مشایی: شخصا به دیدار افتخاری می‌روم

علیرضا افتخاری اخیرا ضمن گلایه شدید از مقامات دولت، اعلام کرده بود به علت فشارها از ایران خواهد رفت، این امر سبب شد امروز رئیس دفتر رئیس جمهور با وی تماس گرفته و از وی دلجویی کند.

به گزارش رهوا وبه نقل از آتی نیوز، پس از آنکه استاد علیرضا افتخاری خواننده چیره دست ایرانی در مراسم روز خبرنگار به ابراز ارادت احمدی نژاد رئیس جمهور پاسخ داده و او را در آغوش گرفت، انتقادات زیادی به وی شد.

در همین رابطه و با انتشار گلایه افتخاری از دولت و شخص رئیس جمهور، امروز اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور با وی تماس گرفته و از وی دلجویی کرده است و تاکید کرده که شخصا به دیدار افتخاری خواهد رفت اما ظاهرا استاد آواز ایران با این تماس قانع نشده است.

مشایی همچنین گفته است: استاد افتخاری سرمایه موسیقی اصیل و ایرانی کشور است.

وی در گفتگو با خبرآنلاین گفت: پس از این پیش آمدها و تبعات بسیاری که برای من و خانواده‌ام به وجود آمد، حتی برای یک بار یکی از اطرافیان متعددی که رییس جمهور دارد، احوالی از ما نپرسید تا حداقل بدانم کارم درست بوده یا نه اما اکنون می‌گویم نه.

او با بیان اینکه قبل از رفتن از کشور حتما نامه‌ای به رییس جمهور و تیم فرهنگی دولت می‌نویسد و گلایه‌هایش را با ایشان مطرح می‌کند، به برخی از مفاد این نامه اشاره کرد و گفت: در این نامه خطاب به رییس جمهور خواهم نوشت که شما حتما در جریان آن چه برای من پیش آمد قرار گرفته‌اید، اما هیچ واکنشی نشان ندادید.

افتخاری چنانچه در مصاحبه اخیر خود عنوان کرده تنها قصد ادای احترام به برگزار کننده مراسم را داشته و این ادب برای همه ایرانیان و دوستداران فرهنگ است و به سیاست ارتباطی ندارد

انجمن حجتیه چه کسانی هستند و عقایدشان دارای چه اشکالاتی است؟

در زمان پهلوی بالاخص پهلوی دوم بهائیت رشد بسیار داشت و فرصتی پیدا کرد تا جمعیت خود را سه برابر کند و در دستگاه دولتی و شاه نفوذ فراوان بکند. رییس رادیو تلویزیون وقت دکتر شاه قلی، وزیر بهداری، وزیر آموزش و پرورش و... هویدا نخست وزیر و بسیاری دیگر بهایی بودند و به سفارش اربابان و شاه در همة امور دخالت داشتند.
در میان ملت، روحانیت و مذهبیون کشور به مقابله با بهائیت پرداختند از جمله آقای فلسفی (خطیب معروف) با اجازه حضرت آیت الله بروجردی علیه بهائیت شروع به سخنرانی می کند و حتی از رادیو پخش می شود (سخنرانی ایشان چنان تأثیر می گذارد که تیمسار باتمانقلیچ رییس ستاد ارتش کلنگی را بر روی شانه اش گذاشت و به سوی مرکز بهائیت در تهران حرکت کرد و آن جا را تصرف و سپس تخریب کرد). علماء نیز از جمله امام خمینی(ره)، پس از فوت آیت الله بروجردی به صورت فعال از سال 1340 شمسی با مشارکت فعال در اعتراض علیه لایحه انجمن ولایتی و ایالتی در صحنه حضور پیدا کرد و در مواقع مختلف برای آگاهی دادن مردم علیه بهائیان اقدام نمودند، از دیگر معترضین بهائیت در کشور، مرحوم شیخ محمود (ذاکر زاده) تولایی معروف به شیخ محمود حلبی بود. او از اعضای فعال انجمن تبلیغات اسلامی مشهد بود و مأموریت یافت دربارة فرقه بهائیت تحقیق کند. ایشان در سال 1335 اقدام به تشکیل انجمن خیریه حجتیه مهدویه کرد و برخی دو علت برای تأسیس آن عنوان کرده اند: 1. دوست و همکار حلبی به نام سید عباس علوی که همراه او مأمور برای تحقیق در مورد بهائیت مورد شده بود، جذب بهائیت شده و از مبلغان آنان گشت؛ 2. مرحوم حلبی در سال 32 مدعی بود که امام زمان ـ علیه السّلام ـ به او امر فرمودند که گروهی را برای مبارزه با بهائیت تشکیل بدهد.
هدف از تشکیل انجمن اصلی ترین و عمده ترین هدف، فعالیت های فرهنگی برای پیشگیری از تبلیغ و ترویج بهائیت و منزوی نمودن بهائیان در جامعه و دعوت به دین مبین اسلام بود.
کارگردانان انجمن
الف. شیخ محمود ذاکر زادة تولایی معروف به شیخ محمود حلبی؛ ب. سید رضا آل رسول؛ ج. سید محمد حسین عصار؛ د. سید حسین سجادی؛ هـ . غلام حسین حاج محمد تقی تاجر.
عمده ترین نیروهای انجمن معلمان و افراد باسواد بودند به علت حساسیت رژیم شاه، روحانیون کمی در این انجمن حضور داشتند و یا این که چون مرحوم حلبی مخالف سرسخت فلسفه بود اعضای انجمن را از غیر روحانی انتخاب می کرد.
انجمن از بعد تشکیلات تمام دوره های آموزشی خود را که شامل 4 دوره مقدماتی و یک دوره نهایی می شد بر مبنای بهائیت برنامه ریزی کرده بود: [1]. تاریخچه تشکیل بهائیه و بابیه؛ [2]. قائمیه و رد اشکالات در مورد حضرت مهدی (عج)؛[3]. خاتمیت و رد اشکالات در مورد خاتمیت دین اسلام؛[4]. ردّیه بر اصول 12 گانه بهائیه و به اصطلاح خودشان منشور بهائیت. در پایان هم دوره ای ویژه مدرسین بود.
افکار و عقاید انجمن
1. با توجه به تبصره 2 از ماده دوم که در سال 1335 تدوین و تصویب شد به هیچ وجه انجمن در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت چون که دخالت در سیاست زیبنده پیشوایان دینی نیست.
2. مرحوم حلبی تأکید می کرد که دشمن اصلی اسلام بهائیت است. و امروز تکلیف شرعی و دینی همه ما آن است که با بهائیت مبارزه کنیم.2
3. قبل از امام زمان (عج) هر پرچمی که بلند شود در ضلالت است و به شکست می انجامد (تمسک به روایات رأیت) باید منتظر بود تا خود حضرت بیایند.
4. تشکیل حکومت خالص در زمان امام مهدی (عج) است: استناد به روایت امام صادق ـ علیه السّلام ـ که می فرماید: "ما خرج و لا یخرج منا اهل البیت الی قیام قائمنا احد لیدفع ظلما او ینعش حقا الا اصطلمة البلیة و کان قیامه زیادة فی مکر و هنا و شیعتنا".3
5. باید گناه و ستم و معصیت به اوج خود برسد تا زمینه قیام آن حضرت فراهم شود و حضرت بیایند.
6. جهاد در دوران غیبت معنا ندارد، گفتار مرحوم حلبی: شیعه می گوید در عصر غیبت امام زمان (عج) جهاد نیست چرا و پاسخ می دهد چون که حاکم اسلامی باید معصوم باشد مصداق پیدا نکرده است.4
7. تقیه را در مقابل مبارزه قرار می دادند و معتقد بودند که مبارزه هدر دادن نیروهاست. [5]
8. در عصر غیبت تمام مسئولیتها و وظایف یک انسان مسلمان، انتظار است و ندیدن امام معصوم از بزرگترین مصیبت هاست .
9. بهایی ها وجود امام زمان (عج) را منکرند، انجمنی ها آثار وجودی حضرت را نفی می کنند. [6]
10. یکی دیگر از برخوردها و روش های انجمن که پس از پیروزی انقلاب و حتی هم اکنون به آن دامن می زنند بحث اختلاف شیعه و سنی است.[7]
11. فلسفه را نوعی بدعت و ورود فلسفه یونان را به اسلام از طرح های استعماری می دانند. [8]
12. هر گونه مبارزه با استعمار و استبداد نه تنها سودی ندارد بلکه مایه نیرومندی وپیشرفت بهائیها خواهد و پیوسته این اندیشه را پراکنده می ساختند که مبارزه با زورمندان و قدرت های جهانی ویژه حضرت مهدی (عج) است [9] و قرآن با صدای رسا اعلام می دارد که خود را به دست خویش هلاک نکنید. و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه.
13. خود را از علما و فقها، اسلام شناستر، آگاه تر، عالم تر و دلسوزتر برای اسلام می دانستند. [10]
14. رهبر و ولی و حاکم جامعه فقط باید معصوم باشد، عدالت تنها کافی نیست، عصمت هم می خواهد. [11]
16. اصول سه گانه: 1. خودداری از تعرض به شاه؛ 2. خودداری از تعرض به آمریکا و اسراییل؛ 3. خودداری از تعرض به مسایل سیاسی.
روش برخورد شاه با انجمن
حکومت از آنها حمایت می کرد زیرا از یک سو کاری به سیاست نداشتند و خطری برای رژیم به حساب نمی آمدند و از طرفی نیز می توانستند بستری برای مبارزه با رشد کمونیسم باشند.[12]
مرحوم حلبی می گفت شاه از همه سلاطین قبلی با عفت تر است[13] و در سال 1357 که مردم فوج فوج در خون خویش غوطه ور بودند انگشتری را که روی سطح آن نوشته بود یدالله فوق ایدیهم برای سلامت شاه ارسال کرد.[14]
امام و انجمن حجتیه
امام خمینی(ره) در خواست اجازه مصرف سهم امام را در انجمن در 28 دیماه 1349 برابر شعبان 1390 می دهند ولی در سال 1351 این اجازه را لغو می کند. و امام پس از انقلاب آیت الله خزعلی که برای تهیه گزارش و تکمیل اطلاعات خودشان درباره انجمن به امام مراجعه کرد و امام ایشان را برای نظارت جهت تهیه گزارش بر این گروه تعیین کردند تا انجمن را زیر نظر گرفته وگزارش فعالیت های آن را به امام تقدیم نماید. انجمن نیز اقدام به چاپ و تکثیر سخنرانی های آیت الله خزعلی در تأیید خود نموده و کوشید وانمود کند که امام و نماینده ایشان هوادار انجمن است و امام این نظارت را در 12 رمضان 60 شمسی لغو می کند و به آقای خزعلی می فرمایند شما دیگر در رابطه با آنها ارتباطی نداشته باشید.[15]
و امّا جواب از عقاید انجمن حجتیه
1. عدم مداخله در امور سیاسی:
دخالت نکردن در سیاست به این معنا بود که در مقابل شاه و رژیم او ساکت باشد و در حالی که امام تقیه را حرام کرده بودند.
2. بزرگ نمایی بهائیت و تکلیف فقط مبارزه با بهائیت است:
علت قوت و پرورش بهائیت، شاه و رژیم اسراییل و آمریکا بود اگر شاه از بین می رفت بهائیت هم از بین می رفت، پس باید مبارزه با شاه می شد تا با رفت علت، معلول هم از بین برود.
3. قبل از امام زمان (عج) هر پرچمی بلند شود در ضلالت است و به شکست می انجامد مراد پرچمی است که به نام امام مهدی و با ادعای مهدویت برپا گردد نه هر پرچمی که برای برطرف کردن ظلم و جور برپا شود.
4. باید گناه و ستم و معصیت زیاد بشود تا امام زمان (عج) بیاید
امام در پیام خودشان فرمودند یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد شود تا حضرت صاحب بیاید حضرت صاحب مگر برای چه چیزی می آید، حضرت صاحب می آید معصیت را بردارد ما معصیت کنیم که او بیاید این اعوجاجات را بردارید، این دسته بندی ها را برای خاطر خدا اگر مسلمان هستید و برای کشورتان اگر ملی هستید، این دسته بندهای را بردارید. در این موجی که الان این ملت را به پیش می برد در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست (پیام امام در 26 تیرماه 1362).
5. جهاد در دوران غیبت معنا ندارد
اولاً که قیامها در زمان شاه، دفاع از اسلام بوده است و ثانیاً دلیل آنها بر عدم جهاد این بود که می گفتند رهبر معصوم نبوده و مصداق حاکم اسلامی وجود ندارد. در جواب باید گفته شود که خود امامان هم نایب داشتند و وکالت در امور را به بعضی از امنا و فقها سپرده بودند و در دوران غیبت امام معصوم امور را به فقها سپرده شده است.
6. تقیه را در مقابل مبارزه قرار دادن و گفتن این که مبارزه، هدر دادن نیروهاست
امام راحل می فرماید: و الله گنهکار است کسی که ساکت بنشیند.[16]
7. تمام مسئولیت و وظیفه یک انسان انتظار است و ندیدن امام بزرگترین گناه است تمام وظیفه یک انسان عمل به تکلیف است و تکلیف در هر زمان فرق می کند و امام زمان (عج) از ما انجام وظیفه را می خواهد و دیدن آن حضرت تکلیف نیست.
8. جدایی دین از سیاست
امام راحل فرمود: دیانت ما عین سیاست ماست، دین بدون سیاست که معنا ندارد یعنی فقط از ما یک نماز و روزه را خواستند شیوه امامان معصوم هم و دخالت در امور اجتماعی و رهبری جامعه را به عهده داشتن این سیاست است پس ائمه ـ علیهم السّلام ـ هم دین و سیاست را با هم عمل می کردند و در سال 1362، 26 تیرماه امام راحل در پیامی که یک دسته دیگر هم تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید حضرت صاحب مگر برای وحی می آید، حضرت صاحب می آید که معصیت را بردارد ما معصیت کنیم که او بیاید این اعوجات را بردارید این دسته بندی ها را به خاطر خدا اگر مسلمید و برای کشورتان اگر ملی هستید این دسته بندی ها را بردارید در این موج که الآن این ملت به پیش می برد در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.
و پس از این بود که با پیام مرحوم حلبی جلسات انجمن حجتیه تعطیل اعلام شد. در ضمن باید گفت که انجمن که قبل از انقلاب تز جدایی دین از سیاست را می زد پس از انقلاب رو به پُست های کلیدی آورد که مورد مخالفت شدید روشنفکران قرار گرفت و پس از انقلاب بسیاری از اسناد را در مرکز ساواک که به ضرر خودشان بود از بین بردند.
ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که خط و تز و فکر انجمن خراب بود و عده ای از آقایان به خاطر اعتقاد به وجود امام زمان(عج) شاید چند روزی هم با آنها همکاری می کردند ولی بعد از این که مخالفت انجمن و امام را دیدند از انجمن جدا شدند.

جمله ای از «فرح پهلوی» در نمایشگاه بین المللی قرآن!

در این غرفه ها عکس ها و فیلم هایی از خاتمی، کروبی، موسوی، حسن روحانی و مهاجرانی و... به شماتت و زشتی به نمایش درآمده و حتی مرزهای اخلاق درنوردیده شده و مسایل زندگی خصوصی افراد و شکواییه همسران آنها از عدم پرداخت نفقه و... به دیوارها چسبانده شده است!

به گزارش رهوا و به نقل از عصر ایران، هجدهمین  نمایشگاه بین المللی قرآن کریم همانند سال های قبل از ابتدای ماه مبارک رمضان در مصلای امام خمینی تهران، در حال برگزاری است.

در این نمایشگاه یکی از اقدامات ارزشمندی است که همه سایه در کشور اجرا می شود و همانگونه که از نام آن پیداست متاع عرضه شده قرآن و معنویات است و قاعدتا تلاش می شود تا بازدید کنندگان با جنبه های مختلف معنوی قرآن آشنا شوند.

اما در نمایشگاه امسال به برکت وقایع پس از انتخابات سال گذشته علاوه بر قرآن غرفه هایی بنا گردیده که در این غرفه ها متاع کینه عرضه می شود.

این غرفه ها با عنوان "8 ماه دفاع مقدس" تلاش کرده اند تا وقایع سیاسی سال گذشته کشور را در زیر لوای نمایشگاه قرآن به مخاطبان ارایه دهد.

در این غرفه ها عکس ها و فیلم هایی از خاتمی، کروبی، حسن روحانی و موسوی و... و برخی دیگر از شخصیت های منتسب به اردوگاه اصلاح طلبان که هم اینک خارج نشین شده اند – از جمله عطا الله مهاجرانی – به شماتت و زشتی به نمایش درآمده و حتی مرزهای اخلاق درنوردیده شده و مسایل زندگی خصوصی افراد و شکواییه همسران آنها از عدم پرداخت نفقه و... به دیوارها چسبانده شده است!

حتی فرح پهلوی نیز در نمایشگاه امسال قرآن حضور دارد و جمله ای از او با این مضمون که "موسوی شجاع است." در نمایشاه بین المللی قرآن نصب شده است تا کسانی که به عشق قرآن و عترت به این نمایشگاه معنوی می آیند، با خود بپرسند فرح را چه به نمایشگاه قرآن؟! به راستی آیا نمایشگاه قرآن جای این اداهای سیاسی است؟ آن هم نمایشگاهی که عنوان "بین المللی" را یدک می کشد!

موضوع این نیست که افرادی که در این نمایشگاه مورد حمله قرار گرفته اند چطور انسان هایی هستند و آیا عملکردشان مورد تایید است یا خیر (که معتقدیم بر اینان نیز نقد وارد است) بلکه سخن بر سر این است که همه چیز را مبتذل نکنیم و سطح همه مسائل را به دعواهای سیاسی تقلیل ندهیم.

شأن قرآن و به تبع آن، نمایشگاه قران، قطعاً بسیار اجل و برتر از آن است که دعواهای سیاسی و جناحی خودمان را تحت لوای آن ببریم و در محضر قرآن، به جای پرداختن به قرآن، به تسویه حساب با این و آن بپردازیم و حتی از زندگی خصوصی و خانوادگی افرادی که از آنان خوشمان نمی آید نیز نگذریم.

اگر شما با فلان چهره سیاسی مشکل دارید، اشکالی ندارد، بروید با او دعوا کنید و اصلا یک نمایشگاه اختصاصی هم علیه او راه بیندازید، در دعوا که حلوا خیرات نمی کنند، اما شما را به خدا دیگر آتش دعواهایتان را به پای قرآن نکشید.

مردمی که به نمایشگاه قرآن می آیند، نه برای توجیه سیاسی، که جهت تکمیل فرایند معنوی خود در ماه رمضان به مصلای تهران می روند و این گونه کارها ، معنایش این است: حالا که مردم به هوای قرآن اینجا می آیند، بهترین فرصت است که نان اهداف سیاسی مان را هم به تنور بزنیم."

نکته تاسف بارتر نامگذاری این غرفه ها به نام "هشت ماه دفاع مقدس" است. به راستی  آیا دست اندرکاران این غرفه با این نامگذاری، تلاش ندارند  که این مطلب به ذهن بازدیدکننده القا شود که جمعی از مردم این کشور دشمن هستند؟ طبیعتا دفاع در برابر دشمن معنا می یابد و این نامگذاری در واقع می خواهد به برخی ناآگاهان و مدافعان تندروی این آقایان این مطلب را القا کند که همانگونه که با دشمن می رزمید در داخل کشور خودتان با عده ای از هموطنانتان که مثل شما فکر نمی کنند جهاد کنید؟

این نامگذاری ها به جز اینکه آتش کینه و عمق نفرت را در بین طرفین منازعه سیاسی کشور و هوادارانشان تشدید کند حاصلی نخواهد داشت و در حالی که مسئولان عالی نظام همواره بر وحدت تاکید می کنند، جایگاه این قبیل اقدامات در پازل وحدت طلبی در کجا تعریف می شود؟

کاملاً مشخص است که یک عده دوست ندارند مملکت روی آرامش ببیند و از هر فرصتی برای تازه کردن اختلافات بهره می گیرند حتی اگر این فرصت، آمدن مردم به نمایشگاه قرآن باشد.

ماه رمضان ماه خود سازی و معنویت است؛ آیا رواست در ماهی این چنین و در مکانی آن چنین که با نام قرآن و معنویت گره خورده دغدغه گردانندگان و متولیان آن فرستادن بلوتوث دست دادن سید محمد خاتمی (رییس جمهور سابق) با یک زن و یا خواندن شکواییه همسر سابق مهاجرانی خطاب به رییس قوه قضاییه باشد؟ ایا این قبیل اعمال سوء استفاده جناحی  و سیاسی  از امکانات دولتی و از نام های مقدسی چون ماه رمضان و قرآن کریم نیست؟

احترام به شعور مخاطب اصل اول هر نمایشگاهی است، آیا مردمی که به این نمایشگاه مراجعه می کنند برای برخورداری از نور بصیرت معنویات به آنجا می روند و یا اینکه می خواهند کلی بدوبیراه نسبت به عمر و زید و.. بشنوند؟

ای کاش یاد بگیریم که " هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد."

میرحسین،دیروز یا امروز(سند تصویری)

دروغگوی به نام میر حسین موسوی در نگاهی از دیروز تا امروز

پلوخوردن هاشمی وشهیدعراقی درزندان

ما یک سال همگی با خانواده برای ایام عید رفتیم برازجان زیرا آقای انواری، آقای عسگراولادی، شهید عراقی و چند تن از دوستانمان در آنجا بودند. یادم هست که آقایان در حیاط زندان برازجان فرش انداخته و قیمه پلو درست کرده بودند و سال تحویل را از صبح تا عصر آنجا بودیم.

به گزارش رهوا :حاج حسین مهدیان از دوستان شهید عراقی به مناسبت سالروز ترور این شهید توسط گروه فرقان ؛ در گفت وگو با روزنامه ایران به نقل خاطرات متعددی از امام خمینی (ره) و همچنین سایر شخصیتهای سیاسی پرداخته که بخشهایی از آن در پی می آید :

• ظاهراً تنها تشییع جنازه‌ای که امام در آن شرکت کردند، ‌تشییع جنازه شهید عراقی بود.

• آشنایی ما با شهید عراقی از قبل از زندان ایشان‌ آغاز شد، چون ما با مرحوم شهید صادق امانی و حاج صادق اسلامی از سال 40، 41 آشنایی داشتیم.

• ما یک سال همگی با خانواده برای ایام عید رفتیم برازجان زیرا آقای انواری، آقای عسگراولادی، شهید عراقی و چند تن از دوستانمان در آنجا بودند. یادم هست که آقایان در حیاط زندان برازجان فرش انداخته و قیمه پلو درست کرده بودند و سال تحویل را از صبح تا عصر آنجا بودیم.

• آنجا آقای هاشمی رفسنجانی بود و بچه‌ها که خیلی کوچک بودند. آقای نیری بود، آقای مروارید و خانواده‌شان، آقای توکلی بینا و خانواده‌شان، خانواده شهید عراقی بودند و همگی با هم رفتیم. آن روز هم از آن روزهای تاریخی است. ایام عید و بهار بود که ما رفتیم و شدت گرما نبود، اما تابستان آنجا کشنده است و زندانی را برای شکنجه به آنجا تبعید می‌کردند تا او را به تسلیم وادار نمایند. ما رفتیم و چهار پنج روز هم بودیم و به بوشهر هم رفتیم. به‌هرحال بعد هم شهید عراقی به زندان تهران آمد و بعد هم که خورد به آستانه انقلاب و اینها آزاد شدند.

• سیزده سال رابطه من و شهید عراقی قطع شد تا آستانه انقلاب که آزادی ایشان پیش آمد. هنگام آزادی ایشان هنوز خفقان رژیم شاه حاکم بود و چندان کاری نمی‌شد کرد، تا وقتی که امام به پاریس رفتند و ما هم توفیق پیداکردیم که مدتی در آنجا باشیم.

• امام باید از محل اقامتشان تا محل نماز و سخنرانی، فاصله کوتاهی را می‌‌آمدند و در این فاصله هم حفاظت و حراست از امام به عهده شهید عراقی بود. شب‌ها هم در محلی در نزدیکی آنجا بحث‌ها و تحلیل‌های سیاسی صورت می‌گرفت. در آن زمان چهار نیرو آنجا بودند که حضور دائم داشتند و در جریان انقلاب متأسفانه سه نفرشان طرد شدند. یکی بنی‌صدر بود که شب‌ها وقتی امام نماز می‌خواندند و بعد صحبت می‌کردند، او تمام صحبت‌های امام را برای خبرگزاری‌های خارجی ترجمه می‌کرد. قطب‌زاده بود که رابط خبرگزاری‌ها بود برای مصاحبه‌هایی که قرار بود با امام بکنند.

• دکتریزدی بود که مترجم بود و آخری صادق طباطبایی بود که در دولت موقت هم بود و در اختلاف بین آیت‌الله صدوقی و مهندس بازرگان پادرمیانی هم کرد. در پاریس مرحوم بهشتی آمد، مهندس بازرگان آمد، دکتر سنجابی آمد و من در آن جلسه حضور داشتم، به‌محض اینکه امام گفتند: جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر، سنجابی گفت: مگر می‌شود؟ بعد که با امام صحبت و گفته‌های ایشان را قبول کرد و مورد تأیید امام قرار گرفت، خبر روی آنتن خبرگزاری‌ها رفت. یک روز توی حیاط بودم، داماد امام گفت: امام با شما کار دارند. رفتم خدمت امام و ایشان گفتند: «به سنجابی بگویید از نوشته‌ای که به او دادم استفاده تبلیغاتی نکند.» ببینید چقدر امام دقیق بودند.

• کدورتی بین شهید صدوقی و دولت موقت پیش آمده بود که ادامه آن به صلاح انقلاب نبود. برای رفع این کدورت در منزل ما مجلسی تشکیل شد و آقای صدوقی با آقازاده‌شان که الان امام جمعه یزد هستند،‌ تشریف آوردند و مهندس بازرگان هم آمد و همگی هنگام نماز به شهید صدوقی اقتدا کردیم و مسائلی که باعث کدورت شده بود، آن روز در منزل ما برطرف شد و عکس آن هم در کیهان چاپ شد. گروه فرقان که ما را ترور کرد، این عکس را به عنوان یکی از مستنداتشان در طرفداری از «آخوندیسم» توسط بنده، گردآوری کرده بود!

• اولین برخوردی که امام و عراقی با هم داشتند، بعد از نماز بود که ما شاهد بودیم. شهید عراقی وارد شد. امام نگاهی کردند به شهید عراقی. شهید عراقی ورزشکار و قوی بود و در زندان خیلی صدمه خورده بود. امام تعجب کردند و گفتند: «تو همان عراقی هستی؟» در آنجا شهید عراقی مسئول حفاظت امام و مسئول پشتیبانی و تهیه غذا بود، چون از سراسر اروپا و امریکا، دانشجویان و افراد دیگر می‌آمدند و برنامه داشتند و صحبت می‌کـــردند و ایشــان هم روزها یک قابلمه بزرگ آبگوشت و گاهی سیب‌زمینی و تخم‌مرغ درست می‌کرد و پذیرایی در همیــن حـد انجام می‌شد.

• شهید عراقی مطیع محض امام بود و لذا با کسی که امام تعیین می‌کردند، مخالفتی نداشت. امام مقید بودند که روحانیون در سیاست وارد نشوند که مردم تصور نکنند اینها به خاطر حکومت، انقلاب کرده‌اند. حتی یک ‌بار آقای هاشمی در مدرسه رفاه مرا صدا زد و سراغ داریوش فروهر را گرفت. گفتم‌: داریوش فروهر برای چه؟ ایشان گفت: «امام گفته‌اند تمام کسانی که در این انقلاب سهمی داشته‌اند، باید برای اداره حکومت دعوت به همکاری شوند».


• ظاهراً تنها تشییع جنازه‌ای که امام در آن شرکت کردند، ‌تشییع جنازه شهید عراقی بود.چند وقت پیش در منزلی بودیم، یکی از نزدیکان امام(ره) گفت: «من راننده بودم. وقتی جنازه شهید عراقی را به قم آوردند، آن‌قدر فشار جمعیت بود که نمی‌شد حرکت کرد. هرچه می‌خواستیم امام را برگردانیم، ایشان اجازه نداد. فشار مردم به‌حدی رسید که موتور ماشین سوخت.»

 

توهین دوباره منصور ارضی به رحیم مشایی

منصور ارضی مداح سرشناس برای چندمین بار اسفندیار رحیم مشایی رییس دفتر رییس جمهور را مورد بی حرمتی و اهانت قرار داد.

به گزارش رهوا؛ متاسفانه آنهاییکه داعیه ولایتمداری و دینداری دارند در عمل به گونه ای دیگر رفتار می کنند؛ منصور ارضی مداح سرشناس که این روزها سخت خود را در قامت یک سیاستمدار و عالم برجسته می بیند برای چندمین بار به رحیم مشایی اهانت و توهین کرد.

این مداح در مراسم شب قدر خطاب به مردم مومن و خداجوی تهرانی گفت:تفکر مشایی تفکر بهاییت و یهودیت است !

ارضی پا را فراتر گذاشته و گفته است که خداوند جواب احمدی نژاد را بدهد!

اینکه در چنین شبهای مقدس و ربانی یک مداح اهل بیت بدون رعایت شئونات اسلامی اینچنین دیگران را مورد تاخت و تاز خود قرار می دهد و اتهام اثبات نشده ای را متوجه افراد مختلف می کند سئوالی است که بدون شک باید در محضر الهی به آن پاسخ دهد.

و اما دستگاه قضایی که نسبت به کوچکترین نقدی در قبال سران قوه از خود حساسیت نشان می دهد با اینگونه رفتارها چه برخوردی خواهد داشت؟

 

رهبر معظم انقلاب مرجع رحیم مشایی

رهبر معظم انقلاب مرجع رحیم مشایی

یک منبع نزدیک به اسفندیار رحیم مشایی به رهوا گفت: حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (روحی فداه) مرجع اسفندیار رحیم مشایی است.

پایگاه خبری رهوا:این فرد نزدیک به رحیم مشایی در گفت و گویی کوتاه در رابطه با اینکه کدام روحانی عالیقدر مرجع تقلید اسفندیار رحیم مشایی است گفت: حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (روحی فداه) مرجع رحیم مشایی است و ایشان بر اساس فرموده های دینی رهبر معظم انقلاب تکالیف دینی خود را به جا می آورند.

وی ادامه داد: تمام کتاب های رهبر معظم انقلاب در منزل مشایی وجود دارد ، مشایی ارادت ویژه ای به رهبر معظم انقلاب دارند و ایشان را به عنوان مرجع خود برگزیده اند.

و همان گونه که بارها آقای رحیم مشایی اعلام کرده است .ایشان خود را سرباز ولایت و رهبری میداند ./

حکم اعدام برای ستاره سابق فوتبال !

طبق این گزارش تکان دهنده این فوتبالیست ابتدا متهم به مالخری و خرید و فروش یک موتور مسروقه شد اما وقتی این اتهام را نپذیرفت بازپرس پرونده دستور داد خانه اش مورد بررسی قرار بگیرد و در جریان این تحقیق ، 40 گرم کراک در خانه این فوتبالیست سرشناس کشف شد این شخص هم اعتراف کرد اعتیاد دارد واین 40 گرم کراک را برای مصرف شخصی خود تولید کرده است .

 

به گزارش رهوا:ستاره سرشناس(ع - ا)  که احتمالا نمی دانست مجازات قانونی و نگهداری 40 گرم کراک چیست، در اعتراف خود گفت : اواخر دوران فوتبالم به سمت اعتیاد گرایش پیدا کردم و برای مصرف مواد مخدر به پاتوق های خاصی رفتم هر روز در این پاتوق ها ، با دختران متفاوتی آشنا می شدم و مواد مخدر بیشتر مصرف می کردم تا این که دیدم یک معتاد تمام عیار شدم و از دوستانم یاد گرفتم چگونه برای مصرف شخصی خودم کراک بسازم!

بر اساس این گزارش این فوتبالیست سابق استقلال که آخرین بار در تیم شهرستانی پاس بازی میکرد اتهام ساخت کراک را پذیرفت اما نمی دانست چه مجازاتی منتظرش است ! به گفته بازپرس شهریاری از شعبه 7 دادرسی امور جنایی تهران این فوتبالیست قبل از آن که مجازات قانونی نگهداری 40 گرم کراک را بداند جرم خود را پذیرفت و اصرار کرد خودش کراک تولید می کند ، اما وقتی شنید طبق بند 6 ماده 8 قانون مبارزه با مواد مخدر ، مجازات کسی ک بیش از 30 گرم ماده از نوع هرویین یا کراک را نگهداری کند اعدام و مصادره اموال است ، دست و پای خود را گم کرد و ترسید !

در حال حاضر با توجه به نوع جرم این فوتبالیست ، پرونده او در اختیار دادگاه انقلاب تهران قرار گرفته و با استناد به قانون که برای نگهداری 40 گرم کراک مجازات اعدام و مصادره اموال در نظر گرفته است احتمالا باید منتظر صدور حکم خود باشد ... مگر آن که حقیقت چیز دیگری غیر از اعترافات اولیه این فوتبالیست باشد .

کاش فوتبالیست ها و ستاره های امروز بدانند هر روز احتمال دارد پیش پای آنها هم دام اعتیاد پهن شود. کاش این گزارش حقیقت نداشت .کاش این ستاره سرشناس که تا همین چند ماه پیش عکس و اسمش در اکثر نشریات ورزشی بود راه را از چاه تشخیص می داد ... کاش ...

نتانیاهوازبیم دستیابی حزب الله به موشکهای کروزدست به دامن پوتین

بنیامین نتانیاهو ، نخست وزیر رژیم صهیونیستی از ولادیمیرپوتین ، نخست وزیر روسیه ، خواست از فروش موشکهای پیشرفته کروز به سوریه خودداری و قرار داد امضا شده میان مسکو و دمشق دراین باره را لغو کند.

به گزارش رهوا،روزنامه صهیونیستی ها آرتز نوشت نتانیاهو در تماس تلفنی با پوتین بشدت از دستیابی سوریه به موشکهای کروز ساخت روسیه ابراز نگرانی کرد و این موشکها را تهدیدی برای امنیت رژیم صهیونیستی دانست .
نتانیاهو دراین تماس مدعی شد که سوریه این موشکها را در اختیار حزب الله لبنان قرار خواهد داد همانگونه که پیش ازاین نیز موشکهای دریافتی از روسیه را در اختیار این حزب قرار داد و این موشکها درجنگ سی وسه روزه سال ۲۰۰۶ بکار گرفته شد .
این روزنامه اضافه کرد همین موضوع یکی از محورهای مهم مذاکرات ایهود باراک ، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی ، با وزیر دفاع روسیه درسفر هفته آینده باراک به مسکو خواهد بود .
به نوشته ها آرتز براساس قرار داد امضا شده میان دمشق و مسکو ، روسیه باید هشتصد فروند موشک کروز با برد سیصد کیلومتر در اختیار سوریه قرار دهد .
این موشکها با کلاهک دویست کیلویی رادار گریز است

«گفتم آقا! به جد شما من ضد انقلاب نیستم...»

گل آقا با طنز ناب خویش و با آن خاصیت بی بدیل اصلاح گرانه خود، ظرفیت مردم و مسئولان را به گونه ای باورنکردنی ارتقا داده بود که با جسم نحیف ظرفیت مسئولین با اندک بادی به خود نمی لرزید و این گونه که اکنون رایج است، به جان هم نمی افتادند/ هرچند یاد و نام گل آقا تا سالیان سال در اذهان ایرانیان باقی خواهد ماند؛ اما...
سرویس فرهنگی ـ  هفتم شهریور ماه، سالروز تولد کیومرث صابری، ملقب به «گل آقا»ست؛ طنزپردازی که پس از انقلاب به گل آقای ملت ایران تبدیل شد و تاکنون نیز گل آقایی هم شأن وی پیدا نشده است.

به گزارش «تابناک»، هفتم شهریور، سالروز تولد مردی است که به ویژه در دوران دفاع مقدس، خنده را به اخلاقی ترین شکل ممکن و با پرهیز از لودگی و تمسخر بر زبان مردمانی نشاند که به جبر زمان و به اقتضای شرایط جنگ، روی در هم کشیده بودند.
 

 
بنا بر این گزارش، باید گفت دو کلمه حرف حساب روزنامه اطلاعات - که به مقتضای شرایط از سال 1359 تعطیل شده بود - با گشایشی دوباره در سال 1363، در فضای حزن انگیز آن زمان ایران، فرصتی برای نفس کشیدن مردمی بود که روزها و شب های خویش را با دلهره و اضطراب جنگ و غم و ناراحتی وداع با عزیزان می گذراند.

دو کلمه حرف حساب روزنامه اطلاعات که بعدها به مجلات گل آقا تبدیل شد، پس از دوران جنگ با زبانی صریح تر و با بی پروایی درخور، کژی های مسئولان را با زبانی تلخ و شیرین به آنان یادآوری می کرد تا شاید در پناه لحظه ای خندیدن، آنان را به فکر اصلاحی اساسی می انداخت.

از مهمترین ویژگی طنز گل آقایی، ویژگی اصلاح گرانه این طنز بود. طنز گل آقایی، طرف مقابل را به گارد گرفتن، موضعگیری و یا تلافی خشک و خشن وانمی داشت و این گونه بود که آبدارخانه گل آقا و شاغلام، با وجود زبان صریح و نقادشان، پذیرای هر ساله فعالان سیاسی چپ و راست آن زمان بود و به ویژه سیاسیونی که همچون الآن حوصله دیدن همدیگر را هم ندارند، در آبدارخانه گل آقایی چنان به گفت وگو می نشستند که گویی، نه چپی وجود داشته و نه راستی در میان بوده است و گل آقا نیز خود، هرچند در ظاهر چپ می نمود، در واقع در درون نظام سیاسی و برای نظام سیاسی کار می کرد.
 

 
خاطره وی از دیدارش با امام راحل عظیم الشأن به خوبی گویای این حقیقت است:

«تا آقای دعایی گفت ایشان «گل آقا» است، امام گفتند: تویی؟ آن وقت خندیدند و من گریه‌ام گرفت. گفتم: آقا! به جد شما من ضد انقلاب نیستم. من مرید شما هستم.
گفتند: من می‌دانم. گفتم: به هر حال، کار طنز است، سخت است. یک چیزی اگر من گفتم دل شما شکسته است یا انقلاب لطمه‌ای خورده، شما من را ببخشید. گفتند: نه! من چیزی ندیدم. گفتم: برای من دعا کنید که از راه راست منحرف نشوم.
ایشان گفتند: من برای همه دعا می‌کنم که از راه راست منحرف نشویم. اینجا من طنز‌نویس هم اشکش درمی‌آید. سخت هم هست.»

این گزارش می افزاید: مهمترین محل تجمع سیاستمداران و اهل هنر و فرهنگ هر ساله بر سفره افطار گل آقا و شاغلام بود و اکنون چندی است، از آن سال ها گذشته و دیگر نه سفره ای در کار است و نه افطاری در این میان.

باید گفت، گل آقا با طنز ناب خویش و با آن خاصیت بی بدیل اصلاح گرانه خود، ظرفیت مردم و مسئولان را به گونه ای باور نکردنی بالا برده بود که با جسم نحیف، ظرفیت مسئولین با اندک بادی به خود نمی لرزید و این گونه که اکنون رایج است، به جان هم نمی افتادند.

اما متأسفانه باید افزود، هرچند یاد و نام گل آقا تا سالیان سال در اذهان ایرانیان باقی خواهد ماند، نه راه و نه منش وی پس از فوتش در ایران دوامی نیاورده و با فوت گل آقا، طنز گل آقایی هم گویی رخ در نقاب خاک کشیده است تا جایی که طنزپرداز اصلاحگر غیر جناحی و فارغ از سیاست اصلاحات و اصولیون و تنها در چهارچوب مردم و نظام سیاسی یافت می نشود.

... و امروز سالیانی است که از این بیت معروف گل آقایی بگذشته است که:

یک زبان دارم دو تا دندان لق   
می زنم تا می توانم حرف حق 

تبلیغات

شما اینجا هستید : صفحه اول : لوازم خانگی : کولر گازی