سردار اسکندری از نیروهای مدافعان حرم در سوریه به شهادت رسید

به گزارش پایگاه 598، برخی از منابع خبری در سوریه از به شهادت رسیدن سردار عبدالله اسکندری که در ماه های گذشته به عنوان نیروی مدافع حرم در سوریه حضور داشته است  خبر دادند.

براساس اخبار منتشر شده، سردار عبدالله اسکندری مدیر کل اسبق بنیاد شهید و امور ایثارگران استان فارس در سوریه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.



سردار اسکندری که تا سال 1392 سمت مدیریت بنیاد شهید امور ایثارگران استان فارس را بر عهده داشت همزمان با خجسته عید مبعث پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلّی الله علیه و آله وسلّم به همراه رزمندگان مقاومت اسلامی به دفاع از حرم مطهر حضرت زینب کبری(س) و مقدسات مسلمانان پرداخت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

ظواهری خطاب به بغدادی: بیعت من برگردن توست سوریه را رها کن و به عراق برگرد


گروه بین‌الملل مشرق - رهبر القاعده، اَیمَن الظواهری، برای آخرین بار از ابوبکر البغدادی امیر «دولت اسلامی عراق و شام» خواست که نبرد را متوقف کند و به عراق برگردد.

ظواهری، حجت‌هایش را برای بغدادی بر شمرد و کم مانده بود او را «سرباز متمرد القاعده» خطاب کند. حالا ظواهری با «دلیل قاطع» بیعت خودش بر گردن بغدادی را به همه نشان داده است.

ظواهری خطاب به بغدادی: بیعت من بر گردن توست پس به عراق برگرد/ سوریه را رها به سراغ عراق بروید/

ایمن الظواهری
به نوشته‌ی رضوان مرتضی در روزنامه الاخبار لبنان، شیخ ایمن الظواهری تصمیم گرفت همه برگه‌هایش را رو کند. «امیر جهاد جهانی» در فایل صوتی‌ای که چند روز پیش منتشر نمود طوری صحبت می‌کرد که گویی می‌‌خواهد برای آخرین بار با سربازان دولت اسلامی عراق و شام [داعش] و امیرشان ابوبکر البغدادی اتمام حجت کند، هرچند از جبهة النصرة هم خواست که نبرد ضد «فرزندان دولت [اسلامی عراق و شام]» را خاتمه دهد.

به رغم عباراتی چون «شیخ مکرم» و «حفظه الله» و «وفّقه الله» که درباره بغدادی در این صحبت‌های ظواهری به کار رفته بود، ولی ظواهری در سخنانش بی نهایت صریح بود و چیزی نمانده بود که [عبارت معروف عربی در اتمام حجت‌های نهایی را به کار ببرد] و بگوید: «خدایا من به اینان ابلاغ کردم، خدایا شاهد باش که گفتم.»

ظواهری در سخنانش درباره دلیل حرف زدن مجدد پیرامون «فتنه‌ی ایجاد شده بین مجاهدین در شام» هم سخن گفته و گفت که در اصل درخواست «شیخ هانی السباعی» را اجابت کرده که «این را از من خواسته و گفته بود که پاسخ من به درخواستش می‌تواند موجب خاموش شدن تنش فتنه بین مجاهدین گردد.»

در اینجا نظرات درباره موضع ظواهری، به دو بخش تقسیم می‌شود:

درحالیکه بعضی ها این سخنان او را «آخرین تلاش برای پایان دادن به فتنه‌ی ایجاد شده بین مجاهدین» می‌شمرند، برخی دیگر معتقدند که ظواهری با فرستادن این پیام صوتی، «با توجه به پیشروی‌های میدانی سربازان داعش در عراق و شام، به نوعی اعتراف به کم آوردن کرده است.»

ظواهری در ابتدای پیام صوتی‌اش که 24 دقیقه طول داشت، گفت: «سخنم را به سه بخش تقسیم می‌کنم: یک شهادت دادن، امر و درخواست، تذکر و نصیحت.»

شهادتی که ظواهری داد، تأکید بر این بود که «دولت اسلامی عراق، شاخه‌ی تابع القاعده است.» در ادامه ظواهری شروع به ذکر دقیق‌ترین جزئیات و دلایل کرد که نشان می‌دهد امرای «دولت اسلامی عراق» و پیروانش با سازمان اصلی القاعده به رهبری بن لادن بیعت کرده بودند.

ظواهری حتی تاریخ‌های نامه‌های متبادله بین رهبری القاعده با رهبران سابق این گروه در عراق یعنی ابوعمر البغدادی و ابوحمزة المهاجر و مضامینش را با نقل عینی مطالب، ذکر می‌کرد [تا بیعت آن گروه با خود را ثابت نماید].

ظواهری حتی  از تاریخ و مضمون آخرین نامه‌ای که از ابوبکر البغدادی هم دریافت کرده پرده برداشت، نامه‌ای که در آن، بغدادی ظواهری را «امیر» خود خوانده بود.

ظواهری خطاب به بغدادی: بیعت من بر گردن توست پس به عراق برگرد/ سوریه را رها به سراغ عراق بروید/

چهره ابوبکر البغدادی بر روی مجلم تایم
 این نامه که در تاریخ 29 جمادی الاولی 1434 نوشته شده با این عبارات بغدادی شروع می‌شود: به امیرمان شیخ فاضل. و در خاتمه‌اش هم آمده است: همین الان به من خبر رسید که جولانی [رهبر النصرة] پیامی صوتی منتشر کرده است و در آن به صورت مستقیم بیعتش با جنابتان را اعلام نموده است.
این کاری است که او از قبل در حال برنامه‌ریزی‌اش بود تا بدین ترتیب خود و پیروانش را از تبعات خطاها و مصیب‌هایی که به بارآورده مصون کند. این عبد فقیر [بغدادی] و برادرانم در اینجا در شام معتقدیم که بر مشایخ ما در خراسان [منظور منطقه افغانستان و پاکستان است در اصطلاح جهادین تکفیری، خراسان نامیده می‌شود] واجب است که موضعی صریح و بدون ابهام اعلام نمایند تا این توطئه در نطفه خفه شود پیش از آنکه سیل خون‌ها جاری گردد، و سبب فاجعه جدیدی برای امت گردیم.

ما معتقدیم که هرگونه تأیید کارهای این خائن، ولو تلویحا، موجب فتنه‌ای عظیم خواهد شد. فتنه‌ای که طرحی که برایش خون‌های مسلمانان ریخته شده را به باد خواهد داد. و معتقدیم که تأخیر در بیان موضع صحیح موجب تثبیت واقعیت میدانی [یعنی جدایی نصرة از داعش] و ایجاد جدایی در صفوف مسلمین و فروریختن هیبت جماعت خواهد شد که آن وقت علاج درستی نخواهد داشت مگر با ریخته شدن خون‌های بیشتر.»

ظواهری بعد از نقل این بخش از نامه‌ی بغدادی، در ادامه به بحث پیرامون ماهیت حکمش در اختلاف بین جولانی و بغدادی پرداخته و گفت:

آیا این حکم، امری از طرف امیر خطاب به سربازانش است؟ یا حکمی است در یک منازعه بین دو طرف که آن را برای حل پیش یک قاضی برده‌اند؟» و خود در جواب گفت: «این حکم، حکم صادره از یک امیر درباره مشکلی است که بین سربازانش ایجاد شده است نه حکم یک قاضی بیرونی در موضوعی خاص دو طرف دعوا.»

ظواهری خطاب به بغدادی: بیعت من بر گردن توست پس به عراق برگرد/ سوریه را رها به سراغ عراق بروید/
ظواهری در ادامه به تشریح تفاوت‌های مابین دولت اسلامی عراق با دولت اسلامی عراق و شام پرداخته و در ابتدا متذکر شد که وجه تشابه هردوی آنها این مطلب است که خبر تشکیل آن پیش از اعلام علنی، به رهبران القاعده داده نشده بود و از آنان مشورت خواسته نشده بود،
اما اختلافشان در این است که «اولی [یعنی دولت اسلامی عراق] بر اساس فتنه‌ی بین برادران برپا نشد بلکه بعد از مشورت‌های گسترده بین شورای مجاهدین و قبائل اهل سنت [در عراق] تشکیل گردید.»


و در ادامه افزود «اعلام برپایی دولت اسلامی عراق و شام موجب فاجعه‌ای سیاسی برای اهل شام شد.
چرا که در وقتی که مردم شام برای تأیید جبهة النصرة اقدام به تظاهرات می‌کردند [!] که حتی واشنگتن مجبور شد آن را در فهرست سازمان‌های تروریستی‌اش درج کند، با این اعلان [در مورد انحلال النصرة و ادغامش در دولت اسلامی عراق و تشکیل دولت اسلامی عراق و شام از طرف بغدادی] مورد شماتت قرار گرفتند، یعنی اعلانی که  رهبران دولت [اسلامی عراق و شام] در سینی طلا تقدیم اسد کرد.

این اعلان، مابقی گروه‌های جهادی را هم تحریک کرد؛ چرا که این گروه‌ها معتقد شدند که دولت [اسلامی عراق و شام] می‌خواهد خودش را به زور به آنها تحمیل و بر آنان مسلط کند آن هم بدون رضایت آنان و بدون مشورتشان.»

اما «امر و خواهش»ی که ظواهری در سخنش داشت، اولینش برای «ابی محمد الجولانی و همه سربازان جبهة النصرة» بود و «درخواست از همه‌ی گروه‌ها و دسته‌جات مجاهدین در شام جهاد، که فورا از هر نبردی که در آن هجوم به جان و محرمات [آبرو و اموال] برادران مجاهدشان و سایر مسلمین باشد، دست بردارند. و همه هم و غمشان را متمرکز کنند بر نبرد با دشمنان اسلام یعنی بعثی‌ها و نُصیری‌ها [علویان] و همپیمانان رافضی [شیعه]شان.»

ظواهری در ادامه، همه را دعوت کرد که یک دادگاه شرعی مستقل تشکیل دهند و داوری در اختلافات را به آن بسپارند.

ظواهری در خاتمه‌ی صحبتش، به تعبیر خود به «تذکر و نصیحت» پرداخت.

اولین نصیحت خطاب به «سایر مجاهدین در گوشه گوشه‌ی شام» بود که «دست بردن در خون مسلمانان که ریختنش حرام است، دیگر کافی است. کشتن فرماندهان جهاد و شیخش دیگر بس است.»

ظواهری خطاب به بغدادی: بیعت من بر گردن توست پس به عراق برگرد/ سوریه را رها به سراغ عراق بروید/
در ادامه یک نصیحت خاص هم داشت خطاب به «بغدادی و کسانی که با او هستند. [به آنان می‌گویم] :

به سمع و طاعت [شنیدن و فرمان بردن] از امیرتان بازگردید. به آنچه مشایختان امرایتان و پیشینیانتان در مسیر جهاد و هجرت در آن راه تلاش کرده‌اند برگردید.

همه همتان را متوجه عراق زخمی کنید که به چندین برابر تلاش فعلی‌تان محتاج است
. با همه توان به سراغ عراق بروید ولو اینکه خودتان را مظلوم می‌‌دانید یا معتقدید حقی از شما ضایع شده است.

ظواهری خطاب به بغدادی: بیعت من بر گردن توست پس به عراق برگرد/ سوریه را رها به سراغ عراق بروید/
تا بدین ترتیب این کشتار خونین تمام شود. به این تذکر من برای حفظ خون مسلمین و وحدت صفوفشان و پیروزی‌شان بر دشمنشان گوش فرا دهید. حتی اگر این را ناگوار، و ظلمی در حق خودتان می‌دانید.»

ظواهری سپس خطاب به شخص ابوبکر البغدادی کرده و درحالی ادعا می‌کنند منتسب به اهل بیت هستند، گفت: «به جدت حسن [علیه السلام] اقتدا کن که از خلافت دست کشید و خون مسلمانان را حفظ کرد و بدین ترتیب بشارت جدش و جدت، آقایمان محمد درباره‌ی او محقق شد که گفته بود: این فرزند من آقاست، و ای بسا که خدا به وسیله‌ی او بین دو گروه عظیم از مسلمانان صلح ایجاد کند.»

ظواهری خطاب به بغدادی ادامه داد: «آیا این بشارت برایت کافی نیست؟ آیا این سیادت تو را راضی نمی‌کند؟ آیا خوشحال نمی‌شوی که تصمیمی بگیری که خدا (به اذن و توفیق خود) با آن منزلتت را در دنیا و آخرت بالا ببرد و با آن، جلوی دشمنان اسلام را در عراق (که به چندین برابر تلاش فعلی‌تان نیازمند است) بگیری و آتش فتنه بین مسلمین را خاموش کنی و دوباره پیوند و محبت و برادری را بینشان بازگردانی؟

به خدا توکل کن و این تصمیم  را بگیر. آن وقت خواهی دید که  همه‌ی برادران مجاهدت و همه‌ی یاران جهاد، دستیاران تو پشتیبان و یاورت خواهند بود. شیخ مکرم، به جدت اقتدا کن و بهترین خلف برای بهترین سلف باش. نیکی‌ای از نیکویی‌های بیت نبوت را دوباره زنده کن و در دنیا و آخرت پیروز شد.»

ظواهری خطاب به بغدادی: بیعت من بر گردن توست پس به عراق برگرد/ سوریه را رها به سراغ عراق بروید/آماده انتشار
اما شیخ هانی السباعی (که ظواهری پیامش را مرتبط با درخواست او دانسته بود) گفتگویی پیرامون این پیام صوتی با روزنامه‌ی الاخبار داشته است.

 السباعی که در لندن زندگی می‌کند و مدیر مرکز بررسی‌های تاریخی المقریزی است، درباره این پیام می‌گوید:

«الان حق به وضوح آشکار شد و کار یکسره شد. شیخ دکتر ایمن الظواهری روشن کرد که دولت [اسلامی عراق] شاخه‌ی القاعده است و بیعت القاعده، از همان بدو تشکیل دولت بر گردن امرای آن است.

و طبعا عقلا باید به امر امیر عامشان ملتزم باشند. اما کسی که بعد از بیعت، عناد بورزد، آن وقت باید همه‌ی مسئولیتش را هم بپذیرد. چون کسی که با امر صاحب بیعت مخالفت کند، آشوب طلبی است که در بند عصبیت‌های جاهلی است.»

سباعی درباره سؤالش از ظواهری (که ظواهری می‌گوید این پیام را در پاسخ به آن سؤالات ارسال کرده) می‌گو‌ید:

«آن سؤال‌ها را حدود دو ماه پیش و از طریق رادیو از او پرسیدم.» و در ادامه می‌افزاید: «شیخ ظواهری در ابتدا خیلی اصرار داشت که اسرار را افشا نکند. او نمی‌‌خواست رابطه‌ی سازمان با دولت اسلامی عراق را آشکار کند، اما ضرورت و مصلحت، این بود که جلوی فتنه گرفته شود.»
این شیخ مصری مقیم لبنان که از کودکی با ظواهری دوست بوده ولی در عین حال، هرگونه تماس یا روابط سازمانی با او یا دیگر رهبران القاعده را نفی می‌کند معتقد است:

«سخنان شیخ دکتر، ثابت کرد که شیخ بغدادی و سربازانش، از امر امیر خود سرپیچی نموده‌اند. فلذا، برای حفظ جان مسلمانان و حفظ نام خوش مجاهدین، باید بازگردند و اطاعت و فرمانبری کنند.»

ظواهری خطاب به بغدادی: بیعت من بر گردن توست پس به عراق برگرد/ سوریه را رها به سراغ عراق بروید/

 سباعی می‌گو‌ید: «امیدوارم که شیخ بغدادی به دستور شیخ ظواهری ملتزم گردد چرا که صحبت‌های شیخ ایمن، از سر دلسوزی و مهربانی است. دکتر به عنوان رهبر امت سخن می‌گوید. با دلایلی که دکتر آورده هیچ راهی نیست جز پذیرش و فرانبری، آن هم به صورت علنی.»

السباعی درباره اینکه اگر بغدادی به این حرف‌ها گوش فرا ندهد چه؟ می‌گوید: «در آن صورت خسارت سنگینی خواهند دید و گفته خواهد شد یک سری فرد «یاغی» [طغیانگر ضد حق] هستند و این پایان معنوی دولت اسلامی عراق و شام خواهد بود چونکه حجت شرعی از آنان سلب می‌شود.»

ادامه دارد....

در قست بعد می‌‌خوانیم: پاسخ نهایی داعش به ظواهری: خودت را اصلاح کن! ما به عراق برنمی‌گردیم و با تو هم بیعت نکرده‌ایم!

*آنچه در نقل قول‌ها و مصطلحات این نوشتار آمده، به معنای تأیید مضمون آن نیست و تنها به جهت حفظ امانت و آشنایی دقیق مخاطب با طرز تفکر دشمن، به صورت عینی نقل شده است.

دیدار مریم رجوی با رئیس ائتلاف شورشیان سوری


پیش از این اخباری مبنی بر حضور عده ای از نیروهای اجاره ای گروهک منافقین در سوریه مخابره شده بود که به همراه تروریست ها و شورشیان سوریه علیه مردم این کشور وارد جنگ شده اند.

 به گزارش صاحب نیوز به نقل از جام نیوز، رئیس ائتلاف معارضان سوری با «مریم رجوی» سرکرده گروهک تروریستی منافقین دیدار کرد.

 سرکرده فرقه رجوی، در این دیدار ابراز امیدواری کرد که با ادامه مبارزات «نیروهای مقاومت ایران و انقلابیون سوریه، مردم هر دو کشور از شر حکومت‌های خود خلاص کنند.»

 

 سرکرده منافقین این تصاویر را صفحه توئیتری سرکرده منافقین منتشر کرده است

 احمد جرباء نیز در این دیدار با برارد خواندن گروهک تروریستی منافقین و شورشیان سوری، گفت: سرنوشت مردم ایران و مخالفان بشار اسد در سوریه به هم گره خورده است.

پیش از این اخباری مبنی بر حضور عده ای از نیروهای اجاره ای گروهک منافقین در سوریه مخابره شده بود که به همراه تروریست ها و شورشیان سوریه علیه مردم این کشور وارد جنگ شده اند.

  مریم رجوی

عکس های استاد حسن عباسی در جبهه

این تصاویر از عملیات فتح 8 که هدف آن انهدام تاسیسات نظامی- اقتصادی دشمن در سال 1366 است تهیه شده و توسط دکتر حسن عباسی در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته و اولین بار است که منتشر می شود.

به گزارش فارس،‌ روز 28 تیرماه مصادف با بیست و پبجمین سالگرد عملیات غرورآفرین چریکی فتح 8 توسط نیروهای سپاه اسلام در شمال عراق است. در آن روز کماندوهای تیپ 66 نیروهای ویژه‌ی هوابرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، عملیات فتح 8 را در عمق خاک عراق در منطقه‌ی موصل صورت دادند.

از حیث بعد مسافت، عیق‌ترین عملیات کماندویی جمهوری اسلامی در خاک دشمن در طول دوران دفاع مقدس محسوب می‌شود. در کتاب «کارنامه‌ی عملیات سپاهیان اسلام در هشت سال دفاع مقدس» شناسنامه عملیات نامنظم فتح 8 این‌گونه آمده است:

- رمز عملیات: یا رسول الله (ص)
- هدف عملیات: انهدام تاسیسات نظامی- اقتصادی دشمن
- منطقه‌ی عملیاتی: شمال استان موصل (شهر اتروش)
- تاریخ عملیات: 28/04/66
- نوع عملیات: نامنظم

نتایج عملیات:
1- سقوط و انهدام بیش از 40 پایگاه و مقر حفاظتی در منطقه.
2- انهدام مرکز آتش‌بار توپ‌خانه‌ی اتروش.
3- انهدام سازمان امنیت مرکز حزب بعث و مقر جیش الشعبی شهر اتروش.
4- انهدام بخشی از تجهیزات نظامی دشمن در منطقه، از جمله 35 دستگاه خودرو سبک و نیمه‌سنگین نظامی، 4 خودرو حامل مهمات و یک انبار مهمات، 7 قبضه خمپاره‌انداز، 2 قبضه دوشکا و 2 قبضه ضدهوایی.
5- تعداد کشته‌ها و زخمی‌های دشمن: بیش از 800 نفر.
6- تعداد اسرای دشمن در این عملیات: 30 نفر.

نیروی عمل‌کننده در این عملیات، یعنی گردان مالک‌اشتر تیپ 66 نیروهای ویژه هوابرد، با تقدیم یک شهید (حسین ترکمن‌پری) و چهار مجروح، عملیات ویژه خود را در فاز تک‌مستقیم (با بهره‌گیری از نیروهای تک‌ور) و همزمان فاز تک ادواتی (با بهره‌گیری از نیروهای راکت‌انداز مینی‌کاتیوشا و خمپاره‌انداز 120 میلی‌متری)، در ارتفاعات کانیکا و قلعه کانیکا در شمال شهر اتروش اجرا کردند.

برای تبیین ابعاد این عملیات، به سراغ حسن عباسی رفتیم. او که در این عملیات مجروح شد، رغبت زیادی به تبیین ابعاد و زوایای عملیات فتح 8 نداشت. اصرار ما موجب شد که وی بخشی از ابعاد عملیات چریکی مزبور را بیان کند. خاطرات عباسی از عملیات فتح 8 وقتی با تعدادی از عکس‌های موجود در آلبوم وی از دوران دفاع مقدس همراه شد، گذشت ربع قرن از آن حماسه را به گونه‌ای ملموس به نمایش گذاشت.

[تصویر:  232458_773.jpg]

[تصویر:  232459_550.jpg]

[تصویر:  232460_147.jpg]

[تصویر:  232461_945.jpg]

[تصویر:  232462_936.jpg]

[تصویر:  232463_437.jpg]

[تصویر:  232464_526.jpg]

[تصویر:  232465_946.jpg]

[تصویر:  232466_947.jpg]

[تصویر:  232467_330.jpg]

[تصویر:  232468_647.jpg]

[تصویر:  232469_201.jpg]

[تصویر:  232470_697.jpg]

[تصویر:  232471_720.jpg]

[تصویر:  232472_884.jpg]

[تصویر:  232473_943.jpg]

[تصویر:  232475_617.jpg]

[تصویر:  232476_810.jpg]

[تصویر:  232477_286.jpg]

[تصویر:  232478_870.jpg]

برای سلامتی و طول عمر با عزت اساتید محبوب

حسن عباسی و علی اکبر رائفی پور...
.

صلوات

تلاش برای پیگیری شلاق خوردن لیلا حاتمی


تلاش برای پیگیری شلاق خوردن لیلا حاتمی
به گزارش 55 انلاین :پس از اتفاقات رخ داده  برای  لیلا  حاتمی  در  جشنواره  شصت و هفتم کن، روز گذشته این بازیگر با انتشار نامه‌ای، ضمن بیان اینکه اتفاق رخ داده به دلیل ‌رعایت نکردن ملاحظات توسط طرف مقابل ـ رئیس کهنسال  جشنواره کن ـ بوده، از  اشخاصی که به  واسطه  این اتفاق  ناراحت  شده‌اند،  عذرخواهی  کرد.  با این اوصاف آیا استمراربخشی بر این ماجرا همچنان ضرورتی دارد و اگر برخی بر ضرورتش تأکید می‌کنند، هزینه‌هایش را سنجیده‌اند؟
 
، هرگاه جشنواره‌ای برگزار می‌شود، دلهره برای سینماگران کشورمان و مدعوین افزایش می‌یابد. آیا سینماگر ایرانی در موقعیتی ناخواسته قرار می‌گیرد و رفتاری شتابزده یا برآمده از دستپاچگی می‌کند که علاوه بر ایجاد هزینه سنگین برای خودش، زمینه هجمه به کلیت سینمای ایران را فراهم سازد؟ این اتفاقات در سال‌های اخیر هزینه‌های فراوانی ‌داشته که ابعادش را نمی‌توان از نظر پنهان داشت و به تصویری کامل برای ارزیابی واقعی دست یافت.
 
آخرین رخداد از این جنس درباره لیلا حاتمی، بازیگر زن سینمای ایران و در شصت و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کن رقم خورد که حاتمی، عضو هیأت داوران بخش اصلی جشنواره در مواجهه با ژیل ژاکوب رئیس هشتاد و چهار ساله جشنواره کن اقدام به مصافحه کرد. اتفاقی که به سرعت واکنش‌هایی را در پی داشت و هرچه پیش می‌رود، ابعاد این واکنش‌ها رو به افزایش گذاشته و به رغم آنکه این اتفاق پیش از این نیز رخ داده، این بار ابعاد بی‌سابقه‌ای یافته است.
 
وزیر فرهنگ و ارشاد درباره این رفتار گفته است: «در مجموع خانم حاتمی تلاشش بر این بود که نوع پوشش او به گونه‌ای متین و حضورش مطابق با معیارهای ارزشی ما باشد. احساسم این بود که او در این قضیه غافلگیر ش؛د اما در هر صورت قابل قبول و دفاع نیست‌». این گفتار جنتی از آن منظر است که واقعاً اگر لیلا حاتمی قائل به آداب اسلامی نبود، می‌توانست بدون رعایت قوانین کشورمان در خارج از مرزهای ایران حجاب را نیز رعایت نکند و اینکه با حفظ پوشش در چنین موقعیتی چنین اتفاقی رخ داد، با تعبیر جنتی سازگار است و نامه لیلا حاتمی نیز مؤید همین ‌است. روز گذشته نیز نامه لیلا حاتمی در همین رابطه منتشر شد که تأییدکننده همین گفتار بود.
 
او در این نامه آورده بود: «در این سال‌ها پیشنهادات مختلفی را برای بازی در فیلم‌های خارج از ایران را به این دلیل نپذیرفتم که ادامه فعالیت در سینمای ایران همیشه برایم اولویت داشته است. در جشنواره‌های بین المللی که در طول این سال‌ها حضور داشته‌ام چه به عنوان بازیگر فیلمی که از سینمای ایران در جشنواره حضور داشته و نمایندگی ایران را برای دیگران تداعی می‌کرده و چه به عنوان داور منتخب و مدعو جشنواره ها که صرفا به عنوان شخصیتی مستقل در آن‌ها حضور داشته‌ام، سعی کرده‌ام موازین و اصول را رعایت کنم؛ به همین دلیلِ روشن که رعایت این اصول از الزامات کار در سینمای ایران است.
 
این بار نیز طی مکاتباتی که با مسئولین فستیوال داشتم به تفصیل تمام نکات را توضیح داده بودم و خواستار همکاری آن‌ها شده بودم لذا در مراسم افتتاحیه و غیره، آن‌ها همه مقررات را می‌دانستند و با همکاری و درک متقابل هیچ مورد خاصی پیش نیامد. اما در مورد آقای ژیل ژاکوب که با قریب نود سال سن آخرین سال حضورش در فستیوال را می‌گذراند باید توضیح دهم که ایشان به علت کهولت و از یاد بردن همه تاکیدات؛ که معمول این سن و سال است؛ ضوابط یادشده را فراموش کرد و اقدام پیشگیرانه من برای دست دادن با ایشان هم موثر واقع نشد. مسلما ایشان برای من حکم پدربزرگ کهنسالی را داشت که میزبان من هم بود.
 
هرچند از ادای این توضیحات شرم دارم اما شاید برای کسانی که نمی‌توانستند موقعیت ناگزیر من را درک کنند ناچار شدم وارد برخی جزییات شوم. با این حال از این پیشامد و اینکه احساسات کسانی را آزرده باشم بسیار متاسفم چه خود تربیت شده پدری هستم که همه از میزان علاقه او به دین و ملیت ایرانی آگاهند».
 
 
این در حالی است که در روزهای اخیر، جمعی از زنان که خود را خواهران دانشجو‌ حزب الله نامیده‌اند، از لیلا حاتمی شکایت رسمی کردند که در بخشی از این شکواییه ـ که ۳۱ اردیبهشت ماه با شماره‌ پرونده ۹۳۰۹۹۸۲۶۸۷۴۰۰۰۳۳ ثبت شده ـ خواستار اعمال مواد ۶۳۸ و ۶۳۹ قانون مجازات اسلامی شده‌اند. با این اوصاف اگر قرار باشد لیلا حاتمی بنا بر این دو ماده قانونی محکوم شود، می‌تواند به حداقل ده روز حبسِ قابل تبدیل به جزای نقدی و حداکثر ده سال و دو ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق و همچنین ممنوع الفعالیتی برای چند سال به عنوان مجازات تکمیلی محکوم شود؛ اتفاقی که رخ نداده، با انعکاس جهانی همراه شد و اتفاقاً رسانه‌های جهانی‌ روی شلاق زدن به عنوان بدیع‌ترین بخش محکومیت دست گذاشته‌اند.
 
ماجرای لیلا حاتمی و اتفاقی نادر مشابه را که به سرعت به فراموشی سپرده می‌شود را می‌توان با تذکر و برخوردهای اینچنین برطرف ساخت و نباید هزینه هنگفت و بلندمدتی برای چنین اتفاقاتی به کشور تحمیل کرد. باید بپذیریم حضور در برنامه‌های جهانی ـ به واسطه ناآشنایی و یا عادت مسئولان کشورهای غربی و شرقیِ غیرمسلمان با آداب اسلامی ـ ممکن است با موارد نادری همچون اتفاقی که برای لیلا حاتمی رخ داد همراه شود و این مسأله نه تنها برای او بلکه برای مسئولان دیگر حوزه‌ها نیز قابل وقوع است، به ویژه آنکه پروتکل مشخصی در اجلاسی در زمینه تشریفات مطرح نباشد و یا طرفین غربی از آن اطلاعی نداشته باشد. بر همین اساس شاید گذر از ماجرا لیلا حاتمی به نفع همه باشد.
 
در عین حال اگر همچنان عده‌ای پیگیر آن شکایت و روند مجازات هستند، ضروری است یادآور شد که پیش از هر نوع واکنشی هزینه‌هایش را بسنجند. «لیلا حاتمی» و چهره‌هایی چون او در سطح بین‌الملل، نمایندگان سینمای ایران شناخته می‌شوند و به طور خاص حاتمی، جزو ده چهره مطرح سینمای ایران در سطح بین‌الملل قابل طبقه‌بندی است و بنابراین هر نوع مواجهه از این جنس با او، بازتاب جهانی سنگینی خواهد داشت که هزینه‌هایش برای کشور و به خصوص فرهنگ ایران، بسیار بیش از اتفاقی است که در کن رخ داد.
 
نباید فراموش کنیم در دنیایی هستیم که یک دستگیری عوامل یک کلیپ می‌تواند چنان به سرعت انعکاس جهانی بیابد که سه روز، بخش اعظم رسانه‌های جهان به آن بپردازند و بد‌ترین تعابیر ممکن را از آن انجام دهند و لجبازی گروهی را در کشورمان خودمان در پی داشته باشد و با این اوصاف مشخص است که برخورد با حاتمی چه تبعاتی در پی دارد و بنابراین ضمن احترام به دغدغه‌ها، باید پیش از هر واکنشی، آثار بلندمدتش نه برای یک بازیگر، نه برای فرهنگ کشور، بلکه برای کلیت کشور در نظر گرفته شود؛ کما اینکه همین ماجرای لیلا حاتمی در کن و واکنش‌ها داخلی و همچنین نامه عذرخواهی روز گذشته‌اش انعکاس وسیع در رسانه‌های بین‌المللی داشت و بهتر است این پوزش را پذیرا بود و به این غائله پایان داد.

حسن روحانی بـا هواپیمای مرکل سفر کـرد

حسن روحانی بـا هواپیمای مرکل سفر کـرد

به گزارش 55 آنلاین :

 

آبان‌ماه ۱۳۹۰ هواپیمایی ماهان یک فروند ایرباس آ۳۱۰ را که متعلق به ناوگان تشریفاتی دولت آلمان بود خریداری کرد.خرید این هواپیما باعث شد تا رسانه‌های غربی جنجالی را برای فروش آن به یک شرکت ایرانی به راه بیاندازند. این ایرباس آ۳۱۰ با علامت ثبتی ۱۰+۲۲ ساخته شده و در اختیار نیروی هوایی دولت فدرال آلمان برای جابجایی سران این کشور بوده است.داخل این ایرباس به صورت VIP طراحی شده و مجهز به اتاق خواب و میز کار است.

تصویر هواپیما در ایران

تصویر داخل هواپیما ایرباس آ۳۱۰

تصویر آنگلا مرکل در کنار ایرباس آ۳۱۰ تشریفاتی که به ماهان ایر فروخته شد
 

اما این هواپیما پس از ورود به مهرآباد و رنگ‌آمیزی راهی فرودگاه حضرت امام خمینی (ره) شد و در هنگر هواپیمایی ماهان قرار گرفت و علامت ثبتی آن به EP-VIP تغییر کرده و پس از مدتی این علامت ثبتی نیز به EP-MMX تغییر یافت.

هواپیمای ایرباس آ۳۱۰ مذکور در آشیانه هواپیمایی ماهان ایر در فرودگاه امام خمینی (ره)

این هواپیما پس از چک‌های انجام شده برای سلامت فنی و تغییر رنگ و علامت ثبتی این روزها مامور انجام جابجایی سران کشورمان شده است.استفاده از این هواپیما برای پروازهای تشریفاتی با توجه به حساسیت کشورمان غیر عادی تلقی شده چراکه در کشورهای بزرگ دنیا همانند ایران ، رییس جمهور از هواپیمای کهنه و تشریفاتی دیگر کشورها استفاده نمی‌کند.

هواپیمای ایرباس آ۳۱۰ تشریفاتی ماهان ، در فرودگاه پودونگ شانگهای

این امر زمانی پر رنگ‌تر می‌شود که جاسوسی کشوری مانند ایالات متحده از سران کشورهای اروپایی به ویژه آلمان فاش شده است.سوال اینجاست که آیا هواپیمای مذکور از نظر عدم وجود سامانه‌های جاسوسی بررسی شده است؟ چراکه امکان رد و بدل شدن صحبت‌های مهم در خصوص کشور در این هواپیما توسط سران کشورمان وجود دارد که فاش شدن آن به صلاح کشور نیست.

ایرباس آ۳۱۰ تشریفاتی ماهان ، حامل وزیر امور خارجه در اتریش

ناگفته نماند که ناوگان هواپیماهای تشریفاتی دولت وابسته به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران چندین هواپیمای مخصوص جابجایی سران ارشد کشور را در اختیار دارد که از هر نظر مناسب پروازهای اختصاصی مسولین هستند

پیشنهاد بلک واتر به تروریست های سوریه چه بود؟


به گزارش سخن: شرکت امنیتی خصوصی "بلاک واتر" شرکتی است که با دولت آمریکا طرف قرارداد است، و تامین امنیت در مناطق جنگی و نا آرام را برعهده می گیرند.

براساس اطلاعات به دست آمده شرکت "بلاک واتر" به منظور همکاری با ارتش آمریکا در مناطق درگیری و نا آرام قراردادهایی را با وزارت خارجه امریکا منعقد کرده است، که یکی از این قراردادها به ارزش 100 میلیون دلار استکه وزارت خارجه امریکا برای فعالیت این شرکت در خاک افغانستان منعقد کرده است.

شرکت آمریکایی "بلاک واتر" بعد از رسوایی در عراق و افشای جنایاتش ضد ملت عراق نام خود را در افغانستان و عراق تغییر داد تا تاریخچه سیاه این شرکت در عراق پاک شود.

نقش بلک واتر در بحران سوریه

یکی از اصلی ترین اسپانسرهای گروه های تنرو تکفیری در سوریه شرکت بلک واتر است که بررسی ها نشان می دهد دست مزد خود را از امارات، عربستان و آمریکا برای آموزش و اعزام تکفیری ها دریافت کرده است.

ترکیه نیز با قرار دادن زمین برای احداث باشگاه های آموزشی به بلک واتر در این عرصه وارد شده است. گرچه هیچگاه رسما مسئولیت این اقدام را بر عهده نگرفته است.

بلک واتر
اریک پرنس مدیر و مالک سابق بلک‌واتر
هم‌اکنون در امارات مشغول ایجاد ارتشی خصوصی برای حکام این کشور است

عدم پذیرش مسئولیت حضور بلک واتر در مرز ترکیه در حالی است که تعدادی از روزنامه های این کشور مثل آیدین لیک بارها در تشریح فعالیت های بلک واتر برای اعزام نیرو به سوریه مطالبی را منتشر کردند.

استان هاتای پایگاه اصلی بلک واتر در ترکیه است که در آنجا اردوگاه های ویژه ای را برای آموزش نظامی به تکفیری ها به پا کرده اند.

بلاک واتر پیشنهاد داده بود به گروهک ارتش آزاد سوریه سلاح بدهد



روزنامه وال استریت ژورنال چا‌پ آمریکا نوشت یک مسئول سابق در پنتاگون پیشنهاد کرده است به نیروهای مخالف سوری مسلح هفتاد هزار قبضه تفنگ تهاجمی ساخت روس و 21 میلیون انواع گلوله به ارتش آزاد سوریه داده شود و منبع این اسلحه و مهمات نیز بازارهای آزاد شرق اروپاست و بهای آن را نیز یک شاهزاده سعودی بپردازد.

نکته قابل تأمل در گزارش وال استریت ژورنال این است که ترتیب‌دهندگان این معامله یک مسئول سابق بلند پایه در پنتاگون یعنی جوزف اشمیتز و اریک برینز بنیانگذار شرکت امنیتی جهانی بلاک واتر است.
این معامله ناقص ماند زیرا شعبه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در اردن به این شخصیت سعودی توصیه کرده است از اجرای آن منصرف شود.

این روزنامه نوشت اشمیتز به سلیم ادریس افسر جدا شده سوری در ماه مارس گذشته تلفنی اطلاع داده بود که « یک انبار بزرگ از تفنگهای تهاجمی در اوکراین و چند تن مهمات در یک کشور دیگر در شرق اروپا در اختیار وی خواهد بود.»

قوانین کنونی آمریکا به هر کس که بخواهد از پنتاگون برای تجارت سلاح و صادرات آن موافقت رسمی دریافت کند اجازه چنین کاری را می دهد و شرکت اشمتیز نیز دو مجوز تجارت و صدور اسلحه را دریافت کرده است.

ژورنال به نقل از اشمیتز نوشت تابستان گذشته به مخالفان سوری اعلام کرد احتمالا اریک برینز بنیانگذار شرکت بلاک واتر و از مأموران سابق سیا برای کمک تمایل دارد.
این روزنامه نوشت برینز برای کمک در سوریه تمایل داشت به شرط آنکه در این طرح نیز برنامه‌های آموزش نیروهای مخالف و نظارت بر آنها در میدان تضمین شود و نیروهای پیاده نظام نیز به صورت رسمی یا از طریق افراد حرفه‌ای در سوریه حضور یابند.

شرکت تروریستی آمریکایی بلک واتر در عربستان نیز شعبه زده است

وی در ادامه نسبت به اینکه مناقشه اصلی خاورمیانه یعنی مناقشه اعراب و اسرائیل به درگیری میان سنی و شیعه در منطقه تبدیل شود هشدار داد و این مسئله را فتنه دیگری علیه جهان اسلام دانست.



شرکت تروریستی امریکایی «بلک واتر» که در زمینه جذب مزدور، آموزش و اجاره آنها فعالیت می کند به تازگی در عربستان سعودی یک اردوگاه جدید افتتاح کرده است.

بلک واتر
شماری از تروریست هایی که در سوریه به فعالیت های تروریستی اقدام می کنند در اردوگاه های بلک واتر آموزش دیده اند. هفته نامه فلسطینی خبری المنار با اعلام این خبر افزود بلک واتر در اردوگاه جدید خود در عربستان سعودی ، افرادی را که مقامات سعودی از کشورهای آفریقایی و منطقه جذب می کنند و به عربستان می آورند آموزش خواهند داد.

برخی منابع فاش کردند افسرانی که بر آموزش مزدوران نظارت دارند افسران سابق اسرائیلی و نیروهای امنیتی فرانسوی و امریکایی هستند .

مقر اصلی شرکت بلک واتر در شهرک نظامی زاید در بیست کیلومتری ابوظبی پایتخت امارات قرار دارد.

مزدوران بِلَک ‌واتر سابق، در اوکراین مستقر شدند

مزدوران بِلَک ‌واتر، شرکت خصوصی بد نام آمریکایی، برای پشتیبانی از عملیات نظامی کی‌یف در شرق اوکراین، در این کشور مستقر شده‌اند.
بلک واتر
روزنامه‌ آلمانی «بیلد ام زونتاگ» و هفته‌ نامه‌ «اشپیگل» گزارش دادند، حدود چهارصد تن از نیروهای اجیرشده‌ شرکت امنیتی «آکادمی»، بلک‌واتر سابق، اکنون در نزدیکی شهر لوهانسک در شرق اوکراین مستقر هستند. گزارش ‌های منتشر شده همچنین از دخالت نیروهای بلک‌واتر در عملیات ارتش کی‌یف ضد فعالان حامی روسیه خبر می‌دهند.

این پایگاه تصریح کرد: نشریه ‌های یاد شده، آژانس اطلاعاتی فدرال آلمان «بی.ان.دی» (BND) را به عنوان منبع در گزارش ‌های خود قید کرده‌اند. بر اساس ارزیابی ‌های بی.ان.دی، سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا نیز از پیش، از دخالت مخفی مزدورانش در بحران جاری در اوکراین آگاهی داشته‌اند.

روسیه به تازگی آمریکا را به همدستی در عملیات نظامی اوکراین در شرق این کشور متهم کرده است. در ماه مارس 2014 نیز تصاویری در شبکه‌یوتیوب بارگذاری شد که در آن افراد مسلح با لباس نظامی ارتش آمریکا و پوشش ضد گلوله در خیابان ‌های شهر دونتسک در حال دویدن هستند.

مشرق

پدافند هوایی ارتش سوریه


پدافند هوایی ارتش سوریه اخیرا از بالگردهای میل 25 که به تانک پرنده یا ارابه شیطان معروف است در نبرد با تروریست‌های تکفیری استفاده کرده است.
به گزارش عرش نیوز،ارتش سوریه به تازگی در نبرد با تروریست‌های تکفیری وابسته به القاعده در مناطق مختلف استفاده از بالگردهای میل 25 را در دستور کار خود قرار داده است.

بالگردهای میل 25 که یک هلیکوپتر زرهی است به تانک پرنده یا ارابه شیطان معروف است و برای بالابردن سرعت عملیات مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این بالگردها در واقع همان میل 24 بوده که دارای قابلیت‌های کمتری نسبت به میل 24 است ولی ویژگی‌های اساسی میل 24 را داراست. از ویژگی‌های خاص این بالگردها می‌توان به تمام زرهی بودن و مقاوم بودن در برابر موشک‌های دوش‌ پرتاب و ضدهوایی اشاره کرد.

این بالگرد دارای 5 ملخ اصلی و 3 پروانه دم می باشد. ملخ پنج تیغه‌ی بالگرد در بالای بخش میانی بدنه نصب شده است که کوتاه و افقی می‌باشد. بالچه‌های حمل مهمات در قسمت میانی دو طرف بدنه نصب شده‌اند. کابین خلبان و تیغه های ملخ هلیکوپتر از آلیاژ تیتانیوم ساخته شده‌اند و در برابر اصابت گلوله‌های 20 میلی متری کاملا مقاوم هستند.

بالگردهای میل 25 به توپ، راکت و بمب‌های مختلف مجهز بوده و همچنین دارای سیستم ضدموشک فلر (flare) یا آتش بازه هوایی می‌‌باشند که موشک‌های ضد بالگرد را منحرف می‌کند.

مهمات این هلیکوپتر در زیر بالچه‌ها نصب می‌شوند. هر بالچه شامل سه جایگاه حمل مهمات است که در مجموع شامل 6 جایگاه می‌شود. مهمات نیز ترکیبی از انواع مختلف است که بر اساس ماموریت و نوع ادوات زمینی دشمن انتخاب می‌شوند. برای مثال تا 8 فروند موشک ضد تانک AT-6، مسلسل پرقدرت 30 میلی متری با 750 تیر فشنگ و دو محل پرتاب راکتهای 57 میلی متری. همچنین در مواقعی که ماموریت ترابری برعهده ندارد، می‌تواند یک جایگاه اضافی حمل مهمات نیز تعبیه کند.

ثبت ماجرایی حیرت‌انگیز توسط عکاسان نشنال جئوگرافی


آفتاب: ماجرا از آنجا آغاز می‌شود که دسته‌ای از بابون‌ها (نوعی میمون) با صروصدای بسیار زیاد مشغول فرار از لابلای بوته‌ها و بالارفتن از درختان بوده اند.

به گزارش پایگاه خبری دیده‌بان محیط زیست و حیات وحش ایران پس از مدتی مشخص می‌شود که دلیل ترس بابون‌ها دو شیر ماده هستند که به قصد شکار به بابون‌ها حمله کرده‌اند. در این میان یکی از شیرها یک بابون ماده را که سعی در فرار داشت به دندان گرفته او خفه می‌کند.

در حالی که بابون ماده در آرواره‌های شیر جان می‌دهد یک بچه بابون کمتر از یک ماهه که مادر خود را در آغوش گرفته کم کم از بغل مادر به روی زمین می‌افتد.

بچه بابون کوچک بر اساس غریزه به سمت درخت حرکت و سعی می‌کند از درخت بالا برود و فرار کند اما توان جسمی و قدرت بالا رفتن از درخت را ندارد. این صحنه توجه شیر را بخود جلب می‌کند.

بچه بابون نمی‌تواند از درخت بالا برود و ماده شیر او را به دندان می‌گیرد. در این لحظه عکاس که تحمل دیدن خورده شدن بچه بابون توسط شیر را ندارد دوربین خود را خاموش می‌کند.

اما در کمال ناباوری پس از مدتی شیر بچه بابون را به زمین گذاشته و آنرا در میان دستان خود می‌گیرد.

بچه بابون کوچک سعی می‌کند سینه‌های شیر را گاز بزند.

و با او بازی می‌کند…

در این حین شیر نری از راه می‌رسد اما یکی از ماده‌ها بچه بابون را در حمایت خود داشته و ماده شیر دیگر با خشونت اجازه نزدیک شدن به شیر نر را نمی‌دهند.

جدال شیر نر و ماده‌ها به خشونت کشیده می‌شود و بابون پدر که در تمام این مدت بر روی درخت مجاور نظاره‌گر فرزندش بود از فرصت استفاده کرده، با شجاعت از درخت پایین می‌آید و بچه بابون را از میان شیرها به دندان گرفته و به بالای درخت منتقل می کند.

بابون پدر فرزندش به جایی امن در بالای درخت برده و او را در آغوش می‌گیرد.

تصاویر فوق‌العاده زیبا و کم‌نظیر هستند اما این رفتار خاص ماده شیرها در مراقبت از بچه بابون و اقدام بابون پدر در این ماجراست که این داستان را منحصر بفرد و حیرت‌انگیز می‌کند.













گزارشی از زندگی تن‌فروشان در یک ساختمان آجری در پایتخت


آفتاب: شیما سادات عطری در خبرآنلاین نوشت: حوالی میدان اعدام؛ در کوچه پس کوچه های تنگ خیام هیچ کس از جمع شدن تن فروشان و معتادان زن در یک ساختمان آجری خبر ندارد. زنانی که شب های خود را شاید در خوابگاه های انبار گندم و آزادی، محله ای در حول و حوش مولوی تهران، به صبح برسانند، اما صبح ها برای جان و جلا گرفتن سری به خانه آجری کوچه نخست می زنند. حمام می روند، آرایش می کنند، سیگار می کشند، گپ می زنند، معاینه می شوند و حتی پای کامپیوتر می نشینند.

بی هویت بودن این خانه ادعایی است که روانشناس و مسئول مرکز میخک دارد؛ ادعایی که اگرچه در میان پرس و جوی آدرس از این و آنِ محل، در میان زنان درست از کار در می آید؛ اما در اشاره دست پسر جوان به خانه کوچک بی نشان، محلی از اعراب ندارد: "دنبال چه می گردی؟ اینجاست."

این خانه قرار نیست محله جمشید، شهر نوی زمان های گذشته و ساکنان محله غم را جلوی چشم بیاورد؛ اما برای شاهدی از دهه 60 ؛ تصویر، تصویر ناشناخته و مبهمی است از زنانی که به نام تن فروش شناخته می شوند. مجبور است از در خانه به بیرون سرک بکشد تا آنجا را پیدا کنم. درست پشت در ورودی کاغذ بزرگی زده شده که کنترل HIV و شعار زندگی کردن با ایدز را فریاد می زند. تا چشم کار می کند پله های تاریک پایین رونده و بالا رونده ای است که دیوار های کنارش از هشدار های استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری، ایدز و بیماری های مقاربتی پوشیده شده است.

از پله های این خانه، زنان معمولی محل هم بالا می روند؛ به این بهانه که اینجا جای خاصی برای آدم های خاصی نیست و مردم محل باید وجود این خانه در این کوچه را تاب بیاورند. اما حکایت زیر زمین، حکایتی دیگر است؛ حمام، انباری، کمد، کامیپوتر، فضایی که با یک پلاستیک سرتاسری آویزان شده از سقف به زمین از باقی زیر زمین جدا شده و نام اتاق سیگار گرفته و صندلی های غرق دودی در آن جا خوش کرده است. میز وسط بیشتر شبیه سالن زیبایی است جایی که دور آن می نشینند و آرایش می کنند. در جواب سلامت، سلام های بلندی می شنوی و یک خوش آمدی. به همین سادگی وارد جمع زنانی می شوی که در خیابان آنها را به دیده تحقیر می نگری و از آنها دوری می کنی؛ زنان آسیب دیده از اعتیاد، از خانواده های گسسته، از زنان روسپی خیابان گرد و از معتادان به شیشه و الکل.

 میاییم، می گوییم و می خندیم

تعدادشان زیاد نیست. می توانی با انگشتان دست بشماری. اینها تنها معدودی از 600 عضو این خانه اند. دور نشسته اند از دو نفری که در نشئگی مصرف شیشه اند؛ با یک نان بربری به دست و یک لیوان خالی و از دنیای اطرافشان چیزی نمی فهمند نه حتی حضور غریبه ای که آنها را رصد می کند. دور میز بزرگ وسط اما در جواب کنجکاوی هایت جواب هایی می دهند: "شما بیاوریدش ما خودمان کمکش می کنیم."

این پاسخ شیرین در مقابل سئوالی است که از نحوه انتقال زنان آسیب دیده به این مرکز پرسیده می شود: "الان دیگه نمی شه یقه معتاد رو بگیری، بگویی ترک کن. باید خود معتاد تمایل داشته باشه که تو این مسیر بره. شما اگر صد بار هم ببریدش کمپ، دوباره می یاد بیرون و می زنه. مگه این که واقعا خسته شده باشد. من خسته بودم."

دندان های ریخته شده فک بالایش حتی پشت خروارها رژ لب هم پنهان نمی شود: "35 سالمه و سه تا بچه دارم. 16 سال مشروب خوردم و از 18 سالگی هم که وارد دانشگاه شدم مواد مصرف کردم. الان 3 سالی می شود که گذاشتم کنار؛ اینجا هم کاری نداریم، روزها میاییم، دور هم می شینیم و می گوییم و می خندیم."

می گوید جلسه دارد و برای رفتن آماده می شود؛ در جواب کنجکاوی من می گوید: "دیگر کجایش به تو ربطی ندارد."

دختر جوان سرخ پوشی را همراهش راه می اندازد. به نظر معتاد هم نمی آید:"از شهرستان برای خریدن جنس به تهران، کیش و قشم می روم؛ شوهر و یک بچه 5 ساله هم دارم. اینجا هم همراه عمه ام آمده ام. کار خاصی ندارم." روانشناس مرکز اما از رابطه جنسی او با مردان زیادی به واسطه عمه اش می گوید و این که خانواده اش از این ارتباط ها بی اطلاع هستند.

 یک مقدار هروئین کشیدم؛ از 19 سالگی تا 40 سالگی

مسئول سابق خوابگاه آزادی هم زنی 52 ساله است که سفیدی موها و افتادگی صورت و دندان هایش خیلی بیشتر روی سنش گذاشته است: "اعتیادم چیز زیاد مهمی نبود. از 8 سالگی مشروب می خوردم و یک مقدار هم هروئین کشیدم؛ از 19 سالگی شروع کردم تا 40 سالگی. هروئین رو در کمپ ترک کردم؛ 2 سال و 6 ماه و 5 روز تو ترک بودم که لغزش کردم به سمت شیشه و برای اولین بار شیشه زدم. بعد از آن، هم می خوردم و هم می کشیدم. مصرفم را روزی یک گرم کرده بودم. دیگر می خواستم بمیرم؛ آخرسر هم خودکشی کردم. یک روز 2 گرم شیشه را خوردم و 3 گرم هم کشیدم؛ اما نمردم. الان 2 -3 سال است که پاک شده ام."

 اینجا را تمیز کن،‌ بخواب

او کسی است که شیرین را به این مرکز آورده است: "در خوابگاه آزادی ما امکانات زیادی نداشتیم. من بچه ها را به اینجا آوردم چون از نظر تست سرطان، هپاتیت و HIV خدمات به ما می دهند. در خوابگاه آزادی کمی هم از نظر هزینه تحت فشار بودیم و نمی توانستیم آذوقه خودمان را تامین کنیم؛ برای خوابیدن باید آنجا را نوبتی نظافت می کردیم و اگر هم این نبود باید شبی هزار یا دو هزار تومان برای ماندن پول می دادیم. حتی از نظر پوشاک و لوازم بهداشتی مثلا شامپو هم در مضیقه بودیم و در همان زمان هم بچه ها از خانه میخک لوازم مورد نیازشان مثلا شامپو را تامین می کردند. کمپ ها هم رایگان نیستند؛ علاوه بر این که همه جور آدمی را آنجا می آورند، از آگاهی می آورند، مظنون به قتل، متهم می آورند و... در خوابگاه آزادی آن زمان حدود 30 نفر می خوابیدند. مردها اما خوابگاه خودشان را دارند؛ یه جایی توی جاده کرجه"
 
خیلی زیاد نمی کشیدم؛ حواسم بود

سارا دختر لیسانس کامپیوتر یکی دیگر از افرادی است با ظاهر امروزی و مرتبش پشت لپ تاپ نشسته و خودش را در حال کار نشان می دهد: "شیشه می کشیدم. الان هم 3 ماه است که پاک شده ام. این دومین بار است که ترک می کنم. اول های دوران کارشناسی ام بود که دوستم شیشه رو بهم تعارف کرد. گفت سر حال می یای. اون موقع هم کار می کردم هم درس می خوندم؛ خسته بودم. کشیدم؛ خوشم اومد. الان قیمت ندارم اما اون زمانی که من می خریدم، خوبش گرمی 30 تومان بود؛ آشغالش هم گرمی 20 تومان بود."

تمایل زیادی به حرف زدن دارد و این ویژگی او را در میان زنان کلافه میخک متمایز می کند. 27ساله است و برخلاف بقیه هنوز سرحال است: "خیلی زیاد نمی کشیدم؛ حواسم بود. ولی خوب بابام فهمید و 206 ام رو از من گرفت؛ البته اون خودش هم معتاد بود. می گفت تو باید دندون هایت بریزد تا آدم شوی. راست هم می گفت؛ وضعمان خوب بود و من همیشه جنس خوب کشیدم و تپل هم می خوردم. هیچ وقت دنبال مواد نمی رفتم؛ مواد رو برایم دم خونه آوردن و کشیدم. ولی باز با این حال دو بار فرار کردم. جنس داشتم اما از اونجایی که اعتیاد داشتم؛ همیشه نگران بودم که این جنس آیا فردا هم هست یا نه؟ یک بار هم رفتم کمپ برای ترک؛ ولی دوباره دچار لغزش شدم. "

 گشت سیار در سوراخ سنبه‌های شهر

جمع شدن زنان آسیب دیده برای یک گپ دوستانه با هم سلکان، گرفتن وسایل پیشگیری از بارداری رایگان و درمان بیماریهای مقاربتی کار گشت سیار است. همه کارکنان این خانه، زن هستند؛ حتی گشت سیاری که با پای پیاده خیابان ها و پارک های اطراف را به دنبال زنان آسیب دیده می گردد. مبصر این مرکز همین مامور گشت است؛ گشتی که بدون ماشین در سوراخ سنبه های این شهر بزرگ و در حوالی میدان شوش و مولوی دنبال زنانی چون خودش می گردد و آب مقطر و سرنگ بین تزریقی ها پخش می کند. پدهای الکلی و آب های مقطری که به گفته روانشناس این مرکز صرف تمیز کردن زخم های بدنشان می شود.

او می گوید: "گشت سیار هم یکی از همین بچه هاست. 10 ساله که پاک است. از زمانی که باردار شد دیگر مواد نزد. یکی از وظایف ما این است که برای اینها کار درست کنیم، اما خوب این کار بسیار سختی است. چه کسی حاضر می شود به اینها کار بدهد. دو نفر از پرسنل ما از همین آدم ها هستند، بعد از پاک شدنشان ما آنها را به کار گرفتیم و به عنوان پرسنل خودمان به آنها حقوق می دهیم. حتی در پروتکل ما وجود یک نفر مبتلا به HIV مثبت هم دیده شده است. اما واقعیت این است که با این کار ما هم مدام در معرض خطر قرار می گیریم. محیط کاری ما به اندازه کافی پرخطر هست؛ با این وضعیت ما دچار مشکل خواهیم شد."

 اینجا از متادون خبری نیست

گلدان های اینجا هم به جای گل های مصنوعی با کاندوم های رنگی تزئین شده اند. چیزی که مرکز میخک را به عنوان مرکز حمایت از زنان آسیب دیده اجتماع از خانه مشابهش خانه خورشید جدا می کند نه تنها متادونی است که در آنجا هست و در اینجا اثری از آن دیده نمی شود؛ بلکه وجود زنانی است که در اینجا از طبقه مرفه تری هستند. مسئول مرکز از عضویت زنان با سواد در این مرکز می گوید و از اعتیاد زن جوانی که کارشناس ارشد یکی از دانشگاه های صنعتی معتبر است. مثال می آورد: "خیلی از اینها درآمدهای خوبی هم دارند. کسی را داریم که سن کمی دارد و مهندس هم هست. او به واسطه زنی در ساختمان های نیمه ساخته لواسان کار می کند و گاهی 500 هزار تومان در روز از برقراری ارتباط جنسی با کارگران افغانی درآمد دارد."

این کارشناس ارشد روانشناسی که خودش نیز دختر کم سن و سالی است؛ جذب زنان پاک شده و متمایل به ترک در این مرکز را تمایز دیگر این مرکز می داند: "بیشتر کسانی که به این مرکز می آیند تن فروش هستند؛ و بیشترین دغدغه ما ارائه خدمات پیشگیری از باداری، ابتلا به HIV و بیماریهای مقاربتی است. ما تلاش می کنیم که آنها را متقاعد کنیم تا کاندوم را از ما بگیرند و استفاده کنند. اما این که چقدر این خدمات موثر است و نتیجه دارد نمی دانیم. البته در این مدت که من اینجا هستم تنها 6 مورد ابتلا به HIV داشته ایم و آنها را هم ارجاع دادیم."

همه چیز باز هم به پایه های معروف خانواده برمی گردد. پایه های زندگی این زنان اما از پای بست ویران است. دختران فروخته شده دیروز و زنان بی سرپناه امروز نه تنها جایی برای زندگی ندارند که حتی جای فامیل پدر نیز در شناسنامه شان خالی است. روانشناس مرکز می گوید: "این ها معمولا خانواده های آشفته ای دارند. چه پدر و مادر و چه همسرشان. زنان احساساتی و وابسته تر هستند، زمانی که همسرشان مصرف کننده مواد می شود به علت وابستگی زیادی که دارند؛ و در برخی موارد حتی می خواهند عشقشان را به او ثابت کنند، معتاد می شوند و پاک شدن آنها خیلی به ندرت اتفاق می افتد."

 آنها به فکر بچه دار شدن و فروختن بچه هستند

در لابه لای دفاتر این مرکز که با حمایت انجمن سلامت خانواده ایران (انجمن تنظیم خانواده سابق) و اتحادیه اروپا اداره می شود؛ عضویت بالغ بر هزار زن مستند است. هزار زنی که تنها 600 نفر از آنها به تعبیر مسئول مرکز مددجوی فعال (زنان آسیب دیده) محسوب می شوند. مددجویانی که روزانه به طور میانگین 20 نفری از آنها به این مرکز سر می زنند.

به گفته مسئول مرکز خانه میخک هر روز هفته از صبح تا ساعت 3 بعد از ظهر تمام تلاشش را برای ارائه خدمات پزشکی، مامایی، روانشناسی و جنسی می کند. " تمام سعی ما این است که به آنها استفاده از کاندوم در رابطه های جنسی را آموزش دهیم و از باردار شدن آنها جلوگیری کنیم. البته آنها چندان برای باردار نشدن و استفاده از وسایل پیشگیری رغبتی نشان نمی دهند چون بیشتر آنها به فکر بچه دار شدن و فروختن بچه هستند."

او می گوید: "دختری 23 ساله معتاد به شیشه به اجبار خواهرش به این مرکز آمده بود، HIV مثبت هم بود؛ اما خودش معتقد بود که سالم است و در عین واحد با چندین مرد خانواده دار رابطه جنسی داشت. اینقدر میزان رابطه این دختر بالا بود که در طول مشاوره فقط تمام تلاشم این بود که سبد کاندوم را در کیفش خالی کنم. اما او به هیچ عنوان قبول نمی کرد که باید در رابطه های جنسی اش از کاندوم استفاده کند؛ در میان مشاوره هم فرار کرد."

امتناع از استفاده از وسایل پیشگیری در حالی است که مامای شاغل در خانه میخک از ابتلای اکثر آنها به بیماریهای مقاربتی و دستگاه تناسلی می گوید: "اکثر آنها برای درمان زگیل تناسلی تحت درمان هستند. ما به آنها نسخه دارویی می دهیم و چون با داروخانه ی نزدیک به اینجا هم قرار داد داریم می توانند به طور رایگان داروها را دریافت کنند. به آنها کاندوم های مردانه و زنانه نیز تحویل می دهیم. خیلی از طرف های رابطه این افراد تمایلی به استفاده از کاندوم ندارند و ما به این دلیل نحوه گذاشتن کاندوم زنانه را به زنان آموزش می دهیم؛ البته آنها از این داروها و کاندوم ها استفاده نمی کنند؛ در اولین فرصت آنها را می فروشند و خرج مواد می کنند." 

میخک؛ یکی از دو پروژه انجمن سلامت خانواده ایران است؛ جایی که زنان گذشته از مرز نابودی درمان می شوند؛ اما در مرکز کاج، آسیب دیده ها جوان های زیر 25 سال هستند. جوان هایی که قبل از رسیدن به سی سالگی حتی دندانی هم برای از دست دادن ندارند.

پژو 301 در راه بازار ایران


آفتاب: صبحانه: این خودرو به هیچ عنوان از مولفه های یک خودروی لوکس بهره نمی‌برد و در دسته خودروهای ارزان قیمت قرار می‌گیرد. این خودرو در رده خودروی تندر 90 بوده که صد البته ظاهر بهتری نسبت به آن دارد. به گزارش ارانیکو، این خودرو محصول مشترک شرکت چینی دانگ فنگ و پژو فرانسه می‌باشد که این مسئله کمی مشتریان آن را دل‌چرکین نموده است. در ادامه می‌توانید تصاویری از این خودروی فرانسوی چینی را مشاهده کنید.







حیوانات خانگی عجیب اعراب!


آفتاب: افق: هر روز صبح یک کوسه برای خوردن جلویش بندازی و در ماشین های لوکس او را به گردش ببری.

این زندگی بخشی از اعراب ثروتمند در شهر دبی کشور  امارات همسایه ایران می باشد.