شناسایی یک شهید با آزمایش DNA

شهید نریمی  مسئول مخابرات سپاه ششم امام جعفر صادق(ع) ، در چهارم تیر ماه 67 در تک دشمن بعثی عراق در هور‌الهویزه مفقود شد.

پیکر مطهر سردار دلاور سپاه اسلام، مهدی نریمی بی‌سیم‌چی قرارگاه سری نصرت روز پنجشنبه 1/7/89 بر دستان مردم شهید پرور اهواز تشییع گردید.

شهید مهدی نریمی

پیکر این شهید بزرگوار که از هم رزمان شهید علی هاشمی در قرارگاه مجنون است ،اخیراً در منطقه عملیاتی هورالهویزه کشف،و  با حضور طلاب، روحانیان و مردم شهید پرور خوزستان تشییع شد و در کنار فرمانده اش آرام گرفت.

این شهید دوران دفاع مقدس که مسئول مخابرات سپاه ششم امام جعفر صادق (ع) بود در تاریخ چهارم تیر ماه 1367 در تک دشمن بعثی عراق در منطقه هور‌الهویزه مفقود شد.

بنابر این گزارش پیکر پاک این شهید والامقام همزمان با پیکر هم رزمش علی هاشمی کشف شد و مورد بررسی و شناسایی قرار گرفت که پس از انجام آزمایشات DNA مشخص شد که پیکر یافته شده، متعلق به شهید مهدی نریمی است.

گفتنی است در شرایط کنونی سه نفر دیگر از هم رزمان شهید هاشمی در منطقه عملیاتی هورالعظیم شناسایی شده‌اند ولی هنوز آزمایش‌های تخصصی برای یقین درباره هویت آنها به انجام نرسیده است.

در همین باره دکتر محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس، در پیامی، بازگشت پیکر مطهر شهدای قرارگاه نصرت را آیتی الهی خواند و با اشاره به رابطه عاطفی بین شهید علی هاشمی و شهید مهدی نریمی، آنان را نماد وحدت قومیت های خوزستان دانست.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر محسن رضایی متن این پیام بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

پیکر شهید مهدی نریمی پس از سال ها نجوای راز عاشقی در خلوت عارفانه اش با خداوند، به جمع یاران و بازماندگان شهدا برگشته است. بی شک، بازگشت پیکر مطهر شهدای قرارگاه نصرت، آیتی الهی بر رستاخیز جان در پرتوی نور جهاد، ایثار و شهادت است و مایه رشد و برکت برای شهرهای ماست.

مهدی نریمی در کنار علی هاشمی نماد وحدت قومیت های خوزستان هستند و مودتی که بین علی و مهدی بود قدرت مدیریت و خلاقیت قرارگاه نصرت را دو چندان کرد.

این شهید بزرگوار چه در مسئولیت مخابرات قرارگاه نصرت و چه به عنوان یک یار همدل همیشه ترجیح می داد در کنار شهید علی هاشمی باشد و تا آخرین لحظه کنار او ماند تا با یکدیگر به دیدار معبود بشتابند و این نمود دیگری از این حقیقت بود که آنها بهترین رفیقان هستند.

و حسن اولئک رفیقا

وصیتنامه ی شهید حاج محمد ابراهیم همت

 شهید حاج  محمد ابراهیم همت

به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان  می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت. مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی   می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند.   ای کاش به خود می آمدند.  از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود  نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ...  ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند.  مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم  صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام کاری‌ترین ضربات را بر پیکر ظلم، جور،شرک و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود  مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .

و السلام؛

محمد ابراهیم همت

سرلشگر صفوی

خبرگزاری فارس: فرمانده سابق کل سپاه تاکید کرد: دشمنان بدانند اگر بخواهند به ایران حمله نظامی کنند در کوتاهترین زمان ممکن سرکوب خواهند شد.


به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی نیروی مقاومت بسیج، در مراسم تجلیل از خدمات 10 ساله سردار سرلشگر رحیم صفوی که امروز سه‌شنبه در سالن پنجم آذر ستاد نیروی مقاومت بسیج برگزار شد، علی محمدی مسئول حوزه نمایندگی ولی فقیه در بسیج از سردار صفوی به عنوان یادگار دوران دفاع مقدس و رزمندگان و شهیدان یاد و از خدمات ارزنده وی در دوران 10 سال فرماندهی سپاه تقدیر و قدردانی کرد.
مجید میراحمدی جانشین فرمانده نیروی مقاومت بسیج نیز در این مراسم گفت: سردار صفوی با داشتن خصوصیات یک فرمانده خوب و شجاع، توانست دوران درخشانی را در یک مسیر فرماندهی از خود به جای بگذارد و همواره سعی می‌کرد پاسداران در راه دینمداری و تقوی گام بردارند.
وی در ادامه با اشاره به اطاعت‌پذیری و ولایت‌مداری فرمانده سابق سپاه پاسداران تصریح کرد: سردار صفوی همواره سپاه را در خط ولایت و رهبری ثابت قدم نگه داشت و نگذاشت تا افکار التقاطی وارد سپاه شود.
جانشین فرمانده نیروی مقاومت بسیج افزود: سرلشگر صفوی یک فرمانده قرارگاه نبود که در اتاق جنگ نشسته و فرماندهی کند بلکه در سخت‌ترین شرایط جبهه‌ها در خط مقدم حضور داشت و با عزمی راسخ همواره با مشکلات جبهه کنار می‌آمد.
میراحمدی یادآور شد: وی همواره به مشکلات پاسداران و رسیدگی به وضعیت معیشتی آنها اهتمام جدی داشت و خود را شریک سختی‌ها و ناملایمات پاسداران می‌دانست.
وی ضمن تقدیر و تشکر از زحمات سردار صفوی رشد و بالندگی نیروی مقاومت بسیج را موهون حمایتهای و پشتیبانی‌های وی دانست.
در ادامه نیز سرلشگر صفوی گفت: از اینکه این کلمات را در خصوص بنده عنوان کردند به خداوند پناه می‌برم و از ایزد منان می‌خواهم که مرا یاری کند که در مسیر بندگی‌ گام برداشته و خود را یک پاسدار کوچک می‌دانم.
وی افزود: خداوند برای نظام هستی یک برنامه دارد و برای کشور ایران و سپاه پاسداران نیز برنامه و طرح دارد، مهم این است که خودمان را در راستای خواست الهی قرار دهیم.
دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا در امور مرتبط با نیروهای مسلح اظهار داشت: ما باید از امیر مومنان بندگی و عبد بودن را یاد بگیریم چرا که علی (ع) با اینکه حاکم و رهبر جامعه بود، برای یتیمان و نیازمندان نان و خرما می‌برد و همواره دغدغه مسلمین را داشت.
صفوی با اشاره به حقیقت جنگ افزود: روزهای جنگ خیلی روزهای سختی بود و باید حماسه دوران دفاع مقدس را هر چه بیشتر بیان کرد تا واقعیات جنگ برای مردم بازگو شود.
وی با اشاره به پیشرفت ده ساله سپاه گفت: فرماندهی در سپاه، فرماندهی جمعی است و موفقیت ده ساله سپاه، در سایه تلاش تمام نیروهای سپاه و بسیج بوده است. سپاه رشد خود را مدیون زحمات تک تک پاسداران و بسیجیان است.
دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا در امور مرتبط با نیروهای مسلح در خصوص گسترش بسیج گفت: برای تحقق ارتش 20 میلیونی راه دشوار و درازی را در پیش داریم و هنوز شعار تا سپاه بسیج نشود این بسیج، بسیج نشود» تحقق پیدا نکرده است.
سردار صفوی یادآور شد: بسیج ظرفیت بسیار بالایی در جذب نیرو دارد و باید با برنامه‌ریزی بتواند در صنوف مختلف وارد شده و نخبگان را شناسایی کند که بسیج در حال حاضر توانسته با حضور در صحنه‌های مختلف کشور از جمله بهداشتی، سازندگی، علمی، فرهنگی و نظامی، یک قدرت تاثیرگذار باشد و دشمنان از نام بسیج هراس دارند.
وی با بیان اینکه درحال حاضر بسیج در عرصه سازندگی کشور با قدرت و قوت وارد شده و با همت جوانان توانسته خدمات بزرگی انجام دهد، اضافه کرد: بسیج یعنی یک ملت معتقد به ولایت و رهبری، بسیج یعنی یک نیروی چند جانبه که هر جا در کشور به بسیج نیاز باشد وارد عمل شود.
فرمانده سابق کل سپاه در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به شرایط سیاسی منطقه و حضور اشغالگران در منطقه گفت: منفور بودن آمریکا در بین کشورهای مسلمان و جهان یک واقعیت است که نشات گرفته از عملکرد بد و نامناسب آمریکایی‌ها در سراسر جهان می‌باشد. در حال حاضر آمریکا در کشور عراق در یک بن بست بزرگی گرفتار شده و نمی‌تواند خود را به راحتی از این مشکل نجات دهد.
مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا در امور نیروهای مسلح خاطرنشان کرد: دشمنان بدانند اگر بخواهند به ایران حمله نظامی کنند با نیروهای مسلح قوی و قدرتمند و بخصوص بسیج روبرو بوده و در کوتاهترین زمان ممکن سرکوب خواهند شد.
در پایان این مراسم با تقدیم لوح سپاس به سردار سرلشکر رحیم صفوی از سوی مسئولین نیروی مقاومت بسیج از زحمات و تلاش‌های این فرمانده بسیج تقدیر و تشکر به عمل آمد.

زارعی در گفتگو با فارس

خبرگزاری فارس: یک کارشناس مسائل سیاسی با بیان این‌که سپاه قدس نیز همانند دیگر مجموعه‌های سپاه فعالیتی شفاف و قانونی دارد، گفت: دستگاه دیپلماسی باید کشورهایی چون چین، روسیه و آلمان را نسبت به سپاه قدس توجیه کند.


سعدالله زارعی در گفتگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس، با اشاره به عقب‌نشینی دولتمردان آمریکایی درخصوص تروریستی خواندن سپاه، با بیان این‌که آمریکا در ارتباط با جمهوری اسلامی خط سیر کلی ایجاد تفرقه را از ابتدا دنبال کرده‌، اظهار داشت: براساس این خط سیر، آن‌ها نهادهای جمهوری اسلامی را به دو دسته نهادهایی که با جریان ضدآمریکایی‌ مرتبط هستند و نهادهای میان‌رو و قائل به گفتگوی ایران و آمریکا، تقسیم کرده بودند.
وی با بیان این‌که این خط سیر به بن‌بست رسید، اظهار داشت: دلیل به بن‌بست رسیدن این خط سیر این بوده که اصولاً جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام سیاسی، به صورت منسجم عمل می‌کند و یک هویت مشخص و تعریف شده دارد؛ به شکلی که موضع‌گیری اشخاص تاثیری در تشخص نظام و موضع آن در عرصه بین‌المللی ندارد.
این کارشناس مسائل سیاسی با بیان این‌که آمریکا در مرحله بعدی انگشت اتهامات را به سمت سپاه برد، اظهار داشت: دولتمردان آمریکایی در راستای تفرقه‌افکنی در نیروهای داخلی ایران، مدعی شدند که سپاه پاسداران به صورت یک نهاد خودگردان است که مدیریت درونی دارد و الزاماً به نظام جمهوری اسلامی ارتباط ندارد بلکه برگزار کننده یکسری اقدامات است که بخشی از آن ماهیت تروریستی دارد.
به گفته زارعی،‌ آمریکایی‌ها با این ادعا می‌خواستند سپاه پاسداران را به عنوان یک نهاد که فعالیت‌های غیرقانونی انجام می‌دهد معرفی کنند و در نهایت انگ غیرقانونی بودن را به این نهاد بزنند.
این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: آمریکایی‌ها در جریان مذاکراتی که با طرف‌های اروپایی و برخی کشورهای آسیایی از جمله روسیه و چین داشتند، این کشورها با برخورد با نهاد سپاه و زیرمجموعه‌های آن به دلیل مشارکت سپاه در امر بازسازی کشور که ماهیت اقتصادی دارد، مخالفت کردند.
وی افزود: آمریکا برای این‌که کشورهای گروه 5+1 را نسبت به اعمال محدودیت علیه جمهوری اسلامی راضی کند، بعد از مخالفت این کشورها با اعمال محدودیت علیه کلیت نهاد سپاه، اعلام کرد منظور ما از سپاه پاسداران، یگان قدس سپاه است؛ در حالی که این یگان از کلیت سپاه جدا نیست و همان‌طور که سپاه در چارچوب قانون و به صورت شفاف فعالیت می‌کند، یگان قدس نیز همان طور است. آمریکایی‌ها با این روش دست به فریبی زده‌اند و برای این‌که شرکای خود را به اعمال محدودیت علیه جمهوری اسلامی متقاعد کنند، تخصیص جدیدی زده‌اند و یگان قدس را از سپاه جدا کرده‌اند.
زارعی با بیان این‌که جمهوری اسلامی ایران در واکنش به این اقدام باید سیاست توجیهی نسبت به کشورهایی چون چین، روسیه و آلمان که روابط اقتصادی فعالی با ایران دارند انجام دهد، یادآور شد: ایران باید آن‌ها را در خصوص همکاری با آمریکا برای اعمال محدودیت علیه جمهوری اسلامی، چه در قالب عنوان سپاه و چه در قالب سپاه قدس، توجیه نماید و هشدارهای لازم را در خصوص نیات واقعی آمریکا به آن‌ها بدهد.
این کارشناس مسائل سیاسی در پاسخ به این سؤال که چرا آمریکا در قانع نمودن چین و روسیه مبنی بر تروریستی اعلام نمودن سپاه ناکام ماند؟ خاطرنشان کرد: آمریکایی‌ها در همراه کردن کشورهای گروه 5+1 دچار مشکل بودند چرا که از یک طرف قطعنامه‌های صادره علیه ایران به نتیجه نرسیده بود (در حالی‌که آمریکایی‌ها به آن‌ها می‌گفتند با صدور قطعنامه، ایران متوقف می‌شود) و از طرف دیگر آمریکایی‌ها تلاش می‌کردند که برای حل مشکلات خود در عراق، لبنان و فلسطین از ظرفیت کشورهای گروه 5+1 بهره بگیرند. در حالی که مثلاً فرانسوی‌ها معتقدند که عراق مسئله‌ای است که آمریکایی‌ها باید راساً مسائل خود را در آن‌جا حل کنند و لبنان مسئله‌ای است که روس‌ها در آن منفعتی ندارند و اساساً مسئله لبنان، مسئله روسیه نیست و در مسئله فلسطین نیز مسئله مربوط به آمریکاست.
به گفته وی، آمریکایی‌ها می‌خواستند به بهانه همکاری گروه 5+1 با ایالات متحده در بحث هسته‌ای ایران، این همکاری را به حوزه‌های دیگر هم تسری دهند. اما در عمل با مقاومت گروه 5+1 مواجه شدند.
زارعی با بیان این‌که گروه 5+1 تا مرز فروپاشی پیش رفته است، تصریح کرد: گفته می‌شود هم‌اکنون این گروه به گروه 3+3 تبدیل شده که روس‌ها، چینی‌ها و آلمان‌ها در یک طرف و آمریکا و انگلیس و فرانسه نیز در طرف دیگر هستند. اگرچه که فرانسه نیز درخصوص دنباله‌روی از سیاست‌های آمریکا در خصوص مسائل غیرهسته‌ای ایران دچار تردیدهایی شده و آمریکا را مورد سؤال قرار می‌دهد.
این کارشناس مسائل سیاسی با ارزیابی مسئله وحدت ملی در قبال هجمه تبلیغاتی آمریکا علیه سپاه یادآور شد: یکی از اتفاقات بسیار خوبی که در این صحنه افتاد، این بود که تهدید آمریکا علیه سپاه، نادرستی خط سیر مطرح شده از سوی آمریکا را به وضوح روشن کرد. برای همه گروه‌ها و جریانات سیاسی داخل ایران مشخص شد که ادعای آمریکا مبنی بر گفتگوی واقعی با ایران برای حل مشکلات، درست نیست.
وی با بیان این‌که با این اقدام، خط گفتگو با آمریکا تضعیف شد و حتی برخی گروه‌هایی که معتقد بودند باید از طریق گفتگو مسائل ایران و آمریکا حل شود، بعد از این ماجرا متوجه شدند که آمریکا به طور واقعی در پی گفتگوی برابر با ایران نیست، اظهار داشت: با اعلام حمایت جریانات مختلف سیاسی از سپاه مشخص شد گرو‌ه‌های داخلی هیچ اعتمادی نسبت به آمریکا ندارند و این اتفاق مبارکی بود.
زارعی با بیان این‌که در هر مسئله‌ی ملی که آمریکایی‌ها وارد شوند، در داخل ایران یک وضعیت منسجم به وجود می‌آید، یادآور شد: آمریکایی‌ها در این ماجرا ضرر کردند و تمام بذرهایی که یکی دو دهه گذشته در فضای سیاسی ایران پاشیده بودند، با اقداماتی که علیه برنامه‌ هسته‌ای ایران انجام دادند و علیه سپاه ادامه دادند، عملاً این بذرها سوخت و به خاکستر تبدیل شد. این مسئله، دستاورد بسیار خسارت‌باری بود که آمریکایی‌ها در این ماجرا به دست آوردند.
این کارشناس مسائل سیاسی در پاسخ به این سؤال که در صورت وارد کردن نام سپاه قدس در قطعنامه جدید علیه ایران، واکنش مناسب ایران چه خواهد بود، خاطرنشان کرد: اگر آن‌ها در قطعنامه خود یکی از بخش‌های نظام جمهوری اسلامی را به طور مشخص مورد سؤال قرار دهد، در همان ابتدای کار دچار تناقض شده‌اند؛ یعنی از یک طرف گویا رفتارهای جمهوری اسلامی را تایید کرده‌اند و از طرف دیگر بخشی از جمهوری اسلامی را مورد خطابه قرار داده‌اند.
وی افزود: این یک تناقض است که خود آمریکایی‌ها هم در یک ماه گذشته به آن اشاره کرده‌اند. یکی از روزنامه‌های آمریکایی نوشته بود شما درحالی که در طول سه دهه جمهوری اسلامی را تحریم کردید و به نتیجه نرسیدید، چگونه توقع دارید که با تحریم بخشی از جمهوری اسلامی به نتیجه برسید؟
زارعی پیش‌بینی کرد؛ اگر دولتمردان آمریکایی علیه بخشی از جمهوری اسلامی اعمال محدودیت کنند با شکست مواجه می‌شوند، چرا که برخورد آن‌ها علیه بخشی از جمهوری اسلامی ایران، با واکنش‌ همه بخش‌های جمهوری اسلامی مواجه می‌شود.
این کارشناس مسائل سیاسی در پاسخ به این سؤال که واکنش جمهوری اسلامی ایران به هجمه تبلیغاتی آمریکا علیه یگان قدس سپاه چه باید باشد، اظهار داشت: جمهوری اسلامی به طور طبیعی در واکنش به این نوع تهدیدات، بایستی طرف‌های خارجی را توجیه نماید و گفتگوی فعال با جهان خارج را ادامه دهد و در عین حال بایستی بر توانمندی‌های داخلی خود تکیه کند. ما باید تهدیدات را با نشان دادن توانایی خود برطرف کنیم. باید نشان دهیم که توانایی رفع هرگونه تهدیدات را از جمهوری اسلامی داریم. یعنی هم قدرت‌نمایی باشد و هم گفتگو با طرف‌های مختلف برای توجیه آن‌ها ادامه یابد.
زارعی این سیاست دوجانبه را موفق ارزیابی نمود و تصریح کرد: این سیاست تاکنون موفقیت‌آمیز بوده چرا که ما با ایستادگی بر سر مواضع، به نتایج خود رسیدیم و با گفتگو طرف‌ها را توجیه نموده‌ایم.

پرواز جنگده آمریکا در کنار مرزهای خرمشهر

یک فروند هواپیمای نظامی آمریکا نزدیک ساعت هجده و 15 دقیقه روز جمعه 23 شهریور ماه در مسیر شمال به جنوب و در کنار مرزهای زمینی خرمشهر بر فراز آسمان عراق دیده شد.



به گزارش خبرنگار ما در خرمشهر این هواپیمای جنگی در ارتفاع بسیار بالا و با سرعت در مسیر مرز هوایی ایران و عراق در مناطق شلمچه، خرمشهر، جزیره مینو رویت شد.



گفتنی است که به تازگی نیروهای موشکی زمین به هوای ایران در منطقه شلمچه مستقر شده اند.



دو ماه پیش نیز یک هواپیمای متجاوز آمریکایی در منطقه اروند از یکی از پدافندهای موشکی ایران اخطار دریافت و بی درنگ منطقه را ترک کرد.



هواپیماهای آمریکایی پس از تحرکات خود در این منطقه که از زمان اشغال عراق آغاز شده، از پایگاه هوایی الجابریه کویت برای نشست و برخاست خود استفاده می کنند.

اولین پاسخ ایران به حمله نظامی امریکا

اولین پاسخ ایران به حمله نظامی: شلیک 600 موشک شهاب 3 به اسرائیل

اگر ایران مورد حمله نظامی آمریکا یا اسرائیل قرار بگیرد ، اولین پاسخ فوری ایران ، شلیک 600 موشک به سمت اهدافی در اسرائیل خواهد بود .

به گزارش عصرایران (asriran.com) یک سایت خبری عرب زبان با اعلام این مطلب افزود: در حال حاضر 600 موشک ایرانی به سمت اسرائیل نشانه گیری شده است و این خبری است که مقامات ایرانی تمایل داشته اند از طریق واسطه های عربی و اروپایی در اختیار تل آویو قرار دهند .

"الملف" افزود: ایران نه تنها تصمیم دارد در صورت حمله به خاکش دست به اقدام متقابل بزند بلکه تهدید کرده است که اگر هم پیمان منطقه ای اش ، سوریه، نیز مورد تهاجم قرار بگیرد ، موشک های شهاب 3 خود را شلیک خواهد کرد .
این موشک ها با برد دستکم 1300 کیلومتر قادر هستند به راحتی تمام نقاط اسرائیل از جمله نیروگاه اتمی دیمونا را هدف قرار دهند .

به نوشته این سایت، ایران در سال های اخیر شهاب 3 را پیشرفته تر کرده و دقت هدف گیری و قدرت تخریبی آن را تا حد قابل ملاحظه ای بالا برده و اکنون در حال کار بر روی پروژه شهاب 4 است ؛ هر چند که شایعاتی پرامون تکمیل شهاب 4 نیز منتشر شده است .

این گزارش همچنین مدعی است یگان های موشکی ایران که از رهگذر تولید انبوه موشک در کشورشان ، بسیار غنی هستند ، بر روی هر پایگاه نظامی آمریکا در عراق ، 10 الی 15 موشک را تنظیم و آماده شلیک کرده اند .

ایرانی ها بارها اعلام کرده اند بر خلاف حکومت صدام ، در برابر هر گونه حمله ای به کشورشان واکنش سریع و قاطعانه ای خواهند داشت و منتظر راه های بیهوده ای مانند مداخله سازمان های بین المللی نخواهند بود .

عراق در ماجرای حمله نیروی هوایی اسرائیل 1981به نیروگاه اتمی اوسیراک در 18 کیلومتری بغداد که به تخریب این مجموعه هسته ای انجامید ، واکنشی نشان نداد .
همچنین در جریان اشغال این کشور و سقوط حکومت صدام نیز مقاومتی از سوی ارتش عراق صورت نگرفت و مهجمان به سادگی توانستند ظرف 23 روز به بغدا برسند .

الملف می نویسد: بر خلاف حکومت عراق ، نظامیان ایرانی به ویژه سپاه پاسداران ، اصرار دارند که اگر حمله ای علیه ایران صورت بگیرد ، باید به مهاجم و یاری دهندگان مهاجم تاخت . آنها اخیراً حتی در مقابل "تئوری حمله پیشدستانه آمریکا" از "تئوری دفاع پیشدستانه" سخن می گویند .

بنا به گزارش "الملف" ، آمریکایی ها ، تهدید ایران به اقدام متقابل را جدی می گیرند و از آنجا که نتوانسته اند ارزیابی دقیق از توانایی واقعی نظامی ایران داشته باشند ، "بسیار محتاط" عمل می کنند ؛ این درحالی است که آنها پیش از حمله به عراق ، توانستند در قالب بازرسی های سازمان ملل از بی خطر بودن ارتش عراق اطمینان حاصل کنند و با خیال آسوده سربازان خود را به این کشور بفرستند ولی اقدام مشابه درباره ایران برای آنها در حکم "قماری با آینده مه آلوده" است زیرا بازرسی های جهانی که آمریکا در نظر داشت به کل مراکز نظامی ایران تعمیم دهد و در مواردی هم موفق شد ، با روی کار آمدن رئیس جمهور احمدی نژاد ، به تاسیسات هسته ای ایران محدود شد و روش آزموده شده در عراق درباره ایران متوقف ماند .

پیشروی تانک های انگلیسی و آماده‌باش نیروهای نظامی ایران در مرز

عصرایران - تانک‌های انگلیسی با پیشروی غیرمتعارف تا پشت خاکریزهای مرزی ایران دست به یک مانور نظامی زدند .
مقارن ساعت 11 و ده دقیقه جمعه تعداد 12 دستگاه تانک ارتش انگلیس در منطقه شلمچه اقدام به حضور و مانور کردند.
به گزارش خبرنگار عصرایران (asriran.com) این تانک‌ها تا پشت خاکریزهای مرزی ایران در شلمچه و در منطقه روبروی یادمان شهدای گمنام شلمچه پیشروی کردند و پس از یک حضور 20 دقیقه‌ای منطقه را ترک کردند.

گزارش خبرنگار ما حاکی است پس از استقرار این تانک‌ها نیروهای تیپ سوم لشگر هفت حضرت ولی عصر(عج) به حالت آماده‌باش کامل درآمدند.
یک مقام مسئول سیاسی در خرمشهر گفت: این تانک‌ها برای مانور نظامی و آموزش به مرزبانان عراقی در منطقه حضور پیدا کرده‌اند.

از سوی دیگر مقامات بریتانیایی چند روز پیش اعلام کردند که قصد استقرار 350 نیروی تفنگدار خود را در مرزهای جنوبی استان بصره عراق با استان خوزستان دارند .حضور این نیروها در حالی است که تعدادی از نیروهای نظامی آمریکا نیز به همراه سگ‌های خود در نزدیکی دروازه مرزی شلمچه استقرار یافته‌اند.

ارسال ادعای استراق سمع سپاه در خلیج فار س

روزنامه دیلی‌تلگراف" چاپ لندن در گزارشی ادعا کرد ایران یک پایگاه استراق سمع پیشرفته در شمال آبهای خلیج فارس مستقر کرده است.

این روزنامه انگلیسی نوشت: این پایگاه که توسط سپاه پاسداران در آبهای خلیج فارس ساخته شده دارای یک مرکز استراق سمع "های تک" است که در نزدیکی نقطه‌ای که نیروهای ایرانی پانزده ملوان انگلیسی را دستگیر کردند واقع شده است.

به گفته ارتش آمریکا این مرکز (پست) مجهز به رادار، دوربین و دستگاه های مادون قرمز برای ردیابی حرکت "نیروهای دریایی ائتلاف و کشتی های تجاری" در شمال خلیج فارس است.

براساس این گزارش، فرماندهان غربی نگرانند که یکی از اهداف اصلی این پایگاه ایرانی، توانمند ساختن سپاه برای ردیابی تعداد بیشتری از کشتی های ائتلاف باشد که در آب‌های نزدیکی دهانه شط العرب در جنوب شهر بصره عراق تردد می‌کنند.

به اعتقاد ارتش آمریکا این مرکز استراق سمع می تواند به نیروهای ایرانی کمک کند تا در پاسخ به هرگونه حمله هوایی آمریکا به تاسیسات هسته ای این کشور، کشتی‌های تجاری و بازرگانی را هدف قرار دهند.

پیام تبریک رهبری به سلیمی فاتح طلای وزنه برداری

ضمن تبریک پیروزی افتخار آمیز شما، از اینکه نام شهدای عزیز را بعد از پیروزی گرامی داشتید، صمیمانه تشکر میکنم

در پی دست یافتن بهداد سلیمی به مدال طلای دسته 105+ رقابت‌های وزنه برداری قهرمانی جهان ، مقام معظم رهبری در پیامی، این پیروزی را تبریک گفتند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)، مقام معظم رهبری در پیام کوتاهی ضمن تبریک پیروزی افتخارآمیز آقای سلیمی در مسابقات وزنه برداری قهرمانی جهان خطاب به وی فرمودند:
«ضمن تبریک پیروزی افتخار آمیز شما، از اینکه نام شهدای عزیز را بعد از پیروزی گرامی داشتید، صمیمانه تشکر میکنم»
سید علی خامنه‌ای

30 میلیاردر ایرانی را بشناسیم

ثروتمند ترین مردان و زنان دنیا، آنجا که سامانه مالیاتی درستی هم وجود دارد، با افتخار سر خود را بالا می گیرند و از ثروت مشروعی می گویند که البته قانونمد و شفاف به دست آمده است و کم نیستند لیست های ثروتمند ترین افراد یک کشور یا جهان که در نشریات مطرح می شوند. در “ایران سال 1389 “اما ، موضوع مثل خیلی از مقولات دیگر متفاوت از دنیاست. در اینجا، پولدار بودن همان است که در «به کجا چنین شتابان؟» و «دارا و ندار» نشان داده می شود      

به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران(econews.ir)، از همین راهروی فکری هم هست، که ثروتمند ترین مردان و زنان دنیا، آنجا که سامانه مالیاتی درستی هم وجود دارد، با افتخار سر خود را بالا می گیرند و از ثروت مشروعی می گویند که البته قانونمد و شفاف به دست آمده است و کم نیستند لیست های ثروتمند ترین افراد یک کشور یا جهان که در نشریات مطرح می شوند.
در “ایران سال 1389 “اما ، موضوع مثل خیلی از مقولات دیگر متفاوت از دنیاست. در اینجا، پولدار بودن همان است که در «به کجا چنین شتابان؟» و «دارا و ندار» نشان داده می شود ؛ اگرچه این سریال محصول ماه های اخیر است، اما فیلمنامه آن در ذهن بسیاری از افراد جامعه ما از خیلی سال ها پیش نقش بسته است. سال هایی که گنج قارون ساخته شده بود.
بر اساس این تفکر است که: «اولا پولدار ها خبیث هستند و هیچ راهی به جز بالا کشیدن حق فقرا نداشتند تا پولدار شوند.
ثانیا، پولدارها معمولا امراضی نظیر سرطان خون (خاص مرفهان بی درد) دارند و اگر این را هم نداشته باشند، حتما از حرص پول سکته می کنند. بچه هایشان هم که اگر ایدز نداشته باشند(که این ایدز هم سوغات یک سفری خارجی و بی بندوباری است) حتما معتاد و الکلی هستند.»
با این پاراگراف کوتاه، چه کسی حاضر می شود بگوید من ثروتمندترین ایرانی هستم؟ بهتر آنکه چیزی رو نشود.
از طرف دیگر هم، خانواده 8 نفری که نان شب شان به زحمت در می آید، پای تلویزیون ال سی دی قسطی(وارد شده توسط یکی از آن ثروتمندان ایدزی) بنشینند ، وقتی که نوک پاهایشان به خاطر تنگی جا به هم می خورد، 500 تومان تخمه آفتابگردان بشکنند و به عاقبت ثروتمندان بدبخت نگاه کنند و خدا را هزار مرتبه شکر کنند که اگر پولدار نیستند و قسط خرید وسایل منزل و اجاره خانه و شهریه دانشگاه عقب افتاده و پول خرید گوشت ندارند و شیر یارانه ای گیرشان نمی آید و زیر کفششان هزار بار وصله شده، لااقل بچه هایشان ایدز ندارند، دست به قتل نمی زنند، از اعتیاد کمرشان نشکسته و…!
از بحث دور نشویم، به لطف سامانه های مالیاتی و مالی کشورمان ایران، دو دسته ثروتمند وجود دارند. دسته اول که همیشه هم بحث برانگیز بودند، رانتی هستند و زمین خوار و … اینها را کسی نه می شناسد، نه دیده، نه حساب هایشان معلوم است.
لااقل 5 سالی هم هست که اسمشان از نوک زبان، به بیان نرسیده و هنوز مردم منتظر شنیدن نامشان هستند و مدارک ثروت نامشروعشان.در ضمن وقتی نام شان از نوک زبان بزرگان به مقام بیان نرسیده، انتظار زیادی است که از قلم ما بچکد!
پس اجازه بدهید سراغ دسته دوم برویم، همان ها که ثروتمند هستند، اما شناخته شده اند و به خاطر شناخته شده بودنشان، مالیات می دهند.
مالیاتی که کوچه های شهرمان را با آن اسفالت می کنند، صدا و سیمای مان را با آن می چرخانند و… برای پیدا کردنشان باید کمی بگردیم.
در فهرست زیر، هرجا که دیدید، نام شرکت یا کارخانه ای آمده است، بدانید که در آن بنگاه اقتصادی، اشخاص زیادی کار می کنند و به واسطه تولید، چرخ اقتصاد خانواده شان می چرخد؛ پس قابل احترام هستند.
1- علاء میرمحمدصادقی: الان 79 سال دارد و متولد اصفهان است. کسی که همه او را به‌عنوان پدر گچ و سیمان کشور می‌شناسند.
اولین صندوق قرض‌الحسنه انقلابی را 38 سال پیش در مسجد لرزاده تأسیس کرد.
او بنیانگذار سازمان اقتصاد اسلامی است که روزی قرار بود بانک خصوصی بازاری‌ها باشد اما با تهدید به استعفای 7 عضو کابینه دولت موقت، به محاق تعلیق رفت تا سرانجام در دولت احمدی‌نژاد به بانک قرض‌الحسنه تبدیل شد.
میرمحمد صادقی رئیس انجمن صنایع و معادن گچ کشور، رئیس خانه معدن کشور، بنیانگذار و رئیس هیات مدیره اتاق های مشترک این و کانادا، ایران و افغانستان، کمیته مشترک ایران و کره، شورای مشترک ایران و بحرین، و ایران و عربستان، اتحادیه تولید کنندگان و صادر کنندگان محصولات معدنی، عضو هیات مدیره شرکت کشتی سازی نوح، شرکت صنایع گچ خوزستان، شرکت صادراتی بنادر جنوب، شرکت پخش سیمان کشور و عضو هیات رئیسه اتاق تهران است.
2- سید حمید حسینی: حضور اشخاصی مثل صفایی فراهانی در مجلس ترحیم پدر وزیر ارشاد برای بسیاری سوال برانگیز بود.
پاسخ سوال را باید در فعالیت های اقتصادی برادر وزیر ارشاد جست، بالاخره برادر وزیر ارشاد با صفایی فراهانی همکار است.
52 ساله است و اهل رفسنجان. رئیس هیات مدیره گروه بین المللی مذاکرات و مدیر عامل شرکت پالایشگاه نفت سروش است.
3- محسن خلیلی‌عراقی: مدیرعامل شرکت بزرگ بوتان. همین بوتان کافی است تا دامنه فعالیت های او مشخص شود.
رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بوتان است، رئیس هیات مدیره انجمن مدیران صنایع ایران، رئیس هیات مدیره کنفدراسیون صنعت ایران، دبیر کل کانون عالی کارفرمایان ایران، رئیس هیات مدیره شورای صنایع لوازم خانگی ایران، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارفرمایان توزیع کننده گاز مایع ایران است.
عراقی متولد 1308 در تهران است.
4- شاهرخ ظهیری: حتما لااقل یکبار سس های او را تجربه کردید، به وی سلطان سس هم می گویند ؛ پیشگام صنایع غذایی در کشور و بنیانگذار کارخانه‌های مهرام است.
علاوه بر این، ظهیری 80 ساله عنوان های دیگری نظیر: نایب رئیس اتاق های مشترک ایران و روسیه، ایران و استرالیا، ایران و ارمنستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، عضو هیات رئیسه اتاق ایران و کانادا، رئیس کمیسیون کشاورزی در صنایع و بسته بندی اتاق ایران، عضو هیات رئیسه انجمن مدیران، نایب رئیس کنفدراسیون صنایع غذایی ایران را نیز در کارنامه دارد.
سلطان سس ایران ، متولد تهران است.
5- مهدی جاریانی: هربار که حمام بروید یا دست هایتان را بشویید، شاید به یاد جاریانی بیفتید.
جاریانی متولد تهران است و 62 سال سن دارد. جاریانی مدیر عاملی شرکت های: پاکسان، انتباه، تولی پرس، پخش عظیم، کالا مصرفی، تولید مواد اولیه داروپخش(تماد) را در کارنامه دارد.
6- علینقی خاموشی: متولد تهران است، اما چه کسی نمیداند که او اصالتا مشهدی است؟
بالاخره دوران زیادی را به صندلی ریاست اتاق های بازرگانی تکیه زده و از سابقه دار هاست.
به کت و شلوار عادیش نگاه کنید و با خودتان فکر کنید که در روزگاری نه چندان دور، هر مردی در شب دامادیش یکی از محصولات آقای مدیر را به تن می کرد.
درست متوجه شدید، خاموشی 71 ساله، این عنوان ها را در کارنامه دارد(به جهت فزونی تعداد شرکت هایی که به واسطه ریاستش در بنیاد در آنها نیز نفوذ داشته است از ذکر بسیاری از آنها در اینجا خودداری شده است): رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری ایران، رئیس هیات مدیره شرکت های: ریسندگی و بافندگی مطهری و پوشاک جامعه، مدیر کل شرکت های: ریسندگی و بافندگی مقدم و تیم، مدیر تولید نساجی ممتاز، عضو شورای عالی پول و اعتبار و رئیس بنیاد مستضعفان.
7- اسداله عسگراولادی: همین چند وقت قبل، جوابیه معترضانه ای را به یکی از روزنامه های کثیر الانتشار فرستاده بود، از آنها گله کرده بود که چرا از وی با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده اند.
عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد. بر اساس روایتی پیر مرد خوش قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه می دهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم!
این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!
از اعضای بنام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ «حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب نام است. چند هفته قبل هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانک ها را نخریده ، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است.
8- فاطمه مقیمی: اهل رشت است. به روسری و مزدای صورتی رنگش نگاه نکنید، راننده کامیون های زیادی آخر برج چشمشان به دست خانم رئیس دوخته شده است.
موسس و مدیر عامل شرکت حمل و نقل بین الملل است و در کارگروه های مرتبط با موضوع حمل و نقل همکاری های زیادی دارد.
داستان زندگیش هم خالی از لطف نیست. مقیمی قرار بوده مترجم یا معلم زبان باشد.
ماجرا از جایی شروع شده که مترجم یک شرکت حمل و نقل بین المللی شده است و بعد وقتی صحبت های روسایش را ترجمه می کرده، فکر کرده که چرا خودش مدیر نشود. همین می شود که یک شرکت راه می اندازد و باقی ماجرا!
9- محمد مهدی رئیس زاده: مشهدی 52 ساله انگار برای مدیریت در این دنیا حاضر شده: عضو هیات مدیره و مدیر عامل گروه صنایع سیمان کرمان، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت تسهیلات بازرگانی صنعتی، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بازرگانی صنایع ملی ایران، رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری سیمان کرمان، عضو هیات مدیره شرکت سیمان ممتازان، عضو هیات مدیره گروه تولیدی لاستیک بارز، نایب رئیس هیات مدیره شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران و… .
10- احمد امیراحمدی: 71 ساله است، اما خیلی جوان مانده، به گوش های شکسته و پف کرده اش که نگاه کنید ظاهرا رمز جوانیش را دریافتید، کشتی گیر با سابقه ای است. البته کیست که نداند کار و پول خوب هم آدمی را جوان نگه میدارد! کشتی‌گیر قدیمی با گوش‌های شکسته که به‌عنوان پدر سرب و روی کشور شناخته می‌شود اهل تهران است.
علاوه بر سرب و روی، در صنعت شیشه و بلور هم کم فعالیت نکرده است.
عناوینی چون: رئیس انجمن صنفی کارفرمایان صنعت شیشه و بلور استان تهران، و شرکت تعاونی تولید کنندگان شیشه و بلور و انجمن تخصصی صنایع همگن شیشه وبلور تهران، نایب رئیس خانه صنعت و معدن تهران و… را هم یدک می کشد.
11- تقی بهرامی نوشهر: فکر نکنید چون شهرتش به نوشهر ختم می شود شمالی ست. دو کلمه که حرف بزنید متوجه لهجه دلنشین اذریش خواهید شد.
متولد 1324 در اردبیل است. اگر سر و کارتان به بازار آهن و … خورده، احتمالا میخواهید بدانید چه کسی فی این بازار را مشخص می کند.
با پدر خوانده فولاد کشور آشنا شوید! مؤسس چندین شرکت بزرگ فولاد و فعال این صنعت است.
او موسس شرکت های گروه صنعتی نورد نوشهر، ذوب آهن اردبیل و سبلان و سهند، کارخانه قطعه سازی دینام و استارت اردبیل، سیمان خلخال، کاغذ سازی اترک اصفهان، رئیس انجمن فولاد کشور، دبیر کل خانه صنعت و معدن، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی لنگر است.
12- محمد صدر هاشمی‌نژاد: از مؤسسان اولین بانک خصوصی کشور و رئیس هیأت‌مدیره همان بانک، مدیر عامل شرکت توانمند ساختمانی استراتوس، کسی نمی‌داند او چقدر ثروت دارد، اما در زمینه ساختمان‌سازی و بازرگانی از بزرگان به شمار می‌رود.
صدر هاشمی متولد 1329 در شهر کرمان است.
13- پدرام سلطانی: شخصی که با وجود جوان بودن به‌عنوان یکی از بزرگان بخش خصوصی پتروشیمی معروف است.
41 سال سن دارد و متولد زاهدان است. رئیس هیات مدیره گروه شرکت های پرسال، عضو هیات مدیره و دبیر کل اتحادیه صادر کنندگان فرآرده های نفت، گاز و پتروشیمی ایران، موسس، عضو هیات مدیره و مدیر عامل صندوق توسعه صادرات فرآرده های نفتی ایران است.
14- علی شمس اردکانی: مدیرعامل یک شرکت بزرگ خودروسازی و از فعالین بنام صنعت خودروسازی خصوصی در کشور.
سوابق اجرای شمس اردکانی کم نیست که بتوان در چند خط تمام آنها را گفت.
رئیس مجمع ایران برای فردا، مشاور وزارت نفت، عضو هیات مدیره بانک مسکن در امور بازرگانی و مالی در اردن، رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرمایه گذاری و تبدیل گاز به مایع نارکنگان، رئیس اجرایی هیات مدیره شرکت های آسیای آرام و صنایع خودرو کویر و گروه بین المللی ساروج بوشهر، دبیر کل اتاق بازرگانی ایران، عضو بنیانگذار منطقه آزاد قشم و…. شمس اردکانی متولد 1322 در اصفهان است.
15- عباسعلی قصاعی: از بازماندگان خاندان بزرگ سرمایه‌دار قصاعی و از بزرگ‌ترین فعالان صنعت چینی در کشور است.
به سال1326 در نطنز به دنیا آمده و تا امروز نامش را با چینی و بلور در ذهن بازار ثبت کرده است.
قصاعی 63 ساله مدیر شرکت های صنایع چینی قصایی، چینی زرین ایران، چینی یاسمن، صنایع بسته بندی زرین بان و رئیس انجمن صنایع چینی ایران است.
16- محسن بهرامی ارض اقدس: بیشتر سمت های دولتی داشته مثل معاونت وزیر بازرگانی و مشاور وزارت نفت داشته است، اما این باعث نمی شود که ارض اقدس مشهدی چیزی از سایرین کم داشته باشد، چراکه در حال حاضر او مدیرعامل و عضو هیات مدیره ده ها شرکت صنعتی بزرگ است.
ارض اقدس 54 ساله است.
17- احمد پورفلاح: از اقتصادی های خوش تیپ «خیر» به شمار می رود.
متولد کرج است و حالا 65 ساله شده. مدیرعامل شرکت بزرگ تأسیساتی سکو ایران است علاوه بر این عناوینی چون: قائم مقام رئیس هیات مدیره اتاق ایران و ایتالیا، نایب رئیس اتاق ایران و استرالیا، عضو شورای مرکزی ICC، عضو هیات امنای موسسه خیریه محک و… را نیز یدک می کشد.
18- مسعود دانشمند: 61 سال دارد و اهل زاهدان است.
دارنده یک شرکت بزرگ حمل و نقل دریایی است. اما شاید دوستی اش( با وجود کراواتی که همیشه به گردن دارد) با علینقی خاموشی هم جزو عناوینش باید ذکر شود. البته از دور دستی هم بر آتش هتلداری یا چیزی شبیه گردشگری و سفر و… دارد!
19- هوشنگ ادهمی: همشهری روسای اتاق های ایران و تهران است، یک زنجانی 58 ساله. عناوینی چون: مدیر عامل شرکت مبنای خاورمیانه(اکنون)، مدیرعامل سیمان فارس خوزستان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه معادن روی، مدیر گروه سیمان سازمان صنایع ملی ایران را در کارنامه اش دارد.
20- اکبر برادر هریسچیان: تبریزی 70 ساله است.
فرش تبریز را چه کسی نمی شناسد؟ در اطراف تبریز هم منطقه ای وجود دارد به نام هریس، شاید نام فامیلش را از آن منطقه اخذ کرده باشد که اتفاقا اگر در ایران فرش تبریز مشهور است، در تبریز هم فرش هریس. او هم در این هنر-فن صاحب نام است.
هریسچیان مدیر عامل و رئیس اتحادیه صادر کنندگان فرش ایران است.
21- محمدرضا بهرامند: تهرانی 61 ساله، بی مقدمه بگذارید برخی از سمت هایش را مرور کنیم: عضو هیات مدیره شرکت های: تولید و فراوری مواد معدنی ایران، گدارسنگ، سنگاب همدان، معدنی پیرتاک، فراسنگ محلات، منطقه ای، معادن آذربایجان، فصلنامه سنگ، اروم کانسار، مدیر عامل و عضو هیات مدیره: فرامز تهران، مجتمع معادن نی ریز، سنگاب آذرشهر، معدنی ایران سنگ، مدیر مسئول مجله سنگ و معدن، عضو کمیته ملی برگزاری بیستمین کنگره جهانی معدن، مشاور وزیر معادن و فلزات در ستاد سیاست گذاری توسعه صادرات سنگ کشور- نایب رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و… .
22- مهدی پورقاضی: دوباره نوبت به اصفهانی ها رسید، اینبار یک اصفهانی 53 ساله. با عناوینی مثل: مدیر عامل شرکت نیرومند پلیمر و شرکت فرافن گاز تهران.
او در صنعتی فعال است که مردم کوچه و بازار به آن می گویند پلاستیک.
23- احمد ترک نژاد: درست 50 ساله است. متولد الشتر . ترک نژاد از جهادگران سال های قبل بوده و از اقتصادیان امروز! نام بانک خصوصی در کشورمان با پارسیان گره خورده، عناوینی مثل: مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری بانک پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت تجاری بین المللی راهبرد پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه سیستم های حمل و نقل راه ابریشم، نایب رئیس هیات مدیره شرکت پارسیان اینترنشنال، عضو هیات مدیره شرکت گشترش هتل های لوتوس پارسیان را در کارنامه دارد.
24- محمدرضاجابر انصاری: 61 ساله، اهل تهران، ایجاد یا مشارکت در تاسیس شرکت های: دژ پاد، صنایع فلزی سبک، گروه صنعتی سپاهان، آهن و فولاد اصفهان، ساخته های فلزی اصفهانیان، سرمایه گذاری صنایع ایران، سرمایه گذاری ساختمانی سخت آژند، زراعی محمدآباد، آجر ماشینی سه ام، بار آهن سپاهان، آژند سازه اسکان و مهر آژند، انبوه سازان اسکان، عضو موسس شرکت های عام و تشکل های صنفی موسسه اعتباری کارآفرینان، بانک کارآفرینان، فروسیلیس ایران، بیمه کارآفرین، اتحادیه صنایع فلزی سبک و… را یدک می کشد.
25- غلامرضا حمیدی انارکی: بالاخره نوبت به سمنان هم رسید، 66 ساله است و عناوینی مثل: رئیس کارگاه شرکت پارادیس، عضو هیات مدیره شرکت سرب و روی، مدیر عامل شرکت های: باریت ایران، ایران کان آرا، تولید و فراوری مواد معدنی ایران، معدنی آهن آجین، فولاد زاگرس، مواد نسوز بیرجند، مدیرعهامل تهیه و تولید مواد نسوز کشور-رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و… را یدک می کشد.
26- محمدرضا حیدری: درست 60 ساله شده است، کردی از خطه کرمانشاه، رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت سیمان فارس و خوزستان و 50عضویت در هیات مدیره بیش از 50 شرکت بزرگ بورسی را در کارنامه دارد.
27- مسعود خوانساری: بازهم یک اصفهانی، 56 ساله است و موسس و مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری آتی سامان .
28- جمشید عدالتیان شهریاری: 55 ساله و اهل تهران، بسیار خوشتیپ و البته مدیر، تحصیلاتش را در آلمان ادامه داده و مدیر عامل شرکت کمپاس ایران و سرپرست منطقه 7 کمپاس بین الملل، رئیس هیات مدیره شرکت صنایع فراورده های غذایی پدیده دیناوند است.
29- فرهاد فزونی: تهرانی 63 ساله مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرزمین سبز است.
30- توفیق مجد پور: تبریزی 60 ساله، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی فرادریا و شرکت برادران مجدپور است.
… و البته میلیاردرهای ایران به همین فهرست ختم نمی شوند.

پخش فیلم شکار یک خرس و توله‌اش

اقشاری از مردم لرستان با استناد به پخش فیلم شکار یک خرس و توله‌اش و به دنبال آن تشویش اذهان عمومی توسط معاون سازمان محیط زیست و روزنامه «تهران امروز» با امضاء طوماری علیه مدیر کل صدا و سیمای مرکز لرستان، معاونت طبیعی محیط زیست کشور و روزنامه‌ی تهران امروز، شکایتی تسلیم دستگاه قضایی کردند… از آنجا که مسبب و عامل اصلی گرداننده‌ی این سناریو هنجارشکن و این اهانت نابخشودنی شخص مدیر کل صدا و سیمای لرستان می‌باشد که با پخش صحنه‌ی مزبور…      

به گزارش نشریه اینترنتی لور، در این طومار آمده است:

جناب آقای دکتر خدائیان رئیس کل محترم دادگستری استان لرستان

با سلام و تحیّت، به استحضار می‌رساند به دنبال پخش صحنه‌ای دل‌خراش و تکان‌دهنده از کشتار فجیع یک قلاده خرس و توله‌اش در شبکه‌های ملی کشور، افلاک لرستان و جام‌جم جهانی که صحت و سقم، مکان و زمان و حتی خاصیت دارویی زبان این زبان بسته‌ها و در یک جمله تمام ابعاد و کم و کیف این قضیه به جزء جهت‌دار بودن آن زمینه‌های زیر سؤال بردن مردم شریف این منطقه و مخدوش نمودن فرهنگ دیرینه‌ی آنان، در چنبره‌ای از ابهام قرار دارد.

“محمدباقر صدوق” معاون محیط زیست کشور در گفتگو با روزنامه “تهران امروز” مورخ 15/6/89 با به کار بردن جمله‌ای بسیار ناشایست و ناروا که به هیچ وجه زیبنده‌ی مقامات مسئول این مملکت نمی‌باشد، مردم منطقه را با صراحت هر چه تمام‌تر مورد بی‌حرمتی قرار داده و عمل سبعانه و شنیع یکی دو نفر شکارچی مفلوک و از خدا بی‌خبر را به کل مردمی که به انحاء مختلف انزجار خود را از این عمل زشت و مشمئز کننده ابراز داشته‌اند تعمیم بخشیده است.

از آنجا که مسبب و عامل اصلی گرداننده‌ی این سناریو هنجارشکن و این اهانت نابخشودنی شخص مدیر کل صدا و سیمای لرستان می‌باشد که با پخش صحنه‌ی مزبور در شبکه‌های مختلف بستر تشویش اذهان عمومی و توهین و بدبینی نسبت به 1,800,000 نفر جمعیت لرستان را فراهم و با این اقدام اعتبار و ارزش‌های انسانی آنان را در عرصه‌های جهانی خدشه‌دار کرده است و این اولین بار نیست که چنین تهمت‌های ناروائی از این دستگاه به مردم بزرگوار این دیار وارد می‌گردد و با اینکه به کرّات عواقب وخیم و پیامدهای منفی این اهانت‌ها را به آنان گوش‌زد نموده و در این راستا قول و قرارهایی مبنی بر عدم تکرار اخذ گردیده است اما با کمال تأسف  مسئولان صدا و سیما برای چندمین بار مرتکب اقدام هنجار شکنانه و ناپسند شده‌اند.

لذا اینجانبان امضاءکنندگان ذیل با توجه به جریحه‌دار شدن احساسات عمومی در اثر اقدامات توهین‌آمیز اخیر ضمن اعلام انزجار از عمل ددمنشانه‌ی تعدادی شکارچی خاطی با هر انگیزه حتی انگیزه‌ی رهایی از بیکاری و مولود ناخلفش فقر مترتب بر آن، که به علت نبود مراکز اشتغال‌زا دامن‌گیر اکثریت مردم لرستان شده است با تقدیم تصویر بریده‌ی روزنامه‌ی مزبور تحت عنوان “آژیر قرمز در محیط زیست لرستان” که سخن رکیک معاون محیط زیست کشور و اظهار نظرهای نامربوط خانم “زهرا کشوری” را که به این اهانت‌ها دامن زده است در ان مشخص نموده بدین وسیله مراتب شکایت خود را از اشخاص مشروحه‌ی ذیل

  • ·         مدیر کل صدا و سیمای استان لرستان
  • ·         معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست کشور
  • ·         گزارشگر روزنامه تهران امروز

که شمه‌ای از اقدامات خلاف قانون آنان در سطور قبل به استحضار رسیده است اعلام می‌دارد و از آن رئیس کل محترم تقاضا دارد به شکایت اینجانبان رسیدگی و نتیجه را امر به ابلاغ فرمایند تا ساحت پاک مردم اصیل و نجیب لرستان که جانفشانی‌ها و فداکاری‌های آنان در حراست از کیان مملکت شهره خاص و عام می‌باشد ملکوک نگردد / والسلام.

گیرندگان رونوشت:

1-      استاندار محترم لرستان جهت استحضار

2-     جناب آقای ضرغامی رئیس محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران جهت استحضار

3-      وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی جهت استحضار

4-      نشریات و خبرگزاری‌ها جهت درج و اطلاع‌رسانی

سردار مریم بختیاری

سال 1253 خورشیدی، دختری ایرانی در یک خانواده اصیل بختیاری دیده به گیتی گشود. دختری که در دوران جوانی از تاثیرگذارترین زنان روزگار خویش و پرچمدار آزادی و سرفرازی ایران و ایرانیان شد. دختری که او را « بی بی مریم » نامیدند، در سخت ترین شرایط و در حالی که در حدود 9 سالگی پدرش به دستور ناصرالدین شاه و با اشاره ظل السلطان حاکم مستبد اصفهان کشته شده بود… بی بی مریم سکوت تاریخی زن ایرانی را می شکند و به اعتراض نسبت به این نابرابری ها و پایمال شدن حقوق زنان می پردازد…  می نویسد: ای کسانی که روزنامه مرا مطالعه می نمایید، اگر در عصر شما ” ایران” وطن عزیز مرا و خودتان را دیدید به دانش و علم نورانی و مشعشع شده و قدم در راه و خاک آزادی گذاشتید    

 

——————————————–

سال 1253 خورشیدی، دختری ایرانی در یک خانواده اصیل بختیاری دیده به گیتی گشود. دختری که در دوران جوانی از تاثیرگذارترین زنان روزگار خویش و پرچمدار آزادی و سرفرازی ایران و ایرانیان شد. دختری که او را « بی بی مریم » نامیدند، در سخت ترین شرایط و در حالی که در حدود 9 سالگی پدرش به دستور ناصرالدین شاه و با اشاره ظل السلطان حاکم مستبد اصفهان کشته شده بود، بزرگ شد و به بالندگی رسید. تاثیرات و آموزش هایی که بی بی مریم از پدرش حسینقلی خان ایلخانی بختیاری و برادرش علیقلی خان سردار اسعد بختیاری پذیرفت، راه او را به سوی آینده باز کرد و چنان شد که او با کوشش خستگی ناپذیر و پایداری کم مانندش به عنوان یکی از مبارزترین سرداران آزادی خواه ایرانی در شمار آید. گوشه ای از کنش و منش « بی بی مریم » که در روزنامه خاطراتش به قلم ساده و روان خودش ثبت شده است و دربرگیرنده خاطرات دوران کودکی تا جوانی اوست، دریچه ای برای شناخت بهتر او به روی ما می گشاید.

  

سردار مریم و مطالبه حقوق زنان:

بی بی مریم که در یک جامعه مردسالار به دنیا آمده و در سنین نوجوانی برخلاف خواست خود مجبور به ازدواج شده و از حق ارث نیز محروم شده بود، عمق مشکلات و مسائل زن ایرانی را درک می کند پس به سهم خود سکوت تاریخی زن ایرانی را می شکند و به اعتراض نسبت به این نابرابری ها و پایمال شدن حقوق زنان می پردازد و خواستار زدودن سنت های رایج مردسالارانه در جامعه ایرانی همچون سنت ناف بُری و ازدواج اجباری، نابرابری حق ارث، نداشتن حق طلاق، نابرخورداری از حق آموزش می شود. سردار مریم ریشه بسیاری از این نابرابری ها را آگاهی نداشتن زنان از حقوق اولیه خود می داند و می نویسد:

« … تمام بدبختی های ما از خودمان می باشد زیرا که نه علم داریم و نه حقوق خود را می دانیم، اگر ما هم بدانستیم که برای چه خلقت شدیم البته در اطراف حقوق خود جان فشانی ها می کردیم. ما حالا فکر می کنیم فقط برای رفع شهوت مردها خلق شده ایم یا برای اسارت و کنیزی خلق شده ایم. ما می توانستیم برای حقوق انسانی خود به تمام ملل عالم تظلم بکنیم و حقوق خود را برقرار بکنیم زیرا که امروز قرن بیستم می باشد و [ به ] اصطلاح فرنگی ها عصر طلایی. امروز زن های اروپایی در تمام اداره جات دولتی و ملتی مقام بزرگی را دارا می باشند، کرسی وکالت را اشغال نموده اند اما ما زن های ایرانی ابدا از عالم انسانیت خارجیم… ».

سردار مریم از آرزوهای برباد رفته خود و بسیاری از زنان ایرانی و به ویژه زن بختیاری برای “برکندن سنت های پوسیده از بیخ و بن ” سخن می گوید و می نویسد:  

« …ای بسی آرزو که خاک شده، چه قدر آرزو داشتم که در بختیاری کارهای نیک بکنم خصوصا برای زن های بدبخت … ».

سردار مریم، نقش زن در جامعه را بسیار محدودتر از جایگاه واقعی او می داند و خواستار است که زنان از نقش و جایگاه واقعی خود در جامعه آگاهی یابند و آن را به دست آورند. او در این مورد می نویسد:  

« … در ایران زن های بدبخت یا باید بزک بکنند، شبانه روز در فکر لباس و پودر و سرخاب باشند یا خیاطی و ریسمان تابیدن، کار بزرگ آن ها همین است. افسوس که وجود چندین [ میلیون ] زن در خاک ایران از عدم علم برای هیچ کس اهمیتی ندارد، کاری که به آن ها می دهند، ترشی، خیار، بادمجان انداختن می باشد. می گویند زن باید خودش را مثل بادمجان کند و میان کوچه راه برود و خدا می داند وقتی که چاقچور و چادر می کند و در کوچه راه می روند و آن روبنده را می زند به یمن بادمجان بزرگ که راه بروند … »

او ادامه می دهد:  

« … مغازه ای در خیابان لاله زار دیدم، درون یک مغازه چارقد فروشی خیلی اشیاء طلا و جواهر زیر آیینه گذاشته است. به صاحب مغازه گفتم: اینها مال فروش است؟ جواب داد: خیر خانم اینها را خانم ها گرو چارقد تور گذاشته اند. دنیایی افسوس خوردم به بدبختی ملت بیچاره ایران که این قدر بی علم و بدبخت می باشد. آنچه پول در مملکت بود عوض همین چیزها و امثال همین چیزها به خارجه رفت. حالا جواهری که دارند باید عوض پارچه تور بدهند…»  

                                

                                          سردار مریم در سال ۱۳۱۳ خورشیدی

 

سردار مریم و ایستادگی در برابر استبداد:

سردار مریم که از نزدیک شاهد فقر روز افزون مردم و ولخرجی های حاکمان بی تدبیر است، آرزو می کند که ای کاش  مالیاتی که مردم می پردازند و سرمایه های طبیعی که در کشور وجود دارد توسط شخصی لایق و منتخب مردم صرف آبادانی ایران می شد. او این پرسش اساسی را مطرح می کند که آیا ملت یک نفر را به عنوان حاکم انتخاب می کنند تا برایشان بهداری و مدرسه و راه آهن بسازد و کمبود های کشور را جبران کند یا پول مملکت را خرج عیش و عشرت خود و خانم هایش نماید؟

سردار مریم با روش موجود به ستیز برمی خیزد و در ادامه می نویسد:  

«…بدبختانه بعضی از ملت های دنیا عموما و ملت ایران خصوصا، سلطان را آیت خدا می دانند… فکر بکنید ببینید چه خاموش و تاریکیم، چند میلیون آدم جمع می شوند از دست رنج سالیانه و هزار جور بدبختی و عذاب دنیایی کرورها پول جمع می کنند و به دست یک نفر می دهند، برای این که آن یک نفر قبول زحمت کند اداره تمام زندگی آن ها را بنماید، پس اگر فکر داشته باشیم آن آدم نوکر ملت می باشد نه خدای ملت؛… پس در این صورت هر وقت این مستخدم برای ملت خوب کارکرد او را باید دعا کرد و برقرار داشت، اگر بد کار کرد باید معزول نمود و حسابش را رسید، پدرش را سوخت، نه این که ستایشش نمود…»

او سکوت در برابر ظلم و ظالم را می شکند و خواستار از میان برداشتن ستم و سرکوب مردم بی پناه از سوی مستبدان می شود:  

« … هنوز سرتاسر این خاک به حدی ظلم حکم فرماست که ظالم می تواند ضعیف را بکشد، مال او را ببرد، ناموس او را ببرد. هنوز با این که قرن بیستم می باشد چوب و فلک هست، داغ هست. من بیچاره که یک نفر زن می باشم با چشم خونبار و قلب افسرده این چیزها را می بینم و خون دل می خورم و آرزو داشتم که قدرتی پیدا کنم و رفع تمام این ظلم ها بنمایم و ریشه پوسیده استبداد وحشیانه را از این ولایت قطع کنم… ».

سردار مریم و مبارزه در راه دستیابی به مشروطه:

بی بی مریم که دوران کودکی، نوجوانی و جوانی خود را در دشوارترین شرایط زندگی ایلی سپری کرده بود به خوبی توانسته بود مهارت های رزمی همچون تیراندازی و سوارکاری را بیاموزد و در مبارزات آزادی خواهانه خود به کار بگیرد.  

سردار مریم مبارزات هم میهنان آزادی خواه خود را در راه دستبابی به مشروطه می ستاید و درباره مبارزان مشروطه خواه آذربایجانی می نویسد:  

« … آذربایجانی های غیور و رشید که همه وقت برای وطن پرستی و کارهای برجسته پیش قدم بودند، علم آزادی را به سرداری ستارخان و باقرخان معروف بلند نمودند …».  

بی مریم هنگامی که سردار اسعد برادرش و همه جوانان برومند بختیاری در راه  رفتن به تهران هستند، عزم راسخ آنها را می ستاید و با سخنانی دلگرم کننده روی به آنها می گوید:

« … حالا که تصمیم دارید در این کار متعهد و مردانه باشید، اگر تمام مردهای رشید بختیاری شهید شدند، تمام زن های بختیاری را جمع نموده، کفن به گردن، تفنگ به دست برای شکست دادن دشمن رو به طرف اردوی استبداد حرکت می کنیم… امیدوارم … که ریشه استبداد پوسیده را به عقل سرشار و فکر عمیق خودتان و به زور شمشیر آتش بار جوان های رشید ایرانی از بیخ و بن بکنید…».

اما سردار مریم که در آن شرایط تاریخی نسبت به وضعیت حساس کشور خود احساس مسئولیت می کند،  دست روی دست گذاشتن و انتظار کشیدن را جایز نمی داند، پس به گواهی « تاریخ بختیاری »،  پیش از ورود سردار اسعد به تهران، مخفیانه به همراه گروهی تفنگدار بختیاری به تهران می رود  و در پشت بام خانه ای مشرف به میدان بهارستان، سنگربندی می کند و در هنگام نبرد بختیاری ها با عوامل استبداد به یاریشان می شتابد. 

سردار مریم و نبرد با استعمارگران و اشغالگران:

سردار مریم که در سال 1288 خورشیدی در نبرد آزاد سازی اصفهان به همراه خواهرش « بی بی لیلی » فرماندهی یک ستون سواره نظام بختیاری را بر عهده داشت، در گیرو دار جنگ جهانی اول (  امردادماه 1293 تا آبان ماه 1297 خورشیدی )، نیز که ایران از هر سو مورد تجاوز نیروهای انگلیس و روس قرار داشت، با نیروهایش به نبرد با استعمارگران پرداخت.

 در سال 1295 خورشییدی که « ویلهم واسموس » افسر آلمانی با سربازانش در کنار عشایر جنوب ایران علیه انگلیسی ها مبارزه می کرد، سردار مریم بهترین نیروهای خود را برای همراهی با او و دلیران تنگستان و مبارزه با اشغالگران انگلیسی به تنگستان روانه کرد.

 در سال 1297 خورشیدی در هنگامه ای که نیروهای اشغال گر روسیه و انگلیس در نزدیکی اصفهان به تعقیب یک گروه لژیون ارتش آلمان و تعدادی از نمایندگان سیاسی آلمان پرداختند، سردار مریم که می خواست با پشتیبانی متحدین و به ویژه آلمانی ها به مبارزه با استعمارگران روسی و انگلیسی بپردازد، با نیروهای زیر فرماندهی خود در منطقه تیران و کرون در برابر نیروهای مشترک انگلیس و روس ایستادند و پس از جنگ سختی ، آنها را به عقب نشینی وادار نمودند و لژیون آلمانی را نجات داده و با خود به پایگاهشان در « سورشجان » درمنطقه بختیاری برده و پناه دادند و پس از مدتی از راه خاک  عثمانی، آنان را از ایران بیرون بردند.

خبر نجات لژیون آلمانی به کمک سردار مریم بختیاری، امپراتور آلمان « ویلهم دوم » را برآن داشت که به پاس این شجاعت، بالاترین نشان امپراتوری آلمان یعنی « صلیب آهنین» را همراه با یک حکم و تصویر میناکاری و الماس نشان برای سردار مریم بفرستد.

پایگاه سردار مریم، پناهگاه آزادی خواهان:

خانه سردار مریم همیشه پناهگاه آزادی خواهان بود. در دوران جنگ جهانی اول نیز که ملیون ایران به مخالفت با اشغالگران روس و انگلیس پرداختند و از سیاست های آلمان و عثمانی حمایت می کردند با تضعیف دولت عثمانی و تسلط انگلیسی ها بر بغداد، گروهی از فعالان سیاسی و فرهنگی همچون علی اکبر دهخدا، ملک شعرا بهار، وحید دستگردی و… به خانه سردار مریم پناه بردند.

دکتر محمد مصدق  هم یکی  دیگر از آزادی خواهان نامی بود که پس از گریز از دست عوامل استبداد، مدتی به بختیاری رفت. دکتر مصدق هنگامی که درسوم اسفند ماه سال 1299خورشیدی زیر فشار انگلیسی ها توسط سید ضیاء  از حکومت فارس عزل شد، از اصفهان به بختیاری رفت و میهمان سردار مریم شد. از این روی دکتر مصدق تا پایان عمر همواره از سردار مریم و قوم بختیاری به نیکی یاد می کرد.

آزادی ایران و ایرانیان، یگانه آروی سردار مریم:

سردار مریم بختیاری، سرانجام در سال 1316 خورشیدی، در اصفهان زندگی را بدرود گفت و پیکرش در آرامگاه تخت فولاد اصفهان در تکیه میرفندرسکی به خاک سپرده شد و خانه او را که در اصفهان در چهارراه قصر ابتدای خیابان شیخ بهایی واقع بود بنا به وصیت خودش به اداره فرهنگ هدیه دادند که در محل آن مدرسه رودابه ساخته شد.

اما یگانه آرزوی راستین سردار مریم بختیاری از دوران جوانی تا آخرین لحظات عمر ، همان آرزویی بود که روزی با نگاه به آینده در روزنامه خاطراتش به صورت سوالی سخت و سنگین با نسل پس از خود در میان نهاده بود. او در آن سال ها، شاید از ما که امروز این خطوط را می خوانیم ، پرسیده بود:  

« … ای کسانی که روزنامه مرا مطالعه می نمایید، اگر در عصر شما ” ایران” وطن عزیز مرا و خودتان [ را ] دیدید به دانش و علم نورانی و مشعشع شده و قدم در راه و خاک آزادی گذاشتید یا در سایه علم و تمدن زندگانی نمودید از من بیچاره که یگانه آرزویم تمدن ایران است، یادی بنمایید. آیا ساعتی که من در قعر گور خوابیده ام شما ایرانی های بدبخت، آزادید؟ با کمال سرفرازی قدم های شمرده شمرده می زنید؟ …»   

         

                     ورودی تکیه میرفندرسکی/ عکس از شاهین سپنتا- 14/ 5/ 88

 

        

         آرامگاه سردار مریم بختیاری- تکیه میر فندرسکی/ عکس از شاهین سپنتا- 14/5/ 88

 

خاستگاهان:

1-      1- خاطرات سردار مریم بختیاری، بی بی مریم بختیاری، ویرایش: غلامعباس نوروزی بختیاری، انتشارات آنزان، تهران، 1388 خورشیدی.

2-   2 - سردار مریم بختیاری، حسن دهقانی ( شوینی بختیاری )، ناشر: مولف، قم ، 1387 خورشیدی.

————————-
منبع: ایران نامه
http://drshahinsepanta.blogsky.com/1388/05/14/post-259/

در انتهای همیم مطلب در ایران نامه یکی از مخاطبان نظر زیر را داده است که ما را هم تحت تاثیر گذاشت

محمود دهقانی:
مطلب را در باره ی این شیرزن بختیاری دو بار خواندم. خواندن بار دوم به این دلیل بود که در هنگام خواندن بار اول اشک چشمم مزاحم بود. صبر کردم تا بر احساساتم غلبه کنم و آنرا دوباره خواندم. و اما در مورد عکس ها هم باید بگویم خیلی زیبا بودند. صادقانه در سایت شما تا حالا کم اتفاق افتاده از مطلبی خوشم نیامده باشد. همه مطالب بکر و با ارزشند و تاریخی ترینند. بر شما و احساس مسئولیت های ملی و بی شائبه ی شما درود می فرستم .

جناب استاندار بفرمایید عدم توجیه اقتصادی یا مخالفت

استاندار لرستان در حالی که چند روز پیش نداشتن توجیه اقتصادی را دلیل اجرایی نشدن پروژه راه‌آهن دورود-خرم‌آباد-جنوب معرفی کرده بود و به طور تلویحی از مردم لرستان خواسته بود که این پروژه را نیز چون دیگر پروژه‌های مهم و زیرساختی این استان فراموش کنند، امروز طی مصاحبه‌ای جدید دلیل اجرایی نشدن این طرح را عدم تعامل و همدلی نمایندگان لرستان در زمان دولت‌های گذشته عنوان کرد و گفت: به دلیل مخالفت دو نماینده سابق لرستان ایجاد این طرح در همان برهه زمانی منتفی شد و طرح ایجاد راه آهن به استان رقیب داده شد    

 

نشریه لور:

حبیب‌الله دهمرده استاندار لرستان در خبری که امروز روی تلکس‌های خبری رفت، مخالفت دو تن از نمایندگان ادوار گذشته لرستان را دلیل اجرایی نشدن پروژه راه‌آهن لرستان عنوان کرد، وی با بیان اینکه در آن زمان از 9 نماینده‌ی لرستان هفت نماینده موافق ایجاد راه‌آهن لرستان بودند، عنوان کرد: با مخالفت آن دو نماینده طرح ایجاد راه‌آهن به استان رقیب داده شد.

دهمرده در ادامه با اشاره به اینکه در آن زمان عدم تعامل و همدلی میان نمایندگان استان باعث عدم اجرای طرح راه‌آهن لرستان شد، بیان داشت: مخالفت نمایندگان سابق لرستان با این موضوع به زمان دولت‌های گذشته بازمی‌گردد.

این در حالی است که دهمرده در مصاحبه‌ای دیگر عدم توجیه اقتصادی را دلیل اجرا نشدن این پروژه دانسته بود. در ارتباط با سخنان جناب آقای دکتر دهمرده نکاتی لازم به یادآوری است:

1-      باید گفت جناب دکتر دهمرده! اگر طرحی توجیه اقتصادی ندارد چرا جزء مصوبات سفر هیئت دولت قرار گرفته است؟ با اعلام چنین اخباری این سؤال پیش می‌آید که بسیاری از مصوبات سفرهای استانی بدون کارشناسی بوده و تنها جنبه‌ی تبلیغاتی داشته‌اند، کما اینکه رئیس‌جمهور در سفر اولش اعلام کرد که اگر لازم باشد خود و اعضای کابینه‌اش بیل و کلنگ به دست می‌گیرند، تا لرستان آباد شود. در حالی که در سفر دوم هنگامی که ایشان با انبوه مصوبات اجرا نشده روبه‌رو شدند، اعلام کردند که چون سفر اول بعد از تصویب بودجه انجام گرفته بود، این مصوبات اجرا نشده‌اند؟!

 

2-      خبر تصویب احداث پروژه راه‌آهن “دورود – خرم‌آباد – جنوب” بارها با از زبان نمایندگان لرستان مورد تاکید قرار گرفته بود (نمونه‌اش آقای رحیمی‌نسب و آقای ملکشاهی‌راد و آقای فتح‌الله حسنوند نماینده دوره هفتم) و حتی این طرح از پروژه‌های ملی عنوان شده و بر اهمیت آن برای استان و حتی کشور تاکید شده است. حتی برخی مسئولان گسترش شبکه‌ی ریلی به کل استان و احداث راه‌آهن‌های “دورود– بروجرد – غرب” و “ازنا – اصفهان” را خواستار شدند.

 

3-      جالب اینجاست که این طرح جزء مصوبات کارگروه ویژه عمران لرستان بوده است، که در سال 1388 با حضور رحیمی معاون اول رئیس جمهور در استان تصویب شده است، و خبر مربوط این مصوبات هنوز هم در پایگاه اطلاع‌رسانی دولت  و هم پایگاه اطلاع‌رسانی رئیس‌جمهوری بچشم می‌خورد.

 

4-      سال‌هاست مردم لرستان به سخنانی از این دست عادت کرده‌اند، زمانی گفته می‌شد که کم کاری نمایندگان لرستان باعث انتقال پتروشیمی لرستان به اراک شده است. و همواره نمایندگان ادوار مختلف و دولت‌های روی‌کار، نمایندگان و دولت‌های قبل از خود را دراین باره متهم می‌نموده‌اند.

 

5-      آقای دکتر دهمرده فرموده‌اند که به دلیل عدم همدلی بین نمایندگان، این طرح به استان رقیب واگذار شده است، باید این سؤال را پرسید که بنا به گفته‌ی خود مسئولان و نمایندگان راه‌آهن دورود-خرم‌آباد-پلدختر با اتصال به اندیمشک و راه‌آهن سراسری تهران-جنوب می‌توانست جایگزینی مناسب برای راه‌آهن قدیمی دورود-اندیمشک باشد که با مشکلاتی چون کوهستانی بودن و فرسودگی مواجه است، باشد. در ضمن احداث این راه‌آهن می‌توانست اندکی از بار ترافیک جاده‌ای لرستان را که روزانه کشته‌ می‌دهد را کم نماید. این نکته را هم می‌دانیم لرستان در محورهای ریلی و جاده‌ای تهران-جنوب رقیب و جایگزینی ندارد.

 

6-      در چند سالی که از ریاست جمهوری دکتر احمدی‌نژاد می‌گذرد، دیده‌ایم که در آستانه‌ی سفرهای ایشان به لرستان استاندارهای استان تعویض می‌شوند با توجه به حضور آقای دکتر دهمرده در لرستان و سفر قریب‌الوقوع هیئت دولت به استان این شائبه مطرح می‌شود که دولت با تعویض استاندارها به نوعی می‌کوشد تا قسمتی از بار اجرایی نشدن مصوبات خود را بر دوش استانداران معزول بیاندازد، در حالی که با نگاهی به لیست مصوبات سفر دوم  هیئت دولت بجر پروژه‌ی راه‌آهن هنوز مصوبات زمین مانده‌ی زیادی به چشم می‌خورد، که جا دارد خبرنگاران و فعالان اجتماعی استان با مداقه در این مصوبات از رئیس‌جمهور بیلان‌کار حقیقی بخواهند و تنها به آمارهای ارائه شده از سوی مسئولین استانی اکتفا ننمایند.