به گزار ش سرویس مقاومت جام نیوز به نقل از خبرگزاری فارس، ساعاتی پیش حاج فوزی ایوب از فرماندهان حزب الله لبنان و اسیرآزاد شده از زندانهای اشغالگران صهیونیستی در راه دفاع از حریم حضرت زینب (س) به فیض شهادت نائل آمد.
به گزارش ادیان نیوز، اخبار رسیده از عربستان حاکی از آن است که «محمد العریفی» مفتی شهوت پرست سعودی در جدید ترین سخنرانی خود خطاب به گروه های تکفیری در سوریه گفت: نباید به هیچ قیمتی انتخابات در سوریه برگزار شود. اگر «بشار اسد» دوباره بر روی کار آید، به طبع ضرر سنگینی به گروه های مقاومت اسلامی (تکفیری) وارد خواهد شد.
وی در ادامه اظهاراتش افزود: من حال رزمندگان را درک می کنم. آنها شرایط سختی را سپری می کنند. این مجاهدان به دور از خانواده های خود مشغول “جهاد” هستند. جهاد نکاح میان خواهران و برادران آزاد شد و رزمندگان توانستند با این وحدت به مقاصد خود برسند!
وی همچنین گفت: به طبع طاغوت شام “بشار اسد” بسیاری از رزمندگان اسلام را به شهادت رساند. طبق نظر فقهی و جلسات صورت گرفته علمای اسلام، فتوا به مجاز بودن “لواط” را دادند.
«العریفی» در پایان افزود: از رزمندگان اسلام می خواهیم که با “لواط” شر نظام “بشار اسد” را بسوزانند و بتوانند نیازهای جنسی خود را برطرف کنند. اسلام به تمامی قوا از رزمندگان حمایت خواهد کرد!
گفتنی است، خبرگزاری سوریه تلگراف نیز با انتشار گزارشی در این باره، جزئیات بیشتری از این فتوای جنسی و شنیع منتشر کرده است.
مرحله رای گیری در خارج از کشور انتخابات
ریاست جمهوری سوریه آغاز شد. اتباع سوریه مقیم ایران با حضور در سفارت
کشورشان در تهران، پای صندوق رای آمدند و در انتخابات شرکت کردند. در این
انتخابات، سه نفر از جمله بشار اسد رئیس جمهور فعلی برای انتخابات کاندیدا
شده اند.
همین الان اگر سایت worldometers را باز کنید می توانید جمعیت جهان رابه صورت آنلاین ببینید. حدود ۷ میلیارد و ۲۳۵ میلیون. جمعیتی که میزان پراکندگی آن در سطح زمین به طور یکسان نیست. در حال حاضر بسیاری از کشورهای صنعتی و توسعه یافته با وجود امکانات بیشتر و بهتر میل کمتری به فرزندآوری دارند و حتی در خیلی از مواقع به ازدواج نیز رغبت نشان نمیدهند و این میتواند پیری را در آینده نزدیک به جمعیت این کشورها تحمیل کند و چرخه اقتصاد را از حرکت بازدارد.
به طور مثال کشورهای اروپایی در سال ۱۹۵۰ حدود۲۱/۷ درصد از جمعیت جهان را در اختیار داشتند که این مقدار در سال ۱۹۹۹ به ۱۲/۲درصد رسید و اگر آهنگ رشد جمعیت در این کشورها به این منوال ادامه داشته باشد طبق پیشبینیها در سال ۲۰۵۰ به ۷درصد و در سال ۲۱۵۰ به ۵/۳ درصد خواهد رسید.
حالا دیگر شعار «فرزند کمتر زندگی بهتر» در هیچ جای دنیا کاربردی ندارد و رهبران کشورها با تبلیغات بسیار و وضع قوانین مختلف سعی در تشویق خانوادهها به فرزند آوری دارند تا بتوانند چرخه اقتصادشان را همچنان روی پا نگدارند. این سیاستها بسته به فرهنگ و وضعیت اجتماعی کشورها باهم متفاوت است. جالب ترین سیاست های تشویقی دولت ها برای فرزندآوری را بخوانید:
روسیه: خانه ای برای فرزند سوم
جمعیت کشور روسیه ۱۴۳ میلیون نفر و رشد جمعیت آن منفی است. بعد از روی کار آمدن پوتین در کشور روسیه سیاستهای تشویقی برای افزایش جمعیت بیش از پیش قوت گرفت. خانوادههایی که دارای فرزند میشوند از پرداخت ماهیانه تا سقف معینی معاف میشوند و مورد حمایتهای مالی برای تربیت و رشد فرزندشان قرار میگیرند. دولت این کشور برای فرزنداول ۱۵ هزار دلار و برای تولد فرزند سوم یک خانه به پدر و مادر نوزاد هدیه میدهد. همچنین مادری که دارای فرزند میشود میتواند۹ هزار و ۶۰۰ دلار کمک هزینه دریافت کند.
ژاپن: خوشبختی با کودوموتیت
ژاپن یکی از پیرترین کشورهای جهان است که نرخ رشد جمعیت آن ۰/۰۳- درصد است. به گفته کارشناسان اگر این روال ادامه داشته باشد. در سال ۳۰۱۱ دیگر در ژاپن کودک زیر ۱۵ سالی وجود ندارد. برای همین برای بهبود وضعیت هرم جمعیتی در این کشور، قانونی به نام « کودوموتیت» وضع شد که طبق این قانون، خانوادههایی که فرزند تا سن ۱۵ سال دارند ماهانه تا ۱۳ هزار ین کمک مالی دریافت میکنند. همچنین پدر و مادر یک به یک میتوانند با دریافت نصف حقوق خود تا سقف تعیین شده به مرخصی بروند و این درحالی است که بعد از آن میتوانند بدون هیچ تغییر به کار قبلی خود بازگردند.
فرانسه: سالی ۱۰۰۰ یورو و البته سبد کالا
جمعیت کشور فرانسه حالا از مرز ۶۷ میلیون گذشته است و میزان موالید آن بیشتر از باقی کشورهای اروپایی است. در فرانسه نرخ باروری به ازای هر زن ۲/۰۸ است. با این حال دولت فرانسه امکانات رفاهی زیادی را برای بچهدار شدن خانوادهها در نظر گرفته است. مادران فرانسوی درصورت بچه دار شدن ۱۶ هفته مرخصی با حقوق و مزایای کامل دارند. پس از این دوره والدین میتوانند به مرخصی سه ساله و بدون حقوق بروند و بعد از آن بدون هیچ محدودیتی به شغل قبلیشان بازگردند. در فرانسه خانواده ها در صورت داشتن فرزند سوم مبلغ ۱۰۰۰ یورو دریافت میکنند. همچنین دولت تضمین میکند که از خانواده برای تامین مخارج فرزندان از سنین کودکی برای پیش دبستانی تا مدرسه و دانشگاه حمایت مالی کنند. اگر خانوادهها برای تولد فرزندشان خدمتکار استخدام کنند، دولت بخشی از این هزینه را میپردازد. از دیگر سیاستهای افزایش جمعیت در کشور فرانسه میتوان به اختصاص سبد کالا و کاهش مالیات اشاره کرد.
ایرلند: تا ۱۴۲۲ یورو حقوق ماهیانه
ایرلند کشوری ۴ میلیون نفر است که با نرخ رشد جمعیت ۲/۲۵ درصدی و نرخ موالید ۲/۰۲ فرزند به ازای هر زن در شمال غرب اروپا قرار دارد. از سیاستهای جمعیتی این کشور میتوان به اختصاص حقوق ماهیانه به والدین براساس تعداد فرزندان اشاره کرد که به برای تک فرزند۱۵۰ یورو، دو فرزند ۳۰۰ یورو، سه فرزند ۴۸۷ یورو، چهار فرزند ۶۷۱ یورو، پنج فرزند ۸۶۱ یورو، شش فرزند ۱۰۴۸ یورو، هفت فرزند ۱۲۳۵ یورو و هشت فرزند ۱۴۲۲ یورو است. البته این مقدار به فرزندان زیر ۱۶ سال و یا ۱۹ سالی که به صورت تمام وقت تحصیل میکنند تعلق میگیرد.
سوئد:ماهی ۲۱ میلیون تومان برای فرزند چهارم
کشور سوئد کشور کم جمعیتی است که نرخ باروری به ازای هر زن در آن در حدود ۱/۶۷ نفر است. در این کشور مرخضی والدین ۱۵ ماه است و آنها اجازه دارند بعد از این مدت تا ۸ سالگی کودکشان به طور متناوب مرخصی بگیرند و در زمان مرخصی، ۸۰ درصد حقوق خود معادل ۴۸۰ روز کاری بهرمند شوند. همچنین خانوادههایی که بعد از ۳۰ ماه برای فرزند بعدی اقدام میکنند، از امکانات ویژهای برخوردار میشوند. دولت سوئد به ازای هر کودکی که متولد میشود تا سن ۱۶ سالگی کمک هزینه مشخص و بلاعوضی به خانواده پرداخت میکند. میزان این مبلغ ماهیانه برای یک کودک در حدود یک هزار و ۵۰ کرون، دو کودک ۲ هزار و ۲۰۰ کرون، سه کودک ۳ هزار و ۶۰۰ کرون و چهارکودک ۵ هزار و ۵۰۰ کرون (حدود ۲۱ میلیون تومان) تعیین شده است.
آلمان: وزارت خانواده و ۱۴ ماه مرخصی
زنگ هشدار جمعیتی در آلمان خیلی وقت است که به صدا در آمده، از این رو آلمان دروازههای کشورش را رو به مهاجرین باز کرده تا بتواند اقتصادش را روی پا نگهدارد. چند سال پیش که میانگین تعداد بچههای خانواده در این کشور به ۱/۳ فرزند برای هرخانوادهرسید. آنگلا مرکل صدراعظم آلمان حقوق قابل ملاحظهای را برای مادرانی خودشان مسئولیت مراقبت از فرزندشان را برعهده میگیرند در نظر گرفت. همچینی وزیر امور خانواده آلمان چندی قبل دنبال طرحی بود که به پدربزرگها و مادربزرگها اجازه دهد برای نگهداری از نوههایشان مرخصی بدون حقوق بگیرند و در خانه بمانند. همچنین پدر و مادر میتوانند تا ۱۴ ماه به مرخصی بروند و بعد از آن بدون هیچ مشکلی به شغلشان بازگردند. دولت آلمان برای افزایش نسل، به مهاجرانی که فرزندشان تا ۱۷ سالگی در این کشور تحصیل کردهاست کمک هزینههای تحصیلی پرداخت نماید و با سبدهای حمایتی خود به این خانواده ها کمک مالی کند.
انگلستان: ۳ سال مرخصی با حقوق برای مادران
این کشور جمعیتی ۵۳ میلیونی دارد و میانگین موالید به ازای هر زن در آن ۱/۹ نفر است. از سیاستهای این کشور در راستای افزایش جمعیت، اختصاص ۵۲ هفته مرخصی زایمان برای زنان که ۳۹ هفته آن با حقوق است به این صورت که ۶ هفته اول مرخصی با ۹۰ درصد حقوق است و مابقی آن حداقل دستمزد برای پرداخت است. در انگلستان برای خانواده دارای فرزند حقوق هفتگی درنظر گرفته شده که فرزند اول ۲۰/۳ پوند و برای هر فرزند اضافهتر ۱۳/۴ پوند پرداخت میشود.
نروژ: بچه دارها در اولویت خدمات
این کشور با جمعیتی ۵ میلیونی و نرخ رشد ۱/۳ درصدی است. میانگین نرخ موالید به ازای هر زن در این کشور هم ۱/۷۷نفر است. نروژ مدتهاست به فکر افزایش جمعیت است و از این رو سیاستهای اجتماعی را مبتنی بر این موضوع طراحی کردهاست. سیاستهای این کشور نه فقط در خصوص افزایش جمعیت بلکه بیشتر حمایت از کودکان تازه متولد شده و وضعیت رفاهی آنان است. تخفیف ساعات کاری به همراه دریافت مزایای شغلی برای والدین، تصویلب قوانینی در زمینه ایجاد مراکز رفاهی و حمایتی برای مراقبت روزانه از کودکان از سیاستهای کشور نروژ برای افزایش جمعیت و میل هرچه بیشتر خانوادهها به فرزند آوری است.
حال سالها از آن «9 سال باهم بودن» آنها میگذرد و باز این "اعظم" است که لحظات کوتاه و پراکنده آن روزها را دائماً با خود مرور میکند تا شاید...
آنچه در ادامه میآید، گوشههایی از خاطرات «اعظم صابری قمصری» همسر گرانقدر شهید شیمیایی «حمید رضا مدنی قمصری» است. از شهید حمید رضا، یا به قول همسرش «حمید آقا»، دستنوشتهها و خاطراتی به جا مانده که کنجکاوی ما را برای شناختن بیشتر روحیات او تحریک کرد، چنانچه با خود او نیز بواسطه این دستنوشتهها و خاطرات پراکندهای که از او نقل شده، آشنا شده بودیم.
شهید حمید رضا مدنی قمصری
به مناسبت ایام بزرگداشت "روز پدر"، این گفتگو، هدیهای برای یادآوری لحظات بودن این پدر آسمانی است که البته حضورشان هر لحظه کنار ماست چراکه به قول شهید آوینی، «شهدا زندهاند و زمان ما را با خود برده است...»
"بخش سوم و پایانی" این گفتگوی کوتاه را از نظر میگذرانید. به منظور حفظ لحن گوینده و یکپارچگی خاطرات، از ذکر سوالات چشمپوشی شده است.
*تاولهایی که جدی شدند
سال 67 مشکلات ریه حمید آقا جدی شد. خیلی اذیتش میکرد. ناچار بود از اکسیژن استفاده کند. با این حال باز هم بعد از یک ماه، دوباره به جبهه رفت. میگفت «نیرو کم است...» مسئول آموزش تیپ زرهی و جزء بسیج مسجد شهدا (اتوبان شهید محلاتی) بود.
*موش آزمایشگاهی
حمید آقا همان یکبار مجروحیت عمیق پیدا کرد و شیمیایی شد. بقیه جراحتهایش سطحی بود. سال 68 که جنگ تمام شد، عفونت شیمیایی به خونش ریخت. از طرف بنیاد جانبازان برای درمان 3 بار به انگلیس و یک بار به آلمان اعزام شد آن هم برای دورههای 6 ماهه، 2 ماهه و 1 ماهه. همیشه تنها میرفت. اجازه نمیدادند کسی با او برود. حتی دفعه آخر که تنها رفتن برایش مشکل بود، باز هم به همراه ویزا ندادند. البته تسلطش به زبانهای خارجی بالا بود. به مترجم نیازی نداشت. حمید آقا میگفت «اینکه ما را به کشورهای غربی میبرند، برای درمان و از روی لطف آنها نیست! ما موش آزمایشگاهی آنها هستیم! فقط خدا را شکر میکنم که حداقل از نتایج درمانی ما برای دیگر شیمیاییها استفاده شود.»
شهید حمید رضا مدنی قمصری
*در غربت نمیرم!
درمانها تا سال 71 ادامه داشت. در انگلستان بود که حالش خیلی بد شد. به دکتر گفته بود «اصلاً نمیخواهم در کشور غریب بمیرم. فقط کاری روی من انجام بده که مرا تا وطنم برساند.» یک تیم درمانی خیلی قوی روی او کار انجام دادند و پزشکاش به او گفته بود «60-70 روز بیشتر زنده نمیمانی.. فقط به ایران میرسی!»
*شفیعی یا علی
در همان سفر آخر، بدنش نیاز به خون پیدا کرد. پزشک معالجش هرچه خون به او تزریق میکرد وارد رگ نمیشد! کادر پزشکی انگلیسی متعجب مانده بودند. حمید آقا حسابی خندید و به آنها گفته بود «شفیعی یا علی... محال است خون غیرمسلمان به بدنم وارد شود... هر کاری میخواهید انجام دهید. این اتفاق محقق نمیشود...» یک مسلمان سیاهپوست را آوردند و خونش را به حمیدرضا تزریق کردند. خون به سرعت و به راحتی وارد بدنش شد... پزشک معالجش، دکتر گیلیکز، بلافاصله شهادتین را گفت و مسلمان شد...
طی آن 2 ماهی که حمید آقا به ایران برگشت، دکتر مدام تماس میگرفت و حالش را میپرسید. دکتر گیلیکس گفته بود «من یک معجزه دیدم...». بعد از شهادت حمید آقا هم پیام تسلیت برایمان فرستاد و با حاج آقا تلفنی صحبت کرد.
*یک "آخ" هم نگفت
با آن همه درد، هیچوقت یک "آخ" هم نگفت. تا درد به سراغش میآمد، صدای یا زهرا و یا حسین گفتنش بالا بود. روزهای آخر، عمهاش خانه ما بود و داشت نماز میخواند. حمید آقا روی تختش در اتاق دیگری دراز کشیده بود. از شدت درد مدام میگفت "لاالهالاالله، یا فاطمه الزهراء..." عمه از نگرانی نمازش را نیمه تمام رها کرد و از حمید آقا پرسید «عمه درد داری؟ چی شده؟ من نمازم روشکوندم، نفهمیدم چی شده؟...» گفت «نه عمه، هیچی نیست. هر وقت ناراحت شدی دستت رو بگذار روی قلبت و بگو لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. آروم میشی.» عمه گفت «من ناراحتت کردم؟» گفت «نه، روی این تخت خوابیدم اذیت شدم. این تشکها اذیتم میکنند. خودم مشکلی ندارم»...
یکبار هم پهلویش زخم شده بود. از شدت جراحت شیمیایی زونا گرفته بود. شب از درد ملافه را در دهانش گذاشته بود و داد میزد. وقتی ملافه را درآورد، خونی بود و مدام "یا زهرا" میگفت. میگفت «قربانت درد پهلویت یا زهرا... درد من برابر درد پهلوی تو حتی یک ذره هم نیست.» ذکر مدام لبهایش یا زهرا، یا حسین، یا اباالفضل بود.
*خون سادات...
24 مهرماه 71 در بیمارستان ساسان بستری شد. روز آخر که ملاقات ممنوع بود، به من گفت «یا تو بمان یا دایی و دیگر هیچکس نماند.» من هم از خدا خواسته، گفتم «من میمانم.» همیشه از خدا میخواستم مرگ مرا زودتر برساند. اما اگر روزی تقدیر خداوند به این قرار گرفت که او زودتر برود، من کنارش باشم... خدا رو شکر همینطور شد.
روز 5 شنبه بود، همه به ملاقات آمدند و رفتند. بچهها را راه ندادند، میگفتند برایشان خطر دارد. نماز مغربش را خواند. چند تا از دوستانش آمدند و گفت حلالم کنید. بیرون رفتم تا با دوستانش راحت باشد. بعد که همه رفتند، داخل رفتم. دائماً صلوات میفرستادم. گفت «ببین این خونی که به بدن من میرود اسمش چیه؟» سیداحمد شکری بود به گمانم. گفت «خون سادات به بدنم میرود...»
شام آورند. نخورد. گفت «بگذار این خون تمام شود تا بعد.» خون نمیرفت. پرستار را خبر کردم. خدا خدا میکردم امشب خوابم نبرد. گفت «برق را خاموش کن تا بخوابیم.» برق خاموش بود اما پرستارها برای تخلیه میآمدند.
*اینجا کجاست؟
گفت «اینجا کجاست؟» گفتم «بیمارستان.» گفت «من کجا هستم؟» گفتم «بیمارستان...» از سوالاتش تعجب کردم! با خودم فکر کردم چون تخلیه شده و خون هم به بدنش رفته، آرامش گرفته و خوابیده. اما نمیدانستم که همه چیز تمام شده... گفت «آخیش! نه اینجا بیمارستان نیست...» یک آهی کشید و تمام کرد... من متوجه نشدم. رفتم تا برق را روشن کنم، دیدم پرستار به داخل آمد. گفتم «تو رو خدا اذیتش نکنید. الآن خوابیده، آرام است....» پرستار به او دست زد و گفت «میشه شما برید بیرون؟» قبلش هم عرق مرگ را دیده بودند. ملحفهاش خیس شده بود، پرستارها ملحفه دیگری پهن کردند. دومی هم به سرعت خیس شده بود.
حس میکردم اتاق سبک شد. حالا پرستار جلوی صورتش ایستاده بود که من نبینم. گفت «شما برو بیرون، دکتر میخواهد بیاید.» بیرون از اتاق، روی صندلی نشستم. پرستارها و دکتر همه به اتاق رفتند. فقط میگفتم «تو رو خدا الآن یک دقیقه است که خوابیده. اذیتش نکنید.»
دکتر آمد. گفتم «آقای دکتر چی شده؟ اوضاع چطور است؟» گفت «دخترم کسی را داری بیاید دنبالت؟ متأسفانه...» گفتم «چی شده؟ تو رو خدا بگذارید من ببینمش...» ساعت یک نیمه شب بود. دیدم چقدر قشنگ و آرام خوابیده. دستانم را روی چشمها و صورتش کشیدم و بیرون آمدم. اجازه ندادند بیشتر کنارش بمانم...
تنها بودم، هرکجا زنگ میزدم، کسی جواب نمیداد. (مدتی بود مزاحمتهای تلفنی زیاد شده بود و شبها همه تلفنها را میکشیدند.) نمیخواستم به خانه پدرشوهرم زنگ بزنم. فقط توانستم شوهر عمه حمیدرضا را پیدا کنم که مرا به خانه برساند. تا او هم برسد، حمیدرضا را برده بودند...
یاد حرفهایش بودم... دائم میگفت «من لیاقت شهادت نداشتم! چرا همه گردان شهید شد و من شهید نشدم؟ چرا باید دائم به غربت، کشور بیدین و ایمان بروم و چشمهایم به این گناهها بخورد؟ چرا باید اینجوری باشد؟»
شهید حمید رضا مدنی قمصری در جمع رزمندگان (نفر دوم نشسته از سمت چپ)
*از کرخه تا راین
برای فیلم "از کرخه تا راین" هم با او مشورت کردند. میخواستند رزمندهای که شیمیایی شده نقش را بازی کند. قبول نکرد. دوست نداشت جلوی دوربین باشد. از آن همه صحبت و فیلم و عکس و... هیچچیز نداریم. حتی نمیدانم ضبط شده یا نه.
*مدیون فرزندان شهداییم
خیلی مدیون بچههای شهدا هستم. من خیلی سختی کشیدم، اما زجری که آنها بدون پدر کشیدهاند خیلی بیشتر بود. روز پدر هیچ وقت مقابل بچهها به پدرم تبریک نمیگویم و هیچ وقت جلوی آنها دست پدرم را نمیبوسم. واقعیت این است که با این کار احساس خیلی خوبی به من دست میدهد که ناراحتم از اینکه فرزندانم تجربه این احساس را ندارند... علاوه بر خون شهدا، خیلی مدیون فرزندان شهداییم.
*برادر شهید، جانباز...
برادر شوهرم جانباز اعصاب و روان است. روزی 30 قرص میخورد و دائماً خواب است. اگر قرص نخورد تشنج میکند. او و همسرش را که میبینم، با خود میگویم شهدا که رفتند اما جانبازها و خانوادههایشان خیلی اذیت میشوند. گاهی وقتها که حالش بد میشود وقتی به هوش میآید هیچ چیز متوجه نمیشود یا وقتی اورژانس میآید و میبرندش بیمارستان.
او قبل از حمید آقا، در سال 61 جانباز و دچار موجگرفتگی شد. بجز آن چند بار دیگر هم جانباز شد اما فقط 25 درصد جانبازی دارد! این دو برادر بسیار به هم علاقه داشتند. الآن هم عموی بچهها زیاد به آنها سر میزند و دائماً احوالشان را میپرسد. بچه هم خیلی عمویشان را دوست دارند.
بعد از شهادت حمید آقا ارتباط ما با خانواده همسرم کم نشد. با اینکه خاله که برایم بسیار عزیز بود به رحمت خدا رفته، اما معمولاً از چهارشنبه تا جمعهها را به خانه پدرشوهرم میرویم. البته این روزها کمی پابند نوهام هستم تا مادرش به محل کارش برود. هنوز هم وقتی به آنجا میروم احساس میکنم همه چیز هست و هیچ غمی ندارم. احساس آرامش میکنم، روحیهام تازه میشود.
*یادگاریهای حمیدرضا
همه کارتها، دستنوشتهها و آلبومهایش، حتی خاطراتی که خودش نوشته بود، 2 تا نوار درباره شهید صادقی، یک دفترچه و ... همه را امانت بردند و دیگر نیاوردند... تنها یک آلبوم مانده است که ریحانه به خانه خودشان برده تا کسی نتواند ببرد! هر بار که عازم جبهه بود، وصیتنامه مینوشت. در آنها، امانتیها و نذرهایش را مینوشت، مثلاً فلان لباس را به فلانی بدهید و... آخرین وصیتنامهاش را در کمد گذاشت. گفت «الآن به این دست نزن!» به گمانم یک هفته قبل از شهادتش بود...
*بابا حالش خوب شده...
شب اولی که حمید آقا شهید شد را هیچوقت فراموش نمیکنم. آن زمان مهدی 5 ساله بود. از من پرسید «امشب بابا کجاست؟» گفتم «بابا رفت بیش فرشتهها.»
دوباره پرسید «مامان، اگه بابا حالش بد بشه و درد بکشه کی بهش دارو میده؟» گفتم «فرشتهها مراقب بابا هستند... بابا دیگه درد نداره... حالش خوب شد و حالا هم خوابیده...» وقتی این حرفها را شنید، آرام گرفت و خوابید.
*حالا مرد زندگی "اعظم"، در قطعه 206 بهشت زهرا(س)، ردیف 90، شماره 45 آرمیده است.
پس از تصویب طرح بیمه بیکاری در صحن علنی مجلس در هفته گذشته، هرچند هنوز دولت جزئیات بیشتر این طرح را اعلام نکرده اما به نظر میرسد با توجه به سخنان نمایندههای مجلس تنها به ۲۰ درصد از جویندگان کار در کشور، نفری ماهانه حدود ۳۳۳ هزار تومان مقرری بیمه بیکاری پرداخت شود.
به گفته محمد اسماعیل سعیدی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، در بودجه امسال ۲ هزار میلیارد تومان برای اجرای طرح بیمه بیکاری پیشبینی شده است و سازوکار تعیین ۲۰ درصد از افراد جویای کار، در آییننامه اجرایی طرح بیمه بیکاری و حمایت از بیکاران متقاضی کار که توسط سازمان تامین اجتماعی نوشته میشود، تعیین خواهد شد.
با توجه به اعلام محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت در یکشنبه دو هفته پیش مبنی بر وجود دو میلیون تا دو میلیون و ۵۰۰ هزار نفر جویای کار در کشور میتوان برآورد کرد که در طرح بیمه بیکاری قرار است امسال به حداکثر ۵۰۰ هزار نفر (معادل ۲۰ درصد کل جویندههای کار کشور) مقرری بیمه بیکاری پرداخت شود.
در نظر گرفتن اعتبار دو هزار میلیارد تومانی برای کل این طرح نشان میدهد که هرکدام از مشمولان بیمه بیکاری سهمی در حدود چهار میلیون تومان در کل سال ۱۳۹۳ خواهند داشت. این رقم گویای این است که ماهانه ۳۳۳ هزار تومان به هرکدام از مقرری بگیران بیمه بیکاری پرداخت خواهد شد.
البته رقم اعلامی در مورد جویندههای کار به میزان کل بیکاران کشور نیز نزدیک است. طبق آخرین اعلام مرکز آمار ایران در سال گذشته دو میلیون و ۴۸۸ هزار و ۳۷۲ نفر بیکار در کشور وجود داشته است.
با این حال، پیش از این در دوشنبه گذشته ابوالحسن فیروزآبادی، قائم مقام وزیر تعاون، کار و رفاه اعلام کرده بود: ۲۰۰ هزار نفر بیمه بیکاری دریافت میکنند.
اگر قرار باشد دولت با همان سازوکار قبلی خود که تنها به افراد بیکار شده مقرری پرداخت میکرد، این کار را ادامه دهد آن وقت میتواند از آن دو هزار میلیارد تومان برای هرکدام از ۲۰۰ هزار نفری که اکنون مشمول بیمه بیکاری هستند ماهانه ۸۳۳ هزار تومان (۱۰ میلیون تومان برای کل سال) در نظر بگیرد.
با وجود این، آن طور که در جزئیات طرح بیمه بیکاری آمده تنها کسانی میتوانند مقرری بیمه بیکاری دریافت کنند که چهار شرط حداقل سن ۲۵ سال، مورد تایید بودن مهارت آنها توسط سازمان فنی و حرفهای، ثبت نام در مراکز کاریابی مورد تایید وزارت کار و گذشت بیش از یک سال از زمان جستوجوی شغل را داشته باشند. همچنین پرداخت حق بیمه یا سابقه اشتغال هم در این طرح مدنظر نیست.
روزنامه واشنگتن پست آمریکا از تحویل موشکهای ضد هواپیما از سوی پنتاگون به برخی گروههای معارض سوری خبر داده است.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامه واشنگتن پست به نقل از برخی منابع در وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) فاش کرد که به تازگی برخی گروههای وابسته به ارتش آزاد سوریه از سوی آمریکا تعداد محدودی سامانه موشکی ضد هواپیما دریافت کردهاند که گمان میرود از نوع "افآیام-۹۲ استینگر" باشد.
بنا به نوشته این روزنامه سامانههای موشکی مذکور به یگانهایی از ارتش آزاد سوریه داده شده است که از نظر آمریکا معتدلتر هستند و از انضباط داخلی بیشتری برخوردارند.
پیشتر آمریکا به مخالفان سوری سامانههای موشکی تاو که موشکهای موثری برای از بین بردن تانکها و تاسیسات زرهی محسوب میشوند، داده بود که مخالفان با استفاده از این سامانهها تاکنون چندین دستگاه تانک ارتش سوریه را منهدم کردند.
این اولین بار است که ارتش آمریکا مخالفان سوری را به موشکهای ضد هواپیما مسلح میکند. پنتاگون بیم آن دارد که موشکهای ضد هواپیما در سوریه به دست گروههای تندرو بیفتد که این امر امنیت هوایی منطقه را تهدید خواهد کرد.
استینگر یک سامانه موشکی زمینبههوای دوشپرتاب است که توسط شرکت ریتیون در آمریکا و شرکت ایایدیاس آلمان تولید میشود. این سلاح سبک و با کاربردی آسان است که قادر است یک جسم پروازی را در محدودهٔ ۴۸۰۰ متری و در ارتفاع ۱۸۰ تا ۳۸۰۰ متری مورد اصابت قرار دهد.
یک سناتور آمریکا در نامهای به بشار اسد از وی و ارتش سوریه به دلیل "قهرمانیهایشان" قدردانی و تروریستها در سوریه را "جنایتکاران جنگی وانسانهای وحشی وابسته به القاعده و مزدورانی که برای کشتن مردم وارد سوریه میشوند" توصیف کرد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به نقل از سایت عربی پرس، ریچارد بلک، سناتور ویرجینیا در این نامه تاکید کرد: تعداد اندکی از آمریکاییها درک کردهاند که از همان طرفی حمایت میکنند که دست به رخدادهای 11 سپتامبر زده و این افراد همان کسانی هستند که غیرنظامیان را میکشند و دست به انفجارها در سوریه میزنند تا زنان و کودکان را به قتل برسانند.
این سناتور آمریکایی از بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه به دلیل تعامل همراه با احترام وی با تمامی طوائف سوری قدردانی و اعلام کرد که "شورشیان" روش "دزدان، جنایتکاران و افراد خرابکار" را در پیش گرفتند.
ریچارد بلک با آرزوی ادامه پیروزیها برای ارتش سوریه در مقابل تروریستها، از سربازان سوری که از غیرنظامیان محافظت میکنند قدردانی کرد.
در بخشی از این نامه آمده است: جناب آقای بشار اسد من برای شما نامه نوشتم تا از قهرمانیهای ارتش سوریه در کوههای قلمون که به نجات جان مسیحیان انجامید قدردانی کنم. من از پیروزی دلنشین شما در یبرود به طور ویژه قدردانی میکنم چرا که ارتش سوریه و نیروهای هوایی، مسیحیان و دیگر مردم سوریه را که چند سال در دام تروریستها گیر افتاده بودند، آزاد کردند.
در ادامه این نامه آمده است: تروریستها با افتخار نوارهای ویدئویی کشتارهای دسته جمعی اسیران جنگی و بریدن سر راهبهها و دیگر غیرنظامیان و حتی فیلم خوردن گوشت انسانها را پخش میکنند.
وی در ادامه نامه خود گفت: بدترین چیزی که ممکن است رخ دهد این است که شورشیان پایتخت سوریه را تحت کنترل خود درآورده و پرچم سیاه القاعده را به احتزاز درآوردند. به همین دلیل به شورشیان سلاحهای پیشرفته داده نشده است.
به گزار ش سرویس مقاومت جام نیوز به نقل از خبرگزاری فارس، ساعاتی پیش حاج فوزی ایوب از فرماندهان حزب الله لبنان و اسیرآزاد شده از زندانهای اشغالگران صهیونیستی در راه دفاع از حریم حضرت زینب (س) به فیض شهادت نائل آمد.