عکس : پایان گویندگی ، آغاز بازیگری !
جام جم آنلاین: خیلیها شاید با خبر رحلت امام خمینی(ره) بشناسندش، اما
خودش میگوید مجبور شده که آن خبر غمانگیز را بخواند. محمدرضا حیاتی که
مدعی است بیش از 90 درصد اخبار مهم پس از انقلاب را خوانده، متولد دی
1334 است. او دانشآموخته رشته علوم سیاسی و از نیروهای بازنشسته صداوسیما
به حساب میآید.
در دنیای خارج از استودیو، غیر از خندهای که گاهی روی لبانش مینشیند
تفاوت دیگری با چهرهای که از او مقابل دوربین میبینیم، ندارد. به
مسلطترین شکل ممکن درباره مسائل مختلف صحبت میکند و خیلی راحت نظراتش را
بیان میکند.
میشود گفت او از معدود نسلاولیهای گویندگی است که کارش را رها نکرده و هنوز مردم اخبار ساعت 14 و 21 را با صدا و تصویر او میشنوند.
ماجرای گفتگوی ما با حیاتی هم ماجرای جالبی داشت؛ دیر رسیدن ما سر قرار باعث شده بود تا به قول خودش قلبش به صدا در بیاید و ترس نرسیدن به خبر وجودش را فرابگیرد، اما او با سرعت خودش را به استودیو رساند و بعد از اجرای خبر ساعت 14 دوباره به محل مصاحبه برگشت و گپی 2ساعته با «جامجم» زد.
دقیقا آغاز گویندگی شما از چه زمانی بود؟
من تابستان سال 60 وارد رادیو شدم و کارم را در یک برنامه اجتماعی آغاز کردم. بعد هم یک مدت در بخش نمایشنامههای رادیویی بازی میکردم و مدت کوتاهی بعد از آن هم به واسطه علاقهای که به کار خبر داشتم و نیازی که سازمان به گوینده داشت، در تست گویندگی خبر شرکت کردم و پذیرفته شدم.
چرا فکر کردید محمدرضا حیاتی ممکن است یک گوینده خوب باشد؟
خب من به اجرا و گویندگی علاقه داشتم. خودم هم احساسم این بود که میتوانم در این کار موفق باشم. من جاهای دیگر را هم امتحان کرده بودم، نه اینکه موفق نباشم، اما دلم با گویندگی خبر بود، چرا که تازه بودن و به روز بودن خبر را دوست داشتم. در واقع با برنامههای ضبط شده ارتباط برقرار نمیکردم.
فکر میکنید اگر آن موقع سازمان نیاز به گوینده نداشت و طبیعتا شما گوینده نمیشدید، الان چه کاره بودید؟
به هر حال هر اتفاقی تقدیر زندگی است. الان من از اینکه گوینده هستم، خوشحالم. اصلا من رابطهام با کار هنری از همان دوران نوجوانی خوب بود. آن موقع میدیدم که یک روز فیلمساز بزرگی میشوم، یا یک مدت تصمیم گرفتم به سمت کار اقتصادی بروم، اما میانه راه تصمیمم عوض شد. در عین حال فکر میکنم اگر اتفاقات زندگی دست به دست هم نمیداد تا گوینده شوم حتما الان کارشناس اقتصاد بودم.
اولین خبری که خواندید را یادتان هست؟
بله، بخش خبری ساعت 10 صبح رادیو بود که چند خبر کوتاه خواندم. قبل از این ماجرا فقط اعلام ساعت میکردم؛ «اینجا تهران است، ساعت 10 بامداد، صدای جمهوری اسلامی ایران» حتی اعلام ساعت بخش خبری 14 را هم به امثال من نمیدادند چون سنگین بود! به هر حال یک مدتی که گذشت به من هم اجازه دادند که اعلام کنم «ساعت 14، اینجا تهران است، صدای جمهوری اسلامی ایران». بعد گویندگان پیشکسوت و قدیمی خبر را میخواندند. بالاخره این مسائل را پشت سر گذاشتیم تا اجازه دادند یکبار تنهایی 3 خبر کوتاه خارجی را در بخش خبری ساعت 10 بامداد بخوانم.
حالا آقای حیاتی حق انتخاب دارد که اصلا خبر بخواند یا نه؟ این سیر تکاملی برای شما حتما سخت بوده. فکر میکنید بعد از 30سال تلاش در این زمینه به جایگاهی که انتظارش را داشتید، رسیدهاید؟
باید ببینیم که با کجا باید مقایسه کنیم؟ خب من همیشه عاشق این کار بودم و عاشقانه انتخابش کردم و سالهای سال است که با این شغل عاشقانه زندگی کردم. من از نظر مادی هیچ چشمداشتی به این کار نداشتم و اصلا فکرش را نمیکردم که روزی به جایگاهی برسم که از گویندگی کسب درآمد کنم. حقیقتا جایگاه معنوی و احساسی این شغل برای من خیلی مهمتر از بخش مادی آن بود. الان هم معتقدم به آن جایگاه و ارزش و اعتباری که باید بین مردم داشته باشم، رسیدهام.
منظور من نقطه اوج است، بگویید شما در گویندگی به قله اوج رسیدهاید؟
به نظر من هیچ چیز قله ندارد. اگر قرار است در کاری به جای مطلوب برسیم، نباید هیچوقت جایی را قله آن کار بدانیم وگرنه آن موقع کبر و غرور سراغ انسان میآید. من خودم این را پذیرفتهام که فقط خداوند در قله ایستاده است و همیشه فکر میکنم این قله آنقدر بلند است که دستیافتنی نیست. در عین حال باید به اطلاعات و معلوماتمان بیفزاییم و تلاش کنیم تا لااقل به دامنه کوه برسیم.
تا به حال شده در طول این مدت آنقدر ناملایمتها روی شما فشار بیاورد که تصمیم بگیرید گویندگی را کنار بگذارید؟
طبعا نه فقط در رشته من که در هر کاری سختیها و فراز و نشیبی وجود دارد، اما خوشبختانه برای من خیلی کم پیش آمده. عمده دلایلی که ممکن بوده چنین تصمیمی به ذهن من خطور کند این بوده که نکند مردم از من خسته شده باشند، اما خوشبختانه وقتی ارتباط مردم با خودم را در جاهای مختلف میبینم، میفهمم که هنوز میتوانم ادامه دهم.
الان روند جذب گوینده، توسط صداوسیما شدت گرفته، فکر میکنید این نیروهای جوانی که جذب این کار شدهاند برای مردم قابل تحمل هستند و میتوانند موفق شوند؟
متاسفانه نه، نمیدانم شاید شیوه جذب آنها درست و اصولی نبوده که حالا بعد از سالها که از ورود نسل ما میگذرد کسی هنوز نیامده که به معنای واقعی کلمه بتواند جانشین قابل قبولی باشد. البته کسانی هم بودند که در حد قابل قبول ظاهر شدهاند، اما معتقدم آنچه شایسته صداوسیما باشد، کم بوده است.
مگر یک گوینده خوب چه ویژگیهایی باید داشته باشد که به تعبیر شما عدهای از آنها برخوردار نیستند؟
بدون شک اصلیترین ویژگی، داشتن صدای مناسب است و بعد از آن داشتن معلومات کافی در زمینه مسائل اجتماعی و سیاسی. البته هیچکدام از اینها یک شبه ساخته نمیشود، ولی حتما اگر کسی عاشق این کار باشد و برود دنبالش پیدایش میکند. اصلا به نظر من آدم باید در هر کاری که میخواهد وارد شود بهترین باشد و اگر حس کند در کارش متوسط رو به پایین یا حتی متوسط است، اصلا نباید وارد شود.
این حس تا به حال برای شما به وجود آمده؟
بله، بارها پیش آمده که خواستم در کاری قدم بگذارم اما دیدم اگر وارد شوم نمیتوانم فرد موفقی باشم. شاید هم گاهی وارد شدهام بعد احساس کردم که نمیتوانم توفیقی کسب کنم. برای همین کنار کشیدم تا هرکس تواناییاش را دارد وارد شود.
اهل دنبال کردن شبکههای خبری خارجی هم هستید؟
قطعا، من معمولا شبکههای معتبر خارجی را میبینم و متوجه میشوم که بخشهای خبری ما در ظاهر تفاوتی با آنها ندارد و تفاوتها فقط در سطح ارتباطات بین گویندگان خبر است که آن هم به فرهنگ جامعه آنها برمیگردد.
فکر میکنید از نظر سطح گویندگی و خبرخوانی چه تفاوتی بین ایران و شبکههای معتبر دنیاست؟
به عقیده من ما ضعفی نسبت به آنها نداریم. من که اکثر شبکههای مهم خارجی را میبینم نمیتوانم بگویم سطح خبررسانی ما پایینتر است یا آنها بالاتر هستند. طبعا کار خبری هر روز نسبت به دیروز تازهتر میشود و روز به روز تغییر میکند. همین که ما تکنولوژیهای جدید را در زمینههای مختلف به کار بگیریم و نیروهای نخبه متخصص را جذب کنیم، میتوانیم در سطح دنیا مدعی نوآوری هم باشیم.
به نظر شما چه فرقی بین گوینده مرد یا زن وجود دارد؟
از نظر من که هیچ! حتی خود من بارها پیشنهاد دادم که خبر را یک خانم شروع کند و فرد دیگری ادامه بدهد. خاطرم هست اوایل انقلاب خانم ریاضی گوینده بسیار قوی بود که همیشه پخش اخبار را آغاز میکرد و مهمترین اخبار را میخواند و بقیه را میدادند من و امثال من. خب بعد از آن گوینده قوی زن در کار خبر کم داشتیم.
برای اجرای یک خبر چه محدودیتهایی متوجه شماست؟
برای گویندگان قدیمی زیاد محدودیتی قائل نیستند، چون این گویندگان میدانند که سازمان چه چیزی از آنها میخواهد. نهایتا ممکن است خبر خاصی باشد که به ما بگویند که باید با این لحن خوانده شود یا خبر شاخصی که رویش تاکید خاصی است.
اصلیترین شاخصه اجرای شما چیست؟
من زیاد به چیزی وابسته نیستم. مثلا برخی دوستانم عادت دارند حین اجرا یک خودکار دستشان بگیرند ولی من به این مسائل فیزیکی واکنشی ندارم. من بیشتر موقعی که خبر شروع میشود تمام حس و حواسم را به مخاطبم معطوف میکنم تا خبری که ارائه میدهم برایش قابل قبول باشد.
خصوصیت دیگری هم که شما دارید این است در حالی که این روزها سبک خبرخوانی نرم مرسوم شده، اما گویا قرار نیست شما دست از اجرای رسمی بردارید.
ببینید. این شیوه که شما اسمش را میگذارید خشک و رسمی، در تمام دنیا مرسوم است. ما دو نوع سبک خبرخوانی داریم، اول سبک کلاسیک است که در بخشهای رسمی و پربیننده اجرا میشود، یعنی بخشهایی که بینندگان بیشتر به اخبارش استناد میکنند. یک سبک هم هست که به صورت مجله خبری اجرا میشود. این هم در خیلی از کشورهای دنیا مرسوم است که بخش خبری 30/20 به نوعی همین شیوهاست.
گویندگان خبرخوانی نرم هم باید با دیگران فرق کنند؟
در 30/20 لزوما گویندگان حرفهای، خبر نمیخوانند و برخی مجری هستند و مجله خبری به نام 30/20 را هم اجرا میکنند. لزومی هم ندارد که حتما ویژگیهای یک گوینده را داشته باشند، چرا که اصلا هدف چنین بخشهایی از اخبار ساعت 14 و 21 جداست. کما اینکه ممکن است خبری در این بخشها خوانده شود که قابلیت پخش از اخبار رسمی و پربینندهتر را نداشته باشد.
صحبت از مجری شد؛ تا به حال فکر نکردید ممکن است یک مجری خوب هم باشید؟
اتفاقا من زیاد مجری بودهام. نمونهاش زمستان سال 86 در برنامهای به نام «برف و آفتاب». خب من چون دوست داشتم آن حالت خشک خبری را بشکنم، از اجرای آن برنامه استقبال کردم تا کمی رابطهام با مردم متفاوتتر شود.
راستی.. این ماجرای بلوتوث تپقهای همکارانتان را دیدهاید؟
بله، اما اسم هر چیزی را نمیشود تپق گذاشت. بعضی وقتها اشکال فنی است. وگرنه تپق زدن به خودی خود اشکال ندارد. بالاخره در یک برنامه 40 دقیقهای یکی دو تا تپق قابل قبول است، اما گاهی اوقات مثل آنچه که خیلی از مردم در موبایلهایشان دیدهاند میکروفن قطع میشود یا چنین اتفاقاتی که اسمش مشکل فنی است. این مسائل برای من هم طبیعتا پیش آمده و اصلا کسی نمیتواند بگوید که من تپق نزدم.
هیچوقت فکر کردهاید که روزی بازیگر شوید؟
من به عالم هنر مثل سینما و نمایشنامه علاقه داشتم، اما بعد از ورودم به دنیای خبر، بازیگری را پی نگرفتم، چرا که احساسم این است آغاز بازیگری پایان گویندگی من خواهد بود و اگر یک روز تصمیم بگیرم گویندگی را کنار بگذارم، حتما بازیگری را شروع میکنم.
فکر میکنید مردم محمدرضا حیاتی را در قالب بازیگر بپذیرند؟
واقعا نمیدانم... به هر حال این یک ریسک است. تجربه نشان داده که مجریانی بازیگر شدهاند و مردم آنها را در قامت یک بازیگر نپذیرفتهاند، همینطور بازیگرانی که مجری شدهاند. درباره خودم هم واقعا تا زمانی که تجربه نکنم نمیتوانم اظهار نظر کنم، ولی یادم هست در دوبلاژ یا اجرای نمایشنامههای رادیویی موفق بودم.
با این تفاسیر باید آدم احساساتی باشید، چقدر در بیان این احساسات در گویندگی دستتان باز است؟
بستگی دارد چه نوعی باشد! به نظر من اگر قرار باشد این احساسات طرفداری از یک شخص یا یک حزب خاصی باشد قطعا خیانت است به مردم ایران و کسانی که خبر را میبینند. اینکه من طرفدار چه کسی هستم یا وابسته به چه حزب و گروهی، ابدا نباید در خواندن خبر من تاثیر بگذارد، اما در نقطه مقابل گاهی اگر این احساس بروز داده نشود، خیانت تلقی میشود، مثلا اگر حین خواندن خبر زلزله یا مرگ هموطنانم جلوی اشک خودم را بگیرم و نگذارم احساسم به بیننده منتقل شود، قطعا کمکاری کردهام و میشود همان خیانت به مخاطب که من انجام نمیدهم. مثلا شاید یادتان باشد من موقع خواندن وصیتنامه امام خمینی(ره) واقعا از میانه خواندن، دیگر نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و گریهام گرفت.
صحبت از طرفداری سیاسی شد، به نظر شما یک گوینده میتواند صاحبنظر سیاسی باشد؟
اگر در جایگاه کارشناس از او استفاده کنند بله، اما اگر در جایگاه گوینده جلوی دوربین نشسته باشد قطعا نه. مثلا وقتی کسی مثل آقای حیدری در گفتگوی ویژه خبری جلوی دوربین مینشیند قطعا باید اظهارنظر کند و گاهی حرف او را نقض کند، اما به شرطی که اجازه این کار را داشته باشد، اما اگر قرار است من به عنوان گوینده بنشینم و به صورت متکلم وحده فقط مسالهای را اعلام کنم، حق چنین اظهارنظری را ندارم.
همین الان به شما خبر میدهند که فقط یک روز دیگر در این دنیا هستید، آن یک روز بر شما چطور خواهد گذشت؟
شاید برایتان عجیب باشد، اما بر خلاف خیلیها که بیشتر به زندگی فکر میکنند من خیلی به مرگ فکر میکنم. تا الان هم به خاطر همین تفکرم سعی کردهام جوری با مردم برخورد کنم که اگر فردا نبودم از من به نیکی یاد کنند. آن یک روز را هم مطمئنا فقط به مردم نیکی میکنم.
مسعود حکمآبادیایران یک موشک جدید آزمایش کرد (+گزارش تصویری)
جام جم آنلاین : پرندگان از زیباترین موجودات حیات وحش محسوب می شوند. بارزترین خصوصیت پرندگان توانایی آنها در پرواز است. پرنده در حال پرواز همواره نماد آزادی بوده است. مشاهده گونه های مختلف پرندگان در هنگام پرواز ، برخاستن ، فرود آمدن یا تجمع آنها اغلب تماشایی و جذاب است. یک پرنده شکاری گونه کاکاتوئس روزالبین که زیستگاهش در استرالیا است قصد . |
حمله مجدد احمد خاتمی به میرحسین موسوی
عضو مجلس خبرگان رهبری در خصوص فتنه پس از انتخابات گفت: در این فتنه
کسانی به صحنه آمدند که تمام آبرو و حیثیتشان از امام راحل (ره) بود و خود
را نخست وزیر امام معرفی می کردند اما شمشیر بر علیه آرمانهای امام خمینی
(ره) کشیدند.
سید احمد خاتمی عضو مجلس خبرگان رهبری در جمع اعضای بسیج جامعه پزشکی گفت: ولایت فقیه در مقابله با جریانهای فتنه پس از انقلاب اسلامی قدرت خود در اداره کشور و برون رفت از فتنه ها را نشان داد.
به گزارش ایرنا، عضو مجلس خبرگان رهبری که 5شنبه شبدر محفل انس با قرآن اعضای بسیج جامعه پزشکی سخن می گفت با تشریح جریانهای فتنه در سی سال گذشته افزود: ولایت فقیه در جنگ تحمیلی و جریان فتنه پس از انتخابات قدرت خود در اداره کشور و برون رفت از فتنه ها را نشان داد.
خاتمی در ادامه با تشریح جایگاه و نقش ولایت فقیه در تحقق انقلاب اسلامی اظهارداشت: ملت ایران برکات ولایت فقیه را در انقلاب اسلامی دیدند و زمانی که حکومت طاغوت از صحنه ایران برچیده شد، ولایت فقیه به صحنه آمد.
وی با اشاره به اینکه ولایت فقیه منحصر به بعد از انقلاب اسلامی و قانون اساسی نیست بلکه به قبل از انقلاب اسلامی باز می گردد، ادامه داد: در طول هشت سال دفاع مقدس که تمامی جبهه کفر به ایران اسلامی حمله ور شد، کشور با مدیریت امام راحل (ره ) حتی یک روز هم رنگ بحران به خود ندید و در نهایت دشمن دست های خود را به نشانه تسلیم بالا برد.
عضو مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد: اگر مدیریت کشور در زمان جنگ که جنگ با استکبار بود در دست هر کس دیگر به غیر از ولایت فقیه بود به طور قطع و یقین پیروز نمی شدیم.
امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه هر چه از زمان فتنه ها می گذرد و از آن فاصله می گیریم عمق فتنه و زوایای آن روشن تر می شود افزود: نقش و مدیریت ولایت فقیه در اداره جنگ تحمیلی و فتنه سال گذشته از مهمترین نمونه های مدیریت اداره کشور توسط ولایت فقیه در طول سی سال گذشته است.
احمد خاتمی در ادامه خاطرنشان کرد: موضع استکبار تا قبل از نهم دیماه سال گذشته و پس از آن تماما حمایت از سران فتنه بود و آنها را مردم معرفی می کرد ولیکن پس از حضور مردم انقلابی در راهپیمایی 10 دیماه زمزمه تحریم ایران و حمله به ایران را شروع کردند که این نشان دهنده آن است که به فتنه و فتنه گران دلخوش کرده بودند.
عضو مجلس خبرگان رهبری با ابراز تاسف از عدم بصیرت برخی خواص در جریان فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری گفت: توده مردم از برخی نخبگان پیش افتادند و آنها نشان دادند که از نخبگان حوزوی و دانشگاهی در بصیرت و جریان شناسی جلوتر هستند.
امام جمعه موقت تهران نگاه مردم به ولی فقیه را نگاهی براساس محبت شرعی و ولایی دانست و افزود: آفرین بر این مردم که نگذاشتند به این انقلاب آسیبی برسد و با حضور خود در صحنه از ولایت فقیه دفاع کردند و بر صراط مستقیم ماندند.
وی، فتنه را به فتنه عادی و گمراه کننده تقسیم کرد و گفت: انقلاب اسلامی از ابتداء پیروزی تا کنون با شش فتنه مواجه بوده که برخی از آنها عادی و تعدادی نیز بسیار پیچیده و گمراه کننده بود.
عضو مجلس خبرگان رهبری "فتنه کمونیستها"، "فتنه ملی مذهبی ها"، "فتنه بنی صدر"،" فتنه منافقین"، "فتنه باند مهدی هاشمی" و "فتنه پس از انتخابان ریاست جمهوری" را شش فتنه مهم پس از پیروزی انقلاب تا کنون عنوان کرد.
سیداحمد خاتمی، فتنه ملی مذهبی ها را فتنه ای تشکیلاتی که حدود 9 ماه دولت را در دست داشتند ارزیابی کرد و اظهار داشت: آنها خط امام را قبول نداشتند و امام راحل با تیز بینی بسیار با آنها رفتار کرد.
امام جمعه موقت تهران، فتنه باند مهدی هاشمی و فتنه سال 88 را از فتنه های بسیار پیچیده دانست و افزود: در متن فتنه مهدی هاشمی کسی بود که به دلیل جایگاه علمی و سیاسی ای که داشت با مخالفت خود باعث خشنودی دشمنان شد و متاسفانه تا کنون بسیاری نیز از این فتنه بیرون نیامده اند.
عضو مجلس خبرگان رهبری در خصوص فتنه پس از انتخابات گفت: در این فتنه کسانی به صحنه آمدند که تمام آبرو و حیثیتشان از امام راحل (ره) بود و خود را نخست وزیر امام معرفی می کردند اما شمشیر بر علیه آرمانهای امام خمینی (ره) کشیدند.
وی افزود: کسانی که با فریاد امام امام خود گوش همه را کر می کردند امروز امید دشمنان شده اند.
امام جمعه موقت تهران در بخش دیگر از سخنان خود با بیان روایتی مهمترین نگرانی پیامبر اسلام (ص) را ترویج شکم بارگی و شهوت رانی در جامعه اسلامی دانست و تاکید کرد: رهبر معظم انقلاب نیز در سال 76 بحث ثروت های باد آورده را مطرح کردند و فتنه اخیر را ناشی از ثروت های باد آورده که با روابط و ارتباطات ناصحیح بدست آمده معرفی کردند.
سید احمد خاتمی با ابراز تاسف از ترویج بی بندو بارگی در کشور از سوی برخی جریانها افزود: یک برنامه حساب شده در عرصه بی بندو باری و گسترش بی حجابی در کشور در حال انجام است و جای نگرانی دارد که برای مقابله با این مساله یک برنامه و مدیریت حساب شده ای وجود ندارد.
عضو مجلس خبرگان رهبری
گفت: ما نباید برای خوش آمدن این و آن و اینکه در آینده هم در قدرت باشیم
دینمان را فدا کنیم و در برابر گناه سکوت کنیم.
خانه مجردی 2 بازیکن،راز ناکامی برابر امارات
شب
قبل از بازی با امارات و در حالی که دو بازیکن ملی پوش ایران اردوی تیم را
ترک کرده بودند دایی متوجه این قضیه می شود.آنها تا صبح روز بعد به هتل بر
نمی گردند و این اتفاق خشم دایی را به همراه دارد. آن شب دایی تا صبح در
لابی هتل نشسته بوده و منتظر شاگردانش ماند تا ببیند چه ساعتی به هتل بر
می گردند. آن دو بازیکن که هر دو سابقه سالهای متمادی زندگی در امارات را
داشتند. شب را به خانه مجردی شان رفتند و ساعت 9 صبح روز بعد به هتل
برگشتند.
راز مگوی علی دایی از بازی ایران و امارات ، فرار دو ملی پوش از اردو بود!
به گزارش جهان دست و بال دایی برای زدن حرف های پشت پرده تیم ملی و اینکه شب بازی با امارات چه اتفاقاتی در سرزمین اعراب افتاده بود در نود بسته بود.او می خواست تا این اتفاق برای همیشه به عنوان یک راز برایش باقی بماند. وقتی بامداد جمعه و در برنامه نود علی دایی در مورد تیم ملی و نتایجی که آن زمان گرفته بود حرف می زد در لابلای صحبت هایش این حرف را به میان آورد:
«در مرحله مقدماتی جام جهانی تمام تیم های گروه ما که به جام جهانی صعود کردند امارات را شکست داده بودند،اما ما به دلیلی که نمی توانم آن را بیان کنم و برای همیشه پیش خودم نگه اش می دارم نتوانستیم امارات را شکست دهیم.»
دایی این حرف را زد تا روی اتفاقی که در امارات افتاده بود سرپوش بگذارد.درست چند روز پس از اتفاقی که روی زبان دایی نمی چرخد تا آن را از رسانه ملی بیان کند،بیشتر روزنامه ها این اتفاق را روی جلد بردند و به صورت کاملا کد دار پرده از ماجرا برداشتند.اما اصل ماجرا چه چیزی بوده که سرمربی وقت تیم ملی از آن به عنوان عاملی برای توقف مقابل امارات نام برده است؟
ماجرا خبری بود که همان زمان رسانه ای و البته خیلی زود از سوی فدراسیون تکذیب شد تا همه درباره اش سکوت کنند اما 18 ماه بعد دایی با زبان بی زبانی بر آن اتفاق تلخ مهر تائید می زند.
شب قبل از بازی با امارات و در حالی که دو بازیکن ملی پوش ایران اردوی تیم را ترک کرده بودند دایی متوجه این قضیه می شود.آنها تا صبح روز بعد به هتل بر نمی گردند و این اتفاق خشم دایی را به همراه دارد. آن شب دایی تا صبح در لابی هتل نشسته بوده و منتظر شاگردانش ماند تا ببیند چه ساعتی به هتل بر می گردند. آن دو بازیکن که هر دو سابقه سالهای متمادی زندگی در امارات را داشتند. شب را به خانه مجردی شان رفتند و ساعت 9 صبح روز بعد به هتل برگشتند.
این اتفاق در حالی افتاده است که وقتی آنها به هتل بر می گردند دایی حرفی به آنها نمی زند و فقط برای اینکه ثابت کند مچ آنها را گرفته است نگاه معنی داری به آنها می کند.
البته در این بین نباید فشار فدراسیون برای عدم رسانه ای شدن این خبر را نادیده گرفت.مقامات فدراسیون از جمله علی کفاشیان تاکید می کنند تا دایی چشمش را روی این قضیه ببندد و به خاطر منافع ملی، به همان اخم و کنایه پس از رویت آنها در لابی هتل بسنده کند.
دایی پس از آن این دو بازیکن را در بازی با امارات بازی می دهد و اصلا به روی خودش هم نمی آورد که چه چیزی را دیده است.این همان اتفاقی بود که دایی با توجه به اینکه این دو بازیکن از مهره های کلیدی تیم ملی بوده اند مجبور به قرار دادن شان در ترکیب اصلی مقابل امارات شده است.
مساوی مقابل امارات نه ربطی به مسائل سیاسی داشت و نه ربط به دعوا و درگیری در اردوی تیم ملی. ماجرا شیطنت دو بازیکن سرشناس و البته حرفه ای ایران بود که در باشگاه های سرشناس اروپایی بازی می کنند. آنها که حتما در اردوی تیم باشگاهی شان هم می توانند اینگونه مخفیانه فرار کنند!
خشم مردم افغان از اقدام غیراخلاقی سفیر در آمریکا + عکس
کاربران افغان عنوان کردند: سفیر کشور مسلمان افغانستان در آمریکا، در حالی مراسم
رقص و پایکوبی در ساختمان سفارت برپا کرده که هر روز هزاران کودک یتیم و زن
بیوهشده توسط آمریکاییها، سر گرسنه بر زمین میگذارند.