علی خامنهای در روز ۲۴ تیر ماه سال ۱۳۱۸ (برابر با ۲۸ صفر ۱۳۵۸ و ۱۶ ژوئیه ۱۹۳۹) در شهر مشهد در ایران به دنیا آمد. پدرش سید جواد حسینی خامنهای از مجتهدان مشهد به شمار میرفت و جدش سید حسین خامنهای از روحانیون آذربایجانی مقیم نجف بود.[۵]
سید علی خامنهای متأهل و دارای ۶ فرزند است. همسر وی «خجسته» نام دارد. نام دخترانش بشری و هدی، و نام پسرانش مجتبی، مصطفی، مسعود و میثم است.[۶][۷]
یکی از دختران وی همسر فرزند محمدی گلپایگانی رئیس دفتر رهبری است.[۸] پسرش مجتبی خامنهای با دختر غلامعلی حداد عادل ازدواج کردهاست.[۹] مصطفی دیگر فرزند وی با دختر عزیزالله خوشوقت ازدواج کردهاست. مسعود نیز با فرزند آیتالله خرازی و خواهر صادق خرازی ازدواج کردهاست.[۸]
سید محمد خامنهای، برادر بزرگتر او، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی بوده و در حال حاضر ریاست بنیاد حکمت اسلامی صدرا را بر عهده دارد. برادر کوچکتر وی سید هادی خامنهای نیز روحانی و فعال سیاسی عضو مجمع روحانیون مبارز است که در سال ۱۳۷۲ روزنامه جهان اسلام، و سال ۱۳۷۹ روزنامه حیات نو را منتشر کرد که این روزنامه به دستور دادگاه ویژه روحانیت توقیف شد.[۱۰][۱۱]
خواهر وی «بدری حسینی خامنهای» همسر شیخ علی تهرانی بود. علی تهرانی روحانی فعال در دوران انقلاب بود که به مجاهدین خلق گرایید و به عراق پناهنده گشت. او در سال ۱۳۷۴ به همراه خانوادهاش به ایران بازگشت. همسر او «بدری حسینی خامنهای»، در ایران درگذشت.[۱۲][۱۳][۱۴]
| شناسنامه | |
|---|---|
| نام کامل | سید علی حسینی خامنه |
| زادروز | ۲۴ تیر ۱۳۱۸ (سن: ۷۱ سال) |
| زادگاه | مشهد، ایران |
| همسر | بانو خجسته[۱] |
| فرزندان | ۶ فرزند مجتبی بشری، هدی، مصطفی، مسعود و میثم |
| والدین | پدر: سید جواد حسینی خامنهای |
| خویشاوندان سرشناس | برادران (سید محمد خامنهای، سید هادی خامنهای) خواهر بدری خامنهای |
| دین | اسلام، شیعه |
| اطلاعات سیاسی | |
| تاریخ ریاست | ۱۳۶۴–۱۳۶۸ |
| ترتیب | سومین رئیس جمهور ایران
|
| پیش از | علیاکبر هاشمی رفسنجانی |
| پس از | محمدعلی رجایی |
| جناح سیاسی | حزب جمهوری اسلامی |
| وبگاه رسمی | |
توان موشکی حزب الله 4برابر2006
بخش سیاسی-سفیر رژیم صهیونیستی در امریکا گفت : حزبالله هماکنون چهار برابر سال 2006 موشک دارد و می تواند تمامی مناطق اسراییل را هدف قرار دهد.
به نقل از خبرگزاری فرانسه، مایکل اورن سفیر رژیم صهیونیستی در امریکا در کنفرانسی ویدئویی درخصوص مذاکرات جدید سازش رژیم صهیونیستی و حکومت خودگردان فلسطین گفت: "حزبالله هماکنون چهار برابر بیشتر از جنگ سال 2006 موشک دارد که با افزایش برد این موشکها، میتواند همه شهرهای اسرائیل را هدف قرار دهد."
مایکل اورن همچنین مدعی شد حزبالله حدود 15 هزار موشک در مرز لبنان با اسرائیل مستقر کرده است که برخی از آنها میتوانند جنوب شهر ایلات را هدف قرار دهند.
اورن همچنین گفت : این موشکها حامل مواد منفجره بیشتری بوده و به مراتب دقیقتر از موشکهای زمان جنگ 4 سال پیش است.
لازم بله ذکر است رژیم صهیونیستی پیشتر اعلام کرده بود حزبالله لبنان 40 هزار موشک در اختیار دارد.
گفتنی است 13 گروه فلسطینی یاد آور شده اند محمود عباس نماینده فلسطینیان در این مذاکرات نیست.
بخش اجتماعی-نتایج سال 2010 میلادی نظام رتبه بندی شانگهای اعلام شد که بر اساس آن دانشگاه هاروارد رتبه اول را از آن خود کرده است و در بین 20 دانشگاه تراز اول جهان 17 دانشگاه مربوط به آمریکا، دو دانشگاه مربوط به انگلستان و یک دانشگاه مربوط به ژاپن است.
جعفر مهراد در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: بر اساس این نظام رتبه بندی دانشگاههای هاروارد، برکلی، استنفورد، ام آی تی کشور آمریکا به ترتیب رتبه های اول تا چهارم را از آن خود کردند و دانشگاههای کمبریج از کشور انگلستان و انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا رتبه های بعدی را به خود اختصاص دادند.
وی اظهار داشت: دانشگاههای پرینستون، کلمبیا، شیکاگو، اکسفورد، ییل، کورنل، کالیفرنیا، کالیفرنیا در سانتیاگو، پنسیلوانیا در واشنگتن، ویسکانسین در مادیسون، جان هابکینز و دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو و دانشگاه توکیو به ترتیب در این رتبه بندی هفتم تا بیستم این رتبه بندی را از آن خود کرده اند.
رئیس مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری گفت:البته دانشگاههای جانز هابکینز و دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو به طور مشترک رتبه هجدهم را به دست آورده اند.
وی اظهار داشت: نظام رتبه بندی شانگهای هر دانشگاهی را که دارای برنده جایزه نوبل، فیلد مدال، پژوهشگران پراستناد یا مقاله هایی در نشریات Nature و Sceince باشد به طور سالانه رتبه بندی میکند. به علاوه، دانشگاههایی که تعداد قابل توجهی مقاله در نمایه استنادی علوم و نمایه استنادی علوم اجتماعی ISI داشته باشند در رتبه بندی لحاظ میشوند.
1- هاروارد
2- برکلی
3- استنفورد
4- ام آی تی
5- کمبریج
6- انستیتو تکنولوژی
7-کالیفرنیا
8- پرینستون
9- کلمبیا
10- شیکاگو
11- اکسفورد
12- ییل
13- کورنل
14- کالیفرنیا
15- کالیفرنیا در سانتیاگو
16- پنسیلوانیا در واشنگتن
17- ویسکانسین در مادیسون
18- جان هابکینز
19- کالیفرنیا در سانفرانسیسکو
20- توکیو
20 دانشگاه برتر دنیا
وی با بیان اینکه در مجموع در این رتبه بندی بیش از هزار دانشگاه ارزیابی و مورد مقایسه قرار میگیرد و در نهایت 500 دانشگاه برتر جان انتخاب میشوند گفت: در این رتبه بندی کیفیت آموزش شامل دانشآموختگان یک موسسه آموزشی برنده جایزه نوبل و فیلدمدال 10 امتیاز، کیفیت اعضای هیئت علمی موسسه آموزشی برنده جایزه نوبل و فیل مدال 20 امتیاز، پژوهشگران پراستناد در 21 رشته موضوعی عام 20 امتیاز، مقالات منتشر شده درNature و Sceince برابر 20 امتیاز، مقالات نمایه شده در نمایه نامهای علوم و علوم اجتماعی 20 امتیاز و سرانه عملکرد آکادمی یک موسسه 10 امتیاز دارد.
وضعیت دانشگاههای آمریکایی در رتبه بندی
مهراد گفت: براساس تقسیم بندی منطقهای، آمریکای شمالی با 17 دانشگاه در بین 20 ، 58 دانشگاه در بین 100، 100 دانشگاه در بین 200، 133 دانشگاه در بین 300 و 168 و 187 دانشگاه به ترتیب در بین 400 و 500 دانشگاه برتر جهان از همه شاخصتر است.
وضعیت دانشگاههای اروپایی در رتبه بندی
وی اظهار داشت: در اروپا در میان 20، 100، 200،300، 400 و 500 دانشگاه برتر جهان به ترتیب 2، 33،74، 123، 168 و 204 دانشگاه وجود دارد.
مهراد گفت: در منطقه آسیا و اقیانوسیه به ترتیب 9،1، 26، 43، 68 و 106 دانشگاه جزء دانشگاههایی هستند که در میان 20، 100، 200، 300، 400 و 500 دانشگاه تراز اول جهان قرار دارند.
وضعیت دانشگاههای آفریقایی در رتبه بندی
وی با بیان اینکه در مورد آفریقا وضعیت متفاوت است به مهر گفت: در این قاره هیچ دانشگاهی در میان 20، 100 و 300 دانشگاه برتر جهان مشاهده نمیشود. از این قاره تنها 1، 2 و 3 دانشگاه به ترتیب در میان 300، 400 و 500 دانشگاه ممتاز جهان رتبه بندی شده است.
برترین کشورها در رتبه بندی شانگهای
رئیس مرکز منطقه ای اطلاع رسانی گفت: کشور آمریکا به تنهایی 17 دانشگاه در بین 20 دانشگاه برتر جهان دارد. انگلستان با 2 و ژاپن با یک دانشگاه در بین 20 دانشگاه تراز اول از همه شاخصتر هستند.
وی گفت: دانشگاههای بقیه کشورهای جهان مرتبهای در بین 20 دانشگاه ممتاز جهان ندارند. در بین رتبههای 300 تا 500 کشور اسپانیا 4 دانشگاه در ردههای 200-300، 7 دانشگاه در رده 300-400 و 10 دانشگاه در رده 400-500، نیوزلند 2 دانشگاه در ردههای 300 و 400 و 5 دانشگاه در رده 400-500، ایرلند و آفریقای جنوبی هر کدام یک دانشگاه در رده 200-300 و به ترتیب 2 و 3 دانشگاه در ردههای 300-400 و 400-500، یونان 1، 2 و 3 دانشگاه به ترتیب در ردههای 300،400 و 500 و مجارستان و لهستان هر کدام 2 دانشگاه در ردههای 400 و 500 دارند.

قرار گرفتن دو دانشگاه کشور عربستان در رتبه بندی
وی اظهار داشت: هندوستان و عربستان سعودی هر کدام به ترتیب 1 و 2 دانشگاه در ردههای 400 و 500، شیلی و پرتغال هر کدام 2 دانشگاه در رده 400-500 ، ایران، اسلونی و ترکیه نیز هر کدام یک دانشگاه برتر در رده 400-500 دارند.
برترین رتبه ها از آن دانشگاههای هاروارد، کمبریج و آکسفورد
مهراد با بیان اینکه نظام رتبه بندی شانگهای 500 دانشگاه برتر جهان را گزارش میکند به مهر گفت: در بین 20 دانشگاه تراز اول جهان17 دانشگاه مربوط به آمریکا، 2 دانشگاه مربوط به انگلستان و یک دانشگاه مربوط به ژاپن است. دانشگاه هاروارد مثل سالهای قبل رتبه اول را از آن خود کرده است. دانشگاه کمبریج و دانشگاه آکسفورد در انگلستان به ترتیب دارای رتبههای 5 و 10 و دانشگاه توکیو دارای 20 است. از نظر منطقهای دانشگاههای کمبریج و آکسفورد در اروپا به ترتیب در جایگاه اول و دوم و دانشگاه توکیو در منطقه آسیا و اقیانوسیه در جایگاه اول قرار دارد.
وی اظهار داشت: در فاصله 20 و 30 دانشگاه کالج لندن در مقام 21 و از نظر منطقهای رتبه 3، انستیتو فدرال تکنولوژی زوریخ در سوئیس در مقام 23 و از نظر منطقهای رتبه 4 و دانشگاه تورنتو در کانادا در جایگاه 27 و از نظر منطقهای 20 مشاهده میشود.
رئیس مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری گفت: کالج امپریال علوم، فناوری و پزشکی در انگلستان نیز در جایگاه 26 قرار گرفته است. مجددا بقیه دانشگاهها در این فاصله در ایالات متحده آمریکا قرار دارند.
وی تأکید کرد: جالب است بدانیم در فاصله 30 تا 40 تنها سه دانشگاه غیرآمریکایی حضور دارند. دانشگاه برتیش کلمبیا در کانادا با رتبه 36، دانشگاه پییر و ماری کوری- پاریس 6 با رتبه 29 و دانشگاه کپنهاگ با رتبه 40 در بین 100 دانشگاه برتر جهان 50 دانشگاه به آمریکا تعلق دارد.
وی اظهار داشت: دانشگاه کارولینکا در سوئد با کسب رتبه 42 و با رتبه 8 منطقه ای (اروپا) در گروه 50 دانشگاه معتبر جهان جای گرفته است. نخستین دانشگاه اتریش که نام آن در بین 100 دانشگاه تراز اول جهان قرار دارد دانشگاه اوتریخت با رتبه 50 است. دانشگاه مونیخ نخستین دانشگاه آلمان در بین 100 دانشگاه ممتاز جهان رتبه 52 را به خود اختصاص داده است. دانشگاه ملی استرالیا بعد از دانشگاه توکیو از منطقه آسیا و اقیانوسیه دومین دانشگاه است که رتبه 59 را در بین 100 دانشگاه تراز اول جهان کسب کرده است.
مهراد گفت: دانشگاه لیدن هلند با مرتبه بیستم در اروپا موفق شده است در بین 100دانشگاه برتر جهان به مقام 70 دست یابد. دانشگاه هلسینکی در فنلاند، دانشگاه ایالتی مسکو و دانشگاه اسلو در نروژ به ترتیب رتبههای 72 و 74 و 75 را به دست آوردهاند.
دانشگاههای انگلستان، آلمان، ژاپن، استرالیا، فرانسه، کانادا و سوئیس در بین 100 دانشگاه برتر
وی اظهار داشت: در مجموع کشور انگلستان با 11 دانشگاه، آلمان با 6 دانشگاه، ژاپن با 5 دانشگاه، استرالیا و فرانسه و کانادا و سوئیس هر کدام با 3 دانشگاه، دانمارک و سوئد نیز هر کدام با 2 دانشگاه جزء کشورهای برتر جهان هستند که تعدادی از دانشگاههای این کشورها در بین 100 دانشگاه تراز اول قرار دارند.
تنها 12 کشور از منطقه آسیا و اقیانوسیه در میان دانشگاههای برتر
رئیس مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری به مهر گفت: از منطقه آسیا و اقیانوسیه تنها 12 دانشگاه یعنی دانشگاه ملی تایوان، دانشگاه ملی سنگاپور، دانشگاه ملی سئول، دانشگاههای کوئینزلند و استرالیایی غربی، انستیتو تکنولوژی توکیو، دانشگاه موناش (استرالیا)، دانشگاه پکن، دانشگاه چینی هنگ کنگ، دانشگاه شینگهوا (چین)، دانشگاه نیوسات ولز و دانشگاه شوبوکا (ژاپن) در دامنه بین 100 تا 200 دانشگاه برتر جهان قرار دارند.
دانشگاههای کشورهای در حال توسعه
وی گفت: در بین کشورهای در حال توسعه نام دو دانشگاه سائوپالو (برزیل) و دانشگاه ملی مکزیکو (مکزیک) که در دامنه 100 تا 200 دانشگاه تراز اول جهان قرار دارند در خور تامل است.
مهراد ادامه داد: در فاصله 200 تا 300 دانشگاه مادرید، دانشگاه چارلز پراک، دانشگاه فودان (چین)، انستیتو علوم و تکنولوژی پیشرفته کره جنوبی، دانشگاه کره، دانشگاه ملی آتن، دانشگاه چنگ کنگ (تایوان)، دانشگاه ژئوتونگ شانگهای (دانشگاهی که این رتبه بندی را انجام میدهد)، دانشگاه پلی تکنیک هنگ کنگ، دانشگاه علوم و تکنولوژی هنگ کنگ، دانشگاه هنگ کنگ، دانشگاه کیپ تاون (آفریقای جنوبی) و دانشگاههای علوم و تکنولوژی و ژجیانگ چین از دانشگاههای کشورهای در حال توسعه به حساب میآیند که توانستهاند در عرصه آموزش عالی مقامهای برتری را از آن خود کنند.
وی اضافه کرد: در فاصله 300 تا 400 از دانشگاههای در حال توسعه که توانستهاند از بین بیش از هزار دانشگاه با شرایطی که برای روش شناسی این نظام رتبه بندی گفته شد در این دامنه قرار گیرند دانشگاه ارسطو در تسالونیکی (یونان)، دانشگاه بارسلون (اسپانیا)، سیتی یونیورسیتی هنگ کنک، دانشگاه فدرال میناس و ریودوژانیرو (برزیل)، دانشگاه هانیانگ (کره جنوبی)، انستیتو علوم هند، دانشگاه ملک سعود در عربستان، دانشگاههای چیاتونگ و شینگهوا (تایوان)، دانشگاه پوهانگ علوم و تکنولوژی (کره جنوبی)، دانشگاه ایالتی سائوپولو (برزیل)، دانشگاههای شاندونگ و سیچوان (چین) و دانشگاه ورشو (لهستان) هستند.
رئیس مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری به مهر گفت: تا این دامنه از کشور هندوستان تنها انستیتو علوم هند و از کشورهای منطقه دانشگاه ملک سعود در جایگاه برتری قرار دارند. در سالهای اولیه نام دانشگاه ملک سعود در نظام رتبه بندی شانگهای قرار نداشت. دنبال کردن شاخصهای آموزش عالی و قرار گرفتن در راستای معیارهای بینالمللی و تخصیص بودجههای پژوهشی در خور توجه و استفاده از اعضای هیئت بینالمللی موجب شده است تا این دانشگاه بر کیفیت آموزش و پژوهش خود افزوده و با اولویتبندی مواردی که لازم است توجه کند به صنعت آموزش عالی پایدار و رقابتی دسترسی پیدا کند.
دانشگاه تهران در میان 400 تا 500 دانشگاه برتر دنیا

وی ادامه داد: در دامنه 400 تا 500 دانشگاههایی که در گروه کشورهای در حال توسعه قرار دارند در سالهای اخیر کیفیت جدیدی را در آموزش عالی کسب کرده اند قابل توجه است. دانشگاه کاتولیک شیلی در آمریکای جنوبی، دانشگاه چانگ گونگ در تایوان، دانشگاه کشاورزی و دانشگاه دالیان، انستیتو تکنولوژی هاربین و دانشگاه علوم و تکنولوژی هوآژونگ در چین، انستیتو تکنولوژی خاراکپور در هند، دانشگاه استانبول در ترکیه، دانشگاه نفت و معادن ملک فهد در عربستان سعودی و چندین دانشگاه دیگر در تایوان، چین، برزیل، آفریقای جنوبی، پرتغال و اسپانیا در رده 400 تا 500 رتبه بندی شانگهای قرار دارند. از جمهوری اسلامی ایران تنها نام دانشگاه تهران در رده 400 تا 500 مشاهده میشود. دو سه سالی است که این دانشگاه توانسته است در رده بین 400 تا 500 دانشگاه تراز اول جهان جایگاهی برای خود تعریف کند.
مهراد گفت: هدف نهایی نظامهای رتبهبندی ایجاد حس رقابت در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی جهان است. با رتبه بندی دانشگاهها شناسایی بهترین موسسات آموزشی و پژوهشی در زمینههای مختلف با استفاده از دادههای عینی و کمی امکان پذیر است. دانشگاه تهران گرچه در رده بین 400 تا 500 دانشگاههای جهان قرار دارد اما حضور این دانشگاه افتخار بزرگی است که توجه به معیارهایی که از آنها نام برده شد می تواند در کوتاه مدت به صعود قابل توجه دانشگاه تهران منجر شود.
دکتر مهراد افزود: آنچه از گزارش این رتبه بندی باید بیاموزیم این است که در وهله اول سیاستهای حاکم بر دانشگاههای کشور باید به گونهای باشد که منجر به مطرح شدن این دانشگاهها در عرصههای بینالمللی شود. قرار دادن دانشگاههای جمهوری اسلامی ایران در صنعت آموزش عالی جهان به مدیریت فعالیتهای رقبا نیاز دارد.
رئیس مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری اضافه کرد: متاسفانه چند سالی است که در باب توسعه علمی و تولید علم در کشور به ترکیه به عنوان رقیب ایران نگریسته میشود در حالی که غفلت از سایر کشورهای منطقه نتیجهای که به بار آورده است این است که مشاهده می کنیم که در حاشیه جنوب خلیج فارس کشور عربستان سعودی در نظام رتبه بندی شانگهای دو دانشگاه خود را وارد کرده است: دانشگاه ملک سعود بین رده 300 تا 400 و دانشگاه نفت و معادن ملک فهد بین رده 400-500.
مهراد افزود: یک نکته مهم در این مقایسه آموزنده است و آن این که رتبه منطقهای دانشگاه ملک سعود بین 46 تا 68 است در حالی که رتبه منطقهای دانشگاه تهران در دامنهای بین 69 تا 106 قرار دارد.
بخش اجتماعی-رئیس ثبت احوال استان تهران از کاهش هفت درصدی ازدواج و افزایش 3.5 درصدی طلاق در تهران طی پنج ماه اول امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته خبر داد.
سید احمد قشمی در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این خبر افزود: از ابتدای سال 89 تا پایان مرداد ماه، 56 هزار و 282واقعه ازدواج به ثبت رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل، هفت درصد کاهش داشته است.

رئیس ثبت احوال استان تهران با بیان اینکه 14 هزار و 777 واقعه طلاق نیز تا پایان مرداد ماه ثبت شده گفت: طلاق نیز نسبت به مدت مشابه در سال قبل 3.5 درصد رشد یافته است.
براساس آمار ثبت احوال در هر شبانه روز 570 نوزاد در تهران متولد می شوند که به عبارتی 24 نفر در طول یک ساعت می شود.
میزان ولادت در تهران
به گفته قشمی، 88 هزار و 471 ولادت از ابتدای فروردین تا پایان مرداد ماه به ثبت رسیده که نسبت به سال گذشته 3.5 درصد افزایش دارد.
قشمی افزود: 45 هزار و 524 نفر از موالید نوزادان پسر و 42 هزار و 947 نوزاد دختر هستند به طوری که در مقابل هر 100 دختر، 106 پسر متولد شده است.
براساس آمار ثبت احوال در هر شبانه روز 570 نوزاد در تهران متولد می شوند که به عبارتی 24 نفر در طول یک ساعت می شود.
تعداد متوفیان
رئیس ثبت احوال استان تهران درباره تعداد متوفیان نیز گفت: 26 هزار و 257 نفر تا پایان مرداد ماه در تهران فوت کرده اند که 169 نفر در طول یک شبانه روز می شود.
بخش اجتماعی-رئیس ثبت احوال استان تهران از کاهش هفت درصدی ازدواج و افزایش 3.5 درصدی طلاق در تهران طی پنج ماه اول امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته خبر داد.
سید احمد قشمی در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این خبر افزود: از ابتدای سال 89 تا پایان مرداد ماه، 56 هزار و 282واقعه ازدواج به ثبت رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل، هفت درصد کاهش داشته است.

رئیس ثبت احوال استان تهران با بیان اینکه 14 هزار و 777 واقعه طلاق نیز تا پایان مرداد ماه ثبت شده گفت: طلاق نیز نسبت به مدت مشابه در سال قبل 3.5 درصد رشد یافته است.
براساس آمار ثبت احوال در هر شبانه روز 570 نوزاد در تهران متولد می شوند که به عبارتی 24 نفر در طول یک ساعت می شود.
میزان ولادت در تهران
به گفته قشمی، 88 هزار و 471 ولادت از ابتدای فروردین تا پایان مرداد ماه به ثبت رسیده که نسبت به سال گذشته 3.5 درصد افزایش دارد.
قشمی افزود: 45 هزار و 524 نفر از موالید نوزادان پسر و 42 هزار و 947 نوزاد دختر هستند به طوری که در مقابل هر 100 دختر، 106 پسر متولد شده است.
براساس آمار ثبت احوال در هر شبانه روز 570 نوزاد در تهران متولد می شوند که به عبارتی 24 نفر در طول یک ساعت می شود.
تعداد متوفیان
رئیس ثبت احوال استان تهران درباره تعداد متوفیان نیز گفت: 26 هزار و 257 نفر تا پایان مرداد ماه در تهران فوت کرده اند که 169 نفر در طول یک شبانه روز می شود.
باور کنید بلر بهتر از هیتلر است

بلر به اندازه صدام حسین بد نیست. بلر از هیتلر بهتر است. از استالین انسان تر است.
آیا این مرد اصلا چیزی در این سالها آموخته است؟ او در مصاحبه با بی بی سی پشت سر هم این واژگان را تکرار کرد: من قطعا.. من بی شک ...من به صراحت...بگذارید بدون تعارف و صریح بگویم...تصویر اطلاعاتی در اختیار ما کاملا روشن و شفاف بود ...توجیه های قانونی مبرهن بودند .. چرا که من قویا اعتقاد دارم که ...
شما ممکن است فکر کنید که ما در جنگ عراق برنده شده ایم،که ما نبرد افغانستان را به نام خود سند زده ایم،که ما قرار است نبرد بعدی در ایران را هم پیروزمندانه و با موفقیت به پایان برسانیم. چرا که نه اگر لرد تونی بلر اینگونه امر کنند؟
همین جا به ارجاعاتم به سخنان تونی بلر پایان می دهم. البته او در باب شکست بریتانیا در سال 1915 در بین النهرین هم ابراز ناراحتی می کند. اکنون باید تونی بلر را لرد بلر از اصفهان بخوانیم. بلر با پیروزی بر صدام حسین به فکر پیروزی بر محمود احمدی نژاد هم افتاده ست . او در گفتگو با آندرو مار در باب پرونده هسته ای ایران می گوید: من به صراحت و با صدای بلند به گونه ای که ایرانی ها بشنوند تاکید می کنم که از منظر ما دستیابی آنها به تسلیحات هسته ای غیرقابل قبول است .
اکنون پرسش اینجاست که آیا نماینده ما در خاورمیانه ما را برای جنگ با پارسی ها مهیا کرده است؟به گمان من ایرانی ها مدت ها پیش این پیام را دریافت کرده اند.حقیقت این است که اگر دولتمردان عزم خود را برای رهایی از تهدید های تونی بلر جزم کنند تنها راه پیش روی آنها دستیابی به بمب است . اما تونی بلر باید به جای مخاطب قرار دادن ایران این جمله را می گفت که نگفت: "ما به صراحت به کره شمالی اعلام می کنیم که نمی توانیم دستیابی این کشور به تسلیحات هسته ای را ببینیم. "بلر این جمله را بر زبان نراند و همه ما دلیل آن را می دانیم.
بلر در لحظاتی از این سخنرانی می گوید : ما مسبب این امر نبودیم. من در این ماجرا گناهی نداشتم
برخی مواقع بلر بسیار به وزیر امور خارجه اسرائیل شبیه می شود. آویگدور لیبرمن و بنیامین نتانیاهو گمان می کنند که رئیس جمهوری ایران از هیتلر هم خطرناک تر است! لرد بلر هم همانگونه که ما می دانیم شخصیتی دلجویی کننده ندارد . از آنجا که قرار است او میانجی صلح ما میان اسرائیل و فلسطین باشد ، اما نام این دو سرزمین کاملا به فراموشی سپرده می شود . البته تونی بلر ادعا می کند که در جریان تصمیم گیری های دو نفره اش با جورج بوش با رهبر وقت رژیم اسرائیل هم صحبت کرده است .مصاحبه کننده فراموش می کند از نخست وزیر وقت بریتانیا سوال کند که شما و بوش با اسرائیلی ها چه گفتید که ما امروز گرفتار این مصیبت در خاورمیانه هستیم؟
همه چیز بسیار بچه گانه به نظر می رسد. بله مردم با جنگ مخالف هستند. مردم همواره به دنبال یافتن توطئه و دسیسه هستند . اما این تحقیق و تفحص نبود که خونین بود بلکه حمام خون در عراقی به راه افتاده بود که تونی بلر باید مسئولیت آن را بپذیرد . او اما این کار را نمی کند و البته نمی تواند. در این شرایط است که عراق تبدیل به قصابخانه می شود و البته تمام تقصیرها بر گردن القاعده می افتد . همان عوامل خارجی عراق را ناامن و بی ثبات می کنند که افغانستان را . حقیقت اما با این جمله تفاوت دارد . مردانی که انگلیسی ها و آمریکایی ها را در عراق سلاخی می کنند عراقی هستند . اینها همان مردان و زنانی هستند که بوش و بلر می خواستند آنها را آزاد کنند. بلر در میانه سخنانش می گوید : " مردم در حاشیه شهرها ماشین های حامل بمب های دست ساز را به سمت جمعیت هدایت می کنند. "بلر با آنچنان بی تفاوتی این جمله را می گوید که انگار از سنتی فولکریک سخن می گوید . سنتی که اندک ارتباطی به یورش ما به عراق در سال 2003 میلادی ندارد. لرد بلر در ادامه می گوید : چگونه می توانید نسبت به آنها که جان خود را از دست دادند ،بی تفاوت باشید؟
آنچه ما نیاز به شنیدن آن داشتیم ابراز تاسف از کشته شدن بی گناهان است. این جمله می تواند به اعتراف به گناه نزدیک تر باشد . بلر در لحظاتی از این سخنرانی می گوید : ما مسبب این امر نبودیم. من در این ماجرا گناهی نداشتم. مصاحبه کننده به رقم 100 هزار کشته در عراق اکتفا می کند و به نیم میلیون رقمی که آمار رسمی تایید می کند اندک اشاره ای نمی کند . البته بلر هم می تواند آمار عراقی های کشته شده در زمان صدام حسین را به رخ بکشد. باز همان داستان تکراری . بلر به اندازه صدام حسین بد نیست. بلر از هیتلر بهتر است. از استالین انسان تر است.
از چنگیز خان مهربان تر است. همه فجایعی که در عراق رخ داد هم اندک ارتباطی به تونی بلر ندارد . بلر در این خصوص می گوید:" باید شجاعت عملی کردن آنچه را که گمان می کنید درست است داشته باشید . "مشکل اینجاست که همیشه آنچه ما فکر می کنیم درست نیست .
شایعاتی درباره آیت الله بهجت

سیاسی- حجت الاسلام و المسلمین شیخ علی بهجت گفت: در زمان آیت الله بهجت شایعاتی نسبت به ایشان روا شده است که ناحق بوده و ایشان همیشه توصیه می کردند که به این شایعات جواب ندهم.
وی تصریح کرد: کسانی هستند که در ظاهر به ایشان تواضع می کنند ولی در باطن بزرگترین خنجرها را به ایشان می زنند که من می دانم این ها چه کسانی هستند.
وی در تکذیب اولین شایعه ابراز داشت: عده ای با ظرافت خاصی، روز جمعه ای را در تقویم مشخص کرده اند و آن روز در سال 1414 را روز ظهور امام زمان مشخص کرده اند. این افراد اول این مطلب را از قول آقای بهجت نقل و به ایشان منسوب کردند و بعد با تقویم ثابت کردند این تاریخ در روز جمعه قرار داشته و مخاطب هم این مطلب را به راحتی باور می کرد.
وی ادامه داد: شایعه دیگری که منتسب به ایشان کرده بودند، این بود که ایشان گفته است در کرمان بناست زلزله ای رخ دهد که در پی انتشار این شایعه تماس های مکرری گرفته می شد برای اطلاع یابی از صحت این خبر.
شیخ علی بهجت شایعه دیدن قاتل امام زمان(عج) و بیهوش شدن موقع گرفتن وضو را نیز تکذیب کرد
وی افزود: این افراد در ساختن شایعات به اینجا هم بسنده نکردند و در ادامه گفتند که آقای بهجت رفتن به خیابان صفاییه را حرام اعلام کرده است. یک وقتی ایشان بعد از نماز با جوانی مواجه شدند و آن جوان گفت که آقا شما چرا رفتن به این خیابان را حرام اعلام کرده اید؟ آیت الله بهجت گفتند که من این را گفته ام؟ آن جوان گفت از قول شما گفته اند که در آن خیابان مغازه هایی وجود دارد که ویترین ها جالبی ندارد.
وی ادامه داد: آیت الله بهجت در جواب این شخص گفت که حالا اگر همین مغازه ها در خیابان های دیگری وجود داشته باشد چه؟ باز هم رفتن به آن خیابان ها حرام است؟ این در صورتی است که منزل آیت الله بهجت در همین خیابان صفائیه قرار دارد.
وی افزود: بازهم شایعات را بردند بالا و به بحث های مالی رساندند و گفتند که آقای بهجت این قدر از وجوهات مردمی دریافت کرده است وقتی ما حساب کردیم در 15سال مرجعیت ایشان حتی نصف این مال را هم به ایشان به عنوان وجوهات از سوی مردم نداده اند.

وی شایعه ای که ایشان در نظرات فقهی شان است که باید در عصر غیبت خمس را در زیر خاک پنهان کرد تا خود امام زمان تشریف بیاورد را رد کرد و اظهار داشت: ایشان معتقد بودند که در زمان غیبت کار مسلمانان نباید لنگ بماند و اصل ولایت فقیه را قبول داشتند.
وی شایعه تعطیلی دفتر آیت الله بهجت را نیز از سوی دفتر مقام معظم رهبری تکذیب کرد و افزود عده ای با پخش این شایعه قصد ضربه زدن به ایشان را داشتند و مقام معظم رهبری نیز در این حادثه مظلوم واقع شد.
وی در پاسخ به این سوال که می گویند ایشان دیانت را از سیاست جدا می دانست صحیح است یا خیر اظهار داشت: ایشان در سیاست کاملا صاحب نظر بود و نظرات را خود را هم اعلام می کرد، ولی به اهلش نه به رسانه ها و تلویزیون که به هیچ کاری نیاید.
وی ادامه داد: این که می گویند ایشان در انتخابات شرکت نمی کرد نادرست است.آیت الله بهجت شرکت نکردن در انتخابات را حرام می دانست. ولی از آنجایی که از دوربین ها فراری بود لذا در انظار عمومی رای نمی داد.
وی بحث موت اختیاری را از آنجایی مورد تایید قرار داد که امام خمینی نقل کرده اند و افزود عارفی بود که می گفت که من 25 مقام از ایشان می شناسم که عهد کردم که به کسی نگویم.
وی کراماتی نظیر طی الارض و چشم بصیرت ایشان را نیز تایید کرد و افزود علاوه بر اینها دیدارهایی هم ایشان با امام زمان داشته اند که متاسفانه عده ای از صحت این رویداد ها سوء استفاده کردند.
وی شایعات دیگری نظیر معتقد بودن ایشان به قمه زنی و رد نظریه ولایت فقیه و دیدن قاتل امام زمان هنگام وضو و بیهوش شدنش را نیز تکذیب کرد
وی شایعه نماز خواندن پشت سر امام زمان را بی اطلاع دانست و ابراز کرد در تاریخ بودند کسانی که پشت سر امام زمان نماز خواندن ولی حداقل بنده اطلاع ندارم که ایشان نماز خوانده اند یا نه؟
وی در پاسخ به این سوال که آیا آیت الله بهجت در مورد رییس جمهور و یا شخصیت های دیگر کشور اظهار نظری کرده بودند گفت: ایشان به هیچ عنوان در مورد اشخاص اظهار نظر نمی کرد.
وی شایعات دیگری نظیر معتقد بودن ایشان به قمه زنی و رد نظریه ولایت فقیه و دیدن قاتل امام زمان هنگام وضو و بیهوش شدنش را نیز تکذیب کرد.
وی ابراز داشت: در نقل و قول این شایعه ای که گفته شده است آیت الله بهجت از یکی از دوستانش در مورد ظهور می پرسد و او می گوید که امام زمان فرموده پیرمردها هم امید داشته باشند مقداری اشتباه صورت گرفته شده است و ایشان از کسی این سوال را نپرسیده بلکه درستش این است که آیت الله ناصری از آیت الله بهجت پرسیده آیا بشارتی از ظهور دارید که ایشان می گوید کسی بعد از نماز آمد کنار محراب و گفت امام زمان گفته است پیرمرد تر از تو و آیت الله بهجت هم امید داشته باشند که ظهور را درک خواهند کرد.دفتر آیت الله بهجت تاکید می کند که این شایعه متاسفانه این طور نبوده که آیت الله بهجت قصد انتشارش را داشته باشد و بعد از شنیدن این خبر هم ایشان بسیار ناراحت می شوند و می گویند که اگر می خواستم که کسی بداند می گفتم.
تعطیلات سه روزه عید فطر؟
همین چند سال قبل بود که دولت به ناگاه درروزهای منتهی به عید فطر به صورت ناگهانی تعطیلات سه روزه عید فطر را اعلام کرد.این تعطیلات اگرچه با استقبال برخی اقشار همراه شد اما با توجه به مشکلات بانکی و برنامه ریزی برای برخی خانوارها و بی اطلاعی بخش خصوصی و صنایع با اعتراضهایی روبرو شد.استدلال دولت محترم این بود که در تمام کشورهای اسلامی عید فطر یک جشن بزرگ است و در این روزهای جشن که بیش از دو یا سه روز است مردم خستگی روزه داری را از تن بدر کرده و به جشن و سرور مشغول می شوند.در برخی کشورهای اسلامی سه روز،برخی یک هفته و برخی تا دو هفته تعطیلی عید فطر وجود دارد.این استدلال امسال برخی نمایندگان مجلس را بر آن داشت که طرح افزایش تعطیلات عید فطر را وارد دستور مجلس کنند و برای اجرای آن در سال جاری برنامه ریزی نمایند.

آغاز ماجرا تعطیلات سه روزه و حذف دو تعطیلی :
روز دوم شهریور ماه یعنی حدود دو هفته قبل بود که این طرح با فوریت در مجلس طرح شد. نمایندگان مجلس به یک فوریت طرحی رای مثبت دادند که در صورت تصویب نهایی آن کاهش تعیین ساعت کار در ماه رمضان از اختیارات دولت خواهد بود و تعطیلات عید سعید فطر نیز به سه روز افزایش خواهد یافت و تعطیلات 29 اسفند و 15 خرداد حذف خواهد شد. بر اساس مدل ابتدایی این طرح تعطیلات عید سعید فطر نیز سه روز خواهد بود و روزهای 15 خرداد عزای عمومی و 29 اسفند روز ملی صنعت نفت تعطیل رسمی نخواهد بود.
آغاز انتقادها از این طرح:
این طرح از سه جهت به چالش کشیده شد:
انتقاد از حذف تعطیلی 15 خرداد:
برخی صاحب نظران معتقد هستند که با توجه به اعلام عزای عمومی حضرت امام خمینی برای 15 خرداد و جایگاه این روز در نهضت اسلامی حذف یادمان این روز صحیح نیست. آیت ا... محمودی گلپایگانی امام جمعه ونماینده ولی فقیه درشهرستان ورامین با اشاره به تصویب یک فوریت طرح حذف تعطیلی 15 خرداد توسط مجلس تعجب خود را ازچنین اقدامی ابراز نموده وگفت : مجلس می تواند قانونگذاری کند ، یک طرح را رد ویا قبول کند لکن انسان متعجب می شود زمانیکه می بیند چنین حرفهایی درمجلس اسلامی زده می شود ، مگرآقایان دقت ندارند 15 خرداد مبدأ حرکت امام راحل ، مبدأ شروع نهضت ومبدآ حرکت بزرگ انقلاب درورامین ،قم و... است؟
این انتقادات موثر واقع شد و پیشنهاد شد به جای 15 خرداد تعطیلی 12 فروردین حذف شود.
انتقاد از حذف تعطیلی 12 فروردین:

بهروز جعفری نماینده مجلس درروز هفت شهریور گفت: در جلسه امروز طرح یک فوریتی افزایش تعطیلات عید سعید فطر مورد بررسی قرار گرفت که طبق مصوبه کمیسیون با حذف تعطیلات 12 فروردین و 29 اسفند، تعطیلات عید فطر افزایش یافت.او گفت: در طرح اولیه نمایندگان 15 خرداد و 29 اسفند را مطرح کرده بودند که کمیسیون با این نظر موافقت نکرد و 12 فروردین را به جای 15 خرداد پیشنهاد داد.
این مساله با واکنش شدید روزنامه جمهوری اسلامی قرار گرفت و سرمقاله نویس این روزنامه این چنین نوشت: دیروز، کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با عقب نشینی در برابر اعتراضاتی که به حذف تعطیلی 15 خرداد شد، مقرر کرد به جای 15 خرداد، تعطیلی 12 فروردین حذف شود تا طرح افزایش تعطیلات عید فطر بتواند عملی شود.
عجیب است که اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس به این نکته بدیهی توجه نکردهاند که حذف 12 فروردین که "روز جمهوری اسلامی" است، به معنای به فراموشی سپردن خاطره باشکوه کنار گذاشتن رژیم فاسد شاهنشاهی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی با آراء مردم ایران است و چنین اقدامی زمینه را برای فاصله گرفتن نسلهای آینده از تاریخ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی فراهم میسازد.
انتقاد از حذف تعطیلی 29 اسفند:
همین روزنامه در ادامه نوشت: تعطیلی 29 اسفند نیز در اوائل دوره رهبری حضرت آیتالله خامنهای یکبار توسط مجلس شورای اسلامی حذف شد ولی با اعتراض و نظر مخالف ایشان مواجه گردید و نمایندگان مجلس آن مصوبه را پس گرفتند و بار دیگر تعطیلی 29 اسفند برقرار شد. اقدام و اعتراض ایشان بسیار بجا و منطقی بود زیرا این روز یادآور پیروزی ملت بر استعمار انگلیس است و یک روز ملی محسوب میشود. اکنون چه چیزی تغییر کرده که آن استدلال درست و منطق قوی نادیده گرفته میشود و نمایندگان مجلس بار دیگر حکم به حذف 29 اسفند صادر میکنند؟

بازگشت تعطیلات سابق به علاوه 3 روز عید فطر:
پس از این کش و قوس داریوش قنبری عضو کمیسیون فرهنگی اخبار دیگری دراین باره ارائه کرد. وی درباره بررسی طرح یک فوریتی اختیار دولت برای تعیین ساعت کار در ماه مبارک رمضان و افزایش تعطیلی عید سعید فطر تصریح کرد: بر اساس این طرح میبایست تعطیلی عید سعید فطر به سه روز ارتقا پیدا کند البته در پیشنویس اولیه طرح آمده بود که تعطیلات 29 اسفند و 15 خرداد حذف شود که کمیسیون با حذف این تعطیلات مخالفت کرد و مقرر شد ضمن ابقای این تعطیلات، عید فطر سه روز تعطیل شود.
سه شنبه روز سرنوشت!
در جلسه دیروز 50 نفر از نمایندگان در خواست بررسی این طرح را در این جلسه به صورت فوری انجام دادند که با مخالفت اکثریت مجلس روبرو شد و مقرر شد در جلسه سه شنبه 16 شهریور به آن پرداخته شود. در این باره آقای فرهنگی عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی گفت: با توجه به وجود موافقان و مخالفان جدی با طرح یک فوریتی افزایش تعطیلات عید سعید فطر ،پیش بینی درباره فرجام این طرح بسیار مشکل است.
محمدحسین فرهنگی افزود: با وجود این که به راحتی نمی توان درباره این طرح پیش بینی کرد اما زمینه تصویب آن وجود دارد .
نماینده مردم تبریز ادامه داد: با این حال اگر این طرح در جلسه روز سه شنبه به تصویب برسد شورای نگهبان در روز چهارشنبه می تواند نظر نهایی خود را اعلام کند .
وی گفت: در صورت تایید شورای نگهبان، می توان انتظار داشت این طرح برای عید فطر امسال اجرا شود.
اما چند نکته:
ایران را باید یکی از کشورهایی دانست که در داشتن روزهای تعطیل در دنیا رکورد دار است .ایران با متوسط 22 روز تعطیلات(بین 19تا 26 روز)تعطیلات رسمی از کشورهای با تعطیلات فراوان است.این در حالی است که تعطیلات رسمی در کشورهای ژاپن 14 روز، چین16روز، مصر 21روز، تایلند و کانادا هم هر کدام 13 روز است.این تعطیلات رسمی و تعطیلات غیر رسمی بین التعطیلین و یا هفته دوم عید بخش اقتصاد ایران را تهدید می کند. اخیرا تعطیلاتی مانند گرمای هوا،آلودگی هوا،برگزاری اجلاسهای بین المللی،گرد و غبار و ریزگرد و ... به تقویم تعطیلات ما اضافه شده است! حال سوال اینجا است که با وجود این همه تعطیلات و نامیدن امسال به سال کار مضاعف و همت مضاعف افزودن این تعطیلات بدون حذف جایگزین مناسب (البته می توان مناسبتهای دیگری غیر از این روزهای ملی برای جایگزینی یافت) چقدر در جهت توجه آرمان امسال حرکت کرده ایم؟
ترور ناموفق اکبر هاشمی رفسنجانی، واقعهای بود که در شب ۴ خرداد ۱۳۵۸ روی داد که طی آن اکبر هاشمی رفسنجانی در داخل منزلش مورد اصابت گلوله قرار گرفت و از ناحیهٔ کبد مجروح شد، هرچند به تدبیر همسر وی، گلولههای شلیک شده آسیب جدی به او وارد نکرد.[۱]
فهرست مندرجات[نهفتن] |
شب ۴ خرداد ۱۳۵۸ دو نفر به درب منزل هاشمی رفسنجانی مراجعه میکنند و اظهار میدارند که ما حامل پیام خصوصی برای آیتالله هاشمی رفسنجانی هستیم. محافظین به آنان اجازه ورود میدهند و پس از نشستن در اطاق و حرکات غیرعادی مراجعهکنندگان، آیتالله هاشمی به قصد آنان آگاه میشود و باآنان کلنجار میشود.
عفت مرعشی، همسر اکبر هاشمی رفسنجانی چنین گفتهاست[۲]:
| « | پاسدار ما نیز در حیاط بود کنار حوض. غروب بود و هوا تاریک شده بود. پاسدار از پشت شیشه میبیند که آقای هاشمی با یک نفر دیگر گلاویز شدهاند. من در را که باز کردم و این صحنه را دیدم. رفتم داخل. آن مرد چند بار به صورت آقای هاشمی زده بود و صورت او سیاه شده بود. بعد نفر دوم منافقین با اسلحه وارد اتاق شد. اول فکر کردم که یکی از پاسدارها برای کمک آمده. اما دیدم نه، این آدم غریبه است. پریدم جلو. آقای هاشمی را پرت کردم روی زمین. یادم آمد که منافقین به سر آقای مطهری شلیک کرده بودند. خودم را انداختم روی آقای هاشمی و دستهایم را دور سر او گرفتم. این پدرسوخته نیز هیچ ابا نکرد. دستش را زیر دست من آورد و دو تا تیر پشت سر هم خالی کرد. یک تیر هم زد به دیوار اتاق و از در رفت. احتمال داد که آقای هاشمی کشته شده است. او که رفت، من بلند شدم. دیدم خون از شکم آقای هاشمی بیرون زده. چادری را که برای نماز برداشته بودم، دور بدن آقای هاشمی بستم. فاطمه شروع کرد به جیغ زدن و گریه کردن. گفتم: جیغ نزن، برو ماشین خبر کن. او رفت. خودم هم دویدم داخل کوچه و داد زدم: همسایهها یک ماشین. همسایهها یک ماشین. در حالی که دو تا ماشین در خانه داشتیم، اما راننده نبود که بتواند ماشینها را ببرد. آقایی وارد خانه ما شد، گفت: ماشین آماده است. من اول وحشت داشتم. گفتم نکند این آقا از منافقین باشد. حالم خوب نبود، گفتم: شما منافق نیستید؟ گفت: نه، خانم من همسایهٔ شما هستم. آقای هاشمی را بغل کردیم و گذاشتیم توی ماشین. مهدی هم پرید داخل ماشین. من بدون جوراب و کفش سوار ماشین شدم تا برویم به بیمارستان. رفتیم بیمارستان شهدا. تا ما به بیمارستان برسیم، فاطمه از خانه با بیمارستان تماس گرفته و گفته بود که پدرم تیر خورده، بیمارستان را آماده کنید. در خیابان ما به یک چراغ قرمز طولانی برخوردیم. من سرم را از ماشین بیرون آوردم و به پلیسی که سر چهارراه بود، گفتم: چراغ را سبز کن. آقای هاشمی در این ماشین است. تیر خورده. پلیس سریع چراغ را سبز کرد. رسیدیم دم بیمارستان. دیدیم که منتظرند. همسایه ما، آقای هاشمی را بغل کرد و خودش برد به داخل آسانسور. من هم همراهش رفتم. وارد بخش که شدیم، دیدیم همه چیز آماده است. آقای هاشمی را گذاشتند روی تخت. | » |
اکبر هاشمی رفسنجانی در ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه شب به بیمارستان شهدا منتقل شد. او از ناحیهٔ شکم قسمت بالا و راست مورد اصابت قرار گرفته بود. عفت مرعشی، همسر اکبر هاشمی رفسنجانی دربارهٔ خاطرهٔ پس از انتقال هاشمی به بیمارستان چنین گفته است[۲]:
دکترها به من گفتند که شما برو بیرون. گفتم: من بیرون نمیرم. میترسم و اطمینان ندارم. همزمان دوستان آقای هاشمی نیز رسیدند. مثل اینکه فاطمه به آنها زنگ زده بود و خبر کرده بود. اولین نفری که وارد شد، آیتالله ملکی بود. خدا رحمتش کند. گفت تو برو. گفتم: میروم ولی مراقب آقای هاشمی باش. از اتاق آمدم بیرون. دیدم خبرنگاران خبردار شده بودند و میخواستند با من مصاحبه کنند. آقای لاریجانی آمد پیش من و اطلاع داد که اینها خبرنگار هستند. من آمدم بیرون تا به خانه تلفن بزنم. یکی از کارمندان بیمارستان یک جفت کفش برایم آورد و گفت: شما اول این کفشها را پایتان کنید. من تازه آنجا فهمیدم که کفش به پا ندارم. به خانه تلفن زدم. دیدم هیچ کس جواب نمیدهد. سریع آمدم منزل. دیدم مقابل خانه ما جمعیت زیادی جمع شدهاست. روی پشتبام، داخل حیاط و همهجا آدم بود. من دیگر داخل خانه نرفتم. زنعموی بچهها آمده بود و آنها را با خودش برده بود. من دوباره برگشتم بیمارستان. دیدم آقای هاشمی در اتاق عمل است. جراحی تا آخر شب طول کشید. دکترهای آشنا همه آمده بودند. آقای دکتر ولایتی، دکتر طباطبایی. اما فکر کنم آقای هاشمی را پروفسور سمیع عمل کردند. بعد آقای هاشمی را به CCU بردند. به ما گفتند که چیز مهمی نبود. اما باید تا صبح در CCU باشد. همه از من حال آقای هاشمی را میپرسیدند. حتی منافقین هم میآمدند. هیچکس نمیدانست که تیر به کجای آقای هاشمی خورده. دکترها به من نگفتند. تا اینکه آقای مسعود رجوی آمد پیش من گفت که خانم تا فردا صبح وضعیت هاشمی خطرناک است. پرسیدم: چرا؟ گفت: چون تیر به کبد ایشان خورده و پرده دیافراگم نیز پاره شدهاست. اگر تا فردا صبح اتفاقی نیفتد، انشاءالله حاجآقا زنده میماند. آقای هاشمی پانزده روز در بیمارستان بستری شد. در این مدت همه کسانی که در انقلاب نقش داشتند، آمدند بیمارستان. شهید رجایی، آیتالله خامنهای، بنیصدر، مهندس بازرگان. همه آمدند. دکترها میگفتند که آقای هاشمی خون احتیاج دارد. باید به او خون بدهید. وقتی من رفتم خون بدهم، دیدم صف طولانی تشکیل شده و مردم آمده بودند خون بدهند. من وقتی مردم را دیدم، گریهام گرفت که چقدر این مردم وفادار هستند. در بیمارستان بعد از اینکه حال آقای هاشمی بهتر شد، خبر دادند که دکترهای بیمارستان میخواهند از ایشان عیادت کنند. همه دکترها و حتی مریضها میآمدند و از آقای هاشمی عیادت میکردند.
مقامات وقت بیمارستان اعلام کردند که «حال عمومی آیتالله خوب است. آخرین گزارش پزشکی حاکی است که آیتالله هاشمی رفسنجانی که در ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه دیشب به بیمارستان شهدا منتقل شد از ناحیه شکم قسمت بالا و راست مورد اصابت قرار گرفته. حال عمومی خوب است و فشار خون ۱۲ روی ۷ گزارش شدهاست. مقامات بیمارستان شهدا گفتند بهعلت خونریزی تحت عمل جراحی قرار گرفت. در معاینات دیده شد که سطح غدامی کبد خراش برداشته و بقیه قسمتها سالم است. ناحیه قدام کبد ترمیم شد و حال وی رضایتبخش است.
این ترور توسط گروه فرقان صورت گرفت و بعدها تروریستهای فرقان دستگیر شدند، قبل از هاشمی رفسنجانی، مرتضی مطهری و تیمسار قرنی در آغاز سال ۱۳۵۸ توسط فرقان ترور شده بودند.
روزنامهٔ کیهان در آن زمان نوشت: «پس از انتشار خبر سوء قصد به آیتالله هاشمی رفسنجانی،شهید رجائی، مهندس مهدی بازرگان، آیتالله طالقانی، حجه الاسلام دعائی، سفیر جدید ایران در عراق، امیرانتظام، سخنگوی دولت، آیتالله خامنهای، صباغیان، معاون نخست وزیر و گروه کثیری از شخصیتهای سیاسی و مذهبی به بیمارستان آمده و حال ایشان را جویا شدند.»[۱]
روزنامهٔ کیهان، پس از ارتباط با دفتر سید روح الله خمینی نوشته است: «بلافاصله پس از دریافت خبر، امام برای بهبودی حال آیتالله هاشمی نذر کردهاست.»[۱]
سید روح الله خمینی در تاریخ ۵ خرداد در پیامی اعلام کرد[۴]: «مرحوم مدرس که به امر رضاخان ترور شد از بیمارستان پیام داد «به رضاخان بگوئید من زنده هستم». مدرس حالا هم زنده است. مردان تاریخ تا آخر زنده هستند. بدخواهان باید بدانند هاشمی زندهاست چون نهضت زنده است. آمریکا و دیگر ابرقدرتها بدانند ملت ما زندهاست... من به آقای هاشمی فرزند برومند اسلام تبریک میگویم که در راه هدف تا نزدیک شهادت به پیش رفته و سلامت و ادامه خدمت ایشان را از خدای تعالی خواستارم.»
حسینعلی منتظری گفت: «خبر سوء قصد به حجه الاسلام هاشمی مایه تأسف شد و خوشحالیم که ایشان سالم هستند و حالشان رضایتبخش است. بایستی به گروههایی که متصدی این حرفها هستند بگوییم که آنها نمیتوانند روح یأس در رهبر و ملت ایجاد کنند. هم رهبر ما قاطع است و هم ملت ما. در این سوء قصد دست آمریکا در کار است و اگر دست چپ هم باشد، چپ آمریکایی است، ماننده تودههای نفتی در زمان دکتر مصدق، اگر کار چپیها باشد چپیهای ساخت آمریکا هستند ولی مردم قاطعتر میشوند و دست شرق و غرب را قطع میکنند. دنیا، دنیایی است که مردم روشن شدهاند.»[۱]
ابوالحسن بنیصدر گفت: «به نظر میرسد که توطئههایی است برای از بین بردن موانع ایجاد رژیم آمریکایی در ایران که حافظ منافع آنها در ایران باشد. آمریکا میخواهد ایران را از دست ندهد. آیتالله هاشمی آنطور که برای من معلوم شد، روحیه ضد آمریکاییش قوی است.»[۱]
سیدعلی خامنهای گفت: «آیتالله هاشمی ۱۵ سال است نمودار کامل صداقت و صفای انقلابی و خستگی ناپذیری در صحنه مبارزهاست و ما چوب عدم وابستگی و استقلال خود را میخوریم.» خامنهای اضافه کرد «جستوجو از عناصری که ماهیت انقلابی و اسلامی آنها واضح است مشخص کننده ماهیت سوء قصد کنندگان است. کسانی که سعی میکنند چهرههایی مانند آیتالله هاشمی را مورد خدشه قرار دهند معلوم است به حساب چه کسی کار میکنند.»[۱]
حزب جمهوریخواه، سوء قصد به حجت الاسلام هاشمی را «زنگ خطر مجددی به مسئولین امور» خواند و اعلام کرد که «از بدو موجودیت مبارزه مسلحانه را محکوم و غیر انسانی شناختهاست و حادثه اخیر بار دیگر تأکیدی است برای شدت عمل در خلع سلاح افراد مشکوک و غیر مسئول.» حزب توده ایران نیز طی بیانیهای سوء قصد علیه جان حجت الاسلام هاشمی را محکوم کرد. در شهر رفسنجان نیز تعطیل رسمی اعلام شد.[۱]
| ولد | ۱۳۴۱ |
| زمینه فعالیت | سیاستمدار |
| منصب | نماینده مجلس در دوره پنجم مدیر مسئول روزنامه زن عضو حزب کارگزاران سازندگی |
| ملیت | ایرانی |
| محل زندگی | تهران، بیرمنگام |
| مذهب | شیعه |
| همسر | حمید لاهوتی (فرزند حسن لاهوتی اشکوری) |
| والدین | علی اکبر هاشمی رفسنجانی عفت مرعشی |