درگیری در پارتی شبانه سفارت اتریش با حضور زنان ایرانی در تهران!

اقدام مقامات سفارت اتریش در برگزاری کنسرت موسیقی و پارتی در این سفارتخانه، منجر به درگیری لفظی سفیر کشور اتریش با مامورین پلیس دیپلماتیک شد.

به گزارش خبرنگار سیاسی مشرق، اواخر هفته گذشته مقامات سفارت اتریش اقدام به برگزاری یک پارتی مختلط کردند که میهمانان ایرانی آن ضمن کشف حجاب به سرو مشروبات الکلی پرداختند.

در این پارتی مختلط که با کنسرت موسیقی نیز همراه شده بود، ۱۳۰ زن و مرد ایرانی و خارجی شرکت داشتند.

در حاشیه برگزاری این پارتی، پلیس دیپلماتیک از ورود ۶۰ نفر زن و مرد ایرانی که وضعیت متعادل و مناسبی نداشتند به داخل سفارت اتریش جلوگیری کرد اما آقای سفیر بلافاصله وارد عمل شد و از بین این افراد، بیش از ۱۰ زن ایرانی را به آغاز پارتی مذکور رساند.
سفیر اتریش علاوه بر دخالت در کار پلیس دیپلماتیک، به درگیری لفظی با ماموران حاضر در محل پرداخت.

عدم رضایت اکثر اعراب از رابطه جنسی خود با همسرانشان

 

۸۱درصد از اعراب از زندگی جنسی خود رضایت ندارند.
به گزارش سرویس بین الملل افکار، بنا بر تحقیقاتی که موسسه عربی سلامت جنسی در قاهره آن را منتشر نموده است، مسائل جنسی در بین بالاترین اولویت های زندگی اعراب قرار دارد.


مسائل جنسی در رتبه سوم اولویات مردان بعد از سلامتی و کار و آینده شغلی و رتبه پنجم اولویت‌های زندگی زنان عرب قرار دارد.


در همین حال ۹۸درصد از مردان و ۹۶درصد از زنان مسائل جنسی را از موارد مهم زندگی مشترک عنوان کرده و ۸۱ درصد از آن ها به عدم رضایت خود از ارتباط جنسی با همسرانشان اعتراف کرده اند.


این تحقیقات بین ۵۰ هزار مرد و زن از مردم هفت کشورعربی مصر، عربستان، امارات، لبنان، الجزایر، مغرب و آفرقای جنوبی صورت گرفته است.


نتایج این تحقیقات بنا بر‌ آنچه روزنامه مصری الیوم منتشر نموده است نشان می‌دهد ۴۰درصد از مردان و ۶۲درصد از زنان در کشور امارات از زندگی جنسی خود رضایت دارند و این نسبت در کشور کویت ۴۶ درصد در مردان و ۴۹درصد در زنان است.


گفتنی است این تحقیق آماری و علمی اول نمونه از نوع خود در خاور‌میانه است که به موضوع روابط جنسی همسران در خانواده مربوط است.


مطالعات اخیر نشان می‌دهد عدم رضایت از رابطه جنسی در میان زنان و مردان منحصر به سنین بالا نمی‌شود و جوانان نیز در این مورد با آن ها شریک هستند.


در این تحقیق علمی آماری زنان و مردان به سه گروه کمتر از سی سال، سی الی پنجاه سال و بالای پنجاه سال تقسیم شده اند. از این بین زنان کمتر از سی سال کمترین رضایت را از ارتباط جنسی با همسران خود دارند. از سوی دیگر مردان بین سی الی پنجاه سال در مردان این حس را دارند.


نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد بین رضایت از روابط جنسی همسران با اعتماد به نفس فصل مشترک وجود دارد و هر چه رضایت از این مسئله بین همسران بیشتر باشد رضایت در دیگر اولویت های زندگی نیز بالا می‌رود.

داستان زندگی پیر امیدیار مالک ایرانی سایت eBay

همیشه یکی از بهترین راه های کسب موفقیت نگاه به تاریخچه شرکت های موفق و آشنا شدن با نحوه برخورد این گونه شرکتها با مسایل و مشکلات جاری است. هر چند در عرصه کسب و کار الکترونیکی که شرکت ها در عرض چند هفته به بالاترین موفقیت ها دست می یابند ودر اوج موفقیت، ناباورانه از بین می روند، خلاقیت و نوآوری حرف اول را می زند، اما الگوگیری از رویکرد کارآفرینانه کسب و کارهای موفق نقش مهمی در کسب موفقیت ایفا می کند.

در ادامه این مطلب متنی به نقل از روزنامه ایران آورده شده است که به تاریخچه سایت eBay اختصاص دارد و مطالعه آن خالی از لطف نخواهد بود.

در دورانى که دیگر کمتر از معجزه اقتصاد نوین یاد مى شود، یک ایرانى مقیم آمریکا باعث شده تا هنوز هم اعتبار دست اندرکاران اقتصاد نوین و آینده آن حفظ شود. طى دهه نود چنان اقتصاد نوین همه کس و همه چیز را متوجه خود ساخت که همگان باور کردند به زودى ساختارهاى سنتى اقتصاد و صنعت تحت تأثیر آن بسیار کمرنگ و کم رونق خواهند شد.

رشد سرسام آور اینترنت و شرکت هاى نوپاى اینترنتى حتى نوعى فرهنگ جدید را در بین مدیران و فعالان اقتصادى ایجاد کرد. این فرهنگ از پوشش و لباس گرفته تا نحوه حرف زدن و فکر کردن را تحت تأثیر خود قرار مى داد.

به عنوان مثال در بسیارى از شرکت هاى نوین و نوپا لباس رسمى از کت و شلوار و کراوات به یک تى شرت و شلوار ساده بدل شد. مدیران شرکت هاى اینترنتى که یک شبه ثروتمند شده بودند، معتقد بودند بین فضاى سنتى خانه و محیط شرکت نباید مرزى گذاشت و لباس خانه و محل کار باید تا حد ممکن نزدیک به هم باشد تا بدین ترتیب مرز میان کار و «بقیه زندگى» از میان رفته و مرز هاى کار و اداره از میان بروند.

در دوران ریاست جمهورى بیل کلینتون رشد بسیار بالا و بى سابقه بورس این تحول را مضاعف کرد. اما اکنون خبر چندانى از آن سرو صداها و جار و جنجال هاى خیره کننده نیست. بااین حال پى یرامیدیار بیش از هر کس دیگرى باعث مى شود تا تصور گذشت از اقتصاد نوین حفظ شود. این مرد ایرانى الاصل با بنیان نهادن سایت حراج اینترنتى Ebay به یکى از سردمداران اقتصاد نوین بدل شده است.

قصه از کجا شروع شد

همانند بسیارى از داستان هاى موفقیت آمیز در رشته اینترنت داستان سایت Ebay هم در یک اتاق نشیمن آغاز شد. پیرامیدیار که تخصص وى در زمینه برنامه سازى رایانه اى است در اوقات فراغت خویش و در اتاق نشیمن خانه اش چند سایت اینترنتى را تحت یک مجموعه واحد و با آدرس www.ebay.com گرد آورده و اداره مى کرد. یک بار وقتى که تعطیلات آخر هفته اش طولانى شد تصمیم گرفت جایى را براى برگزارى حراج در اینترنت شکل دهد. وى این کار را انجام داد و حاصل کارش را «حراج شبکه» نامید. براى آن که کارایى سایت خود را امتحان کند یک دستگاه سوراخ کن لیزرى را که ایراد فنى هم داشت به حراج گذاشت دو هفته بعد این دستگاه به قیمت ۱۴ دلار حراج شد. بدین ترتیب اولین کالا در این سایت حراج شد و رسماً سایت مذکور آغاز به کار کرد. این اتفاق در سال ۱۹۹۵ روى داد و از آن به بعد چنان رشدى در Ebay پدید آمد که وضعیت فعلى آن با شرایط سال ۱۹۹۵ اصلاً قابل مقایسه نیست. سایت مذکور پس از شکل گیرى در سال ۱۹۹۵ تا مدتى با همان نام «حراج شبکه» فعالیت مى کرد. پس از مدتى امیدیار نامش را تغییر داد و آن را Ebay نامید. ایده تشکیل این سایت به گفته خود امید یار خیلى ساده و البته ایده آلیستى بود: «از طریق اینترنت مى توان بازارى کامل و جامع ایجاد کرد که در آن وضعیت عرضه و تقاضا براى همگان شفاف و روشن باشد.» اخیراً مصاحبه اى از امیدیار چاپ شده که وى طى آن با یادآورى آن دوران مى گوید: «مى خواستم چیزى متفاوت انجام داده باشم تا هر فرد خود به تنهایى بتواند هم تولید کننده و هم مصرف کننده باشد.» به تازگى هم یک نویسنده آمریکایى به نام آدام کوهن کتابى را با نام یى بى (Ebayمن) منتشر ساخت که در آن به رموز موفقیت امیدیار و سایتش پرداخته است. به اعتقاد کوهن، امیدیار خیلى زود دریافت که ایده ساده اش یعنى همان چیزى که چند سطر بالاتر از آن یاد کردیم مى تواند بسیار موفقیت آمیز باشد و ثروت کلانى را نصیب وى سازد. او ابتدا کارش را براى تفریح و سپرى کردن اوقات فراغت انجام مى داد اما همین سرگرمى بدل به شرکتى با رشد فوق العاده بالا شد. دو سال بعد از آن که اولین حراج در سال ۱۹۹۵ صورت گرفت شرکت به حدى رشد کرده بود که روزانه بیش از یک میلیون نفر از سایت Ebay بازدید مى کردند.

بزرگ ترین فروشگاه دنیا

رشد این شرکت اینترنتى و سایت آن به حدى بالا است که امروز دیگر هیچ فروشگاهى را چه در میان سایت هاى حراج اینترنتى و چه در میان لیست بزرگترین فروشگاه ها و سوپر مارکت هاى جهان نمى توان با آن مقایسه کرد. هیچ فروشگاهى را نمى توان در دنیا پیدا کرد که میزان خرید و فروش کالا در آن به اندازه این سایت اینترنتى باشد. امروز به طور متوسط روزانه ۱۲ میلیون عدد کالا در سایت Ebay به فروش مى رود. تعداد مشتریان ثبت شده Ebay هم ۱۴۴ میلیون نفر است. به عبارت دیگر ۱۴۴ میلیون نفر از مردم کره زمین مشتریان رسمى و دائم آن محسوب مى شوند. یکى از بهترین سال هاى امیدیار و سایتش سال ۱۹۹۷ بود که در آن سال بالاترین رشد این فروشگاه اینترنتى به دست آمد. در آن سال همچنین اولین مدیران شرکت منصوب شدند. امیدیار در همین سال هم تصمیم گرفت که براى تداوم رشد شرکتش مدیران با تجربه را وارد Ebay کرده و خود نقش مشاور و «رئیس در سایه» را برعهده گیرد. او در تأسیس شرکت یک شریک زیرک هم داشت: جف اسکول. اسکول نیز این دیدگاه امیدیار را قبول داشت که اگر چه ایده وى بسیار خوب بوده اما آنها خود به تنهایى نمى توانند در اقتصاد پر رقابت امروز هر کارى را انجام دهند. این دو مدیرى را به ریاست شرکت خویش برگزیدند که هنوز هم ریاست Ebay را برعهده دارد. وى که مگ ویتمن نام دارد اندکى پس از آغاز ریاست خود، توانست در سال ۱۹۹۸ Ebay را با موفقیت وارد بورس سازد. حضور موفق Ebay در بورس ثروت بنیانگذار آن یعنى امیدیار را چند برابر کرد. در آن زمان دیگر ایده ساده مرد جوان موجب پدید آمدن بزرگ ترین فروشگاه و مرکز حراج دنیا شده بود. آدام کوهن که براى نوشتن کتاب خود اجازه یافته بود تمامى سوراخ ها و گوشه هاى نادیده شرکت را مورد بررسى قرار دهد، در کتاب خودمصاحبه هاى متعددى با امیدیار و تعداد زیادى از پرسنل شرکت انجام داده و حتى نظرات سرمایه گذاران را هم جویا شده است. وى در پایان تمامى این اقدامات نتیجه مى گیرد که در میان شرکت هاى بزرگ دنیا، نهاد اداره کننده سایت Ebay یکى از کم تنش ترین هاى آنهاست. او یکى از دلایل این امر را نوع نگاه و رفتار مدیریتى امیدیار مى داند. وى خود نیز طى مدت تحقیقات خویش به یکى از شیفتگان و طرفداران سرسخت امیدیار و سایت وى بدل شده است. لذا تقریباً تمام کتابش که بیش از ۳۰۰ صفحه است صرف تعریف و تمجید از مرد جوان شده است.

مشابهت با بیل گیتس

بسیارى معتقدند آن کارى که امیدیار انجام مى دهد نمونه مشابهى است با عملکرد غول نرم افزارسازى دنیا یعنى بیل گیتس و شرکت وى- مایکروسافت. هر دوى اینها در عالم رایانه سیر مى کنند و هر دو نیز انحصارگرند. گیتس در رشته نرم افزارسازى قدرت بلامنازع دنیاست و او از این جایگاه نیز به هر وسیله اى که شده دفاع مى کند- ولو با شیوه هاى نه چندان اخلاقى. مخالفان سایت Ebay و شخص امیدیار هم مى گویند همه چیز آن پول و مسائل مادى است و آنقدر بر این امر اصرار مى شود که حتى حاضرند برخى موضوعات و پیش شرط هاى لازم را نادیده بگیرند. در حال حاضر مى توان گفت Ebay تنها سایت جدى حراج در اینترنت است و سایرین در مقابل آن به هیچ وجه مجالى براى فعالیت ندارند. امیدیار در مقابل این مخالفان بارها کوشیده با یک عبارت خاص و کلى جواب بدهد: «انسان اساساً موجود خوبى است. اگر به او فرصت خوب عمل کردن داده شود عموماً رفتارش نیز خوب خواهد بود.» در بسیارى از صفحات اینترنتى مرتبط با Ebay وى همین عبارت را هم به صورت یک پند اخلاقى در گوشه اى از صفحه آورده است.

زندگى خصوصى

امیدیار به رغم مشابهت در رفتار به بیل گیتس برخى ویژگى هاى جالب دارد. غالباً لباس ساده به تن دارد و در اغلب عکس هایى که از وى به چاپ مى رسد کراوات و کت و شلوار نپوشیده است. پیراهن معمولى و کاپشن چرمى ظاهراً لباس هاى محبوبش هستند- درست مثل مدیران اقتصاد نوین.

در سایت اینترنتى شخصى خویش که در آن با مخاطبان و علاقه مندان پیغام رد و بدل مى کند، خودش را چنین معرفى کرده است: «من بیشتر عمرم فردى طرفدار تکنولوژى بوده ام. اگر چه شهرتم به واسطه ابداع Ebay است. اما سعى ام بر آن است که دنیا را به مکانى بهتر بدل کنم.»

امیدیار در حال حاضر ثروتمندترین ایرانى است و در لیست ثروتمندترین ساکنان آمریکا هم مکان بیست و هفتم را به خود اختصاص داده است. البته به رغم بحث ایرانى بودن وى، تنها یکى از والدینش ایرانى است و خودش هم در پاریس به دنیا آمده.

در سال ۱۹۶۷ یعنى زمانى که خانواده اش در پاریس زندگى مى کردند، به دنیا آمد. پس از آن پدرش براى تحصیل در رشته فیزیک عازم مریلند آمریکا شد تا در دانشگاه جان هاپکینز رشته محبوبش را دنبال کند.

پى یر امیدیار که به همراه پدر و مادرش به آمریکا رفته بود طى دوران دبیرستان عاشق رایانه شد. بالاخره هم توانست در سال ۱۹۸۸ در رشته رایانه از دانشگاه «تافتس» فارغ التحصیل شود. پس از فارغ التحصیلى در شرکت اپل (Apple)- سازنده رایانه- مشغول به کار شد. طى همین دوران با خانمى به نام پاملا آشنا شد و مدتى بعد هم با وى ازدواج کرد. جالب است بدانید که خانم پاملا نیز فامیل خود را به امیدیار تغییر داده است.

این زوج همانند بیل گیتس و همسرش اعلام کرده اند که قصد دارند طى سال هاى آینده بخش عمده ثروت خود را خرج کنند. آنها گفته اند که تابیست سال آینده به جز یک درصد از ثروتشان بقیه آن را خرج مى کنند.
امیدیار چندان علاقه اى به موضوعات سیاسى ندارد و معمولاً در مورد ایران نیز اظهار نظر چندانى نمى کند. او چند سال قبل بخشى از ثروت خود را در سایت گوگل که بزرگ ترین موتور جست و جوى دنیاست سرمایه گذارى کرد. چند ماه قبل ورود موفق گوگل به بورس باعث شد تا از این رهگذر نیز مبلغ کلان دیگرى نصیبش شده و باز هم بر ثروتش افزوده شود. مى گویند کسى تاکنون چهره او را بدون ریش ندیده است.



چرا حروف روی کیبورد به صورت الفبایی چیده نشدن ؟

بعضی چیزها اینقدر دیگه وارد زندگی ما شدن که ما دیگه به عجیب و غریب بودنشون عادت کردیم، در حالی که به این سادگی هم که ما فکر میکنیم نیست. مثلا به کپی و پست کردن فکر کنید، تو زندگی واقعی اصلا امکان اینکه مثلا موبایلتون رو هم تو کیفتون کپی کنید، هم تو جیبتون و هم رو میز کامپیوترتون امکان نداره و حتی شاید خنده دار به نظر بیاد ولی ببینید کپی، پست کردن چقدر واسه ما کاربرد داره در حالی که ما اونو یه عمل ساده میدونیم!

یکی دیگه از چیزهایی که بهش عادت کردیم بدون اینکه بدونیم چرا اینجوریه، ساختار چیده شدنه حروف روی کیبورده. تا حالا فکر کردین که چرا حروف روی دکمه های کیبورد به صورت الفباییشون نیستن و به قولی به صورت QWERTY هستن ؟

QWERTY Layout

این طرز قرار گیری حروف توسط فردی به اسم کریستوفر شولز (Christopher Sholes) ابداع شده. کریستوفر شولز که به عنوان پدر ماشین تحریر شناخته میشه، فردیه که اولین ماشین تایپ مدرن رو اختراع کرد. اولین ماشین تایپ بر اساس حروف الفبا ساخته شده بود و هنگامی که یه دکمه فشرده میشد، توسط یه میله ی آهنی به جوهر آغشته، اثری بر روی کاغذ ایجاد میشد. ولی اگر تایپیست با سرعت زیاد تایپ میکرد بعضی مواقع این میله های آهنی به هم گیر میکردن و باعث از کار افتادن دستگاه تایپ میشد. برای همین شولز برای اینکه بتونه از درگیر شدن این میله ها با هم جلوگیری کنه و در واقع بتونه تاخیری تو کار تایپیست برای پیدا کردن حروف ایجاد کنه، 6 سال وقت گذاشت تا بتونه بهینه ترین حالت چینش حروف رو برای جلوگیری از گیر کردن میله های رابط در سال 1878 پیدا کنه.

Sholes

سپس همین سیستم QWERTY وارد  کامپیوترهای معمولی شد، چون احتمالا هزینه ی آموزش مجدد تایپیست ها زیاد میشد و مردم عادی نیز به این چینش عادت کرده بودن.

البته QWERTY تنها سیستم موجود برای چینش کیبورد نیست. سیستم های دیگه ای نظیر Dvorak و Colemak هم وجود داره.

سیستم Dvorak در سال 1936 توسط فردی به همین اسم طراحی شد. هدف وی از طراحی افزایش سرعت تایپ با نزدیک هم آوردن حروفی بود که بیشترین کاربرد را توی زبان انگلیسی داشتن. به طوری که حدود 70 درصد متن تایپی توسط ردیف وسطی انجام میشه در نتیجه اتگشتان مسافت کمتری رو طی میکنن و این باعث افزایش سرعت تایپ میشه. اگه علاقه دارید که این سیستم تایپ رو امتحان کنید میتونید با رفتن به قسمت تنظیمات زبان و Layout، چینش Dvorak رو اضافه کنید و همچنین از این آموزش برای حرفه ای شدن استفاده کنید !

سیستم Colemak هم با مبنا قرار دادن سیستم QWERTY و تعویض تعدادی از حروف سعی در کارآمد تر کردن تایپ با افزایش حروف اصلی در خط وسط داشت. نحوه ی چینش این سیستم رو میتونید در اینجا ببینید.

ضمنا میدونستین بزرگترین کلمه ای که میشه تنها با استفاده از حروف یک ردیف کیبورد نوشت کلمه Type Writer یا همون ماشین تحریره

جدیدترین مصاحبه با سحر قریشی بازیگر سریال دلنوازان

 

سایت گروه مجلات همشهری: تاکید و بازتاکید که قصد مصاحبه شکستن کلیشه است. بازگو کردن اینکه به روان‌شناس مراجعه می‌کند و مشاوره می‌شود. برای دختری در سن و موقعیت اجتماعی او اتفاق ویژه‌ای است. گمان می‌رفت به راحتی نپذیرد. درست همان زمان که منتظر رد رویکرد مصاحبه بودم، تاییدش را گرفتم. با جسارت خاصی از دوره‌های خودشناسی‌ای که گذرانده بود گفت؛ از اینکه چندین سال است کتاب‌های «یونگ» را می‌خواند و فلسفه‌اش را قبول دارد. از مشاوره و سمینارهایی گفت که حضور در آن جلسه‌ها را ترک نمی‌کند. قرار ملاقات گذاشته شد و سحر قریشی به همراه اولین استاد کلاس‌های خودشناسی‌اش مهمان همشهری مثبت شدند.


بخش‌هایی از این گفتگو که در همشهری مثبت نیمه دوم مرداد ماه منتشر شده در ادامه می‌آید:

چه چیز باعث شد به سمت کلاس‌های خودشناسی سوق پیدا کنید؟


مشکلاتی بود که باید حل می‌شد و احساس کردم از طریق شناخت خود درونی و روان‌شناسی می‌توانم این مشکلات را حل کنم. دیگر به جایی رسیده بودم که باید زندگی‌ام هدفمند می‌شد. 


  چه سالی با این سبک کلاس‌ها و همایش‌ها آشنا شدید؟


درست سه سال پیش، سال 86 بود. 


  کمی بیشتر توضیح دهید. اولین حضور سر این کلاس‌ها پیشنهاد چه کسی بود؟


از طریق یکی از دوستانم با برگزاری این نوع کلاس‌ها و سمینارها آشنا شدم. همان دوستم بود که پیشنهاد کرد تا سر کلاس‌های خودشناسی حاضر شوم. 


  به دوستتان چه گفتید که چنین پیشنهادی به شما داد؟


مثلا او می‌دانست که من هر کاری را نیمه رها می‌کنم و خیلی صمیمانه گفت به کلاس‌های خودشناسی سر بزنم تا این اخلاقم را ترک کنم. 


  این خیلی مشکل حادی نیست که تصمیم شما را برای حضور در کلاس‌های خودشناسی جدی کند!


چرا مشکل حادی بود. اگر هدفی داشتم، یا در حد حرف دنبالش می‌کردم یا اگر جلو می رفتم خیلی زود نیمه رهایش می‌کردم. این به نظر شما مشکل نیست؟ به خیلی از هدف‌هایم نمی‌رسیدم چون از درون خود را نمی‌شناختم. 


  چه هدف‌هایی را نیمه رها می‌کردید. مثال بزنید؟


بازیگری یکی از آن هدف‌ها بود که پیش رفتم ولی نیمه رهایش کردم. بعضی استادان می‌گفتند خیلی حیف است وقتی استعدادم را نمی‌شناسم. رفتم تا استعدادهایم را لمس کنم. 


  و بعد از شرکت‌ در کلاس‌ها به هدفتان رسیدید؟


خودتان می‌بینید؛ چه ضعیف، چه قوی، به هر حال توانستم بدون هیچ پارتی‌ای خود را نشان دهم. تست دادم. قبول شدم و شد فیلم سینمایی «لج و لجبازی» و سریال «دلنوازان» و...

  در حال حاضر در مورد این هدفتان چه فکر می‌کنید؟


از اینکه به نتیجه رسیدم راضی‌ام. احتیاج به تجربه دارم. هنوز به خودم بازیگر نمی‌گویم. 


  چرا؟ شما که می‌گویید به نتیجه رسیدید.


بله اما هنوز خیلی مانده تا یک بازیگر خوب و حرفه‌ای شوم. 


  برگردیم به کلاس‌های خودشناسی. اولین جلسه کلاستان در کدام محله تهران برگزار شد؟


گیشا.


  استادتان چه کسی بود؟


حمیدرضا حصاری که امروز هم در این مصاحبه همراهی‌مان می‌کند. 


  یعنی شما سه سال است سر کلاس‌های حمیدرضا حصاری حاضر می‌شوید؟


بله، خیلی تجربیات خوبی دارند که می‌توانستم از آنها استفاده کنم. علمش را داشتند و در این‌باره تحقیق کرده بودند. به نفعم بود که از تحقیقاتشان استفاده کنم. 


  آقای حصاری! چند سال است تدریس می‌کنید؟


من قبل از اینکه مدرس باشم، محقق هستم.10 سال تحقیق کردم و پنج سال است آنچه را آموختم سر کلاس‌ها عنوان می‌کنم. 


  زمانی را که سحر سر کلاس‌های شما حاضر شد به خاطر دارید؟


بله، همان‌طور که خودشان گفتند سه سال پیش بود. 


  از روحیه او بگویید، در آن سال‌ها سحر چه اخلاقی داشت؟


حصاری: مشکلی نیست اگر بدون سانسور بگویم؟


قریشی: آمدیم که بدون سانسور حرف بزنیم،‌ مشکلی ندارم بگویید چه و که بودم. 


  لطفا ادامه دهید.


حصاری: دختری منفعل بود، غم داشت. استعدادهای زیادی در وجودش موج می‌زد ولی به آنها توجه نمی‌کرد. حتی گاهی از استعدادهایش خبر نداشت. گاهی هم خبر داشت و راه استفاده از استعدادها و بالفعل کردن آنها را بلد نبود.


قریشی: قبول دارم.


   بیشتر از روحیاتش بگویید.


حصاری: وقتی در بازی‌های روانی قرار می‌گرفت گریه می‌کرد. در صورتی که اگر بیرون از تئاتر درمانی او را می‌دیدید بیشتر خنده به لب داشت. سعی می‌کرد خود را شاد نشان دهد ولی از درون غم‌ها او را رها نمی‌کردند. غمدار بودنش را کامل می‌شد فهمید. البته باز هم تاکید می‌کنم آن‌قدر زرنگ بود که بیرون از موقعیت‌ها هرکه او را می‌دید احساس می‌کرد قریشی هیچ مشکلی ندارد. خود من هم چند ساعت جلسه اول کلاس همین نظر را داشتم.


قریشی: دوست داشتم همیشه بخندم. دلیلی نداشت دیگران بفهمند چه مشکلاتی دارم.


  از تئاتردرمانی بگویید. وقتی در موقعیت قرار می‌گرفت چه می‌کرد؟


حصاری: همان جلسه اول وقتی با همه افرادی که سر کلاس بودند صحبت کردم، از آنها خواستم اولین قدمشان صادق بودن با احساساتشان باشد، راحت بخندند و راحت گریه کنند، او گریه کرد.


  سحر! آن لحظه را به یاد دارید؟


بله، خیلی راحت زدم زیر گریه. جزو اولین کسانی بودم که راحت اشک ریختند.


پس از گریه آرام‌تر شدید؟


کاملا احساس راحتی می‌کردم.


  چند نفر در کلاس شرکت می‌کردند؟


قریشی: حدودا 20 نفر.


حصاری: 20 نفری که از اقشار و سنین مختلف بودند؛ از هنرمند گرفته تا روان‌شناس سر کلاس‌ها حضور داشتند.


  به راحتی با آنها ارتباط می‌گرفتید؟


قریشی: خیلی راحت؛ هم با خانم 45 ساله‌ای که همراهی‌مان می‌کرد دوست شدم و هم با دخترانی که همسن خودم بودند.


  سحر! گفتید پس از دوره‌ها برای زمان ارزش خاصی قائل می‌شدید. مگر قبلا این گونه نبودید؟


نه فقط من؛ بلکه خیلی از ما برای زمان ارزش قائل نیستیم و فرصت‌ها را از دست می‌دهیم. پس از شناخت خود و دنیای خودم برای زمان و عمرم ارزش قائل شدم. زمان خوابم کم شد. سحرخیز شدم و برای تمام لحظه‌هایم برنامه‌ریزی داشتم. 


  از برنامه‌ریزی‌هایتان بگویید.


از کوچک‌ترین مساله‌اش می‌گویم؛ با خود قرار می‌گذاشتم امروز حتما شش صفحه مطالعه کنم. به کلاس ورزشی‌ام برسم. فلان فیلم را ببینم و حتی فلان غذا را درست کنم. 


  و همان می‌شد؟


اغراق نمی‌کنم؛ همان می‌شد. از مطالعه و ورزش بگیرید تا پخت غذا. دیگر بی‌هدف نبودم. 


  صددرصد این تغییرات خیلی زود شروع نشد؟


با شما موافق هستم اما به هر حال تغییر صورت گرفت. 


  چقدر طول کشید به کلاس‌ها اعتماد کنید؛ حتما باید اعتمادی باشد تا تغییر صورت گیرد.


به موضوع خوبی اشاره کردید، من هم مثل خیلی‌ها اوایل می‌گفتم خب بروم و سر این کلاس‌ها بنشینم که چه شود؟ اما از آنجا که همیشه آدم ماجراجویی بودم با خود کلنجار رفتم تا سر کلاس‌ها حاضر شوم و از نزدیک با آنچه در این کلاس‌ها عنوان می‌شود آشنا شوم. 


  جواب سوالم را نگرفتم، چقدر طول کشید تا تغییری در خود احساس کنید؟


سه ماه.


امروز او را چگونه می‌بینید؟


مقتدر، صادق، جسور،‌ بدون ماسک و درکل یک آدم موفق با مشکلاتی کوچک که شاید همه ما داشته باشیم چون انسان هستیم. هیچ‌کس کمال مطلق نیست. 


  فکر می‌کنید چه چیزی باعث شد سحر تغییر کند؛ درس‌های شما؟!


همیشه به انسان فرصت داده می‌شود تا خود را بشناسد، شاید تحقیقات من و عنوان کردن آنها در یک جمع فرصتی بود که سحر از آنها استفاده کرد؛ خودش خواست. در غیر این صورت نه عرفا، نه مرتاض‌ها و نه کلاس‌های خودشناسی نمی‌توانستند به او کمک کنند. 


  و امروز سحر به اینجا رسیده؛ با تمام داشته‌ها و نداشته‌هایش. انتقاد شما از سحر امروز چیست؟


سحر گاهی قدر موقعیت‌هایی را که مثل پرنده شانس روی شانه‌اش می‌نشینند نمی‌داند. برای مثال همین فعالیت در حیطه بازیگری.


  با این توضیحات میانه شما با روان‌شناس‌ها خوب است و گویا واهمه‌ای ندارید از اینکه بگویید روان‌شناس دارید و مشاوره می‌شوید؟


چرا باید واهمه داشته باشم. وقتی بیمار می‌شویم به دکتر می‌رویم. قرص مصرف می‌کنیم و جسم خود را به حالت اولیه برمی‌گردانیم. حال وقتی از لحاظ روحی به مشکل برمی‌خوریم چرا نباید مشاوره شویم. تا دردهایمان را بشناسیم. اگر به دکتر مراجعه نکنیم نمی‌فهمیم که فلان بیماری را داریم. تازه شاید طی کشف یک بیماری، بیماری‌های دیگرمان هم شناسایی شوند. وقتی برای معده درد به دکتر مراجعه کردیم تازه متوجه می‌شویم باید سردرد و دندان دردمان را هم پیگیری کنیم. حالا وقتی پیش روان‌شناس می‌رویم، دردهای روحی خود را می‌شناسیم و کسی که علمش را دارد کمک می‌کند که مشکلاتمان را حل کنیم. من با افتخار می‌گویم روح و روانم آن‌قدر برایم مهم هست که به روان‌شناس مراجعه می‌کنم. همچنین خوشحالم که امروز از روح و روانم حرف زدم.


   هیچ‌وقت فکر نمی‌کنید که خودتان یک پا روان‌شناس شدید و دیگر احتیاجی به روان‌شناس و مشاوره ندارید؟


اصلا، کسی که علمش را دارد وقتی شما را از بیرون گود می‌بیند بهتر می‌تواند راهنمایی‌تان کند. شاید زمانی که خود در گود باشید به خاطر کلنجار رفتن با مشکلات به ذهنتان نرسد که آن لحظه باید چه کنید. شاید با تعجب تصمیم بگیرید و هزاران شاید دیگر. اما همیشه گفته‌اند مشورت با اهل دانا به نفعمان است نه ضررمان.

از سحری که ساختید راضی هستید؟


امروز از سحری که ساختم راضی‌ام اما باید بیشتر تلاش کنم.

ادامه این گفتگو را در همشهری مثبت نیمه دوم مرداد ماه بخوانید.

عکسهای مراسم ازدواج کبری گل دختر عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه

بعضی از ازدواج‌ها چنان سروصدا به پا می‌کنند که گاه اخبار سیاسی و ورزشی را هم تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. نشریه دانستنیهای گروه مجلات همشهری ا در شماره 10 خود و در بخش « فریم به فریم » ، گزارشی تصویری از این جشن منتشر کرده است . عموما چنین اخباری را در میان ستاره‌های هالیوود و بازیکنان بزرگ فوتبال سراغ داریم اما این‌بار ازدواج به سبک ترکی سبب شد حتی محافل سیاسی ترکیه هم درباره‌اش بحث و تبادل‌نظر کنند. در ازدواجی که روزنامه «حریت» چاپ ترکیه آن را پیوندی سیاسی خواند.

http://ebhamlink2.mihanblog.com ابهام لینک با عکسها و خبرهای داغ روزانه

سانسور در فارسی‌وان 99درصدی است/ بوسیدن را هم سانسور می‌کنیم

 

مدیر ارشد فارسی وان معتقد است «سانسور ما در شبکه فارسی وان در حدود شاید 99 درصدی است. شما هر شبکه دیگری را که از بیرون ایران پخش می‌شود دقت کنید، می‌بینید که خیلی افتضاح است و صحنه‌هایش خیلی بیشتر از سریال‌های شبکه فارسی وان است...»

به گزارش خبر آنلاین، حاجی کمیل، مدیر ارشد شبکه فارسی‌وان، در گفتگویی ضمن رد برخی مطالب در انتساب این شبکه به یک یهودی و صهیونیست، مطالب جالب و قابل تاملی را در دفاع از فارسی‌وان عنوان کرده است.

حاجی کمیل که چندی پیش به همراه هیاتی از فرهیختگان افغانی در تهران حضور داشته است، خود را مسلمانی معتقد و شبکه فارسی‌وان را نیز در جهت اعتقادات خود و روشنگری برای مردم می‌داند!

وی با انتقاد از قضاوت رسانه‌های ایرانی نسبت به فارسی‌وان گفت: ببنید قضاوت درباره محتوای سریال‌ها به مخاطبان بستگی دارد واینکه بیننده و مخاطب ما چه کسی است ودر چه سطحی قرار دارد. ما چرا جنبه پر لیوان یعنی جنبه‌های آموزشی این سریال‌ها را نظر نمی‌گیریم و چرا مدام درباره جنبه‌های منفی آن قضاوت می کنیم. اگر رابطه یک زن شوهردار با شخص دومی در این سریال‌ها نشان داده می شود عوارض آن هم نشان داده می‌شود. چرا از آن عوارض پند نمی‌گیریم و می‌خواهیم قضاوت منفی داشته باشیم.

حاجی‌کمیل اضافه کرد: قطعا این سوژه‌ها واین سریال‌ها چیزی نیست جز همان سوژه‌ها وسریال‌هایی که ممکن است با یک پوشش دیگر در صدا وسیمای ایران هم پخش شود. فرقش این است که سریال‌های فارسی وان در یک کشور و سرزمین دیگر تهیه می شود. دلیل اینکه ما سریال‌های کلمبیایی، مکزیکی و کره ای را انتخاب می کنیم براساس شناختی است که از جامعه مخاطبان خود و از شرایط فرهنگی کشورها داریم. کلمبیایی‌ها خیلی از لحاظ  قیافه و شکل و موضوعاتی که با آنها درگیرند شبیه ایرانی‌ها هستند.

مشاور ارشد و مدیرهماهنگی گروه رسانه‌ای موبی در پاسخ به تفاوت فرهنگی ایران و کلمبیا، گفت: کلمبیا فرهنگ مذهبی مانند ایران ندارد اما شما به این هم توجه کنید که سانسور ما درشبکه فارسی وان در حدود شاید 99 درصدی است. شما هر شبکه دیگری را که از بیرون ایران پخش می‌شود دقت کنید، می‌بینید که خیلی افتضاح است وصحنه‌هایش خیلی بیشتر از سریال‌های شبکه فارسی وان است.

حاجی کمیل افزود: ما حتی یک بوسیدن را ممنوع دانستیم و الفاظ و صحنه‌های رکیک را سانسور می‌کنیم. ما به این درک رسیدیم که بالاخره مخاطب ما خانواده است و قشر جوان است وما حتی خیلی از تبلیغات بازرگانی را که احساس می کنیم دیدنش مناسب خانواده‌ها نیست نپذیرفتیم. رسانه‌های جمهوری اسلامی در یکسال گذشته به گونه‌ای مطرح کرده‌اند که گویی فارسی وان قصد تهاجم فرهنگی دارد. نه، ما به هیچ وجه قصد هیچ گونه تهاجمی را نداریم و البته نگرانی‌های برحق ملت شریف ایران ومسئولان ایرانی را درک کردیم و به آن احترام می گذاریم. اینها برای ما آموزنده است و ما آماده هستیم واین روحیه انعطاف پذیری در بین ما وجود دارد که این نگرانی‌ها را برطرف کنیم.  

چگونه عکس یک مجله زیبایی، مبدل به عکس استانداردی برای تست برنامه

برای اینکه کارایی برنامه‌های مختلف ویرایش عکس و همچنین کارایی آنها در زمینه فشرده‌سازی عکس‌ها با هم مقایسه شود، باید از «عکس‌های استانداردی» برای تست استفاده شود. یعنی باید عکس‌های مناسبی پیدا کرد و به خورد این برنامه‌ها داد و بعد نتایج کار آنها را با هم مقایسه کرد.

اما هر عکسی را نمی‌توان به عنوان عکس استاندارد انتخاب کرد. عکس‌های استاندارد، باید ویژگی‌های خاصی داشته باشند. بافت، جزئیات، ترنزیشن‌های تند و حاشیه عکس استناندارد باید طوری باشد که الگوریتم‌های بازسازی عکس را به چالش بکشند تا بتوان واضح‌تر در مورد کارایی برنامه‌ها اظهار نظر کرد.

در یکی از روزهای جولای یا ژوئن سال ۱۹۷۳، الکساندر ساوچاک، یک استادیار دانشگاه در کالیفرنیای جنوبی که روی پردازش تصاویر و سیگنال‌ها کار می کرد، به همراه همکارانش مشغول کار بود.

او در آن روز در‌به‌در، دنبال عکس مناسب و متفاوتی بود تا به عنوان عکس استاندارد اسکن کند و مورد استفاده قرار بدهد.  او به دنبال عکسی از چهره انسان بود که ظاهر شیشه‌ای و یک طیف رنگ پویا داشته باشد.  تا اینکه یکی از همکاران با او یک مجله مد و زیبایی وارد شد و الکساندر ناگهان مجذوب یکی از عکس‌ها شد و متوجه شد که از همان عکس می‌تواند به عنوان عکس استاندارد استفاده کند.

«لنا سودربرگ»، هیچگاه تصورش را هم نمی کرد که عکسش به زودی مبدل به عکسی شود که بیش از هر عکس دیگری در تاریخ کامپیوتر برای تست برنامه‌های ویرایش عکس مورد استفاده قرار می‌گیرد، ولی این طور شد! حتی وی ملقب به بانوی نخست اینترنت هم شد!

اما واقعا چرا این عکس، اینقدر مورد استفاده قرار گرفت؟ آیا این امر، کاملا تصادفی بود؟

نه! این عکس حاوی آمیزه‌ متنوعی از جزئیات، نواحی یکنواخت و صاف، سایه‌بندی و بافت خاصی است که آن را مبدل به یک عکس خوب استاندارد می‌کند. به علاوه هر چه باشد، عکس جذابیت خاص خودش را هم دارد!

تصویری وهم‌آلود از سحابی

خبر ـ هابل این بار تصویری از یک سحابی کوچک ارسال کرده که تاجی درخشان،‌ شبح‌وار و هاله مانند بر سر دارد. منشا این هاله و ماهیت آن برای دانشمندان معما شده است و هیچ مدرک یا نشانه‌ای برای فهم آن در دست نیست

 تلسکوپ فضایی هابل این بار تصویری پر رمز و راز از یک سحابی کوچک ارسال نموده که IRAS 05437+2502 نامیده شده است. شاید بتوان گفت که این تصویر خیلی وهم‌آلود و شبح‌وار است. دلیل آن هم هاله بومرنگ مانندی است که این سحابی را احاطه کرده و ستاره‌شناسان هیچ اطلاعاتی در مورد آن ندارند.

البته این سحابی کوچک برای اولین بار در سال 1983 توسط ماهواره ستاره‌شناسی فروسرخ کشف شد و از آن زمان همچنان دانشمندان تلاش می‌کنند بفهمند این پدیده هاله مانند چیست.  بر اساس گزارشی که پاپ‌ساینس درباره این تصویر جدید هابل منتشر کرده، از آن جا که این سحابی چندان بزرگ نیست،‌ تصویر گرفته شده هم زمینه دید چندان وسیعی به ما نمی‌دهد که بتوان بررسی‌های بهتری روی آن انجام داد.

اثر هنری تازه هابل

در حقیقت تمام آن‌چه در حال حاضر در مورد این سحابی کوچک می‌دانیم این است که در منظومه تاروس قرار گرفته و هاله درخشان و رمزآلودی مانند یک کلاه روی سر آن را گرفته است. همین و بس!

یکی از فرضیه‌هایی که وجود دارد می‌گوید مدت‌های طولانی قبل از این،‌ یک ستاره پرجرم از این منطقه شتاب گرفته و این سحابی را با این هاله به جای گذاشته است. اما واقعیت این است که هیچ مدرک و شاهدی برای اثبات یا رد چنین فرضیه‌هایی در دست نیست.

عکس های آرام جعفری

 

عکس های آرام جعفری  - www.jalalpic.com

عکس های آرام جعفری

عکس های آرام جعفری  - www.jalalpic.com

آرام جعفری ,بازیگر, بازیگر زن, بازیگر سینما ,بازیگران زن

عکس های آرام جعفری  - www.jalalpic.com

جعفری ,سری جدید آرام جعفری ,سری جدید عکس آرام جعفری ,سینما

عکس های آرام جعفری  - www.jalalpic.com

عکس, عکس آرام جعفری ,عکس بازیگر, عکس بازیگر سینما

عکس های آرام جعفری  - www.jalalpic.com

عکس بازیگران زن ,عکس جدید ,عکس جدید آرام ,عکس جدید آرام جعفری , عکس های آرام جعفری

عکس های آرام جعفری  - www.jalalpic.com

عکس های بازیگران سینما, پوسترهای زیبا از آرام ,پوسترهای زیبا از آرام جعفری ,پوسترهای زیبا از جعفری