بشار اسد با کسب بیش از 10 میلیون رأی و 88 درصد آرا پیروز انتخابات ریاست جمهوری شد

به گزارش ادیان نیوز، بشار اسد در این انتخابات با بیش از ۱۰ میلیون رای به عنوان رئیس جمهوری انتخاب شد.

انتخابات سوریه در شرایطی برگزار شد که طی سه سال گذشته بسیاری از قدرت‌های منطقه و جهانی تلاش کردند تا با گسیل داشتن هزاران تروریست به آن کشور نظام سوریه را تغییر دهند.
بیش از ۹ هزار و ۶۰۰ حوزه رای‌گیری ساعت  ۷ صبح سه شنبه (۳ ژوئن، ۱۳ خرداد)  در بخش‌های تحت کنترل دولت در سوریه گشایش یافت و پس از تمدید ساعات رای گیری ، درساعت ۲۴ همان روز حوزه های انتخاباتی بسته شد.

بشار اسد رئیس جمهوری سوریه شد

این نخستین انتخابات ریاست جمهوری سوریه از زمان آغاز حکومت خانواده اسد در بیش از پنجاه سال پیش است که با شرکت بیش از یک نامزد و از طریق رای‌گیری برای برگزیدن یکی از نامزدها برگزار می‌شود.
در سال ٢٠١٢ قانون اساسی در سوریه تغییر کرد و براساس آن دیگر انتخابات با یک حزب و یک کاندیدا به صورت همه پرسی برگزار نمی شود. همچنین قانون اساسی دوره ریاست‌جمهوری را هفت سال تعیین کرده است که هر فرد تنها می تواند دو دوره متوالی به این سمت انتخاب شود.
بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، که برای سومین دوره نامزد شده است، با ماهر عبدالحافظ حجار، نماینده حلب در پارلمان، و نیز حسن عبدالله النوری، قانون گذار پارلمان از دمشق، در این انتخابات به رقابت پرداختند.

 در همین راستا، پارلمان سوریه اعلام کرد که بشار اسد با کسب بیش از ۱۰ میلیون رأی و ۸۸ درصد آرا پیروز انتخابات ریاست جمهوری است. محمد جهاد اللحام رئیس پارلمان سوریه اعلام کرد که بشار اسد با کسب ۱۰ میلیون و ۳۱۹ هزار و ۷۲۳ رأی و ۸۸٫۷ درصد آرا پیروز انتخابات لقب گرفت.

تسلیت



انا لله و انا الیه راجعون «و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید» درگذشت صید محمد ملک اسا را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت ، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم . مدیریت وبلاگ چمسنگر


http://s5.picofile.com/file/8125041668/2014_05_11_823.jpg


http://s5.picofile.com/file/8124986142/2014_05_11_821.jpg

شهیدی که پزشک مسیحی‌اش به عبادت او حسادت می‌کرد


به گزارش سفیرافلاک به نقل ازساجد،سال ۱۳۳۸ روستای «گازرگاه» نورآباد فارس میزبان قدوم کودکی آسمانی شد. کودکی که نام زیبای باقر اهل‌بیت(ع) را بر او گذاردند. باقر روزهای پرنشاط کودکی را در میان مردم مهربان زادگاهش سپری کرد و در کنار آنان آموختن علم را تجربه نمود. سال ۱۳۵۸ در آخرین سال دبیرستان لباس سبز سپاه پاسداران را بر تن نمود و پس از چندی مدرک دیپلم خود را اخذ کرد.


بعد از مدتی مسئولیت آموزش بسیج شهرستان نورآباد را بر عهده گرفت، اما جنگ تحمیلی او را به میادین نبرد کشاند.

رشیدی در طول سالهای حضورش در عرصه‌های دفاع از انقلاب مسئولیت‌های بیشماری همچون مسئولیت پدافند تیپ امام سجاد(ع)‌، مسئولیت عملیات تیپ حضرت فاطمه(س)، فرمانده گروهان، جانشین و فرمانده یکی از پایگاه‌های شهرستان لارستان، فرمانده سپاه داراب، فرمانده سپاه نهم نیروهای فارس، جانشین تیپ در سپاه دهم را بر عهده گرفت.

باقر رشیدی در میادین نبرد حق علیه باطل دچار مصدومیت شیمیایی شد و در سال ۱۳۶۵ به دلیل ضعف جسمانی حاصل از همین جراحات به شهر بازگشت. مدتی بعد دوره‌ی آموزش فرماندهی را در دانشگاه امام حسین(ع) به پایان رساند، سپس در استان سیستان و بلوچستان به نبرد با اشرار پرداخت.

تا اینکه در سال ۱۳۶۹ در هنگام مبارزه با اشرار بیماری‌اش شدت یافت. او را به تهران انتقال دادند، اما پزشکان عاجز از درمان او بودند به ناچار رشیدی سه مرتبه جهت مداوا به انگلستان اعزام شد و سرانجام در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۷۲ بال در بال ملائک به آسمان پر کشید.

حجاب اسلامی!

بار اولی بود که برای درمان به کشور انگلیس رفته بودیم. بار اول خانم پرستاری برای کنترل وضعیت باقر آمد، تمام مدت چشمان باقر به گوشه‌ای دوخته شده بود. هر چه پرستار سؤال می‌کرد او چشم نمی‌چرخاند، پرستار به همکارانش گفت نمیدانم این چرا به آن گوشه خیره شد. خلاصه دست برد تا مچ باقر را بگیرد و نبض او را یادداشت کند. باقر بلافاصله دستش را کشید و با عصبانیت گفت: داداش به این خانم بگو به من دست نزنه!

گفتم: داداش من این دکتره، حسب وظیفه این کار را می کنه!

گفت: بگو اگه لازمه یک پارچه بندازه رو دستم.

با انگلیسی دست و پا شکسته جریان را برای پرستار توضیح دادم، پرستار و همکارانش با ناراحتی اتاق را ترک کردند.

سرپرست تیم پزشکی حاج باقر، شخصی بود به نام پرفوسور کتوفسکی، که یک مسیحی بود. وقتی جریان را فهمید، از پرستاران مرد خواست تا کارهای او را انجام دهند. او علاقه عجیبی به باقر پیدا کرده بود می‌گفت: من از نگاه به چهره شما لذت می‌برم و به یاد حضرت مسیح می‌افتم!

روزی برای ملاقات باقر آمدم دیدم دکتر با 10، 15 همراه پشت در ایستاده است. جلو که رفتم جریان را جویا شدم، گفتند: برای معاینه آمده‌ایم اما ایشان در حال عبادت هستند، به احترام ایشان وارد نشدیم.

این در حالی بود که ایشان در انگلستان متخصص مطرحی بودند و وقتش ارزشمند بود و به همه کس وقت نمی‌داد. تا نماز باقر تمام بشود، دکتر از باقر و اخلاقیات او برای آنها توضیح می‌داد. وقتی وارد شدند، یک لحظه دیدم پرفوسور دستش را به آسمان بلند کرد. نگاهم به لب هایش قفل شده بود. می گفت: ما باید از بندگانی مثل ایشان درس بگیریم!

دو نفر از همراهان دکتر، خانم‌هایی بودند که لباس مناسبی نداشتند. دکتر به آنها گفت: بهتر است شما بیرون باشید که ایشان از حضور شما معذب نباشند.

برادر دیگرم که در آخرین سفر همراه ایشان بود نقل می‌کرد در هنگام شهادت، همین پرفوسور دست باقر را بلند کرده بود و با اشک و آه می‌گفت: خدایا ما هر چه در توان داشتیم به کار بردیم دیگر باید خودت کمک کنی!

لشکر ۵۷ لرستان مانع سقوط پیرانشهر شد

به گزارش سفیرافلاک و به نقل از تسنیم ؛ یکی از عملیات های غرور آفرین دوران 8 ساله دفاع مقدس عملیات حاج عمران است که این عملیات تعداد زیادی شهید را به اسلام و انقلاب هدیه کرد تا از مرزهای کشور و ناموس ملت ایران در برابر دشمنان متجاوز دفاع کند.

اهمیت واقعه حاج عمران درتاریخ 2/3/65 و آمار شهدای  یگان 57 حضرت ابوالفضل (ع) لرستان در این عملیات به حدی بود که مقام معظم رهبری با صدور  پیامی از رشادت های رزمندگان لرستان که 300 شهید را در این عمیلات تقدیم به انقلاب کرده بودند تجلیل کردند.

 

لشکر ۵۷ ,لرستان,پیرانشهر

عراق عملیات دفاع متحرک را در منطقه حاج عمران آغاز کرد

عراق یک بار دیگر عملیاتی از سلسله عملیات های موسوم به دفاع متحرک را در منطقه حاج عمران آغاز نمود . هدف دشمن از تدارک این عملیات باز پس گیری پادگان حاج عمران و ارتفاعات کدو و اطراف آن و در صورت توان ، تصرف شهر پیرانشهر و مناطقی دیگر از سرزمین ایران اسلامی بود .

دشمن به عنوان رسیدن به همین اهداف 23/2/1365 با بکار گیری تیپ و لشگر های متعدد و حجم آتش سنگین توپخانه و پشتیبانی نیروی هوایی و هوانیروز ، به طرف مناطق مذکور هجوم برده و توانست در همان ابتدا ی عملیات، ارتفاعات 2519 و سلسه ارتفاعات در اطراف آن را به تصرف درآورد که در این زمان پدافند این منطقه را به طور کلی برادران ارتشی  به عهده داشتند و رشادت  ها و پایداری این دلاوران و قهرمانان موثر نیفتاد و دشمن با توان زیاد به پیشروی خود ادامه داد .

لشکر 57 لرستان از شاخ شمیران به حاج عمران اعزام شد

 بنابراین یگان 57 لرستان که در حال تدارک برای انجام عملیات درشاخ شمیران بود از آن منطقه با کنسل نمودن عملیات مزبور جهت سد حملات مکرر و پیشروی های خطرناک دشمن در منطقه عمومی حاج عمران فراخوانی شد .

لشکر ۵۷ ,لرستان,پیرانشهر

در این راستا نیروی اطلاعات در کمترین زمان ممکن ، منطقه را شناسایی و گردان های پشتیبانی رزم و تعداد هفت گردان از لشگر 57 حضرت ابوالفضل (ع) که متشکل از گردان انبیاء، گردان محرم ، گردان شهدا ، گردان ثارالله ، گردان محبین ، گردان ابوذر ، گردان مالک اشتر بودند.

در همان ساعات اولیه وارد عمل شدند به نحوی که با انجام تک شبانه به صورت پیاپی به طور جانانه ای از حرکت دشمن جلوگیری نمودند .

 

لشکر ۵۷ ,لرستان,پیرانشهر

لشکر 57 حضرت ابوالفضل لرستان با اهدا 300 شهید به انقلاب مانع تصرف پیرانشهر شد

سرانجام لشگر 57 حضرت ابوالفضل (ع) با اهدا قریب به 300 شهید و مفقود توانست ارتفاعات 2519 ، تپه شهدا و تپه شهید صدر را تصرف و جلوی دشمن را سد نماید و اگر مقاومت رزمندگان لرستان نبود، قطعا شهر پیرانشهر و آذربایجان غربی به تصرف دشمن در می‌آمد.

با توجه به حجم کم منطقه و آتش پشتیبانی بسیار شدید دشمن و از خود گذشتگی و رزم بی امان خود و تقدیم شهدای والا مقامی همچون شهید سید مصطفی میر شاکی ، شهید درویش علی شکارچی ، شهید علی راست پیر حیاتی ، شهید روح ا.. سپهوند و دیگر شهدای لرستان برگ زرین دیگری را در تاریخ دفاع مقدس از خود به یادگار گذاشتند آن چنان که مقام معظم رهبری در همان زمان پیامی را به همین مناسبت به مردم غیور لرستان بیان فرمودند.

لشکر ۵۷ ,لرستان,پیرانشهر

 در عملیات حاج عمران  شهرستان بروجرد 88 شهید، خرم‌آباد 63، الیگودرز 63، ازنا 30، کوهدشت 18، دورود 12، الشتر 11، پلدختر 7 و نورآباد دو شهید تقدیم انقلاب اسلامی کردند.

 متن پیام مقام معظم رهبری به مناسبت شهادت رزمندگان لرستان حاج عمران  سلام مرا به مردم شهید پرور لرستان و شهر خرم آباد و علمای محترم ابلاغ کنید . من رشادت و پایداری مردم و عشایر غیور را در وقایع اخیر و جنگ شنیده و اطلاع دارم ، لیکن در سال 59 شخصاً شاهد شجاعت و دلاوری های داوطلبان مخلص آن استان بوده و از نزدیک روحیه مبارز آنان را شناخته ام . نبرد آنان بیش از آن چه شنیدنی باشد دیدنی است ، تاسف مرا به مناسبت وقایع حاج عمران به همه آن عزیزان به خصوص به خانواده محترم شهدا ابلاغ فرمایید .

لشکر ۵۷ ,لرستان,پیرانشهر

امیدوارم با شهد پیروزی در آینده ای نه چندان دور کام این امت بزرگ شیرین شود . از قول من به مردم اطمینان بدهید که پیروزی ما انشاء ا.. و به فضل و لطف الهی دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد .

 عملیات حاج عمران، عملیات های متحرک عراق را با شکست مواجه کرد

سرهنگ ناصر فرید مدیر کل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس لرستان اظهار کرد: رشادت رزمندگان لرستان در عملیات حاج‌ عمران نه تنها موجب شکست ارتش عراق و بازماندن این ارتش از تصرف پیرانشهر و ارتفاعات مشرف بر آن شد بلکه عملیات‌های متحرک عراق را نیز با شکست مواجه ساختند.

وی به شهادت 300 نفر از رزمندگان لرستانی در عملیات حاج عمران اشاره کرد و افزود: رشادت تیپ 57 لرستان در این عملیات موجب شد که این تیپ به لشکر ارتقا بیابد.

لشکر ۵۷ ,لرستان,پیرانشهر

سرهنگ فرید بیان کرد: رسالتی که امروز بر دوش ما سنگینی می‌کند این است که اجازه ندهیم رشادت‌های رزمندگان لرستان در هشت سال دفاع به فراموشی سپرده شود و با این حال ساخت فیلم دلاوران زاگرس از جمله اقداماتی است که می‌تواند با زبان هنر مانع از فراموش شدن این رشادت‌ها شود.

جنگ ما با عراق جنگ اخلاص بود

ماشاءالله بازگیر فرمانده سپاه ناحیه خرم‌آباد در مورد عملیات حاج عمران گفت: بحث عملیات حاج عمران یک بحث ملی است. اگر مقاومت رزمندگان لرستان نبود، قطعا شهر پیرانشهر و آذربایجان غربی به تصرف دشمن در می‌آمد.

وی با اشاره به اینکه جنگ ما جنگ اخلاص بود، عنوان کرد: دشمن با همه توان خود برای مقابله با ما آمده بود و این اخلاص بچه‌ها بود که باعث مقاومت و پیروزی کشور شد.

لشکر ۵۷ ,لرستان,پیرانشهر

وی بیان داشت: ما با 14 اتوبوس به عملیات حاج عمران رفته‌ بودیم و در برگشت تنها 10 اتوبوس از رزمندگان ما برگشتند و 300 تن از بچه‌ها شهید شده بودند و حتی هفت دو برادر با ما بودند که در برگشت هر کدام از آن‌ها یکی از برادران خود را از دست داده بودند.

لشکر ۵۷ ,لرستان,پیرانشهر

به گزارش تسنیم به مناسبت سی و دومین سالروز فتح خرمشهر و همچنین بیست و هشتمین سالروز عملیات غرورآفرین حاج عمران مراسم بزرگداشت عملیات حاج‌عمران و بیت‌المقدس در تاریخ سوم خرداد در حسینیه عاشقان ثارالله با مشارکت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، بنیاد شهید و امور ایثارگران، سپاه استان و ناحیه خرم‌آباد، لشکر 84 پیاده، قرارگاه فرهنگی صاحب‌الامر (عج)، صدا و سیمای استان، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری خرم‌آباد برگزار می‌ شود.

تصاویری از سیدحسن نصرالله و مادرش

تصاویری از سیدحسن نصرالله  و مادرش

بوسه پاپ بر دستان خاخام صهیونیست


با انتشار عکس پاپ فرانسیس در حال بوسه زدن بر دستان خاخام ارشد صهیونیستها، شمار قابل توجهی از مسیحیان ارتودکس و کاتولیک در شبکه‌های اجتماعی این اقدام پاپ را ناشایست توصیف کردند. سایت "الحدث نیوز" نوشت: برخی تأکید کردند که این اقدام پاپ نابجا بود. اما برخی نیز این کار پاپ را نشانه نداشتن تکبر و سادگی دانستند.

امیر قطر با شناسنامه ای یهودی

پدر هلنا که خاخام بزرگ شهرشان بود، شرط ازدواجشان را یهودی شدن و اقامت موقت حصین در زادگاه هلنا قرار داد. بعد از یهودی شدن حصین، آن ها را به ازدواج هم درآورد که حاصل این ازدواج 4 فرزند پسر بود. پدر هلنا این 4 فرزند پسر را به ازدواج 4 دوشیزه یهودی درآورد و به آن ها دستور داد تا در گستره جهان اسلام پخش شوند.

به گزارش فرهنگ نیوز دکتر حسام الدین الخلاصی استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ خاورمیانه در ترکیه، در جدیدترین پژوهش تاریخی خود می گوید: مهمترین اسنادی که در این زمنیه یافتم اسناد "سلطان فاتح عثمانی" در کتابخانه مرکزی شهر استانبول  و در داخل ساختمان های موزه ملی ترکیه بود.

 
موضوع این اسناد در مورد همسران سلطان فاتح و معشوقه هایش بود و یکی از اوراق این اسناد مربوط به زنان اسیرشده در دوران فتوحات اروپایی عثمانی ها که تا اتریش هم ادامه یافت، بود.
سند برجسته ای که در میان این اوراق به چشم می خورد، سندی در رابطه با یک زن یهودی از کشور لهستان که "هلنا مکارت" نامیده می شد، بود که در هنگام اسارت 19 سال بیشتر نداشت و مقرب ترین ندیمه سلطان عثمانی لقب گرفت. در آن هنگام گروهی از تاجران حوزه خلیج فارس که شاخص ترین شان مردی از آل خلیفه به نام حصین بود وی را دید و شیفته وی شد و با هم قرار فرار گذاشتند و در این هنگام نگهبابان قصر وی را دستگیر کردند. سلطان فاتح، حصین را احضار کرد و وی گفت که شیفته این دختر شده است و به خاطر ترس از سلطان، راه فرار را انتخاب کرده است. سلطان عثمانی با اطلاع از این واقعیت آن ها را به ازدواج هم درآورد و آن ها را به زادگاه هلنا رهسپار کرد.
پدر هلنا که خاخام بزرگ شهرشان بود، شرط ازدواجشان را یهودی شدن و اقامت موقت حصین در زادگاه هلنا قرار داد. بعد از یهودی شدن حصین، آن ها را به ازدواج هم درآورد که حاصل این ازدواج 4 فرزند پسر بود. پدر هلنا این 4 فرزند پسر را به ازدواج 4 دوشیزه یهودی درآورد و به آن ها دستور داد تا در گستره جهان اسلام پخش شوند. به محض ورودشان به خاورمیانه، دو تن از پسران در فلسطین ماندند و 2 تن دیگر راهی خلیج فارس شدند و کنیه شان را از آل خلیفه به آل ثانی تغییر دادند تا این که یکی از شیوخ قبیله، داستان زندگیشان را کشف و علیه شان اعلام جنگ کرد.
آن ها برای آن که از جنگ با رئیس قبیله اجتناب کنند، زیباترین دخترانشان را به ازدواج وی درآورند و اموال بسیاری را به او بخشیدند.
بعد از مدتی شیخ قبیله فهمید که فریب خورده است و احتمال دارد که این دختران به وی خیانت کنند مجددا بر علیه آل ثانی اعلام جنگ کردند.
بعد از جنگ های طولانی بین شیخ قبیله و آل ثانی پیروزی از آن آل ثانی بود و تا هم اکنون این دشمنی بین این دوجناح که آل مره و آل ثانی نامیده می شوند، در کشور قطر وجود دارد. لذا فرمانروایی در قطر در دست آل ثانی باقی ماند و آل مره را تبعید کردند و تاکنون آل ثانی از آل مره بیزارند چون از نصب یهودیشان آگاهی دارند.
 
 
دکتر حسام الدین خلاصی پس از آگاهی یافتن از این اسناد، آن را به گوش آل ثانی در قطر رساندند که بلافاصله قطر، وزیر امور خارجه خود را برای از بین بردن این اسناد به ترکیه فرستاند که از جانب دولت ترکیه جواب منفی گرفتند؛ مجددا پادشاه قطر با تماس با مسئولین ترکیه حاضر شدند که با دادن مبلغ بسیار زیادی پول این اسناد را از ترکی ها خریداری کنند.

عکس سردار بی سر ایران زمین


لطفا در صورتی که دلش را ندارید دیدن نفرمایید

ایران به عشق این جوانان که کم هم نبودن و نیستن می تپد

بسم الله الرحمن الرحیم
زندگینامه خیبرشکن عاشورایی


عکس سردار بی سر ایران زمین ( 16- )

نام و نام خانوادگی : محمد ابراهیم همت
تاریخ تولد :12/1/1334
نام پدر : علی اکبر
تاریخ شهادت : 17/12/1362
محل تولد : اصفهان / شهرضا
محل شهادت : جزیره مجنون
طول مدت حیات :28 سال
مزار شهید :گلزار شهدای شهرضا

به روز 12 فروردین 1334 ه.ش در شهرضا در خانواده ای مستضعف و متدین بدنیا آمد. او در رحم مادر بود که پدر و مادرش عازم کربلای معلّی و زیارت قبرسالار شهیدان و دیگر شهدای آن دیار شدند و مادر با تنفس شمیم روحبخش کربلا، عطر عاشورایی را به این امانت الهی دمید..............

از دیشب که عکس بی سر شهید همت رو دیدم از این رو به اون رو شدم . باور میکنید تمام شب خواب شهید همت رو میدیدم .
خدایا چقدر به این شهدا مدیونیم و چقدر پیششون شرمنده ایم . از شهید همت تا الان فقط اسمش رو شنیده بودم که روی یه اتوبان یا خیابون گذاشته بودن .
تمام روز رو توی سایتها چرخیدم تا از شهید همت بیشتر بدونم . چه مرد بزرگی بوده این سردار بی سر .
ای خدا . واقعا زیبا ترین مرگ شهادته . شهادت رو قسمتمون کن .
تا پاک نشیم شهید نمیشیم . چقدر کار دارم برای پاک شدن .................

 

گرای سعادت از شهید حاج ابراهیم همت : چشم های پاک 


عکس سردار بی سر ایران زمین ( 16- )

نمایشگاه نیروی انتظامی


انتشار خبر و تصاویر رزم مختلط نمایشی در نمایشگاه نیروی انتظامی با اعتراض برخی مراجع تقلید و دستور فرمانده ناجا برای برخورد با عوامل خاطی مواجه شد.

به گزارش رجانیوز، در حاشیه مراسم افتتاح نمایشگاه نیروی انتظامی که روز چهارشنبه در فرهنگسرای ولاء شهرری برگزار شد، رزم مختلطی نیز به نمایش درآمد که انتشار تصاویر این رزم نمایشی موجب شد چند تن از مراجع تقلید در تماس تلفنی طی روزهای جمعه و شنبه با فرمانده نیروی انتظامی اعتراض خود را نسبت به این مسئله بیان کنند.

این در حالی بود که سردار احمدی‌مقدم روز پنج‌شنبه با مشاهده تصاویر مربوط به رزم حاشیه نمایشگاه نیروی انتظامی دستور تنبیه و توبیخ عوامل خاطی را صادر کرده بود.

افراد خاطی و متخلف رزمی کار در نمایشگاه پلیس به دستور سردار فرماندهی نیروی انتظامی تنبیه شدند.

سردار احمدی‌مقدم، فرماندهی نیروی انتظامی روز پنجشنبه شانزدهم مهرماه سال جاری در رابطه با نمایش صحنه رزمی مردان و زنان در یکی از نمایشگاههای پلیس در هفته ناجا دستور تنبیه افراد خاطی را صادر کرد.

متن دستور فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در این خصوص به این شرح است:

«رییس ستاد برگزاری هفته ناجا، صحنه‌های بسیار زشتی از مبارزه رزمی کاران زن و مرد در یکی از نمایشگاه‌ها به نمایش گذاشته شد و این خلاف تدابیر ناجاست.

در صورتی که در برنامه‌ها و تدابیر ابلاغی نیروی انتظامی زنان پلیس از درگیری فیزیکی با مردان منع شده‌اند، چرا باید شاهد اینگونه صحنه‌های زشت باشیم؟

لذا سریعا از ادامه کار نمایشگاه جلوگیری و افراد متخلف و خاطی تنبیه و نتیجه گزارش گردد.»

این نمایشگاه سال گذشته نیز برگزار شده بود اما رزم نمایشی حاشیه آن تنها از سوی بانوان اجرا شده بود.

تصاویر دردسرساز نمایشگاه ناجا بر روی خروجی برخی خبرگزاری‌ها منتشر شد.

معجزه ای باعث زنده شدن جانبازی در سردخانه شد !


در دیدار و عیادت از یک جانباز 70 درصدی قطع نخاعی دوران دفاع مقدس بروم و وقتی سراغ این یادگار و جامانده دوران جنگ را گرفتم به حسینیه بیت العباس رسیدم.

زمانی که وارد حسینیه شدم از آن دور با چهره خندان و پرانرژی خود در حال آماده کردن فضای حسینیه برای مهمانی از حضرت ابالفضل العباس (ع) بود که با دیدن ما به استقبالمان آمد و بر همان ویلچری که نشسته بود، ما را به زیباترین قسمت حسینیه دعوت کرد.

روی دیوار عکسی از دیدار با مقام معظم رهبری خودنمایی می‌کرد که محور اصلی شروع این گفت‌وگوی زیبا و خواندنی شد.

من مصطفی باغبان، جانباز 70 درصدی دوران دفاع مقدس هستم که در سمت سردار نیروی انتظامی به این کشور خدمت می‌کنم.

این عکسم با آقا مربوط به ماه مبارک رمضان سال 85 است که حضرت آقا دیداری با تعدادی از جانبازان داشتند و ما هم در آن حضور داشتیم.

آقا هم معجزه کلامی دارند هم عملی

در آن جلسه دیدم مجلس خیلی خشک است و به مقام معظم رهبری عرض کردم که به ما می‌گویند سه دقیقه صحبت کن اما پس از 30 ثانیه می‌گویند برو.

حضرت آقا چندلحظه‌ای را خندیدند و ما شروع به شوخی با ایشان کردیم و کار به جایی رسید که ایشان به صورت و فک من که یادگاری از خاطرات دوران دفاع مقدس است، دست زدند و از آن پس فک من که قبل از آن بسیار درد می‌کرد و قفل می‌شد، بهبود یافت.

مقام معظم رهبری دو معجزه دارد؛ یکی کلامی و دیگری عملی که معجزه عملی ایشان را من به خوبی احساس کردم و در معجزه کلامی هر حرفی که ایشان بیان می‌کنند، صحت دارد و اتفاق می‌افتد.

پس از 8 ساعت که در سردخانه بودم، متوجه شدند زنده‌ام

در عملیات والفجر 8 ترکش راکت هیلکوپتر به زمین برخورد کرد و به قاعده یک ساتور به صورت من خورد و صورت من پاشید و پس از آن درگیری به وجود آمد و زمانی که روی برانکارد قرار گرفتم، خمپاره 60 به زمین خورد و روده‌های من بیرون آمد که پس از آن من را دمر خواباندند تا خون در گلویم گیر نکند که دنده و کتف من آسیب دید.

معجزه ای باعث زنده شدن جانبازی در سردخانه شد !+ عکس


ما را سوار آمبولانس کردند اما به آمبولانس خمپاره خورد و بدن ما سوخت. ماجرا در همین جا پایان نیافت و قرار شد ما را با قایق به عقب ببرند که به قایق هم خمپاره خورد و واژگون شد و من را وارد سردخانه کردند و پس از هشت ساعت متوجه شدند که زنده هستم.

15 عمل جراحی بر روی بدن من انجام شد که تا حدودی چشم نابینایم، بینا شد و بویایی و شنوایی ام ضعیف است. سمت راست صورت، لثه و دندانم وجود ندارد و فک و صورت من بسیار دردآور است به صورتی که دندان‌هایم خود به خود می‌شکند.


رزمنده ای که به زور و اجبار توانستیم به عقب ببریمش

در تپه دو قلو مسئول محور بودم که تعدادی نیرو برای ما فرستادند و در جلسه توجیهی به نیروها گفتیم که در هوای گرگ و میش و همراه با کلاهخود و وسایل کامل خارج شوند.

نیروهایی از اسلام‌شهر آمده بودند که هیکلی و بزرگ بودند و خبر آمد که یکی از این نیروها یک تخته گذاشته و یک چاقو را به سمت تخته رها می‌کند و هرکاری کردیم به عقب برنمی گشت و سپس آمدند در سنگر و دعا کردند و در همان لحظه یک خمپاره به زمین اصابت کرد و به هیچ کسی آسیبی نرساند و تنها یک ترکش به کتف وی برخورد کرد و گفتیم حالا وقتش است که به عقب بفرستیمش.

به زور و اجبار آن رزمنده را وارد آمبولانس کردیم و روی آن نشستیم تا حرکت نکند و مدت زمان 12 دقیقه‌ای تا بهداری راه بود و بعد از پنج دقیقه گفت: بدنم دارد می‌سوزد که ما گفتیم ترکش‌ها وارد ریه‌های شما شده است.

پس از هفت دقیقه گفت: خیلی بدنم می‌سوزد و ما اهمیت ندادیم و پس از 10 دقیقه شروع به فحاشی و ناسزا گفتن کرد و پس از 12 دقیقه به بهداری رسیدیم و زمانی که در آمبولانس باز شد به بیرون پرید و دیدیم که از پشت این رزمنده دود بلند شده است.

این دود حاصل چسبیده شدن اگزوز به کف ماشین بود که از شدت گرما جای اگزوز به همراه پیچ‌های آن پشت آن رزمنده نقش بسته بود و آن شدت سوختن از گرمای اگزوز بود.

زریبافان مرد بسیار خوبی است؛ زیرا ایشان، ثمره هاشمی و علی‌آبادی زمانی که در گروه احمدی نژاد بودند هیچ حرف و حدیثی پشت سر آنها نبود.

از زمانی که مشایی این افراد را جا به جا کرد، در جایی گماشته شدند که هیچ تخصصی نداشته و نتوانستند موفق ظاهر شوند و در مقابل آقای رحیمی را آوردند و نحوه کار تغییر کرد.

آقای زریبافان این کاره نیست و زمانی که در شورای شهر قرار داشت نمی‌توانست حرف بزند و تقصیری هم ندارد.

آقای خیرآبادی جانباز 70 درصد، مدت زمان 20 سال در بنیاد شهید کار اقتصادی می‌کرد که ایشان را به بقیه الله آوردند و از توانایی وی استفاده می‌کنند و کسی را به جای او گماشتنه اند که کارهای مالی را انجام ‌دهد که هیچ چیزی از مشکلات مالی متوجه نمی‌شود.

این هفت هکتار را باید در اختیار همه جانبازان قرار دهند و همه جانبازان قطع نخاعی باید اتاقی جداگانه داشته باشند تا زمانی که همراه همسرش به مدت چند روز به زیارت مشهد مشرف می شود، جایی برای ماندن داشته باشد، من در همین مکان به زمین خورده ام و تا 12 ساعت بر روی زمین افتاده بودم تا توانستم خود را به تلفنی برسانم که خبر دهم تو رو خدا به فریاد من برسید.

باید به جانبازان قطع نخاعی رسیدگی بیشتری شود و به این جانبازان اتاقی دو تخته بدهند و ما خود تصمیم می گیریم که هر هفته نوبت چه کسی خواهد بود.

مگر چند تا جانباز قطع نخاعی در تهران وجود دارد؟ تعداد آنها بیشتر از 400 نفر نمی شود؛ یعنی 100 اتاق 20 متری بیشتر نمی خواهند.

به بنیاد شهید پیشنهاد داده شد که شش میلیارد می گیرند و مجهزترین بیمارستان خاورمیانه را برای جانبازان قطع نخاعی می سازند که مورد موافقت قرار نگرفت؛ چرا که متولی این امر، آقای زریبافان برای این کار ساخته نشده است.

به عنوان مثال دارویی را یک میلیون و 500 هزار تومان خریداری کردم که بنیاد تنها 200 هزار تومان آن را به من پرداخت کرد.

آقای زریبافان نمی دانند جانباز یعنی چه! پا، چشم، پدر، مادر، همسر و فرزند همه خوب و عزیز هستند، اما تا زمانی که آن را از دست ندهیم متوجه آن نمی شویم. آقای زریبافان شما چه چیزی را از دست داده اید؟

جانباز قطع نخاعی برای مسافرت تنها می تواند یک همراه با خود ببرد که برای این کار نیز باید دوندگی های زیاد و بروکراسی اداری را طی کند که در انتها بلیط یک طرفه صادر می کنند.

سیاست بنیاد شهید و جانبازان زمانی صحیح است که قبل از آنکه جانبازان مراجعه کنند، مسئولین کار آنها را انجام دهند و تمام این مشکلات از نداشتن متولی سرچشمه می گیرد؛ چرا که ما در بنیاد شهید متولی نداریم.

معجزه ای باعث زنده شدن جانبازی در سردخانه شد !+ عکس


5000 تابلوی پارک معلول در تهران وجود دارد که 95 درصد آن را افراد عادی استفاده می کنند، در صورتی که در خارج از کشور کسی حق ندارد چنین حرکتی را انجام دهد.

چرا از جانباز سالاری حرف نمی زنید؟ متاسفانه متولی و انجام دهنده کار در بنیاد شهید در بن بست مالی قرار گرفته و حتی پول داروی جانبازان را نیز پرداخت نمی کنند، در عوض آقای زریبافان برای عرض ارادت به آقای رضازاده 200 میلیون تومان هدیه می دهد. آقای زریبافان به چه دلیل و با چه توجیهی به اقای رضازاده 200 میلیون تومان داده اید.

آنها به جای اینکه متولی ما باشند، مانع ما شده اند که این کار بسیار غلط است.

جانبازان مشکلات بسیاری دارند؛ مسکن آنها خراب است، در جای بسیار بد زندگی می کنند، مشکل درمان دارند که به آن توجه نمی شود، هزینه درمانی داروهای آنها نیز پرداخت نمی شود.

یک حج ما را برده اند که در این سفر جانبازان همراه داشته اند که بنیاد شهید پس از سفر با همراهان ما تماس گرفته و از آنها سوال کرده اند و گفته اند که حج را دولتی رفته اید یا آزاد؟ چقدر پول ریخته اید و در چه حسابی ریخته اید، به چه دلیل باید چنین کارهایی از سوی بنیاد شهید صورت گیرد.

می خواهم بگویم تنها جانباز است که می تواند جانباز را درک کند؛ بنابراین باید یه فرد جانباز برای رسیدگی به کارهای ایثارگران و جانبازان انتخاب شود.

پیام من به مسئولان این است که ما در بنیاد شهید و امور ایثاگران و جانبازان متولی نداریم، به ما متولی بدهید؛ زیرا آقای زریبافان و هر شخص دیگری که جای ایشان بوده و قرار است بیاید نمی تواند متولی ما باشد و بنیاد باید بار دیگر زیر مجموعه مقام معظم رهبری قرار بگیرد.