صدای فرماندهان شهید
| ردیف | موضوع |
اجرا |
حجم |
زمان |
| 1 | شهید ابراهیم همّت |
|
157 | 0:01:04 |
| 2 | شهید حسن باقری 1 |
|
297 | 0:02:02 |
| 3 | شهید حسن باقری 2 |
|
718 | 0:06:06 |
| 4 | شهید مصطفی چمران |
|
995 | 0:07:34 |
| 5 | شهید حسین خرازی |
|
85 | 0:00:34 |
| 6 | شهید مهدی زین الدین |
|
154 | 0:01:03 |
| 7 | شهید مهدی باکری |
|
153 | 0:01:02 |
| 8 | شهید کاوه |
|
132 | 0:00:54 |
هنوز بیش از بیست و پنج سال از عمر مبارک علی
علیهالسلام نگذشته بود و از ازدواج پر برکتش با زهرا علیهاالسلام زمانی نرفته بود،
که جنگ احد پیش آمد.
معمولاً مردان جوان پس از ازدواج، بیشتر در اندیشه زندگانی مشترک خویشند و به همسر
و معاش و آینده خانواده خود میاندیشند، ولی علی علیهالسلام درست در چنین هنگامی،
خانه و خانواده را رها کرد و به دستور پیامبر صلی الله علیه وآله روی به میدان جنگ
نهاد.
پس از جنگ، به پیامبر صلی الله علیه وآله گفت:
«یا رسولالله! هفتاد نفر در احد
شهید شدند و حمزةبنعبدالمطلّب، سر سلسله آنان بود، امّا من از این فیض محروم گشتم
و از شهادت به دور افتادم. بسیار ناراحت شدم که چرا فیض شهادت نصیبم نگردید!»
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
«یا علی! تو سرانجام شهید خواهی شد، امّا میخواهم بدانم هنگام شهادت، چگونه آن را میپذیری؟»
علی علیهالسلام گفت:
«یا رسولالله! نفرمایید چگونه میپذیری، بفرمایید چگونه سپاسگزاری میکنی. این جا، جای صبر نیست، جای سپاس گزاردن است!»