نامه تند سلحشور به نوری زاد: تو هم مثل گوگوش هستی!


گوگوش خواننده زمان شاه با همه مفاسدش یکی از آنهاست. پس از نزدیک به بیست و چند سال زن حاجی شدن و رعایت حجاب و عزاداری و خرج دادن برای امام حسین(ع)، توسط کیمیایی به آمریکا گریخت و دوباره به فحشا و منکرات سابق خود مشغول شد. آقای مخملباف نیز پس از سال‌ها ظاهر مذهبی و پرداختن به آثار مذهبی در نهایت به ذات گروهکی خود برگشت و اینک همان راهی را می‌رود که قبل از هفده سالگی رفته بود، و اینک یکی از پیروان دکتر پیمان نبام محمد نوری‌زاد که چند سالی را در لباس خودی درآمده بود و دم از انقلاب و اسلام و فقاهت می‌زد، بالاخره فیلش یاد هندوستان کرد و به اصل جنبشی خود بازگشت و تمام زحمت‌های شهید آوینی را در کنترل و اصلاح رفتار و اعتقاداتش به باد داد
فارس- فرج الله سلحشور در پاسخ به نامه اخیر محمد نوری‌زاد، مطلبی را نوشته و نسخه‌ای از آن را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است که متن کامل آن در ادامه می‌آید:

در اسلام عزیز شکل‌گیری شخصیت انسان ها را مرز هفده سالگی تعیین کرده‌اند. اگر کسی تا این سن انسانی مؤمن و متقی تربیت شد، شده است وگر نه بعد از 17 سالگی، اصلاح و رشد معنوی او با کرام الکاتبین است. ما زیاد دیده ایم انسانهای آلوده ای را که سال ها رنگ عوض کرده و لباسی متفاوت با باطن خود پوشیده اند، اما در نهایت به حقیقت خود برگشته و ذات خود را بروز داده‌اند.

گوگوش خواننده زمان شاه با همه مفاسدش یکی از آنهاست. پس از نزدیک به بیست و چند سال زن حاجی شدن و رعایت حجاب و عزاداری و خرج دادن برای امام حسین(ع)، توسط کیمیایی به آمریکا گریخت و دوباره به فحشا و منکرات سابق خود مشغول شد. آقای مخملباف نیز پس از سال‌ها ظاهر مذهبی و پرداختن به آثار مذهبی در نهایت به ذات گروهکی خود برگشت و اینک همان راهی را می‌رود که قبل از هفده سالگی رفته بود، و اینک یکی از پیروان دکتر پیمان نبام محمد نوری‌زاد که چند سالی را در لباس خودی درآمده بود و دم از انقلاب و اسلام و فقاهت می‌زد، بالاخره فیلش یاد هندوستان کرد و به اصل جنبشی خود بازگشت و تمام زحمت‌های شهید آوینی را در کنترل و اصلاح رفتار و اعتقاداتش به باد داد و این آقا که نتوانسته بود در عرصه سینما نامی دست و پا کند و نان میلیاردی سریال سازی هم نتوانسته بود او را سیرکند، سفره معاویه را چرب‌تر از سفره علی علیه السلام یافت و به اصل خود بازگشت و اینک شهرت را در هوچی‌بازی و بی‌حرمتی به ارزش‌ها یافته است.

حقیر در حد بضاعت اندک خویش از باب ادای تکلیف به این آقا نکاتی را یاد آور می شوم که فردای قیامت شرمنده درگاه حق نشوم چرا که در کشور اسلامی بی تفاوتی در برابر هتاکان و مهاجمان به ارزش ها و باورهای دینی خشم خداوند را در پی خواهد داشت. بنده به این آقا عرض می کنم شما در جایی اشکالات و ایرادات خود را انتقاد از باب دوستی قلمداد کرده اید. آری دوست خوب آنست که معایب و اشکالات دوست را بگوید. اما یک نکته را فراموش کرده ای که برای ملتی مسلمان سخن می گویی که اصل این حدیث را می دانند. دوست آنست که معایب دوست را به خود او بگوید نه در انظار و بر بام ماهواره و رسانه فریاد کند. این که تو می کنی هم افترا و اهانت است، هم دروغ و تهمت و هم دشمنی و عداوت. این گونه در پرده دین پنهان شدن و در قالب دوستی اهانت کردن را نفاق رذیلانه باید خواند نه دوستی خیر خواهانه!

1- در اولین بند از نصایح داهیانه و حکیمانه خود!! فرمودید چرا مقام معظم رهبری مسئله خودی و غیر خودی را مطرح کردند؟!!
از شما می پرسیم آنها که در سفارتخانه های مختلف سازماندهی شده و 31 سال است توطئه می کنند و بلوای 88 را به پا کردند خودی بودند؟! آنها که خانه ها و مغازه ها و اموال عمومی را به آتش کشیدند خودی بودند؟! آنها که برای بیگانگان جاسوسی می‌کردند و قصد نابودی این مملکت را داشتند خودی بودند؟! آنها که میلیاردها میلیارد از سرمایه مردم را به جیب خود و آقازاده ها و بستگانشان سرازیر کرده‌اند خودی هستند؟!! آنها که به فحشاء و منکرات دامن می زنند، شیطان پرستان، آمریکا پرستان، اسرائیل پرستان، آیا خودی هستند؟! آنها که به نوامیس مردم تجاوز می کنند خودی هستند؟ آنها که با ترویج و جانبداری از هنر ابتذال، فرهنگ و اعتقادات و ایمان و اخلاق جامعه را نشانه رفته‌اند خودی هستند؟ آیا بمب گذاران و تروریست ها خودی هستند؟ عیاش‌ها و شرابخوارها و قماربازها خودی هستند؟!

آقای نوری‌زاد اگر اینان که شما می‌فرمایید نباید غیرخودی خوانده شوند پس حتماً غیرخودی ها، مؤمنین و رزمندگان و خانواده های شهدا و محجبه‌ها و نمازخوان‌ها و علما و عرفا، دانشمندان و مخترعین، قاریان و حافظان غیرخودی هستند!!! آیا جز این است؟! یک راه دیگر نیز وجود دارد که برخاسته از شخصیت و تفکر امثال توست و آن اینکه همه این جانیان و خاطیان با این مؤمنین و صالحان یکی هستند؟! نه آقا، یک نکته را شما بدان؛ رهبر انقلاب امام خمینی و امام خامنه ای حرف ما ملت را می زنند. اگر آنها هم مرز خودی و غیرخودی را مشخص و مطرح نمی کردند این مردم خودی و غیر خودی را خوب می شناسند. کسی حق ندارد مؤمنین و صالحین را با اراذل و اوباش و آلوده ها و وابسته ها یکی کند. از امام و رهبر بالاتر خداوند است که بین مؤمن و کافر، گناهکار و بی گناه، پاک و ناپاک تفاوت قائل شده و آنها را خودی و غیر خودی خوانده است.

2- در دومین انتقاد گفته‌اید جو جامعه برای مردمی که با رهبر انقلاب همراهی می‌کردند ناامن شد!!! یعنی جو پلیسی و ارعاب برای ده‌ها میلیون انسانی که در مساجد و هیأت ها در تظاهرات ها و انتخاب ها شرکت می کنند نا امن است، یا برای کسانی که به‌دنبال فساد و فحشاء و بدنبال چپاول و غارت و بدنبال خیانت به مملکت و وابستگی به بیگانه هستند نا امن شد؟!! آقای نوری زاد، اگر نمیدانی بدان؛ قانون خداوند بر اینست که جامعه مسلمین برای مؤمنین و صالحین امن و برای خطاکاران ناامن باشد. از قضا اعتراض ما مردم به مسئولین جمهوری اسلامی اینست که، خطاکاران و خائنان و غارتگران و وابستگان فکری و فرهنگی چرا در این جامعه امنیت دارند و کسی با آنها کاری ندارد؟! چرا امثال تو که با حرافی، لفاظی، قلم بازی، خیانت و تخریب خود را انتقاد و دلسوزی قلمداد می کنند در امنیت اند؟!!

3- با بخش اعظم اهانت نامه شما در بند 3 ببخشید در شمارگان!! 3 موافقم . اینکه بسیاری از گردن کلفت ها از زیر بار قانون فرار می کنند، اینکه قانون بیشتر برای ضعفاست با شما موافقم اما دو مطلب ذهن مرا مشغول کرده؛ یکی اینکه چرا قانون گریبان تو را که میلیاردها تومان از بودجه بیت المال را صرف ساخت فیلم کردی و بخش اعظم آن را هم به جیب زدی و فیلم های مثبتی هم نساختی، قانون چرا یقه شما را نگرفت؟! دوم ؛ چرا آمریکا و اسرائیل و جنایتکارهای دنیا هم مثل شما از پاسدارها و نیروهای اطلاعاتی ما متنفراند؟ این به نظر شما عجیب نیست؟!

اما بند 4؛ تو درست می‌گویی. مسئولین مملکت مشغول اموری شده‌اند که آنان را از امور معاش و مبارزه با مفاسد بازداشت. اما می‌دانی آن امور چگونه به وجود آمده؟ آن امور توسط ایادی دست نشانه ابرقدرت ها و نوکران بی جیره و باجیره مواجب آنان در داخل و خارج ایجاد شده است – مسئولین مملکت باید تمام توانشان صرف خنثی کردن توطئه هایی می شود که توسط مافیای قاچاق و مافیای فساد و فحشای ماهواره ای و رسانه ای برای مملکت درست شده است و صرف خنثی کردن ضربه هایی شود که نوکران بی جیره مواجبی مثل تو که خوراک تبلیغاتی برای دشمن درست کرده اند. ضمناً نگران آبروی جمهوری اسلامی هستید!! اگر آبرو آنست که باید ابر قدرت ها و استکبار و اسرائیل آنرا تأیید کنند و اگر ارزش آنست که ایادی شیطان تعریف می کنند ارزانی خودشان و طرفدارانشان. جمهوری اسلامی همانقدر که از نظر ستمگران و دشمنان خدا و پیامبر مبغوض و منفور است از طرف پابرهنه ها و مظلومان جهان مورد تأیید و ستایش است. من به عراق، تاجیکستان، سویه و لبنان و بعضی کشورهای دیگر سفر کرده و دیده ام که مردم آن کشورها چگونه ایران و حکومت ایران را ستایش می کنند و به ایران امید بسته اند. به کوری چشم کوردلان، ایران تنها کشور محبوب دنیاست و سمبل مقاوت و مبارزه با ابرقدرتها و استکبار.

آقای نوری‌زاد من احساس می کنم در زندان تو را چیز خور کرده و هم بندی هایت همه چیز را به تو وارونه گفته‌اند. الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء – شکر خداوند متعال را که دشمنان ما را از احمق ها قرار داد. آقای نوری زاد بنده مثل تو و همپالگی‌هایت خیلی بلد نیستم حرف را در لایه‌های نفاق بپیچم و با استفاده از کلماتی با ظاهر فریبنده و موذیانه، زشت ترین مفاهیم را چون سیاست بازان انگلیسی نثار این و آن کنم. این نامه که شما نوشته اید بزرگترین سند بر حقانیت رهبری و انقلاب و بالاترین دلیل بر باطل بودن تو و امثال توست. زمان شاه زندانیان سیاسی در زندان رشد می کردند و زندان جایی برای سازندگی و نیل به درجات معنوی بود. رجایی ها و باهنرها و طالقانی ها را که از زندان شاه دانشگاه ساختند به یاد داریم. اما می بینیم که زندان برای تو برعکس، اگر عقل و درکی هم داشتی از تو گرفته است. چرا که تفاوت زندان شاه و زندان جمهوری اسلامی این است که در آن زندان، زندانی در حال مبارزه با ظلم و فساد بود و این یعنی خودسازی و رشد، در این زندان، زندانی خود مفسد و ظالم است، و لایزید و الظالمین الا خسارا. در آن زندان زندانی از حق دفاع می کرد. در این زندان با حق می‌جنگد و از باطل دفاع می‌کند.

5-بدیهی است مردم باید همیشه ابزار دست امثال تو باشند. هر گاه با شما همراه شدند فرهیخته ،شجاع و رشید اند و هرگاه بر شما باشند چاپلوس و عقب مانده!! در ضمن آقای احمدی نژاد شاید معایب زیادی داشته باشد اما یک وصله به او نمی چسبد و آن دزدی و چپاول بیت المال است. دزد آن کسانی بودند و هستند که تو اینک سنگشان را به سینه می زنی. هم خودشان و آقازاده هایشان چاپیدند هم جیب بستگانشان را پر کردند. آقای نوری زاد من نمیدانم این مطالب را چگونه تفسیر کنم. یا آگاهانه حق را وارونه جلوه می‌دهی یا مثل انسان‌های ناندرتال چند ماه زندان تو را چند هزار سال به عقب برده. در هر صورت خیلی پرت تر از آنکه به نظر می‌رسد حرف می‌زنی.

6- نگفتم مثل آدم‌های ما قبل تاریخ که به تازگی از غار برگشته اند سخن می گویی. حرفهای تو در عین آزاردهندگی بیشتر به طنز شبیه است. نخبگانی که تو برایشان حسرت می خوری مملکت را دربست می خواستند در اختیار اربابانشان بگذارند و گذاشته بودند اما رهبری و مردم پس گرفتند. و نخبگان ناچار شدند خود به نزد دشمن بروند و از ترس مردم به دامن اربابانشان پناه ببرند. اگر باور نداری لااقل رادیو تلویزیون‌های بیگانه را گوش بده. هم خودشان بارها به نوکری و وابستگی خود اقرار کرده اند و هم اربابانشان تأیید کرده اند. نخبگان در دامن آمریکا و انگلیس اپوزیسیون تشکیل داده اند . رب پهلوی و بیوه شاه هم با آنها همراهی می کند و همه ضد انقلابان خارج نشین هم دورشان جمع شده اند!

7- در بند 7 به تو حق می دهم. هر مجرمی خودش را بی تقصیر می داند و می گوید من بی گناهم و به دلایل واهی به زندان افتاده ام و کاری نکرده ام. ولی تعدادی از هم بندی های شما نامردی کردند. به گناه و خیانت خودشان به وابستگی هایشان به سفارت انگلیس و سوئیس و پول گرفتن و فریب خوردنشان اقرار کردند. ای کاش شما پیش آنها بودید و مانع اقرار کردنشان می شدید!!! این هم بندی های نالایق و بی عرضه با اقرارشان باعث شدند که حرفهای شما هم دروغ از آب درآید!!

بند 8 ؛ آقای نوری زاد یک اتفاق بدی که در جمهوری اسلامی افتاد اینکه متأسفانه هر کس که مشهور شد گو اینکه پروفسور و مجتهد و عارف و مخترع و معلم اخلاق هم شد! باور نداری گوینده ها و مجریان تلویزیون را ببین. خود را بالاتر از همه کسانی می دانند که در حال مصاحبه با آنها هستند. خواه طرف فوتبالیست یا خواننده و هنر پیشه باشد، یا عالم و دانشمند دینی یا ... این بیماری به نویسنده ها هم سرایت کرده. هر کس که قلم خوبی دارد و بیانی گیرا، گمان می کند این خوب قلمیدن و خوب حرافیدن نشان عالم بودن و فهم و درک بالاست. از جمله خود شما که گمان می کنید همه خبرگان و مجتهدان و مراجع از جمله رهبری با عرض پوزش و شرمندگی باید در محضر شما تلمذ کنند، و برایتان بسیار بسیار عجیب و حیرت آور است که چرا نمی گذارند راه را از چاه نشان آنها بدهید! مخملباف هم مثل شما بود. وقتی شنید استاد علامه محمد تقی جعفری بناست برای جمعی از بچه های حوزه هنری سخن بگوید گفت : استاد جعفری برای من چه دارد که بگوید. نه آقاجان! یابو ورتان ندارد. ما آدمهایی که قلم زیبا داشتند و جملات زیبا می نوشتند زیاد دیده ایم که پشت جملاتشان یک شاهی ارزش و صحت وجود نداشت. اشکال کار اینجاست که تو طرفدار افکار گروهکی ها هستی. گروهک های منحل و مضمحل شده. وقتی همه چیز را با عقل محدود در چهارچوب محدود می سنجی هیچ چیز با یکدیگر جور در نمی آید.

9- یکی از گروه هایی که باید صدا و سیما را اصلاح می کردند هنرمندان و فیلمسازان بودند. تو یکی از آنانی، به جز اینکه میلیاردها تومان از بودجه بیت المال را هدر دادی و جیب خود را پر کردی کار دیگری نکردی؟ تنها کار شاخص جنابعالی در فیلمها و سریال ها برتری دادن ایرانیت بر اسلامیت و همطراز کردن رستم با علی (ع) بود !!!

10- مثال حیوان درنده ای را که به هاری مبتلا شده بود اینجا صدق می کند. به اقرار همه همفکران آن سو و این سوی مرز ، آقای احمدی نژاد با همه اشکالاتش خاری است بر چشم دشمنان نظام. تا کنون نه با هیچیک از زالو صفتان و عربده کش های جهانی کنار آمده و نه ریالی به جیب خود سرازیر کرده. و در زمان ریاست او ایران به اندازه تمام سالهای بعد از انقلاب و به اندازه تمام دوران رؤسای پیشین، رشد و پیشرفت کرده و درجهان مظلومین و جهان قلدرها آبرو و عظمت کسب کرده. البته اگر بعضی ایران را قبول نداشته باشند و با پول فیلمهایی که می ساختند پسرشان را به بهانه تحصیل به دامن آمریکا جان عزیز بفرستند بدیهی است ایران را لجنزار می بینند و آمریکا را کعبه آمال و بهشت موعود!!!.

11- روحانیت را ما هنرمندان منزوی کردیم. روحانیت را دشمنان خارجی با ماهواره ها و تبلیغاتشان و دشمنان داخلی امثال من و شما. ما بودیم که به جای روحانیت محور تبلیغ فرهنگی و اعتقادی مردم شدیم. توجه مردم را از روحانیت و شنیدنپیام و کلام او به سوی خود جلب نمودیم. آنها که هنر و هنرمند را در این مملکت بت کردند و بوسیله این هنرمندان و این ماهواره ها و فیلمها و سریالها روحانیت را به سخره گرفتند – روحانیت را مهجور و مظلوم کردند. روحانیتی که نه سینما و تلویزیون را داشت نه ماهواره و مطبوعات را. تا آمد به خود بجنبد دشمنان آن کردند که می بینیم. کار را به جایی رساندند که قورباغه ای مثل تو باید برای روحانیت ابو عطا بخواند.

12- در نابسامانی قوه قضائیه تردیدی نیست و امثال تو باید هم ضعف های آن را بر سر این مملکت بکوبید. اما فرق است میان کسی که سیلی قوه قضائیه و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی را خورده و فریاد به اعتراض بلند کرده و کسی که واقعاً نگران وضعیت نابسامان قوه قضائیه است . در اینکه بعضی از کله گنده ها و پارتی دارها و فامیل دارها از چنگ قانون می‌گریزند و قانون بیشتر شامل حال اقشار عادی و متوسط به پایین جامعه می شود، در اینکه هنرمندها و سرشناس ها و اسم و رسم دارها از چنگ قانون می گریزند این نیز صحیح است. اما آقای نوری زاد شما هم از اسم و رسم دارها هستید ، هم ثروتمندید، هم هنرمندید، هم به رؤسا و مسئولین مملکت وصل هستید . شما چه شد که به چنگ قانون افتادید؟! بگذارید حقیقتی را برایتان روشن کنم شاید بعضی از دزدان اموال عمومی و متقلب‌ها و پارتی‌دارها از چنگ قانون بگریزند اما یقین بدان که خائنین به مملکت و عوامل بیگانه نمی توانند. و اگر قوه قضائیه و رئیس آن تنها یک اقدام درست انجام داده باشند همین است که دست ایادی بیگانه و فریب خوردگان را در فتنه سال گذشته کوتاه کردند. اگر در انتخاب رئیس قوه قضائیه اعتراض دادید، درانتخاب رئیس بعدی سعی می کنیم به مقام معظم رهبری پیشنهاد بدهیم که اول نظر شما را بپرسند و سپس نظر آمریکا و انگلیس و اسرائیل را ، و بعد مسئول قوه قضائیه تعیین کنند !! آقای نوری‌زاد به گونه‌ای قلم فرسایی و اظهار فضل می‌کنند که گویا همه عمر در مسند قضاوت بوده و آنچنان زیر و بم قضاوت را می‌دانی که احدی تا کنون به آن مقام نرسیده ..نمی‌داند.

آقای نوری‌زاد در پایان دو مطلبی را می خواهم یاد آوری کنم اگر منتظر مرگ هستی عجیب نیست. هر موجودی که دچار بیماری هاری می گردد و به اطرافیان خود حتی به سنگ و چوب آسیب می رساند بدیهی است تنها راه نجات خود را در مرگ می بیند و بدش نمی آید که یکی او را از این بیماری خطرناک که خود او را بیش از همه رنج می دهد خلاص کند ولی نگران نباش . نه در مسئولین جمهوری اسلامی آن جرأت است که به خاطر حرف و حدیث های آن طرف آبها و جو سازی رسانه هایشان تو را از شر خودت خلاص کنند، و نه در بچه مسلمانانی که زمانی هیبتشان لرزه بر اندام دشمنان می انداخت و غیرت دینی شان را ابوذر و عمار حسرت می برد آن غیرت و همیت مانده که دهان تو را ببندند و لذا راحت باش هر چه می خواهی بگو . کسی نیست...
و نگران غربت جنازه‌ات نیز نباش . در آن سوی مرزها و در میان عمله حکره هایی که فتنه سال گذشته را به پا کردند آنقدر بوق و کرنای گوش خراش و هرچی گلو پاره کن و غوغا سالار هست که به سهولت از تو نیز یک پیراهن عثمان درست می کنند و بر سر اسلام و مسلمین می‌زنند و بازماندگان و هواداران نان به نرخ روز خورت تا سالها این پیراهن عثمان را برافراشته نگاه خواهند داشت . نگران نباش جنازه تو بیشتر به درد دشمن این مملکت می خورد تا خودت. تو فقط بمیر تا ببینی چه می‌کنند... فقط نگران دستگاه سریع الحساب باش که در آنجا دیگر نه رادیو تلویزیون های بیگانه به دادت می رسند نه هوچی ها و غوغا سالاران می توانند برایت کاری کنند. والسلام علیکم و رحمة‌اله برکاته.

قسم جلاله قوری و استکان در تبلیغ چای محسن !


یکی از شهروندان تهرانی با ارسال نامه‌ای از تبلیغ جدید چای محسن انتقاد کرده است.
 
این کاربر شبکه خبری آتی نیوز، در نامه الکترونیکی خود با انتقاد از این تبلیغ نوشته است: چند هفته ای است که در پیام‌های بازرگانی شاهد تبلیغی هستیم که در آن یک استکان در جستجوی چای محسن است و سوال شوندگان برای اظهار بی اطلاعی، از قسم های جلاله "والله" و "بالله" استفاده می‌کنند.

به گفته وی، علی‌رغم تذکرات و ارتباط با روابط عمومی سازمان صدا و سیما، پاسخ درستی به این انتقاد داده نشده و هنوز هم این تبلیغ از شبکه‌های مختلف سیما روی آنتن می‌رود.

این کاربر آتی نیوز ابراز امیدواری کرده از این پس شرکتهای تبلیغاتی و موسسات تجاری، در انتخاب جملات مورد استفاده در پیامهای بازرگانی دقت بیشتری را مبذول دارند.

عکسهایی از پیوند اعضا از کودک چهار و نیم ساله به دو جوان


پیوند اعضا از کودک چهار و نیم ساله به دو جوان در بیمارستان امام رضا علیه السلام مشهد

پیوند اعضا از کودک چهار و نیم ساله به دو جوان در بیمارستان امام رضا علیه السلام مشهد

امیررضا چهار و نیم ساله به علت مرگ مغزی اعضای بدن خود را به دو جوان در بیمارستان امام رضا علیه السلام مشهد اهدا کرد.

امیررضا چهار و نیم ساله به علت مرگ مغزی اعضای بدن خود را به دو جوان در بیمارستان امام رضا علیه السلام مشهد اهدا کرد

پیوند اعضا از کودک چهار و نیم ساله به دو جوان در بیمارستان امام رضا علیه السلام مشهد

یکی از گیرندگان پیوند اعضای کودک چهار و نیم ساله در بیمارستان امام رضا علیه السلام مشهد در اطاق عمل

یکی از گیرندگان پیوند اعضای کودک چهار و نیم ساله در بیمارستان امام رضا علیه السلام مشهد در اطاق عمل

پیوند اعضا از کودک چهار و نیم ساله به دو جوان در بیمارستان امام رضا علیه السلام مشهد

پیوند اعضا از کودک چهار و نیم ساله به دو جوان در بیمارستان امام رضا علیه السلام مشهد

پیوند اعضا از کودک چهار و نیم ساله به دو جوان در بیمارستان امام رضا علیه السلام مشهد

حضور 7 سردار در راهپیمایی روز قدس + عکس


حضور 7 سردار در راهپیمایی روز قدس + عکس
از میان فرماندهان رده های مختلف نیروهای مسلح در جمع راهپیمایان روز قدس، عکس هفت فرمانده نیروهای مسلح کشورمان در تصاویر ذیل از راهپیمایی روز قدس ثبت شده است.

11_8906120497_L600.jpg
سردار فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح

1_8906120497_L600.jpg
سردار وحیدی وزیر دفاع

8_8906120497_L600.jpg
سردار نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین

12_8906120497_L600.jpg
سردار احمدی مقدم فرمانده کل نیروی انتظامی
7_8906120497_L600.jpg
سردار باقرزاده رئیس بنیاد حفظ آثار

15_8906120497_L600.jpg
امیر سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش

10_8906120497_L600.jpg
امیر میقانی فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیا

غیبت مشایی درراهپیمایی روز قدس+عکس


به گزارش خبرنگار سیاسی آتی نیوز، اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور امسال نیز مانند سال گذشته در راهپیمایی روز قدس در کنار احمدی نژاد دیده نشد و تا لحظه انتشار این خبر هنوز تصویری از حضور وی در این راهپیمایی منتشر نشده است.

رئیس دفتر احمدی‌نژاد 2 سال پیش در سخنان عجیبی ایران را دوست ملت اسرائیل خواند که موجبات تنش هایی در کشور شد.

عکس هایی از حضور بدون مشایی، احمدی نژاد در راهپیمایی روز قدس امسال:














عکس هایی از حضور بدون مشایی، احمدی نژاد در راهپیمایی روز قدس سال گذشته:




عکس/ بازگشت رئیس جمهور به کاپشن احمدی‌نژادی


رئیس جمهور صبح امروز با عبدالحسین بن علی میرزا وزیر نفت و گاز بحرین دیدار و گفتگو کرد.

۵ عادت بد نوعکاسان


حذف سریع عکس ها از دوربین. توصیه می شود هیچ کدام از عکس هایتان را از دوربین تان حذف نکنید مگر اینکه حافظه دوربین تان فاسد شود یا پر شود و یا احتمال می دهید بعضی از موقعیت های ناب عکاسی را از دست می دهید. کارت حافظه ارزان هستند. حجم های بالایی از آنها می توانند عکس های تان را ماندگار کنند.
عکاسی یک سرگرمی مهیج و شاد و برای خیلی از ما یک شغل محسوب می شود. کسی که تنها به آن به دید یک سرگرمی نگاه می کند تصور می کند که باید برای آن هزینه زیادی پرداخت و در کلاس های مخصوص ثبت نام کرد. درست است که اسباب و ابزار این سرگرمی بعضی اوقات گران است اما وقتی اطلاعات کافی نباشد شما فقط شاهد سرازیر شدن محصولات صنایع عکاسی به بازار خواهد بود، این بدان معنی است که شما به یک مصرف کننده تبدیل می شوید بدون آنکه سطح اطلاعات تان ارتقا یافته باشد. در این پست قصد دارم شما را با ۵ عادت بد نوعکاسان آشنا سازم تا با پرهیز از این عادات عکاسی را به دید یک علاقه و عشق نگاه کنید.

عکاسی فرمت RAW به این معنی است که ما نیازی به نوردهی بی نقص و کامل نداریم. فرمت RAW ما را به یک عکاس تنبل و شلخته تبدیل نمی کند، ما خود باید تنظیمات دوربین را به دست گیریم و در شرایط مختلف، نوردهی را تجربه کنیم. به این ترتیب ما عکاسی را با هدف و نیت مان همساز خواهیم کرد. نه آنکه با اتکا به این فرمت عکسی ضعیف بگیریم و محتاج ویرایش های بسیار با نرم افزارهای خاص این رشته باشیم.

نه ، گرفتن عکس نیازمند آن است که چگونه تراز سفیدی را سفارشی کنیم. درست است که باید ما کاملا تمام تنظیمات مربوط به عکاسی را بیاموزیم اما این بدان معنا نیست که با استفاده از فرمت RAW از خیلی از این تدارکات خلاص می شویم و اشتباهی در عکاسی نخواهیم داشت. شما بایستی خیلی از موقعیت ها را خودتان خلق کنید، خیلی از قابلیت ها و توانایی ها را باید خودتان تجربه کنید و فراموش نکنید که دستگاهی که در دستان شماست فقط یک دوربین است نه مغز متفکر!

عکاسی بیش از حد دیجیتال بودن به این معناست که خیلی از قاب ها اساسا رایگان است. نه حلقه فیلمی هدر می شود و نه پول چاپی هزینه می شود. تنها می توانی بی نهایت عکس رایگان بگیری، این درست است؟ نه ابدا درست نیست. این طرز فکر درست نیست. اگر شما فکر می کنید که تا بی نهایت می توانید عکس بگیرید یعنی عکاسی هستید که بدون فکر و با شلختگی قاب بندی می کند و ترکیب بندی عکس هایش را بی توجه انجام می دهد. در صورتی که شما با خلق موقعیت های ویژه با کار و فکر متناسب می توانید عملیات ویرایش عکس تان را محدود کنید و فقط به نگهبان گنجینه ای بدل نشوید که نمی داند چطور از گنج خود استفاده کند. کار را با انگیزه و هدف و علاقه خود به عکاسی شروع کنید. ببینید دوست دارید با این عکس چه چیزی را به بیننده بگویید. سپس مکان و زمان عکاسی، نوردهی و دیگر تنظیمات را انجام دهید. به شما می گویم کمتر از یک ثانیه فکر کردن درباره عکسی که می گیرید باعث خواهد شد عکس تان آن چیزی باشد که دلخواه شماست.

حذف سریع عکس ها از دوربین. توصیه می شود هیچ کدام از عکس هایتان را از دوربین تان حذف نکنید مگر اینکه حافظه دوربین تان فاسد شود یا پر شود و یا احتمال می دهید بعضی از موقعیت های ناب عکاسی را از دست می دهید. کارت حافظه ارزان هستند. حجم های بالایی از آنها می توانند عکس های تان را ماندگار کنند.

مقصر دانستن لوازم و اسبابی که استفاده می کنید. عکاسی یک سرگرمی جالب است. خیلی از نوعکاسان می پندارند بایستی از بعضی هزینه های خود چشم بپوشند تا بتوانند با خرید دوربین های گرانقیمت یا تجهیزات مشابه به عکاسی قدر تبدیل شوند و عکس های خوبی بگیرند. خیلی از عکس های جذاب با “دوربین های بگیر و بنداز” گرفته شده اند. دوربین یک ابزار ساده است. شما باید طرز بهینه استفاده کردن از آن را بیاموزید.

پرهیز کردن از این ۵ عادت است که باعث می شود شما عکاسی را یک سرگرمی برای تمام عمرتان انتخاب کنید و به داشتن اش عشق بورزید. اگر یکی از این موارد در شما وجود دارد از هم اکنون با عکاسی خداحافظی کنید.

کنایه سحرگاهی فرزاد جمشیدی به فردوسی‌پور


"متاسفم که در این کشور برای فوتبال وقت داریم اما برای علامه امینی وقت نداریم."
به گزارش خبرنگار ورزشی شبکه خبری آتی نیوز، فرزاد جمشیدی در سحرگاه چهارشنبه زمانی که دقایقی به اذان صبح باقی مانده بود و مسئولان پخش می‌خواستند دعای سحر را پخش کنند به شدت از توجه افراطی رسانه‌ها بویژه رسانه ملی به فوتبال انتقاد کرد.

جمشیدی که در این برنامه با بیان شیوایش از فضائل علامه امینی سخن می‌گفت زمانی که به او اطلاع دادند، دیگر وقتی برای ارئه سخنانش در خصوص این عالم بزرگ ندارد و باید دعای سحر پخش شود، برآشفت و بر روی آنتن گفت: "متاسفم که در این کشور برای فوتبال وقت داریم اما برای علامه امینی وقت نداریم."

ظاهرا کنایه جمشیدی به برنامه 90 بود که در اکثر اوقات وقت اضافی در اختیار عادل فردوسی پور و برنامه‌اش قرار می‌گیرد. البته هفته گذشته که این اتفاق رخ نداد فردوسی‌پور روی آنتن قهر و از مسئولان صدا و سیما به شدت انتقاد کرد.

آخرین عکس از کرباسچی


غلامحسین کرباسچی مشاور کروبی در انتخابات دوره گذشته ریاست جمهوری، در مجلس ختم برادر کمال خرازی وزیر اسبق امور خارجه شرکت کرد.

مقایسه حقوق یک کارگر با یک فوتبالیست


مدتی است که هرگاه در محافل ورزشی سخن از فوتبال می شود برخی سخن از صنعت می زنند ومعتقدند صنعت! فوتبال در مملکت ما به سوی حرفه ای شدن گام بر می دارد و نمونه بارز آن را هم برگزاری رقابت های لیگ برتر اعلام می کنند.

امروز می خواهم کمی به این صنعت حرفه ای نگاه دقیقتری بیندازیم وببینیم خروجی و مزایای آن در کشور ما چه بوده و هست؟

به گزارش خبرنگار بانکی دات آی آر هرساله رقابت های تحت عنوان لیگ برتر فوتبال در کشور ما برگزار می شود که طی سالهای اخیر 18 تیم درآن حضور دارند بنا به گفته کار شناسان تنها تیم خصوصی حاضر در لیگ تیم استیل آذین است که از محل پول های شخص آقای هدایتی که میزان و منبعش بر ما مشخص نیست اداره می شود .باقی تیم های لیگ با واسطه و یا بی واسطه از محل بیت المال هزینه های خود را تامین می کنند و درآمد هم........خب طبیعی است که ندارند.

بنابر این به عبارت ساده بیشتر تیم های لیگ برتر جیره خوار مردم اند. اما اینجا یک سوال اساسی مطرح می شود وآن اینست که این صنعت حرفه ای چه چیزی به مردم هدیه می دهدو بازده وخروجی آن چیست؟

برخی ورزش,تندرستی و سرگرمی های مناسب برای جوانان را مهمترین سود آن می دانند.لیگ حرفه ای غیراز بازیکنان لیگ به هیچ شکلی به تشویق جوانان به ورزش وعمومیت بخشیدن به ورزش نمی پردازد مگر برای کسانی که آرزوی ثروت و شهرت را در خود می پرورانند .از سوی دیگر جو ورزشگاه ها طی سالهای اخیر به نحوی آلوده شده که به هیچ عنوان رفتن به ورزشگاه ها سرگرمی سالم و مناسبی برای جوانان نیست و از سوی کسی تشویق نمی شود.

موضوع اصلی که مطرح می شود آنست که این مبالغ هنگفتی که نصیب عده محدودی از بازیکنان و مربیان می شود تا خرج اتومبیل های لوکس,ویلاها و منازل گرانقیمت کنند .در حالی که بسیاری از جوانان هم سن ایشان از کمترین امکانات تحصیلی و شغلی محرومند برای چه منظوری هزینه می شود.

در آمد سالانه یک کارگر ساده با پایه حقوق 600 هزار تومان 7میلیون و 200 هزار تومان خواهد بود این در حالی است که درآمد سالانه برخی ازبازیکنان لیگ از 400 میلیون هم بالاتر می شود.

داود که یک کارمند بازنشسته است می گوید: پس از 30 سال خدمت صادقانه در وزارت راه حقوق بازنشستگی ای معادل 347 هزار تومان از تامین اجتماعی دریافت می کنم و این درآمد مخارج ماهانه من و خانواده 4 نفره ما را تامین میکند یعنی باید بکند!

وی می افزاید: من توقع زیادی ندارم, هر کس به اندازه زحمتی که می کشدو صد البته مهارتها و تحصیلاتش حقوق می گیرد اما بر این باورم که برخی حقوق های بیش از اندازه که از محل بیت المال به برخی می دهند درست نیست. البته این فقط شامل فوتبالیست ها نمی شود خیلی ها هستند که بیش از حقشان حقوق می گیرند اما این فوتبالیست ها دیگر رقم حقوقشان نجومی است.

آیا مهمترین کاربرد این لیگ این نبوده که با دستان خودمان ستاره های پوشالی ای را ایجاد کنیم و برای جوانانمان بت های کاغذی بسازیم که رفتار بعضی شان حتی مورد قبول اعضای خانواده شان هم نیست. آنوقت تصاویر و پوستر هاشان زینت بخش اتاق جوانانمان شده است.در حالی که این مبالغ می توانست صرف امور بسیار مهمتری شود.

تلاش برخی مسئولان برای منطقی کردن ارقام مبادله شده در لیگ فوتبال ستودنی است اما تا زمانی که دلالان و جیره خوارانی که بی زحمت طی سالهای اخیر درآمد کسب کرده اند بر این سفره سایه افکنده هر گونه تلاش بی مطالعه و برنامه ریزی تنها این افراد را در انجام فعالیت های خود وقیح تر خواهد کرد.

حق طلاق زنان در برابر حق ازدواج مجدد مردان


با وجود گذشتن سه سال از وارد شدن این لایحه به مجلس و با تمام اظهارنظرهای مختلف موافقان و مخالفان، کمتر مقام دولتی ای درباره این لایحه حرف زده است.

هرچند لایحه حمایت از خانواده را دولت از قوه قضاییه گرفته و با اضافه کردن مواد جنجالی به آن، به مجلس ارائه کرده است، اما با وجود گذشتن سه سال از وارد شدن این لایحه به مجلس و با تمام اظهارنظرهای مختلف موافقان و مخالفان، کمتر مقام دولتی ای درباره این لایحه حرف زده است؛ یا شاید بهتر است بگوییم که حرف زده است اما کمتر مقام دولتی ای در طول این سال بوده که با مواد جنجالی آن مخالفت کرده باشد. اما حالا و در شرایطی که دو هفته از آمدن این لایحه به صحن علنی مجلس می گذرد و مواد 22، 23 و 25 آن که این روزها محل اختلاف بسیاری است، دوباره و برای بررسی بیشتر به کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس برگردانده شده، بالاخره یکی از معاونان رئیس جمهور در گفت و گویی با ایسنا، نظرات خود را در مورد این مواد اعلام کرده است.

فاطمه بداغی، معاون حقوقی رییس جمهوری با بیان این که کمیسیون قضایی مجلس تلاش کرده است، مواردی که مرد را مجاز به ازدواج‌ مجدد می‌کند را در ماده «23» لایحه بگنجاند، گفت: «احراز این شروط طبیعتا بر عهده دادگاه است.»

بداغی با تاکید بر ضرورت بررسی دقیق شروط از سوی دادگاه، اظهار کرد: « به عنوان مثال در مورد شرط رضایت همسر، دادگاه باید موظف به بررسی دقیق احراز این شرط باشد، به گونه‌ای که اطمینان حاصل کند که رضایت همسر ناشی از تهدید و ارعاب نبوده است.»

بداغی افزود: « ماده «23» نیاز به ضمانت اجرایی دقیقی دارد که به این منظور پیش‌بینی مجازات کیفری و یا مدنی می‌تواند، مطرح باشد و اگر مردی بدون اجازه دادگاه اقدام به ازدواج مجدد کرد، ضمانت اجرا داشته باشد.»

معاون حقوقی رییس جمهوری اضافه کرد: «از سوی دیگر باید در این لایحه سرنوشت مردی که به صورت غیرقانونی اقدام به ازدواج‌ مجدد کرده است، نیز مشخص شود.»

اما نکته جدیدی که بداغی به آن اشاره کرده و در نوع خود جالب به نظر می رسد، پیشنهاد دادن حق طلاق به زنان در برابر اجازه به مردان برای ازدواج مجدد است.

او گفته است که « پیشنهاد مطلوب این است که اگر مردی با تعدد زوجات بدون احراز شرایط ماده «23» قصد آزار و اذیت زن اول را داشته باشد، در مقابل زن اول نیز حق طلاق داشته باشد.»

بداغی با اشاره به این که دادن حق طلاق به زن اول، حداقل ضمانت اجرایی ماده 23 است، تاکید کرد: « پیشنهادهای دیگری از جمله پرداخت حقوق مالی همسر اول نیز وجود دارد.»

او با بیان این که قرار است، این ماده لایحه حمایت از خانواده‌ جایگزین ماده «16» و «17» قانون حمایت خانواده‌ فعلی شود، خاطر نشان کرد: « این ماده تقریبا ماده «16» را پوشش داده است، اما خلا ماده «17» همچنان وجود دارد.»

معاون حقوقی رییس جمهوری در ادامه با اشاره به این که پیش از این ضمانت اجرای کیفری ماده 17 قانون حمایت خانواده‌ از سوی شورای نگهبان مغایر شرع شناخته شده بود، عنوان کرد:«اصل این ماده که در آن ضرورت احراز عدالت و تمکن مالی مرد ذکر شده است، کماکان در قانون فعلی وجود دارد، در حالی که جای خالی این دو شرط در ماده «23» لایحه پیداست.»

او تصریح کرد: « بر این اساس معتقدم جمع آن چه از سوی کمیسیون قضایی مطرح شده است، همراه با اصل ماده «23» در لایحه دولت، می‌تواند حقوق زنان را تامین کند.»

لایحه حمایت از خانواده را باید یکی پرسروصداترین لایحه‌هایی دانست که درسال‌های اخیر به مجلس وارد شده و البته بعد از تمام حرف و حدیث‌ها هنوز از آن خارج نشده است. لایحه‌ای که حدود سه سال از تنظیمش از سوی قوه‌قضائیه می‌گذرد ولی به خاطر تغییراتی که دولت محمود احمدی‌نژاد در آن داد، هم‌چنان حرف و حدیث‌ها در مورد آن باقی است. دولت نهم مواد ۲۳ و ۲۵ را به این لایحه اضافه کرد که بر طبق آن‌ها به ترتیب شرط رضایت زن اول مردان برای ازدواج مجدد حذف و برای مهریه‌های سنگین مالیات در نظر گرفته می‌شد. اضافه کردن همین دوماده به لایحه کافی بود تا موج اعتراضی از سوی فعالان حقوق زنان و حقوقدانان به راه بیفتد و تعداد زیادی از آن‌ها را برای صحبت با نمایندگان موافق این مواد روانه مجلس کند. وجود همین مخالفتها در بیرون و داخل مجلس باعث شده که هنوز تکلیف این مواد این لایحه معلوم نباشد و نمایندگان ترجیح دهند دوباره آنها به کمیسیون قضایی مجلس برگردانند.