز که تصاویر راهپیمایی دیروز را پخش می کرد به حضور رئیس جمهور در این مراسم پرداخت.
بی بی سی نیز همچون فاکس نیوز گزارش داد رئیس جمهور ایران با شرکت در راهپیمایی روز جهانی قدس در تهران شعارهایی در محکومیت آمریکا و رژیم صهیونیستی سر داد.
الجزیره انگلیسی هم در خبری کوتاه از راهپیمایی روز قدس گزارش داد رئیس جمهورایران ازفلسطینی ها خواست در برابر اشغالگران صهیونیست مقاومت کنند.
خبرگزاری فرانسه از تهران گزارش داد : ده ها هزار نفر روز جمعه در تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران به مناسبت روز جهانی قدس برای شرکت در راهپیمایی حمایت از فلسطنیان گردهم آمدند.
شبکه تلویزیونی روسیا الیوم گزارش داد ، در تهران راهپیمایی گسترده ای برای اعلام همبستگی با مردم فلسطین در روز جهانی قدس که مصادف با آخرین جمعه ماه رمضان براساس اعلام امام خمینی (ره) است ، برگزار شد.
این شبکه ادامه داد ، شرکت کنندگان در این راهپیمایی پلاکاردهایی در حمایت از فلسطینی ها و حزب الله لبنان در دست داشتند و شعار مرگ بر اسرائیل سردادند.
شبکه تلویزیونی المنار هم اعلام کرد ، مردم ایران با برگزاری راهپیمایی های گسترده در شهرهای مختلف روز جهانی قدس را گرامی داشتند.
این شبکه ادامه داد ، احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیز به همین مناسبت سخنانی ایراد کرد و ضمن انتقاد از سیاست های نژادپرستانه رژیم صهیونیستی که با حمایت آمریکا اجرا می شود بر حمایت کشورش از فلسطینیان تاکید کرد.
معاون رئیس جمهور ورئیس سازمان انرژی اتمی عصر جمعه در فرودگاه بوشهر در مصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی خبر گفت: انتقال سوخت از محل نگهداری تحت نظارت نمایندگان آژانس انرژی اتمی به ساختمان نیروگاه بیانگر آنست که کار های مقدماتی به پایان رسیده است و عملیات راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر آغاز شده است.
صالحی افزود: از فردا تا سه ماه آینده که برق نیروگاه بوشهر به شبکه سراسری کشور متصل می شود جشن هسته ای در سراسر کشور برگزار می شود .

علی پروین در گفتگو با خبرانلاین درباره برنامه های فارسی وان گفت: «اصلاً از سریالهای این فارسی ۱ خوشم نمیآید.ما خودمان که نگاه نمیکنیم و نداریم. به بچهها هم گفتم که نگذارند نوههایم خدای ناکرده این سریالها را ببینند. چیه آخه این مزخرفات که نشان بچهها میدهند. اینها با فرهنگ ما سازگار نیست.»
علی پروین؛ اسطوره فوتبال پرسپولیس که پس از سالها به روزنامه خبرورزشی آمد. علی پروین، یکی از شیرینترین خاطرات فوتبال ایرانی. او حرفهای بسیاری برای گفتن دارد. از همه فوتبال و همه اهالی آن اما مدام اصرار دارد هیچ ننویسیم و البته به نظر میرسد استدلالش کاملاً منطقی است؛ «از کسی نمیترسم اما خوب نیست که یک چیزی بگم بعد کسی بخواد جواب علی پروینو بده. آخرش واسه من خوب نیست.»
البته قرار نیست که او تا ابد ناگفتههایش را با خود نگه دارد: «ببین اینقدر حرف دارم که این فوتبال را تکان میدهد. اگر تمام ۱۲ صفحه روزنامهتان را هم بگذارید برای مصاحبه من، باز هم کم میآید. تیراژتان را هم اگر ۵ برابر کنید، با حرفهایی که دارم، همهاش فروش میرود اما الان وقت گفتن حرفهایم نیست.»
او به رغم همه اصرارهایمان غیر از تعدادی خاطره شیرین، سعی میکند چیزی دیگر نگوید. میخواهد فعلاً سکوت کند تا شاید روزی: «یک روزی حرفهایم را میزنم و بعد از این دنیا میروم. این را با خود خدا هم عهد کردم. اما زمانی حرفهایم را خواهم گفت که گوشی برای شنیدنش باشد و کسی باشد که بخواهد این فوتبال را اصلاح کند. الان علی پروین حرف بزند که یک عده بشنوند و بعد هیچی. . . نه من اینجوری حرف نمیزنم.»
گوشه گوشه خانهام آهنگ «پرسپولیس خسته» پخش میشود
«پروین پاطلایی یک عمره که دویده. . .» راستی علی پروین هنوز هم در اواخر دهه ۸۰، آهنگ «پرسپولیس خسته» فرزین را گوش میکند؟ این سؤالی است که علی آقا برای جواب دادن به آن انگیزه بالایی دارد: «مگر نمیدانی که پسر خدا بیامرز فرزین دامادم است. آرش را میگویم دیگر. این آهنگ اصلاً استثنایی است. کلی با اون خاطره دارم. اصلاً هر گوشه از خانه علی پروین که بروی میبینی دارد آهنگ «پرسپولیس خسته» پخش میشود. هر بار هم که این آهنگ رو گوش میکنم، همه خاطرات آن روزها برایم زنده میشود. واقعاً خدابیامرز صدایش بینظیر بود و این آهنگ هم که شاهکار است.»
قصه صندوق عقب ماشین و پاداش ۵ هزار تومانی
تو این فوتبال آدمها کم پول درنیاوردند. خیلیها آمدند و بازیکنان بزرگی شدند اما نام هیچ کدامشان مثل علی پروین در تاریخ پرسپولیس حک نشده. علی پروین تفاوت خودش را با دیگران اینگونه شرح میدهد: «میدونی ما چقدر واسه این پرسپولیس خون دل خوردیم. کل این تیمی که حالا باشگاه ۶ طبقه داره، صندوق عقب ماشین من بود. پولی نداشتیم اوایل انقلاب. با شاهین بازی داشتیم، نمیدانم چه سالی بود. شاید ۶۴ بود یا ۶۵، ما ۵ تا گل به این تیم زده بودیم. تو رختکن به بچهها گفتم اگر ۶ گل بزنید، نفری ۵ هزار تومان پاداش میگیرین. فقط ۵ هزار تومان که اگر الان به نوههایم بدهم، قهر میکنند اما بچهها واسه این پول خودشان را به آب و آتش زدند. بالاخره گل رو زدند و صبح روز بعدش از ۸ صبح همه جلوی نمایشگاه ماشین ما صف کشیده بودند که پاداشهایشان را بگیرند. فوتبال اینجوری بازی میکردیم ماها. پول نبود که.»
گفتم ماماننصرت اوضاع ریالیمون خوب نیست
قصه علی پروین و ماماننصرت را کمتر کسی است که در این فوتبال بوده باشد و آن را نداند. قصه مادر زحمتکش علی پروین که او فوتبالش را مدیونش میداند. مادری که از زمان رفتنش، پسر هر هفته باید به دیدنش برود. علیآقا راستی هنوز هم برنامه پنجشنبههایتان پابرجاست؟ و انگار آماده شنیدن این سؤال هست: «مگر بیماماننصرت میشود؟ گفتی بچه محلی دیگه؟ همین پنجشنبه بود که رفتم سر مزارش. رفتم کلی واسش درد دل داشتم. آخه میدونی اوضاع ریالیمون خیلی این روزها به راه نیست. (این جمله را با خنده میگوید) رفتم گفتم ماماننصرت هوامو داشته باش. همیشه ماماننصرت رو کنارم حس میکنم. حتی بعد از رفتنش. اصلاً از صبح پنجشنبه که میشه همینجوری بیتابی میکنم، باید پاشم برم سر خاکش تا آروم بگیرم. انداختم تو اتوبان افسریه و رفتم اونوری. بعد هم برگشتم دیدم اصلاً حال کار ندارم، رفتم چلوکبابی و بعدش هم زدم تو کار خواب. ولی حسابی سبک شدم وقتی باهاش درد دل کردم.»
هیچ کی علی پروین نمیشه
کم نیستند مربیانی که زور میزنند تا شبیه به علی پروین باشند. مثل او سعی میکنند حرف بزنند. سعی میکنند حتی راه رفتنشان چون او باشد اما…: «میدونی چرا هیچ کی علی پروین نمیشه؟ برای اینکه هیچ کدوم شون مثل من زندگی نکردن. من فوتبال رو با پای برهنه تو زمین خاکیهای عارف شروع کردم. از اوج بیپولی. پله پله بالا اومدم و هیچ وقت هم یادم نرفت از کجا شروع کردم. اینجوری کار کردم. بدبختی کشیدم و بالا اومدنم رو همه مردم دیدند. یکروزه و با دو تا مصاحبه که علی پروین، پروین نشد. برای همینم هست که با همشون فرق میکنم. اشکال نداره اگه کسی بخواهد ادای علی پروین رو در بیاره یا سعی کنه مثل اون باشه. ولی هیچکی مثل من نمیشه چون اینها هیچ کدوم شون مثل من بدبختی نکشیدن تا پروین بشن.»
کدوم بازیکنی هست که بگه یک لیوان آب دست پروین دادم؟
او گلایه دارد. گلایه از فوتبالی که مدام همه علیه هم در آن حرف میزنند. از اینکه حتی دیگر حرمت علی پروین بودن را هم کسی حفظ نمیکند و مدام میبیند شاگردانش را که همه روزهای گذشته را از یاد میبرند و علیه سلطان سخن میگویند: «دلم میگیرد. تلویزیونیها هم اومدن پرسیدن براشون گفتم. ما هیچ کداممان نمیتوانیم حرمت هم رو نگه داریم. مدام علیه هم حرف میزنیم. این دیگه چه جور فوتبالیه آخه؟ من میخوام بپرسم کدام یکی از این آدمهایی که میگن علی پروین خودخواه است و به فکر ما نبوده، تا حالا یک لیوان آب دست من دادن؟ من کم برایشان کار کردم؟»
دم انتخابات که میشود یاد پروین میافتند
«دوباره نزدیک انتخابات شده. از همین حالا کلی آدم اومدن دنبال ما که عکس بگیریم و از این جور کارا. هر وقت که انتخابات نزدیک میشه پا میشن میان اینجا تا با هم عکس یادگاری بگیریم. الان فکر میکنم ۲۰ سالی میشود که در هر انتخابات چند نفر میآیند و با ما عکس میگیرن. خدا را شکر که هیچ وقت نه سیاسی بودم، نه چیزی از این چیزها سر در آوردم و نه اصلاً واردش شدم. خوشحالم که وارد سیاست نشدم و هیچ وقت هم واردش نمیشوم. هیچ کدوم از این گروهبندیها را هم نمیدانم چی به چی هستن.»
فارسی ۱ خوب نیست، بدآموزی داره
علی آقا کلاً تلویزیون خیلی دوست دارد. او تقریباً بیننده همه سریالهای معروف سیماست و البته گهگاهی هم بعضی برنامههای ماهوارهای را میبیند. او که از علاقهمندان به سریال فاصلهها بوده یکی از منتقدان برنامههای شبکه فارسی ۱ است و این شبکه را سبب سست شدن بنیانهای خانواده میداند؛ «اصلاً از سریالهای این فارسی ۱ خوشم نمیآید. ما خودمان که نگاه نمیکنیم و نداریم. به بچهها هم گفتم که نگذارند نوههایم خدای ناکرده این سریالها را ببینند. چیه آخه این مزخرفات که نشان بچهها میدهند. اینها با فرهنگ ما سازگار نیست.»
برام پاپوش ساختن
قصه رامسر رفتنهای علی پروین سالهاست که در فوتبال ایران تکرار میشود. علاقه او برای بودن تعطیلات نوروز در رامسر به قدری است که دربارهاش میگویند، فینال جام در جام آسیا را که پرسپولیس در آزادی باخت به این دلیل بوده که علی آقا تمام عید را به رامسر رفتند. . .؛ «اینها همین حرفهای مفتی است که میگویم درباره من میزنند. بابا اینکه فینال را باختیم به دلیل برنامهریزی غلط فدراسیون بود. من قبل از بازیها به تیمسار نوآموز گفتم تاریخ بازیها را به ما بگوید اما این اتفاق نیفتاد. ما با تیم ملی رفتیم آلمان که بعدش هم برایم کلی پاپوش درست کردند. تیم که برگشت به فاصله دو روز فهمیدیم باید فینال را با نیسان در تهران بازی کنیم. این طوری شد که بیتمرین به مسابقه رفتیم و باختیم.»
سواد زیادی ندارم اما ذاتاً مدیرم
این گفته نیاز به هیچ توضیح اضافهای ندارد: «علی پروین سواد آنچنانی ندارد. تا کلاس ۱۲ درس خوندم حالا بماند که الکی میگن که فلانی ۵ کلاس سواد داره. اما اصلاً سواد که مهم نیست. مدیریت باید در خون یک آدم باشه. خدا یک قدرتی به من داده که هر کی رو یک نظر ببینم میفهم چی کارهست و چی میخواد. امکان نداره که اشتباه تشخیص بدم. این دیگه لطف خداست که به من داده. این طوری هم گلیمم را در این فوتبال از آب بیرون کشیدم.»
برق چشمانم خشکشان میکرد
این جمله پرویز کماسی تاریخی شده که میگوید: «هیچ وقت در چشمهای علی پروین نگاه نکنید. چشمهایش برق دارد، آدم را میگیرد.» جملهای که البته با کمی تغییر برایتان نقل شد اما علیآقا اصلش را خودش خوب بلد است: «الان را نگاه نکن. خیلی هنر میخواست که تیم را یک نفری بگردانی. بازیکنهایی ما داشتیم که هر کدامشان یک شهر را به هم میریختن. هم خیلی فوتبالشان خوب بود هم شر بودند. نازک نارنجی در تیمهایمان گیر نمیآمد. وقتی یک جایی مینشستم، جرات نداشتن از ۱۰۰ متری من رد بشن. مثل اسفند رو آتیش بودن وقتی من اخم میکردم. فرقی نداشت بازیکن مجتبی محرمی باشه، فرشاد پیوس، نادر محمد خانی یا هر کدوم دیگه از بازیکنهای بزرگ اون سالها.»
چشمم آب نمیخوره که تیم ملی چیزی بشه
از او درباره جام ملتهای آسیا میپرسیم. دوست ندارد چیزی درباره تیم ملی بگوید. مدام طفره میرود اما در نهایت یک جمله کوتاه برایمان دارد: «گفتم که تیم ملی کار سختی داره. حریفهای سختی داریم که خیلی بهتر از ما دارن کار میکنن. با این شرایط، راستش چشمم خیلی آب نمیخوره که بتونیم قهرمان بشیم.»