کلاهبردار اینترنتی
دستگیر شد...جام جم آنلاین: پسر جوانی که درپی ارتباط اینترنتی با فریب یک
دختر جوان میلیونها تومان از وی اخاذی کرده بود، در عملیات ویژه پلیس
آگاهی اصفهان دستگیر شد.
به گزارش «جامجم» ، چند روز پیش مردی با حضور در پلیس آگاهی اصفهان با
ارائه شکایتی عنوان کرد وقتی به اتفاق اعضای خانواده محل سکونت خود را ترک
کرده، پس از بازگشت متوجه شده طلای موجود در خانه به ارزش 20 میلیون تومان
به سرقت رفته است.
ردپای آشنا
درپی این شکایت کارآگاهان پلیس آگاهی با حضور در خانه شاکی و بررسی موضوع متوجه شدند این سرقت داخلی است و فردی آشنا که از محل نگهداری طلا ها اطلاعات کافی داشته در فرصتی که به دست آورده طلای موجود در خانه به ارزش 20 میلیون تومان را سرقت کرده است.
با مشخص شدن این موضوع، ماموران به تحقیق از اعضای خانواده پرداختند که در جریان تحقیقات، اظهارات ضد و نقیض دختر 21 ساله خانواده موجب شد تا وی به عنوان فرد مظنون به سرقت برای تحقیقات بیشتر به پلیس آگاهی منتقل شود.
دختر جوان در دام کلاهبردار اینترنتی
سرهنگ حسینزاده، رئیس پلیس آگاهی استان اصفهان در این باره به «جامجم» گفت: پس از انتقال دختر 21 ساله به پلیس آگاهی وی سرانجام زبان به اعتراف گشود و گفت در دام یک شیاد اینترنتی گرفتار شده و برای حفظ آبروی خود و خانوادهاش 20 میلیون تومان طلای والدینش را سرقت کرده و در اختیار وی قرار داده است.
سرهنگ حسینزاده افزود: با اعترافات دختر جوان مشخص شد او از چند ماه پیش با جوانی که ساکن کرمانشاه است در چتروم ارتباط اینترنتی برقرار کرده و در جریان این ارتباط، با فریب این فرد تصاویر خصوصی خود را در اختیار این فرد شیاد قرار داده است.
رئیسپلیس آگاهی استان اصفهان تصریح کرد: پس از این ارتباط که به دور از چشم والدین بوده جوان شیاد به بهانههای مختلف از این دختر چندین میلیون تومان اخاذی کرده و هر بار که وی در برابر خواسته این فرد مقاومت میکرده، از سوی فرد شیاد تهدید میشده است که بلافاصله تصاویر خصوصی او در فضای اینترنت پخش خواهد شد؛ به طوری که دختر جوان از ترس این تهدیدها، 20 میلیون طلای والدینش را سرقت کرده و در اختیار این فرد قرار داده است.
دستگیری متهم
رئیس پلیس آگاهی اصفهان اضافه کرد: پس از اعترافات دختر جوان، موضوع به بازپرس پرونده در دادسرای اصفهان گزارش و دستور نیابت قضایی صادر شد.
حسینزاده افزود: با اعزام یک تیم عملیاتی از ماموران به کرمانشاه، شیاد اینترنتی دستگیر و در بازرسی از مخفیگاه وی تصاویر خصوصی چند دختر جوان از جمله دختر شاکی کشف و متهم برای ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی اصفهان منتقل شد.
متهم در بازجوییها اعتراف کرد، پس از پرسه زدن در اینترنت و حضور در چتروم، با جملات فریبنده دختران جوان را اغفال کرده و سپس با در اختیار گرفتن عکسها و فیلمهای خصوصیشان، در مرحله بعدی از آنها اخاذی میکردم.
رئیس پلیس آگاهی تهران عنوان کرد: پس از اعترافات متهم دستور قضایی در این ارتباط صادر شد تا تحقیقات تکمیلی از وی انجام شود.
سرهنگ حسینزاده افزود: والدین باید نسبت به آگاهسازی فرزندان خود در فضای مجازی توجه کافی داشته باشند، زیرا همان طور که در این پرونده شاهد هستیم، این دختر برای جلوگیری از پخش تصاویر خصوصی خود در اینترنت، مدام پول در اختیار این فرد شیاد قرار میداد.

فرشته حلیمی، همسر محمد مصطفایی وکیل فراری سکینه آشتیانی و دختر هفت ساله این وکیل
در نروژ به مصطفایی ملحق شدند.
به گزارش شبکه ایران این سفر در حالی انجام شد که پیش از این، وکیل فراری در
سناریوی خود مدعی شده بود که همسر و فرزندش در خطر هستند و مسئولان جمهوری اسلامی
ایران، همسر و فرزندش را برای فشار به او جهت بازگشت به ایران گروگان گرفتهاند!
به گزارش جامجم ،
ماجرای این گروگانگیری خانوادگی هنگامی فاش شد که ساعت 15 روز یازدهم
شهریور یکی از ساکنان شهرک اندیشه شهریار با مرکز فوریتهای پلیسی 110
تماس گرفت و تقاضای کمک کرد به دنبال این تماس، ماموران کلانتری 16 اندیشه برای بررسی موضوع
به محل حادثه اعزام و متوجه شدند زنی میانسال مقابل در خانه ایستاده و
گریه میکند. مادر از گروگانگیری گفت ماموران علت ماجرا را جویا شدند که وی در تشریح ماجرا گفت: پسرم مجید
به مواد مخدر (کراک) اعتیاد دارد و برای تامین هزینه اعتیادش، من و اعضای
خانوادهام را کتک میزند و از ما پول زور میگیرد یا اموال خانه را سرقت
میکند. وی ادامه داد: چند بار او را در کمپ اعتیاد بستری کردیم ولی فایدهای نداشت و پسرم پس از چند هفته از کمپ فرار میکرد. زن میانسال تصریح کرد: امروز هم او برای گرفتن پول با من و دیگر اعضای
خانواده دعوا کرد و با برداشتن چاقویی از آشپزخانه به سویمان حملهور شد و
خواهر 12 سالهاش را به گروگان گرفت. ماموران با ثبت اظهارات این زن، موضوع را به بازپرس اصغریزاویه رئیس
شعبه هفتم دادسرای عمومی و انقلاب شهریار اطلاع دادند و با هماهنگی قضایی
محل حادثه را محاصره کردند. محاصره محل حادثه از سوی پلیس ماموران با اخطار به مجید ـ مرد گروگانگیر ـ از او میخواستند گروگان را رها و خود را تسلیم کند. مرد چاقو به دست بدون توجه به اخطارهای ماموران، تهدید کرد که اگر ماموران محل حادثه را ترک نکنند، خواهرش را به قتل میرساند. ماموران از بیم آنکه گروگان به قتل برسد، عملیات روانکاوانه خود را آغاز کردند، اما گروگانگیر حرفهای قبلیاش را تکرار میکرد. ماموران همچنان در تلاش بودند تا دختر 12 ساله را از اسارتگاه برادرش
خارج کنند که در همین موقع مرد گروگانگیر عنوان کرد برادرم را نیز به
گروگان گرفتهام، اگر محل حادثه را هرچه سریعتر ترک نکنید هر دو را خواهم
کشت. ماموران در این هنگام با هماهنگی قضایی وارد خانه ـ محل حادثه ـ شدند و دقایقی بعد گروگانگیر را خلع سلاح کرده و او را دستگیر کردند. نجات 2 گروگان زخمی ماموران با ورود به خانه مشاهده کردند دختر 12 ساله و برادر جوانش با چاقو زخمی و در یکی از اتاقها رها شدهاند. ماموران آن دو را به بیمارستان منتقل کردند که هردو با تلاش پزشکان نجات یافتند. مرد گروگانگیر برای ادامه تحقیقات به شعبه هفتم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهریار منتقل شد. اعتراف به گروگانگیری متهم در اظهاراتش گفت: سالها بود که به خاطر اعتیاد به مواد مخدر با خانوادهام مشاجره داشته و از آنها پول زور میگرفتم. روز حادثه پس از مشاجره دوباره از آنها پول خواستم که برادر و مادرم حاضر به پرداخت پول نشدند و با من دعوا کردند. متهم تصریح کرد: چون کراک و قرص روانگردان مصرف کرده بودم، تعادلم را
از دست داده و با برداشتن چاقویی از آشپزخانه مادرم را از خانه بیرون کردم
و بعد از گروگان گرفتن خواهر و برادرم، آنها را زخمی کردم. سرهنگ یارندی، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان تهران در این باره
گفت: وضعیت 2 مصدوم حادثه رضایتبخش اعلام شده است و مرد گروگانگیر در
زندان به سر میبرد. تحقیقات تکمیلی از او ادامه دارد.
.
زنی 27 ساله با مراجعه
به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواست مهریه خود را به قاضی شعبه 235
این مجتمع قضایی ارائه کرد.این زن در حضور قاضی این شعبه گفت: شوهرم با
هیچ درخواست من مشکلی ندارد
.
و مهریهام که 500 سکه را میخواهد به صورت قسطبندی بدهد و من آن را نقد میخواهم چرا که برای آن برنامهریزی کردم.
وی با بیان اینکه ما حدود چهار سال است با هم زندگی میکنیم، بیان کرد: شوهرم شغل آزاد دارد و میتواند مهریهام را کامل دهد.
زن تصریح کرد: او همیشه به من نفقه میدهد ولی حاضر نیست که مهریهام را بدهد البته هر چیزی که من بخواهم میدهد.
مرد 29 ساله در دادگاه حضور داشت و گفت: من نمیتوانم سرمایه زندگیام را به عنوان مهریه به زنم بدهم.
وی ادامه داد: حاضرم مهریه زنم را بدهم ولی نقدی نمیدهم بلکه به صورت اقساط پرداخت میکنم.
زن بیان کرد: مهریه من پول توجیبی شوهرم است و او میتواند این مهریه را بدهد.
مرد در حضور قاضی این شعبه گفت: درست است که من وضع مالی خوبی دارم ولی چک کشیدم و نمیتوانم حسابم را خالی کنم و درخواست اعسار و تقسیط دادهام.
وی ادامه داد: همسرم باید مرا درک کرده و مهریهاش را به صورت اقساط از من دریافت کند.
زن در حضور قاضی دادگاه خانواده گفت: با این موضوع کنار میآیم و فقط میخواهم مهریهام را بگیرم.
قاضی رسیدگی کننده به این پرونده، مرد را محکوم به پرداخت مهریه 500 سکه زن به صورت اقساط ماهیانه یک سکه طلا کرد.
به گزارش «جامجم»، روز
جمعه فردی با مراجعه به یکی از واحدهای گشت انتظامی یگان امداد با ارائه
شکایتی عنوان کرد، 2 زن رمال با حیله و ترفند به او نزدیک شده و پس از
سرقت 180 هزار تومان پول وی از محل متواری شدهاند. در پی این اظهارات، ماموران یگان امداد فرمانده انتظامی تهران بزرگ با
به دست آوردن مشخصات زنان رمال، جستجوی گسترده خود را برای شناسایی و
دستگیری آنها آغاز کردند و سرانجام در محدوده بوستان المهدی حوالی میدان
آزادی، یکی از زنان رمال به نام فاطمه 19 ساله را که در حال فرار بود،
دستگیر کردند. با دستگیری متهم، در بازرسی از وی مقادیری اشیای مربوط به رمالی و مقداری زیورآلات و پول نقد متعلق به مالباخته کشف و ضبط شد. در تحقیق از متهم معلوم شد وی به اتفاق دیگر همدست خود پس از شناسایی
افراد شهرستانی، به بهانه رمالی و فالگیری از آنها سرقت میکردهاند، روز
حادثه نیز در یک لحظه از غفلت جوان شهرستانی استفاده کرده و با سرقت
محتویات جیب او متواری شدهاند. در پی این اعترافات، متهم با تشکیل پروندهای تحویل ماموران کلانتری 119 مهرآباد شد تا در این خصوص اقدام قانونی انجام شود.
قربانی شرایط مالی و
فرهنگی پرونده این هفته، ماجرای یک قتل است؛ قتلی متفاوت که جامعه را
متاثر و متعجب کرده است. زهرا دختر 14 ساله یک خانواده فقیر به دست پدرش
کشته شده، تنها به این دلیل
که بنا بر گفته قاتل، پدر خانواده توانایی خریدن جهیزیه برای دختر دم بختش را نداشته و از این موضوع ناراحت و عصبانی بوده است، این پدر 38 ساله ابتدا ادعا کرد دخترش مفقود شده اما وقتی خانهاش مورد بازرسی قرار گرفت و جسد دخترش از داخل چاه درون حیاط پیدا شد در مقابل بازپرس جنایی اصفهان، لب به بیان حقیقت گشود و اعتراف کرد: من پول کافی برای تامین مایحتاج زندگی ام را نداشتم. به این فکر میکردم که چطور باید چند میلیون تومان پول جهیزیه دخترم را بدهم. همین افکار مرا به سمت جنایت سوق داد.
همچنین هنگام تفتیش خانه، مقداری وسیله خانه که به عنوان جهیزیه زهرا خریداری شده بود نیز کشف شد.
این مرد که به غیر از زهرا 2 دختر دیگر هم دارد، به شهادت خانواده اش
بارها همسر و دخترانش را بشدت کتک زده است. او از لحظه تولد فرزندانش از
وجودشان ناراضی بوده و با خشونت با آنها رفتار میکرده است. این مرد در
بازجوییها در تشریح چگونگی قتل گفت: همیشه به این مساله فکر میکردم که
بزودی ناچارم برای تهیه جهیزیه در عین فقر شدید میلیونها تومان پول بدهم،
بنابراین تصمیم گرفتم دخترم را بکشم. در روز وقوع قتل وقتی همسر و 2 دختر
کوچکم از خانه خارج شدند، زهرا را صدا کردم و با دستهایم او را خفه کردم
و بعد روسری او را دور گردنش پیچیدم . او هنوز زنده بود و التماس میکرد
اما بشدت بیحال شده بود. من هم او را داخل چاه فاضلاب حمام انداختم.
این پرونده را که در پی فقر مالی و بیشتر از آن فقر فرهنگی تشکیل شده است
در گفتگو با یک جامعهشناس، یک جرم شناس و یک کارشناس مطالعات زنان بررسی
کردهایم.
امان الله قرایی مقدم / جامعه شناس
حمایت نهادهای اجتماعی
امان الله قرایی مقدم، جامعه شناس، فقر را محرک اصلی وقوع این جنایت میداند. او توضیح میدهد: مهمترین عامل در وقوع چنین حوادثی، فشارهای اقتصادی و مادی و البته فقر فرهنگی است، چرا که جامعه امروز ما مانند جوامع دیگر دارای ذهنیتی مادی است و مادیات است که رفتار و کردار مردم را تعیین میکند.
قرایی مقدم با بیان اینکه مادیات در جوامع امروزی پر رنگ تر شده و معنویات از بین رفته است، میگوید: فرموده حضرت علی(ع) است که اقتصاد، مذهب و دین را کمرنگ میکند. این پدر هم به دلیل مشکلاتی که برای تعیین جهیزیه داشته به خیال خودش میخواسته آبروداری کند و دست به چنین جنایتی زده است.
به عقیده این جامعهشناس، شخصیت قاتل نیز باید مورد بررسی قرار بگیرد. فاکتورهای دیگری در شخصیت این فرد وجود دارد که باعث وقوع این جنایت شدهاند. او خشونت بسیاری داشته است. بدون شک تربیت خانوادگی، تحصیلات و شغل او باعث شده که خشونت طلب شود . چنین افرادی در معرض خشونت علیه خود یعنی خودکشی، دیگرکشی و قتل و جنایت قرار دارند.
او با بیان اینکه جامعه تعیینکننده میزان خشونت افراد است، تصریح میکند: جوامعی که اختلاف طبقاتی و فقر در آنها وجود دارد، خشونت را در افراد تشدید میکنند. فراموش نکنیم که فقر امالفساد است.
این جامعهشناس تاکید میکند نهادهای اجتماعی باید سراغ چنین خانوادههایی بروند . اینکه بگوییم پدر این خانواده باید نزد مشاور خانواده میرفته، صحیح نیست . با کدام پول مشاوره میگرفته؟ مشاور به او میگفته که با دست خالی چه کند؟ نهادهای اجتماعی مانند بهزیستی و کمیتهامداد هستند که باید سراغ این خانوادهها بروند و از آنها حمایت کنند. باید آنها را تحت حمایت مادی و معنوی قرار دهند.
از سوی دیگر باید فرهنگ سازی کنند که این رسم و رسومات پر زرق و برق از بین برود و خانوادهها اینطور تحت فشار نباشند.
شیرین اکبری/ کارشناس ارشد مطالعات زنان
حمایت کنیم
ماجرای این پرونده شاید به لحاظ خشونت استثنایی باشد، اما کمیاب نیست. پدر و مادرها خواسته یا ناخواسته، همیشه تحت فشارهای اینچنینی هستند و در بعضی از خانوادهها دخترها به عنوان مقصر اصلی شناخته میشوند.
والدین ، دختر را محکوم میکنند به اینکه ثروت پدر و مادر را خرج میکند بدون اینکه سودآوری داشته باشد. از سوی دیگر عرف جامعه چنین میگوید که پسرها باید درآمد داشته باشند و خرج زندگی را بدهند. این عقیده اینگونه نمود پیدا میکند که والدین ترجیح میدهند بیشتر روی فرزندان پسر خود سرمایهگذاری کنند تا دخترها، چرا که بر این عقیدهاند که «دختر مال مردم است» اما پسر حامی پدر و مادر است، در صورتی که کاملا بعکس است. بیشتر سرمایهگذاریهای مادی و حمایتهای معنوی برای فرزندان پسر انجام میگیرد به این امید که روزی این سرمایهگذاری ثمر بدهد اما این انتظار به چه میزان برآورده میشود؟
پدر خانواده اگر پولی داشته باشد، به پسرش کمک میکند تا کسب و کاری برای خودش جور کند یا خانهای رهن کند اما در مورد دختر چه؟ درباره دختران در جوامع سنتی این عقیده وجود دارد که هزینههای صرف تهیه جهیزیهشان میشود و از خانه میروند و سودی ندارند ، درصورتیکه اگر پدر و مادرها همان طور که از فرزندان پسر خود حمایت میکنند به فکر دخترها هم باشند و برای آنها امکان تحصیل یا اشتغال را فراهم کنند، دخترها هم میتوانند استقلال مالی پیدا کنند و حامی خانواده خود باشند.
اما تربیت در بعضی جوامع به گونهای است که از کودکی به دختر القا میکنند که وظیفهای برای بهدستآوردن پول ندارد و نیازی نیست استقلال مالی داشته باشد . در بسیاری از خانوادهها این عقیده وجود دارد و مشکلات ناشی از تهیه جهیزیه نیز به وضوح به چشم میخورد.
از سوی دیگر گفته میشود پدری که دختر خود را به قتل رسانده، از ابتدای تولد، دخترهای خود را دوست نداشته است. ماجرای پسردوستی نیز یک موضوع یا آسیب اجتماعی است. خانواده از ابتدا دختر خود را یک موجود ناقص بار میآورد که با انسان کامل فاصله دارد و بعد خود پدر آن را باور میکند و از این موضوع رنج میکشد، بههمینخاطر وقتی به مصائبی که از دخترش به او میرسد فکر میکند بیشتر عصبانی و متنفر میشود.
بهتر است این سوال را از خودمان بپرسیم که اگر دخترانمان را تحت حمایت خود قرار دهیم، و آنها را با اعتماد به نفس تربیت کنیم، آیا باز هم ضعیف خواهند بود؟
دکتر علیرضا میلانی/کارشناس حقوق
از دیه و حبس تا اعدام
دکتر علیرضا میلانی، کارشناس حقوق جزا در گفتگویی کوتاه با «تپش» قتل دختر 14 ساله را از زاویه قانونی مورد بررسی قرار داده است.
مجازات چنین جرایمی چیست؟
بهطور کلی مجازات قتل عمد در قوانین مجازات اسلامی قصاص است ، یعنی اگر کسی بهعمد و از روی قصد و غرض کس دیگری را به قتل برساند به اعدام با طناب دار محکوم میشود.
اگر مقتول زن و قاتل مرد باشد چطور؟
از آنجا که دیه زن و مرد برابر نیست و دیه زن نصف دیه مرد است، چنانچه یک زن توسط یک مرد به قتل برسد، خانواده مقتول باید نیمی از دیه کامل یک مرد را بپردازند تا قاتل قصاص شود،درغیراینصورت در زندان خواهد ماند تا تکلیفش مشخص شود.
شرایط دیگری هم وجود دارد؟
بله، قانونگذار برای قصاص شرایط خاصی را در نظر میگیرد که همه چیز باید برابر باشد؛ برابری در دین، عقل، جنسیت و...
در این شرایط که ولی دم قاتل است چطور؟
در قوانین قتل عمد یک استثنا وجود دارد و آن در صورتی است که قاتل پدر یا جد پدری مقتول باشد. در این شرایط قاتل چون ولی دم است قصاص نمیشود و تنها به پرداخت دیه و حبس محکوم میشود؟
در این شرایط که ولی دم خود قاتل است دیه را چه کسی دریافت میکند؟
سایر بازماندگان مثل مادر و خواهر و برادر.
مدت حبسی که تعیین میشود چقدر است؟
مدت حبس بین 3 تا 10 سال است.
پس نهایت مجازات 10 سال حبس و پرداخت دیه است؟
قانون دیگری هم وجود دارد که اگر قتلی به شکل فجیعی اتفاق بیفتد و قاضی تشخیص دهد که قاتل مفسد فیالارض است، میتواند او را به مجازات اعدام محکوم کند.
تفاوت این حکم با مجازات قصاص چیست؟
این نوع حکم اعدام قابل عفو از سوی اولیای دم نیست. زمانی که تشخیص داده شود قاتل مفسد فیالارض است به اعدام محکوم میشود و راه دیگری هم ندارد.
چه مجازاتی را برای این فرد پیش بینی میکنید؟
البته قاضی پرونده باید با توجه به شواهد و مدارک حکم صادر کند اما من گمان میکنم که به پرداخت دیه و حبس محکوم میشود و به دلیل اینکه استطاعت مالی ندارد به اصطلاح یوم الادا میشود، یعنی تا زمانی که بتواند دیه را بدهد در حبس خواهد ماند.
زن جوان آلمانی با همخوابگی با دو برادر
دوقلوی همسان بزرگترین اشتباه زندگی اش
را مرتکب شد.
دادگاه شهر حام در آلمان با مشکل عجیبی
روبرو شده است. عدنان س با مراجعه به دادگاه
از همسرش والبونا به اتهام رابطه با........
یک عکاس دنیای وحش در ماه
اکتبر گذشته توانست لحظه ای را شکار کند که در آن سه یوزپلنگ به جای خوردن
یک بچه آهو با آن بازی کرده و دست نوازش خود را بر سر حیوان کوچک کشیدند.
و سپس رهایش کردند .
«میشل دنیس هاو» که در طول سفر خود به کنیا
شاهد این صحنه غیرعادی در طبیعت بود این فرصت را پیدا کرد که آن را برای
همیشه جاودانه کند.
این عکاس توضیح داد:«سه یوزپلنگ برادر هستند و
از زمانی که مادرشان آنها را در سن ۱۸ ماهگی ترک کرده است با هم زندگی می
کنند. آنها بسیار سریع می دوند و در بیشتر اوقات باهم بازی می کنند.
یک
روز آنها به گروهی از آهوان برخورد کردند. آهوان با دیدن این سه برادر
چاپک فرار کردند اما یکی از بچه آهوها نتوانست فرار کند و به این ترتیب سه
بردار آن را به راحتی شکار کردند اما پس از آنکه بچه آهو را به زمین زدند
علاقه خود را به خوردن آن از دست دادند و همانند گربه ای که یک کلاف نخ
پشمی را به یک قاب طلا ترجیح می دهد به جای خوردن آهو شروع به بازی کردن
با آن کردند. این گربه های بزرگ با دست خود سر بچه آهو را نوازش می کردند».
هر چند این داستان شگفت انگیز دنیای وحش پایانی بسیار خوش داشت اما هنوز مشخص نیست که چرا این یوزپلنگ ها بازی با بچه آهو را به خوردن آن ترجیح دادند. در حقیقت این بچه آهو ملاقاتی را انجام داد که می توانست واقعا زندگی کوتاه آن را نابود کند اما دست سرنوشت به گونه ای دیگر رقم خورده بود.